موديم‌ و در اين‌ سفر چون‌ به‌ بارگاه‌ علي‌، محبوب‌ رسول‌ و خليفه‌ي‌ چهارم‌ وي‌ مي‌رسيديم‌ عاشقانه‌ فرياد بر مي‌آورديم‌: 
 سلام‌ بر تو اي‌ مولاي‌ ما! 
تو از درخشنده‌ترين‌ ستارگان‌ آسمان‌ هدايت‌
اسلام‌ هستي‌ كه‌ نور از خورشيد نبوّت‌ داري‌! 
تو را دوست‌ داريم‌ كه‌ 
  بدون‌ محبّت‌ تو، دعواي‌ اسلام‌ و ايمان‌، 
دعوايي‌ است‌ بي‌بنياد 
و 
ادعاي‌ داشتن‌ قصري‌ 
امّا از پايه‌ ويران‌...!
«حديث‌ غدير خُم‌» به‌ نام‌ مخصوص‌تر «حديث‌ موالات‌» هم‌ ياد مي‌شود. اين‌ حديث‌ در نوشتار حاضر از ديدگاه‌ اهل‌ سنت‌ نگريسته‌ شده‌ و تجزيه‌ و تحليل‌ گرديده‌ است‌. فقط‌ به‌ اين‌ هدف‌ كه‌ تفسير حديث‌ و استنباط‌ اهل‌ سنّت‌ از آن‌ با پايه‌ها و توضيحات‌ مربوطه‌ براي‌ همه‌ به‌ ويژه‌ براي‌ جوانان‌ اهل‌ سنّت‌ روشن‌ گردد؛ بدون‌ اين‌كه‌ انگيزه‌هاي‌ جدلي‌ در تهيه‌ي‌ آن‌ نقش‌ يا حتي‌ ردّپايي‌ داشته‌ باشد و يا رأي‌ مخالف‌ به‌ استخفاف‌ گرفته‌ شود. نجابت‌ و وقار مباحث‌، اين‌ ادّعا را به‌ روشني‌ ثابت‌ مي‌كند.
و ما توفيقي‌ إلاَّ بالله
محمد سليم‌ آزاد، عمري‌ مجددي‌
شوال‌ 1424 ه. ق‌ ـ كوه‌ون‌
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:16.txt">آغاز قصّه‌</a><a class="text" href="w:text:17.txt">پيام‌ حجّة الوداع‌</a><a class="text" href="w:text:18.txt">در حاشيه‌ي‌ سفر حجّة الوداع‌ </a><a class="text" href="w:text:19.txt">اصل‌ ماجرا و عوامل‌ ايراد خطبه‌ي‌ غدير</a><a class="text" href="w:text:20.txt">در سفر بازگشت‌ به‌ مدينه‌</a><a class="text" href="w:text:21.txt">آنچه‌ پيامبر (ص) در غدير خُم‌ فرمودند</a><a class="text" href="w:text:22.txt">سند حديث‌ غدير </a><a class="text" href="w:text:23.txt">محورهاي‌ خطبه‌ي‌ غدير</a><a class="text" href="w:text:24.txt">حديث‌ ثقلين‌</a><a class="text" href="w:text:25.txt">* نكته‌هايي‌ در مورد حديث‌ ثقلين‌</a></body></html>آغاز قصّه‌
فتح‌ مكّه‌ در سال‌ هشتم‌ هجري‌، پيروزي‌ اسلام‌ در شبه‌ جزيره‌ عربستان‌ را پس‌ از بيست‌ و يك‌ سال‌ رنج‌ و غربت‌ و تكاپو، مسجّل‌ ساخت‌ و نشاني‌ بزرگ‌ از شكست‌ قطعي‌ و هميشگي‌ غول‌ كفر و شرك‌ در آن‌ ديار بود. با نابودي‌ و بعضاً اسلام‌ سردمداران‌ بت‌پرستي‌ و عناد كه‌ عمدتاً از قبيله‌ي‌ بزرگ‌ و مقتداي‌ عرب‌ ـ قريش‌، قبيله‌ي‌ رسول‌ خدا (ص) ـ بودند، افراد و قبايل‌ ديگر عرب‌ هم‌ در برابر نيروي‌ سهمگين‌ اسلام‌ اسلحه‌ بر زمين‌ نهادند و گروه‌ گروه‌ به‌ اين‌ آيين‌ فاتح‌ درآمدند.
پيام‌ آسماني‌ (‏ إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ‏1‏ وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجاً ‏2‏ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّاباً ‏)[سوره نصر].
 اين‌ پيروزي‌ نهايي‌ را به‌ رسول‌ خدا (ص) تبريك‌ مي‌گفت‌.
بر پيروزي‌ موعود اسلام‌، دو سال‌ بعد از آن‌؛ در سال‌ دهم‌ سنگ‌ تمام‌ و كمال‌ گذاشته‌ شد. تدبير خداوند حكيم‌ و عليم‌ چنين‌ اقتضا نمود كه‌ رسول‌ او در آن‌ سال‌ در مكه‌ي‌ مكرّمه‌ ضمن‌ حج‌ّ بيت‌الله با اكثر قريب‌ به‌ اتفاق‌ مسلمانان‌ اجتماع‌ نمايد تا علاوه‌ بر نمايش‌ پيروزي‌ با شكوه‌ و نفوذ اسلام‌، هم‌ نتيجه‌ي‌ سال‌ها زحمات‌ و فداكاري‌هاي‌ خود و يارانش‌ را از نزديك‌ مشاهده‌ كند و هم‌ سخناني‌ به‌ عنوان‌ پيام‌ها و وصاياي‌ كلي‌ و اتمام‌ حجت‌ به‌ امّت‌ ابلاغ‌ نمايد. اين‌ حج‌ّ چون‌ آخرين‌ حج‌ّ رسول‌ خدا (ص) بود، «حجّة الودَاع‌» ناميده‌ شد.
پيام‌ حجّة الوداع‌
رسول‌ خدا (ص) در روز بيست‌ و پنجم‌ ذيقعده‌ به‌ قصد حج‌ بيت‌الله از مدينه‌ خارج‌ شد. به‌ يقين‌ برجستگي‌ و اهميّت‌ اين‌ سفر علاوه‌ بر آخرين‌ حج‌ّ بودن‌ رسول‌ خدا (ص) اعلام‌ تكميل‌ دين‌ از طرف‌ خداوند متعال‌ در روز عرفه‌ و وصايا و درس‌هاي‌ جامعي‌ است‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ (ص) در هر قسمت‌ از مناسك‌ حج‌ّ و در هر فرصت‌ بالأخص‌ در خطبه‌ي‌ حجّة الوداع‌ ابلاغ‌ فرمودند. به‌ اين‌ سفر با نظر به‌ همين‌ اعلام‌ الهي‌ و ابلاغ‌ نبوي‌، «حجّة الاسلام‌» و «حجّة البلاغ‌» هم‌ مي‌گويند.
سه‌ چير از مهم‌ترين‌ و محوري‌ترين‌ درس‌ها و پيام‌هاي‌ «حجّة الوداع‌» بود كه‌ عبارتند از:
1) تكميل‌ دين‌ خدا؛ خداوند متعال‌ در روز نهم‌ ذيحجّه‌ ـ روز عرفه‌ ـ ناموس‌ خود را با اين‌ پيام‌ بر رسول‌ خويش‌ نازل‌ فرمود(الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِيناً) [مائده‌ / آيه‌ 3].
«(احكام‌) دين‌ شما را برايتان‌ كامل‌ كردم‌ و (با عزّت‌ بخشيدن‌ به‌ شما و استوار داشتن‌ گامهايتان‌) نعمت‌ خود را بر شما تكميل‌ نمودم‌ و اسلام‌ را به‌ عنوان‌ آيين‌ خداپسند براي‌ شما برگزيدم»( متفق‌ عليه‌: (بخ‌ ايمان‌ / باب‌ 33 و مغازي‌ / باب‌ 77 و اعتصام‌ / باب‌ 96 ـ و مسلم) جامع‌ ترمذي‌: تفسير مائده‌ + سنن‌ نسائي‌: مناسك‌ / باب‌ 194 و ايمان‌ / باب‌ 18 + مسند احمد: 128/1.). 
اين‌ بزرگ‌ترين‌ تحفه‌ي‌ الهي‌ براي‌ رسول‌ و مسلمانان‌ و مهم‌ترين‌ ره‌آورد سفر حجّة الوداع‌ بود. اين‌ آيه‌ ضمناً اين‌ پيام‌ را ابلاغ‌ مي‌كرد كه‌ اسلام‌ از هر نظر كامل‌ شده‌ و از آن‌ پس‌ براي‌ هيچ‌ كس‌ بهانه‌ي‌ ازدياد يا مجال‌ تنقيص‌ وجود ندارد.
2) حفظ‌ وحدت‌ و اجتناب‌ از قتال‌ يكديگر و رعايت‌ حقوق‌ متقابل‌؛ مسلمانان‌ جز به‌ همبستگي‌ كه‌ تا آن‌ زمان‌ كليد موفقيّت‌ها و پيروزي‌هاي‌ پي‌ در پي‌شان‌ بود، نمي‌توانستند عامل‌ و حامل‌ و مبلّغ‌ اين‌ دين‌ باشند.
3) ابلاغ‌ دين‌ به‌ نسل‌هاي‌ آينده‌؛ پرواضح‌ است‌ كه‌ بدون‌ تبليغ‌، دامنه‌ي‌ رسالت‌ در همان‌ عهد محدود مي‌شد؛ در حالي‌ كه‌ اسلام‌ آخرين‌ دين‌ آسماني‌ بود و مي‌بايست‌ به‌ همه‌ي‌ افراد بشر برسد و تا قيامت‌ ادامه‌ يابد.
درس‌ها و تذكّرات‌ نبوي‌ در اين‌ خطبه‌ كاملاً حساب‌ شده‌ و اساسي‌ و سرنوشت‌ساز بود (جهت‌ آگاهي‌ بيشتر از درس‌هاي‌ مهم‌ «حجّة الوداع‌» به‌ كتاب‌ «همگام‌ با نبي‌َّ رحمت‌ در سه‌ سفر سرنوشت‌ساز» نگاشته‌ي‌ ايوب‌ گنجي‌، مراجعه‌ شود. ). اگر آن‌ فرستاده‌ي‌ خدا در آن‌ زمان‌ به‌ وحي‌ نتيجه‌ي‌ دين‌ و طرز عمل‌ دست‌ پروردگانش‌ را پس‌ از خود مي‌دانست‌، تاريخ‌ اين‌ حقيقت‌ را براي‌ ما هم‌ روشن‌ و مبرهن‌ ساخت‌ و ثابت‌ شد كه‌ پس‌ از رحلت‌ رسول‌ خدا (ص) طوري‌ كه‌ وي‌ انتظار داشت‌، مي‌دانست‌ اين‌ دين‌ نوپا نه‌ تنها دچار بيشي‌ و كمي‌ و ركود نگرديد، بلكه‌ اصحاب‌ او با انسجام‌ و وحدت‌ و مايه‌ گذاشتن‌ صادقانه‌ از جان‌ و مال‌ و عمر خويش‌ باعث‌ تداوم‌ و پيشرفت‌ آن‌ به‌ اقصي‌ نقاط‌ عالم‌ شدند.
بدين‌ ترتيب‌، رسول‌ خدا (ص) كه‌ در پرتو اخبار غيبي‌ و كاملاً خصوصي‌ دورنمايي‌ روشن‌ و خوشح