) . برای این منظور عمرفاروق (رض) اردوگاه نظامی بزرگی ترتیب داد که در زمان خود حرف اول را می‌زد و هیچ یک از قدرتهای نظامی معاصر آن زمان توان مقابله با آن‌را نداشتند.

5ـ افزایش حقوق: 
همچنین خلیفه متعهد شد که در صورت ادامه‌ی جهاد و تلاش در راستای انجام امورات و تنظیم پرداخت مالیات دولتی، حقوق مالی همه‌ی کارمندان و حقوق بگیران را بیش از پیش، از درآمد خراج و مال غنیمت بپردازد و آیین نامه‌ا‌ی مالی جهت کنترل اموال بیت المال و مخارج و مصارف آن تنظیم نمود.
6ـ کنترل خلیفه‌ و همکاری با وی: 
عمر(رض) در مقابل از رعیت خویش خواست که با امر به معروف و نهی از منکر، رفتار خلیفه را کنترل نمایند و با حرف شنوی از وی با او همکاری کنند، زیرا این کار باعث شیوع رقابت اسلامی در جامعه‌ می‌شود.
7ـ شرایط همکاری با خلیفه‌: 
و خاطر نشان ساخت که همکاری با خلیفه بوسیله‌ی رعایت تقوا و محاسبه‌ی نفس و احساس وظیفه‌ی شرعی امکان پذیر خواهد بود(10) .
8ـ تشبیه‌ عرب به‌ شتر افسار شده‌: 
شیخ عبدالوهاب نجار می‌گوید: عمر(رض) عربها را به شتر افسار شده تشبیه کرد. زیرا شتر افسار شده، تابع بی چون و چرای کسی است که افسارش را گرفته است. و امت اسلامی نیز در پایبندی به بیعت و تعهد خویش به شتری افسار شده می‌ماند. بنابراین فرمانده و امیر این امت متعهد، باید مواظب باشد که آن‌ها را به صراط مستقیم هدایت نماید و از مهالک نجات دهد. چنان که عمربن خطاب سوگند خورد که آن‌ها را به راه راست می‌برد و حقا که سوگند خود را عملی ساخت.(11) 
9ـ سنت الهی در خصوص خشنی، تندخویی و مهرورزی: 
خداوند بندگانش را چنین سرشته‌ که همیشه از جمع شدن پیرامون انسان‌های خشن و تندخو و گوش دادن به حرفها و نصیحتهایشان گریزان بوده و هستند. حتی اگر آن فرد، انسان دلسوز و خیرخواهی باشد(12) . چنان که قرآن خطاب به رسول خدا(ص) می‌فرماید: 
(وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ) آل عمران: ١٥٩ 
«و اگر تو مردی خشن و سخت دل باشی، آن‌ها از اطرافت پراکنده خواهند شد».
بنابراین عمرفاروق (رض) بعد از نشستن بر کرسی خلافت دست به دعا شد و گفت: بار الها! من انسان تندخو و خشنی هستم مرا مهربان بگردان. خداوند نیز دعای او را پذیرفت و عمر(رض) بعد از به‌ عهده‌ گیری خلافت به مردی نرم‌خو و مهربان تبدیل شد. عمری که در دوران رسول خدا و ابوبکر جزو انسان‌های سخت گیر و تندخو بود، بعد از رسیدن به‌ مقام خلافت یکباره به انسانی رقیق القلب و مهربان مبدل شد و این اتفاقی است که تاریخ اسلام آن‌را فقط برای عمربن خطاب نقل کرده است.(13) 
10ـ خلیفه‌ و مسأله‌ی بیعت: 
گفتنی است که خلفای راشدین بر اساس بیعت عمومی که از مردم مدینه و گاهی بادیه نشینان حومه‌ی مدینه گرفته می‌شد، انتخاب می‌شدند و شهرهای دیگر تابع مدینه‌ی منوره بودند، چرا که در آن روزگاران رأی گیری از همه‌ی شهروندان شهرهای اسلامی کار ساده‌ای نبود. و معمولا مسلمانان به تصمیمی که در پایتخت اسلام (مدینه) تصویب می‌شد، راضی می‌شدند. و به صورت علنی یا ضمنی آن‌را تأیید می‌کردند(14) .
11ـ زنان و مسأله‌ی بیعت: 
در هیچ یک از موارد تاریخی ذکری از بیعت زنان در دوران خلفای راشدین به میان نیامده است و کتابهای قدیمی سیاست شرعی نیز به این مسأله نپرداخته‌اند. ظاهرا این طور به نظر می‌رسد که فقط، بر مبنای بیعت مردان خلیفه تعیین می‌شده و زنان جهت مشارکت در این امر فراخوانده نشده‌اند و خودشان نیز چنین درخواستی نکرده‌اند و همانند امری طبیعی از لابه‌لای آن می‌گذشتند، تا جایی که‌ قانونمداران حقوق اسلامی کم و بیش بدان اشاره‌ ننموده‌اند. البته این واقعیت تاریخی نمی‌تواند به عنوان دلیلی شرعی جهت عدم مشارکت زنان در امر انتخابات باشد و در قرآن و سنت نبوی نیز دلیلی بر منع زنان از مشارکت در این امور دیده نمی‌شود.(15)  (والله اعلم).
12- پس دهی اسیران عرب: 
نخستین عمل اجرایی عمر در دولت اسلامی عبارت بود از پس دهی اسیران مرتدین به‌ عشایرشان؛ با توجه‌ به‌ آن‌چه‌ بیان داشت: نمی‌خواهم اسیر و زندانی به‌ عنوان سنتی در میان عرب اجرا شود(16) . لازم به‌ ذکر است که‌ این عمل اجرایی عمر باعث شد که‌ عرب احساس نمایند همگی در برابر شریعت الهی مساوی هستند و هیچ قبیله‌ای بر دیگری برتری ندارد مگر اینکه‌ در راه خدمت رسانی به‌ اسلام و مسلمانان زحمات بیشتری را ارائه‌ داده‌ باشد، و در پی این اقدام، اقدام دیگری در راستای عفو کسانی صادر شد که‌ همراه اهل رده‌ علیه‌ اسلام قیام کرده‌ بودند و اکنون پشیمان شده‌ و به‌ درگاه خداوند توبه‌ کرده‌ بودند، اینان کسانی بودند که‌ بعد از آن عفو عمومی در راستای وفاداری به‌ دولت اسلام همانند مجاهدی نستوه‌ با دشمنان به‌ پیکار و نبرد پرداختند.
13- ریشه‌ دوانی منصب خلافت در قلب امت اسلامی و تبدیل آن به‌ رمز اتحاد و قوت مسلمانان: 
پژوهشگر از لابه‌لای بررسی زندگانی اصحاب به‌ این واقعیت پی‌خواهد برد که‌ اصحاب از قدرت و نیرویی والا برخوردار بودند و اعمال آنان ریشه‌ای اصلی در خود فرا گرفته‌ بود، با توجه‌ به‌ اینکه‌ در روز وفات پیامبر(ص) در عرض چند ساعتی کارهایی را به‌ انجام رساندند که‌ در نقشه‌های انگلیسی برای نابودی آن به‌ نیم قرن نیاز دارند، علی رغم اینکه‌ انگلیسیها از مرد پیر و فرسوده‌ برای خلافت آن عصر استفاده‌ می‌کنند، این چه‌ رفعتی است که‌ خلافت به‌ خود گرفته‌؟ و این چه‌ ریشه‌ای است که‌ آن‌را دوانیده‌ که‌ برای خنثی کردن آن به‌ نیم قرن کامل نیاز دارند(17) .
12ـ فرق میان خلیفه و پادشاه: 
روزی عمربن خطاب (رض) گفت: به‌ سوگند نمی‌توانم تفاوتهای میان خلیفه‌ و پادشاه را از هم تشخیص بدهم، و اگر من به‌ عنوان پادشاه محسوب بگردم، پس مسئولیت بسیار بزرگی برعهده‌ گرفته‌ام. در جواب گفتند: میان آن دو تفاوتهایی وجود دارد؛ از جمله‌ اینکه‌ خلیفه‌ تنها حق را از مردم می‌گیرد و آن‌را در جای واقعی خود قرار می‌دهد، و شما نیز به‌ همین صورت رفتار می‌نمایید. اما پادشاه به‌ ظلم حکم می‌راند، او بدون قانون مال یکی را می‌گیرد و به‌ دیگری می‌دهد(18) . و نقل است که عمربن خطاب از سلمان فارسی پرسید که من خلیفه ام یا پادشاه؟ سلمان گفت: اگر تو مال به دست آوردی و آن‌را به ناحق مصرف کردی پادشاه هستی و اگر نه خلیفه‌ای. عمر آن‌را مایه‌ پند و اندرز قرار داد(19) .
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مناقب أمير المؤمنين: ابن الجوزي ص170، 171 .
2) الطبقات (3/275).
3) كنز العمال رقم 44214 به‌ نقل از: الدولة الإسلامية د. حمدي شاهين ص120 .
4) الدولة الإسلامية في عصر الخلفاء الراشدين، د. حمدي شاهين ص120 .
5) الإدارة العسكرية في عهد الفاروق ص106 .
6) السياسة الشرعية. د. إسماعيل بدوي ص160 به‌ نقل از: الطبري.
7) الدولة الإسلامية في عصر الخلفاء الراشدين ص121 .
8) همان مصدر ص121، محض الصواب (1/385).
9) همان مصدر (121).