<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">ابوبکر صدیق (رض) (بررسی و تحلیل زندگانی خلیفه اول)</a></body></html>پدرش، عثمان ‌بن عامر ‌بن عمرو با كنيه‌ي ‌ابوقحافه بود كه در فتح مكه، مسلمان شد؛ ابوبكر(رض)، پدرش را در فتح مكه به نزد پيامبر(ص) برد. رسول‌خدا فرمودند: «اي ابوبكر! چرا پيرمرد را نگذاشتي كه ما به نزدش برويم؟» ابوبكر(رض) گفت: «سزاوار بود كه او، به حضور شما بيايد.» ابوقحافه(رض) در آن روز، مسلمان شد و با رسول‌خدا(ص) بيعت كرد.(1)  روايت شده كه رسول‌خدا(ص)، مسلمان شدن ابوقحافه(رض) را به ابوبكر(رض) تبريك گفتند(2) و به ابوبكر(رض) دستور دادند: «سفيدى موهايش را تغيير دهيد (وخضاب كنيد) كه سر ابوقحافه، مانند گياه درمنه سفيد شده‌است.»(3)  در اين فرموده‌ي رسول‌خدا(ص)، يك سنت و درس بزرگ درباره‌ي احترام گذاشتن به بزرگسالان، وجود دارد كه خود پيامبر اكرم(ص) نيز تصريح كرده‌اند كه: (ليس منا من لم‌ يوقر كبيرنا و يرحم صغيرنا) يعني: «كسي كه به بزرگان ما احترام نگذارد و به كوچك‌ها مهر و شفقت نورزد، از ما نيست.»(4) 
مادر ابوبكر، سلمي دختر صخر بن‌ عمرو‌ بن‌ كعب‌ بن‌ سعد‌ بن‌ تيم باكنيه‌ي ام‌الخير است كه از مسلمانان نخستين، به‌شمار مي‌رود و ماجراي مسلمان شدنش در صفحات بعدي خواهد بود.
ابوبكر(رض)، چهار همسر داشته كه از آنان، داراي سه پسر و سه دختر شده است؛ همسران ابوبكر، عبارتند‌از:
1ـ قتيله دختر عبدالعزي‌ بن ‌اسعد‌ بن جابر ‌بن ‌مالك
درباره‌ي مسلمان شدن قتيله، اختلاف نظر وجود دارد.(5)  او، مادر عبدالله‌ و اسماء است. ابوبكر(رض)، پيش از ظهور اسلام، قتيله را طلاق داد. يك بار قتيله، به مدينه رفت و براي دخترش اسماء بنت‌ ابي‌‌بكر رضي الله عنهما با هدايايي از قبيل كشك و روغن برد؛ اما اسماء رضي الله عنها، هديه‌ي مادرش را نپذيرفت و حتي به او اجازه‌ي ورود به خانه‌اش را هم نداد و شخصي را به نزد خواهرش ام‌المؤمنين عايشه رضي‌الله عنها فرستاد تا از رسول‌خدا(ص) بپرسد كه آيا مي‌تواند هديه‌ي مادر نامسلمانش را بپذيرد و به او اجازه‌ي ورود به خانه‌اش را بدهد؟ پيامبراكرم(ص) فرمودند: «او را به خانه‌اش ببرد و هديه‌اش را بپذيرد.» خداوند متعال نيز اين آيه را نازل فرمود:(لَا يَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوکُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوکُم مِّن دِيَارِکُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ) (ممتحنه-8)
يعني: «خدا، شما را منع نمي‌كند از اين‌كه نيكي و بخشش كنيد به كساني كه به سبب دين، با شما نجنگيده‌ و شما را از شهر و ديارتان، بيرون نكرده‌اند؛ خداوند، نيكوكاران را دوست دارد.» اين آيه در تفسير المنير، چنين معنا شده است كه: «خداوند، شما را از نيكي و احسان، به كفاري از قبيل زنان و ضعيفان كه با شما نجنگيده‌اند، باز نمي‌دارد و از پيوند خويشاوندي، پناه‌دادن پناهنده وپذيرايي از كساني كه شما را از ديارتان بيرون نكرده‌اند، منع نمي‌كند. همين‌طور، خداي متعال، شما را منع نمي‌كند از اين‌كه در روابط خود با چنين كافراني، عدالت را رعايت نماييد و حقوق و امانت‌هايشان را به آنان دهيد يا به قراردادهاي ميان خود و آن‌ها، وفا كنيد و بدون كم وكاست، قيمت آن‌چه را از آنان مي‌خريد، بپردازيد.»(6) 
2ـ ام‌رومان دختر عامر‌ بن ‌عويمر
او، از قبيله‌ي بني‌كنانه ‌بن ‌خزيمه است كه شوهرش، حارث ‌بن ‌سخبره(7)  را در مكه از دست داد و پس از آن، به ازدواج ابوبكر(رض) درآمد. او، در مسلمان شدن، پيشينه‌ي زيادي دارد؛ با رسول‌خدا(ص) بيعت كرد و به مدينه، هجرت نمود. ام‌رومان، مادر عبدالرحمن و عايشه ‌رضي‌الله‌عنهما مي‌باشد و در سال ششم هجري در مدينه‌‌ي منوره درگذشت.(8) 
3ـ اسماء دختر عميس‌ بن‌ معبد‌ بن‌ حارث
او، از نخستين زنان مهاجر است و ديرينه‌ي زيادي در مسلمان شدن دارد و پيش‌از پناه بردن مسلمانان، به دارالاقم، مسلمان شد و با رسول‌خدا(ص) بيعت نمود. وي، مادر عبدالله‌ بن‌ جعفر(رض) است و به همراه شوهر قبلي‌اش، يعني جعفر‌ بن ‌ابي‌طالب(رض) به حبشه هجرت كرد. سپس همراه جعفر(رض) به مدينه هجرت نمود. شوهرش جعفر(رض)، در جنگ مؤته به شهادت رسيد. پس‌ از آن، ابوبكر(رض)، با او ازدواج كرد كه داراي پسري به نام محمد شدند. صحابه‌اي چون: عمر، ابوموسي، عبدالله ‌بن ‌عباس و ام‌فضل(رض) از او روايت كرده‌اند؛ او، خويشاوندان خويش را بسيار اكرام و پذيرايي مي‌نمود كه از آن دسته مي‌توان اشاره‌كرد به: رسول‌الله(ص)، حمزه و عباس رضي الله عنهما.(9) 
4 ـ حبيبه دختر خارجه بن ‌زيد ‌بن ‌ابي‌زهير
حبيبه رضي الله عنها از انصار است و خزرجي؛ او، از ابوبكر(رض)، باردارشد كه پس از وفات ابوبكر، دختري به نام ام‌كلثوم، به دنيا آورد. ابوبكر(رض) درسنح(خانه‌هاي بني‌حارث‌ در اطراف مدينه) با او سكونت كرده‌ بود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الإصابة (4/375)
2) السيرة النبوية في ضوء المصادر الأصلية، ص577
3) الإصابة (4/375)
4) روايت ترمذي،كتاب‌ البر، باب15
5) الطبقات از ابن‌سعد (3/169) (8/249)
6) تفسير المنير از زحيلي (28/135)
7) نويري، نام عبدالله بن حارث را به عنوان شوهر پيشين ام‌رومان ثبت كرده كه از او، داراي فرزندي به نام طفيل بوده است. بنابراين، طفيل، برادر مادري عبدالرحمن و عايشه مي‌باشد.(مترجم)
8) الإصابة (8/391)؛ برخي، وفات ام‌رومان را در ذي‌حجه‌ي سال چهارم يا پنجم هجرت گفته‌اند.(مترجم)
9) سيرأعلام النبلاء (2/282)؛ اسماء بنت عميس، خواهر مادري ام‌المؤمنين ميمونه رضي الله عنها مي‌باشد.(مترجم)ابوبكر صديق(رض) در جمع مردم چنين فرمود: «كسي كه درميان شما ضعيف (و حق‌باخته) است، در نزد من قوي خواهد بود تا به خواست خدا حقش را به او بازگردانم و هر كس كه درميان شما قوي است (و حق ديگران خورده) در نزد من ضعيف خواهد بود تا به خواست خدا حق را از او بستانم (و به صاحب حق بازپس دهم).»
يكي از اهداف حكومت اسلامي، ايجاد سيستم و نظامي اسلامي است كه شكل‌گيري جامعه‌ي اسلامي را به دنبال داشته باشد؛ شورا، عدالت، برابري و آزادي از مهم‌ترين ابزار تشكيل نظام اسلامي مطلوب در جهت ايجاد جامعه‌ي اسلامي است كه در نخستين سخنراني ابوبكر صديق(رض) در دوران خلافتش، كاملاً هويدا است. نقش شورا در چگونگي گزينش ابوبكر(رض) و بيعت با وي مشهود است؛ به مسأله‌ي عدالت نيز در سخنراني وي تصريح مي‌شود. بدون ترديد عدالتي كه در انديشه‌ي ابوبكر(رض) بود و از آن سخن گفت، مهم‌ترين ركن جامعه و حكومت اسلامي است؛ زيرا در جامعه‌اي كه جور و ستم حاكم است و عدالت را نمي شناسد، اسلام معنا ندارد.
عدل و دادگري، امري معمولي و داوطلبانه نيست كه به ميل و خواسته‌ي حاكم يا فرمانروا باشد و هرگاه بخواهد، تركش كند؛ بلكه عدالت و دادگستري در‌ميان مردم از نگاه دين، يكي از مهم‌ترين و بزرگ‌ترين وظايف ديني به شمار مي‌آ