ان را غافل‌گير كنند و بدين ترتيب مكاتبات خليفه و فرماندهان، در سلامت و ظرافت بي‌نظيري به انجام مي‌رسيد و همين، يكي از عوامل شكست دشمن در جريان فتوحات اسلامي بود.(10) 
9ـ فراست و تيزبيني خليفه
برنامه‌هاي عملياتي فتوحات از همان نخست، برخاسته از فراست و هشياري ابوبكر صديق(رض) و انديشه‌ي استوار وي بود كه مي‌‌توان آن را پيامد همراهي ابوبكر(رض) با رسول‌خدا(ص) دانست كه همواره از آموزه‌ها و رهنمودهاي آن حضرت(ص) بهره گرفت و دانستني‌هاي زيادي كسب كرد و به همين سبب نيز توانست پس از رسول‌خدا(ص) در مقام خلافت، به بهترين نحو و با بصيرت تمام، انجام مسؤوليت نمايد و به لشكريان اسلام، نصايح ارزنده‌اي ارائه كند و در مناسب‌ترين زمان‌ها كه مجاهدان، در تنگنا قرار مي‌گرفتند، برايشان نيروي كمكي بفرستد و از طريق جزم‌انديشي و اراده‌ي استوار، ياري‌گرشان باشد.(11) 
----------------------------------------------------------------------------
1) تاريخ طبري (4/188،189)
2) تاريخ طبري (4/189)
3) الإصابة (5/568) شماره‌ي7736؛ تاريخ الدعوة إلي الإسلام، ص331
4) تاريخ الدعوة إلي الإسلام، ص331
5) تاريخ الدعوة إلي الإسلام، ص332
6) تاريخ طبري (4/163)
7) تاريخ الدعوة الي الاسلام، ص332
8) تاريخ الدعوة الي الاسلام، ص334
9) نگاه كنيد به: العمليات التعرضية و الدفاعية عند المسلمين، ص148
10) تاريخ الدعوة إلي الإسلام، ص334
11) تاريخ الدعوة الي الاسلام، ص3361ـ حقوق الهي
ابوبكر صديق(رض) در رهنمودهايش به فرماندهان لشكري، پاره‌اي از حقوق الهي را برشمرد كه به موارد زير مي‌توان اشاره كرد:
الف)شكيبايي در برابر دشمن:
از جمله رهنمودهايي كه ابوبكر صديق(رض) به هنگام گسيل عكرمه بن ابوجهل به عمان ايراد نمود، اين بود كه: «تقواي الهي پيشه كن و به وقت رويارويي با دشمن، شكيبا باش.»(1)  ابوبكر صديق(رض) هنگام اعزام هاشم بن عتبه بن ابي‌وقاص(رض) به شام، او را اين چنين راهنمايي كرد كه: «…هنگام رويارويي با دشمن، شكيبا باش و همراهانت را نيز به صبر و شكيبايي فرا بخوان و بدان كه تو، هر قدمي كه در راه خدا برداري و هر مالي كه خرج كني و يا متحمل تشنگي، بيماري و سختي شوي، خداي متعال، برايت عمل نيكي ثبت مي‌فرمايد و او، پاداش نيكوكاران را ضايع نمي‌كند.»(2) 
ب) نصرت دين، هدف و انگیزه اصلی مجاهد باشد:
اين رهنمود، در فرمان ابوبكر(رض) به خالد(رض) كاملاً نمايان است. ابوبكر صديق(رض) هنگام اعزام خالد(رض) به شام، به او تذكر داد كه تمام تلاشش را به‌كار بگيرد و نيتش را تنها در جهت رضاي خداي متعال، قرار دهد و از غرور و خودبيني بپرهيزد كه چنين غروري، نوعي خودخواهي است و باعث تباهي عمل انسان مي‌شود. ابوبكر صديق(رض)، خالد(رض) را منت‌گزاري نيز برحذر داشت و به او يادآوري كرد كه خداي متعال، بر او منت نهاده كه او را به كار بزرگي چون جهاد توفيق داده است.(3)  در بخشي از نامه‌ي ابوبكر صديق(رض) به خالد آمده بود: «…كارت را به‌خوبي انجام بده تا خداي متعال، كارت را به سرمنزل مقصود برساند و آن را كامل گرداند. به خود، عجب و خودبيني راه نده كه شكست مي‌خوري و خوار و زبون مي‌گردي. به خاطر كاري كه مي‌كني، منت منه و آن را به رخ نكش كه منت، تنها از آن خداي متعال است و او است كه بر بنده منت مي‌نهد و او صاحب جزا مي‌‌باشد.»(4) 
جـ) امانت‌داري
امانت‌داري در غنايم جنگي، يكي از اشارات روشن ابوبكر صديق(رض) در رهنمودهايش به فرماندهان لشكري مي‌باشد و به اين نكته تأكيد مي‌كند كه هيچ كس، در غنايم خيانت نكند و دستور مي‌دهد كه غنايم را يك‌جا كرده و سپس درميان مجاهدان تقسيم نمايند و در برابر دشمن، يك‌سان و چون دست واحدي باشند.(5)  به‌طور مثال مي‌توان به سفارش ابوبكر صديق(رض) به يزيد بن ابوسفيان(رض) اشاره كرد كه او را از خيانت در غنايم برحذر مي‌دارد.(6)  اين‌ها بخشي از رهنمودهاي ابوبكر صديق(رض) به فرماندهان و سپاهيان اسلام در مورد رعايت حقوق الهي بود.
2ـ حقوق فرماندهان
ابوبكر صديق(رض) در نامه‌هايش، حقوق فرماندهان (وظايف رزمندگان) را شرح داده كه مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
الف) حرف‌شنوي و اطاعت از فرمانده
ابوبكر صديق(رض) در نخستين سخنراني خود پس از آن‌كه در مقام خلافت قرار گرفت، بر اين نكته تأكيد كرد كه راه رسول‌خدا(ص) را ادامه خواهد داد و بر مردم است كه از او اطاعت كنند. وي در بخشي از خطبه‌اش چنين فرمود: «بدانيد از جمله اعمالي كه مي‌توانيد خالصانه در راه خدا انجام دهيد، طاعتي است كه (از خليفه در چارچوب دين و شريعت) مي‌كنيد.»(7)  ابوبكر صديق(رض) برخي از فرماندهان را نيز دستور داد تا تحت فرمان فرمانده‌ي ديگر انجام وظيفه نمايند و از او حرف‌شنوي داشته باشند. از اين دست مي‌توان به فرمان ابوبكر صديق(رض) به مثني بن حارثه‌ي شيباني(رض) اشاره كرد كه: «…من، خالد بن وليد را به سوي تو فرستادم تا در عراق، به همراه آن دسته از اقوامت كه با تو هستند، به استقبالش بروي (و از او فرمان ببري)؛ دستيارش باش و او را كمك نما؛ با نظرانش مخالفت نكن و از فرمانش سر نتاب كه او از كساني است كه خداي متعال، در كتابش آنان را ستوده و فرموده است:(لَّيْسَ عَلَيْکُمْ جُنَاحٌ أَن تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ مَسْکُونَةٍ فِيهَا مَتَاعٌ لَّکُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَکْتُمُونَ) (8)  تا زماني كه خالد(رض) با توست، او فرمانده مي‌باشد و وقتي از تو جدا شود، تو همانند گذشته امير خواهي بود.»(9) 
ابوبكر صديق(رض) سپاهيان اسلام را نيز ‌هنگام گسيلشان به شام، به اطاعت و حرف‌شنوي از فرماندهان فراخواند و فرمود: «اي مردم! خداوند، به شما نعمت اسلام عنايت كرد  و شما را با حكم جهاد گرامي داشت و شما را به وسيله‌ي اين دين بر پيروان ساير اديان برتري بخشيد. پس اي بندگان خدا! خودتان را براي جهاد با رومي‌ها در شام آماده كنيد كه من، براي جنگ با روم، اميراني بر شما مي‌گمارم و پرچم‌هايي مي‌بندم. بر شما است كه از خداوند اطاعت كنيد و با فرماندهانتان مخالفت نورزيد. نيت خود را درست كنيد و به راه درست برويد كه خداي متعال، با كساني است كه تقوا پيشه مي‌كنند و كار نيك انجام مي‌دهند.»(10)  مسلمانان، در پاسخ ابوبكر صديق(رض) گفتند: «تو، امير ما هستي و ما، رعيت تو مي‌باشيم؛ تو، فرمان مي‌دهي و از ما اطاعت و حرف‌شنوي است و ما، مطيع دستور تو هستيم. به هر كجا كه ما را بفرستي، مي‌رويم.»(11)  زماني كه ابوبكر صديق (رض) خالد بن وليد(رض) را براي ادره‌ي قشون اسلامي به شام فرستاد، از ابوعبيده (رض) خواست تا به خاطر تجربه‌ي جنگي خالد (رض) از او اطاعت كند و چون خالد(رض) به شام رسيد، از ابوعبيده(رض) خواست تا كسي را به دسته‌هاي مختلف قشون اسلامي بفرستد و آنان را از فرمانده‌ي جديد باخبر كند و به اطاعت از وي دستور دهد. ابوعبيده(رض) ضحاك بن قيس را مأمور اين كار كرد و ضحاك نيز به ميان سپاهيان رفت و از آنان خواست كه از فرمانده‌ي جديد اطاعت كنند. سپاهيان اسلام نيز بي‌چون و چرا پذيرفتند و از 