ست برنامه‌هاي آموزشي، اداري و جنگيش را با موفقيت كامل به اجرا درآورد. قبايل عرب،‌ در برابر حكومت اسلامي گردن نهادند و شبه‌جزيره، مركز گسترش اسلام و بلكه به‌سان چشمه‌اي شد كه اسلام از آن جوشيد تا به تمام قسمت‌هاي زمين برود و معلم و مربي انسان و انسانيت گردد.(12) 
4ـ جنگ‌هاي ارتداد، ميداني براي پرورش فرماندهان فتوحات اسلامي
در خلال جنگ‌هاي دوره‌ي ارتداد، توانمندي‌ها سنجيده شد و نقاط ضعف و قوت شناسايي گرديد و افراد و چهره‌هاي توانمند، براي به دست گرفتن قيادت و فرماندهي‌ فتوحات اسلامي رو شدند. منابع تاريخي، نشان مي‌دهد كه برخي از فرماندهان فتوحات اسلامي، از زمره‌ي صحابه(رض) نبوده‌اند و در جريان جنگ‌هاي ارتداد، پرورش يافته و طوري عمل كرده‌اند كه از ديگران متمايز شده و بعدها در رأس لشكرهاي اسلامي قرار گرفته‌ و ساير مسلمانان نيز به صداقت و راستي ايمان و كارآزمودگي جنگي و احساس مسؤوليت اين عده از فرماندهان گواهي داده‌اند.
مركز فرماندهي، در مدينه قرار داشت و فرماندهان لشكري در ميدان جهاد، در كمال تفاهم و دوستي، انجام مسؤوليت مي‌كردند. به‌رغم دوري ميادين نبرد از مركز فرماندهي، كاملاً روشن است كه نقش فرمانده‌ي كل و فرماندهان لشكرها در اداره‌ي امور جنگي، هم‌سنگ و شكوهمند بوده است.(13) 
5 ـ شناخت درست و اصولي از جريان ارتداد
بسياري از آيات قرآن و احاديث رسول اكرم(ص) به بيان اين موضوع پرداخته كه ارتداد و از دين برگشتن، دامن‌گير برخي از مسلمانان مي‌شود. آن‌چه در كتاب و سنت به عنوان تئوري ارتداد عده‌اي مطرح شد، در عصر رسول‌خدا(ص) به شكلي عمومي كه در عهد ابوبكر صديق(رض) روي داد، وجود عيني نيافت و مسلمانان، در دوران ابوبكر صديق(رض) به شكلي گسترده با جريان ارتداد برخي از قبايل عرب مواجه شدند و احكام مربوط به آن را از آموزه‌هاي روشن كتاب و سنت استنباط كردند. استنباط صحابه(رض) از كتاب و سنت درباره‌ي ارتداد، از آن‌جا معلوم مي‌شود كه آن‌ها، با يكديگر به بررسي نصوص وارد شده در مورد مرتدها پرداختند و در اندك‌زماني به اتفاق نظر رسيدند و از همين‌رو نيز رويكردي يك‌سان در قبال جريان ارتداد و مبارزه با آن داشتند. روي‌كرد صحابه(رض) در قبال جريان ارتداد و شرح عملي آنان از نصوص وارد شده در اين باره، باعث شده تا در كتاب‌هاي فقه اسلامي، باب‌هايي در اين موضوع باز شود و احكام ارتداد، به تفصيل مورد كنكاش و بررسي قرار گيرد و بلكه عمل صحابه(رض) در برخورد با ارتداد، منبع و پيشينه‌اي فقهي در باب صدور فتوا پيرامون قضيه‌ي ارتداد گردد.(14) 
6ـ «حيله‌گري‌هاي زشت، تنها دامن‌گير حيله‌گران مي‌شود»(15) 
هرگونه دسيسه و حيله‌گري بر ضد اسلام ـ چه فردي باشد و چه جمعي و يا حكومتي ـ كوشش بيهوده‌اي است كه نتيجه‌اي جز ناكامي و رسوايي دسيسه‌گران را در پي ندارد؛ چراكه خداي متعال، حافظ و نگهدار اسلام است و كساني را كه براي پاس‌داري از اين دين هميشه‌پاينده، تلاش و كوشش مي‌كنند، به رحمت و نصرتش مي‌نوازد و فرجام نيك را از آنِ پرهيزكاران قرار مي‌دهد و از ضعيفان و مستضعفان در برابر ظالمان و ستم‌پيشگان حمايت مي‌فرمايد؛ قطعا‌ً فرجام كساني كه بر ضد اسلام و مسلمانان نقشه مي‌كشند، ناكامي دنيا و آخرت است و به بُزي مي‌مانند كه به اميد شكستن سنگ، شاخ مي‌زند و عاقبت شاخ خودش مي‌شكند.(16) 
7 ـ استقرار تشكيلات اداري و برقراري ثبات و آرامش
ابوبكر صديق(رض) پس از فروخواباندن فتنه‌ي ارتداد، تشكيلات اداري خلافت اسلامي را بر اساس تقسيم‌بندي شبه‌جزيره به مناطق حكومتي زير قرار داد:
مكه: اميرش عتاب بن اسيد بود كه در زمان رسول‌خدا(ص) بدين سِمت گمارده شد و در دوره‌ي ابوبكر(رض) بر پُستش باقي ماند.
طائف: عثمان بن ابي‌العاص در زمان رسول‌خدا(ص) به امارت طائف منصوب شد و ابوبكر صديق(رض) او را بر اين منصب باقي گذاشت.
صنعاء: مهاجر ابي‌اميه، آن را فتح كرد و پس از پايان جنگ با مرتدين به عنوان والي آن‌جا منصوب شد.
حضرموت: فرماندارش، زياد بن لبيد بود.
زبيد و رفع: فرماندار اين مناطق، ابوموسي اشعري(رض) بود.
خولان: يعلي بن ابي‌اميه به امارت آن گماشته شد.
جند يمن: معاذ بن جبل(رض) والي آن بود.
نجران: امير آن، جرير بن عبدالله(رض) بود.
بحرين: علاء بن حضرمي(رض) والي آن بود.
جرش: عبدالله بن نور حاكم آن بود.
عمان: حذيفه بن محصن(رض) والي آن بود.
يمامه: كه سليط بن قيس به فرمانداري آن منصوب شد.(17) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاريخ طبري (3/260)؛ حركة الردة، ص114
2) يعني: «(اي پيامبر! بخشي) از اموال آنان (را به عنوان) زكات بگير…»
3) تفسير ابن‌‌كثير (2/386)
4) حركة الردة، ص124
5) الإصابة از ابن‌حجر، شماره‌ي2761
6) تاريخ طبري (4/104)
7) مرجع سابق (4/112)
8) دراسات في عهد النبوة و الخلافة الراشدة، ص323
9) مسأله‌ي ولاء و براء كه به معناي دوستي با مسلمانان و دوستان خدا و دشمني با دشمنان اسلام و دشمنان مسلمانان مي‌باشد، يكي از كليدي‌ترين باورهاي اسلامي است كه بايد در تمام پهنه‌هاي زندگي اجتماعي مسلمانان، هويدا باشد. كاربري اين آموزه‌ي مهم ديني، فتح باب عزت و شوكت مسلمانان است و بيش از هر چيزي در بازيابي هيبت و خلافت اسلامي مؤثر مي‌باشد.(مترجم)
10) دراسات في عهد النبوة و الخلافة الراشدة، ص324
11) مرجع سابق، ص325
12) مرجع سابق، ص326؛ براي بررسي بيش‌تر جايگاه شبه‌جزيره‌ي عرب در گسترش اسلام، نگاه كنيد به: الطريق إلي المدائن، نوشته‌ي احمد عادل كمال، ص182
13) دراسات في عهد النبوة و الخلافة الراشدة، ص328
14) مرجع سابق، ص329
15) بخشي از آيه‌ي 43 سوره‌ي فاطر.
16) نگاه كنيد به: حركة الردة از عتوم، ص334
17) الدول العربية الإسلامية از منصور حرابي، ص96و97<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:183.txt">اشاره</a><a class="folder" href="w:html:184.xml">مبحث اول: فتوحات ابوبكر صديق(رض) در عراق</a><a class="folder" href="w:html:209.xml">مبحث دوم: فتوحات ابوبكر صديق(رض) در شام</a><a class="folder" href="w:html:219.xml">مبحث سوم: تحليلي بر فتوحات دوران ابوبكر صديق(رض)</a><a class="folder" href="w:html:224.xml">مبحث چهارم: وفات ابوبكر صديق و چگونگي به خلافت رسيدن عمر فاروق</a></body></html>هدف اصلي و نهايي از پيدايش امت مسلمان، اين است كه خداي متعال در اين دنيا به يگانگي پرستيده شود و بندگي همه‌جانبه براي خالق هستي تحقق يابد:(وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ) (ذاريات:56)
يعني: «من، جن‌ها و انسان‌ها را نيافريده‌ام جز براي اين‌كه مرا پرستش كنند.»
از آن‌جا كه مقصود نهايي از خلقت انسان‌ها و جن‌ها، پرستش خداي يگانه مي‌باشد، اين وظيفه فراروي امت مسلمان قرار مي‌گيرد كه براي تحقق اين امر و پذيرش اين مسؤوليت و رساندن آن به تمام مردم از طريق دعوت الي‌ الله و آموزش و پرورش همگان بر اساس شريعت و منهج الهي بكوشند و موانعي را كه بر سر راه دعوت قرار دارد، از بين ببرند تا شريعت آكنده از رحمت و حكمت اله