زارش تحركات و اقدامات لشكرها، دقيق و زود به او مي‌رسيد و بدين‌‌سان مي‌توانست با دريافت اخبار جبهه‌هاي مختلف، دستورات لازم را صادر كند. ابوبكر صديق(رض) همواره از طريق پيك‌هاي نظامي، از اوضاع و احوال جبهه‌ها باخبر بود. برخي از افرادي كه به عنوان پيك نظامي، درميان لشكرها و مقر فرماندهي در آمد و شد بودند، عبارتند از: ابوخيثمه‌ي نجاري انصاري، سلمه بن سلامه، ابوبرزه‌ي اسلمي و سلمه بن وقش.(6) 
لشكريان ابوبكر صديق(رض) جنگاور بودند و به همين سبب نيز برخورد نظامي با مرتدان، يكي از مؤثرترين اقدامات حكومت اسلامي براي رويارويي با مرتدها بود. خبرگي فرمانده‌ي كل و سامان‌دهي درست و شايسته‌ي لشكرها از سوي وي، بر توانايي نظامي لشكريان افزود و لشكر ابوبكر صديق(رض) را قوي‌ترين نيروي نظامي شبه‌جزيره‌ي عرب كرد. جنگاوري و توان بالاي سربازان اسلام در ميدان نبرد و جهاد، پيامد حضورشان در جنگ‌ها و غزوه‌هاي زمان رسول‌خدا(ص) بود كه در مناطق مختلف شبه‌جزيره روي داد.(7)  خالد بن وليد(رض) كه توانايي و خبرگي جنگي بالايي داشت، در جنگ با مرتدها و در فتوحات اسلامي سرآمدترين فرمانده‌ي لشكريان اسلام بود.
دسته‌بندي و تقسيم لشكر اسلام، استراتژي نظامي مهمي بود كه بلافاصله پس از ظهور جريان ارتداد و به سبب پراكندگي مناطق از دين برگشته، انجام شد تا هرگونه فرصتي را از قبايل مرتد بگيرد و مانع از آن شود كه مرتدها با هم متحد و يك‌جا شوند. به همين خاطر هم، جريان ارتداد در مدت زمان اندكي (چيزي حدود سه ماه) سركوب شد. ابوبكر صديق(رض) در حملاتي پياپي، مرتدها را غافل‌گير كرد تا هيچ فرصتي براي يك‌پارچگي و اتحاد با هم، بر ضد مسلمانان نيابند. ابوبكر صديق(رض) براي سركوب مرتدها درنگ نكرد تا آن‌ها، گرد هم نيايند و فتنه و آشوبشان بر ضد مسلمانان، خطرناك و دشوار نگردد؛ ابوبكر(رض) هرگونه فرصتي را از مرتدها سلب كرد تا نتوانند سر بر آورند و گزندي به كيان اسلامي برسانند.
ابوبكر صديق(رض) حجم جريان ارتداد و بزرگي ابعاد پرخطرش را دريافت و دانست كه اندكي درنگ در رويارويي با مرتدها، به زبانه‌كشيدن آتش زير خاكستر مي‌انجامد و هر تر و خشكي را مي‌‌سوزاند و كيان اسلامي را نابود مي‌كند. بدون ترديد ابوبكر صديق(رض) سياست‌دان خبره و نظامي كار‌آزموده‌اي بود كه توانست از عهده‌ي امور برآيد و با برنامه‌ريزي درست و شايسته‌اش، مشكلاتي آن‌چناني را حل و فصل كند. ابوبكر(رض) با برافراشتن پرچم جهاد، بيرق توحيد را به اهتزاز در آورد تا بانگ توحيد و خداپرستي از ژرفاي دل‌هاي آكنده از ايمان و عظمت پروردگار، بر زبان‌هايي جاري گردد كه همواره به ذكر و نام خدا جنبيده است. خداي متعال، دعاهاي خالصانه‌ي ابوبكر و سربازان اسلام(رض) را لبيك گفت و نصرت و ياريش را بر آنان فرو فرستاد و دين و شريعتش را غالب و پيروز كرد تا در زماني اندك و كم‌تر از چند ماه، تمام شبه‌جزيره‌ي عرب در برابر اسلام گردن نهند.(8) 
ابوبكر صديق(رض) پيش از آن‌كه با مرتدها بجنگد، نامه‌اي به تمام قبايل مرتد فرستاد و آنان را به اسلام فرا خواند تا دوباره به اسلام بازگردند و آن را ناب و بي‌آلايش، در زندگي خود بكار گيرند. وي، مرتدان را از عاقبت و فرجام بد ارتداد در دنيا و آخرت برحذر داشت و آنان را از پايان راهي كه در پيش گرفته بودند، به شدت ترساند. چراكه مرتدها، بر رويه‌ي باطل خود سرسختي‌ مي‌كردند و انحراف و كج‌رويشان به حدي شديد بود كه بيم و تهديد شديدي را مي‌طلبيد تا شايد سركردگان قبايل مرتد را به خود آورد و پيروي كوركورانه‌‌ را از اذهان توده‌ي مردم بزدايد و آنان را متوجه و آگاه كند كه نبايد كوركورانه از رييسان خود فرمان پذيرند.(9) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) دراسات في عهد النبوة، 319
2) دراسات في عهد النبوة، 319؛ نگاه كنيد به: تاريخ الردة، ص10
3) منظور علي(رض)، فرموده‌ي رسول‌خدا(ص) به ابوبكر(رض) در جنگ احد است كه مي‌خواست با پسرش عبدالرحمن كه در آن جنگ در صف مشركان بود، بجنگد؛ اما رسول‌خدا(ص) به ابوبكر(رض) دستور دادند تا شمشير در غلاف كند و به جاي خود بازگردد.
4) البداية و النهاية(6/319)
5) التاريخ الإسلامي (9/49)
6) في التاريخ الإسلامي از شوقي ابوخليل، ص226
7) من دولة عمر إلي دولة عبدالملك، نوشته‌ي ابراهيم بيضون، ص28
8) التاريخ الإسلامي (9/51)
9) التاريخ الإسلامي (9/55)ابوبكر صديق(رض) پس از برنامه‌ريزي دقيق و آمادگي كامل لشكريان اسلام، براي اتمام حجت و فراخوان دوباره‌ي مرتدها به اسلام، نامه‌اي به عموم مردم اعم از كساني كه هم‌چنان بر اسلام مانده بودند و مرتدان و از دين برگشته‌ها نوشت و پيش از گسيل لشكرها، افرادي را به ميان قبايل مختلف فرستاد تا نامه‌اش را در ميان عموم مردم بخوانند؛ او، از مردم خواست تا مضمون نامه‌اش را به اطلاع ديگران نيز برسانند. ابوبكر صديق(رض) در نامه‌اش روي سخن را به همه كرد و همگان را اعم از آنان كه بر اسلامشان ماندگار ماندند و كساني كه از اسلام برگشتند، مخاطب قرار داد. متن نامه‌ي ابوبكر صديق(رض) از اين قرار است:
بسم الله الرحمن الرحيم
ــ از ابوبكر، خليفه‌ي رسول‌خدا(ص) به همه‌ي كساني كه اين نامه، به آن‌ها مي‌رسد؛ چه آنان كه بر اسلام پايداري كرده‌اند و چه‌ آنان كه از دين برگشته‌اند.
سلام بر كسي كه راه هدايت را در پيش گرفت و پس از هدايت و ره‌يابي، به گمراهي و كوردلي بازنگشت. من، در برابر شما ضمن ستايش پروردگاري كه خدايي غير از او نيست، گواهي مي‌دهم كه خدايي جز خداي يگانه و بي‌شريك نيست و محمد(ص) بنده و پيام‌آور او است و به آن‌چه آورده، اقرار مي‌كنم و منكرانش را سزاوار تكفير و جهاد مي‌دانم. اما بعد: خداي متعال، محمد(ص) را به‌حق و به عنوان مژده‌رسان و بيم‌دهنده و دعوت‌گري به سوي آفريده‌هايش فرستاد تا چون چراغي تابان به فرمان خدا، راه سعادت را به آنان بنماياند و افراد عاقل و زنده‌دل را بيم دهد و حجت، بر كافران تمام شود و عذاب الهي بر آنان، قطعي گردد. خداي متعال، كساني را كه دعوتش را پذيرفتند، به راه راست هدايت كرد و رسول‌(ص) به فرمان پروردگار، با كساني كه از او روي گرداندند، پيكار كرد تا آن‌كه خواه و ناخواه اسلام را پذيرفتند. خداي متعال، پيامبرش را در حالي از ما گرفت كه فرمان خدا را اجرا نمود، براي امتش خيرخواهي كرد و مسؤوليتش را به انجام رساند. خداي متعال، در كتابي كه فرو فرستاده، رحلت محمد(ص) را براي خود ايشان و تمام مسلمانان، بيان كرده و فرموده است:(إِنَّکَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ) (1)  هم‌چنين فرموده است:(وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِّن قَبْلِکَ الْخُلْدَ أَفَإِن مِّتَّ فَهُمُ الْخَالِدُونَ) (2) خداي متعال فرموده است:(وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَق