 نيامد و فرمودند: اين‌ خلافت‌ نبوّت‌ است‌ و پس‌ از آن‌ خداوند حكومت‌ را به‌ هر كسي‌ كه‌ بخواهد مي‌دهد»( سنن‌ ابو داود: السنة / باب‌ الخلفاء، ح‌ 8 + سنن‌ كبراي‌ نسايي‌: مناقب‌ / باب‌ 3، ح‌ 8236.). 
حضرت‌ سُمره‌ بن‌ جندب‌ (رض) گويد: 
«مردي‌ گفت‌: يا رسول‌ الله! خواب‌ ديدم‌ دلوي‌ از آسمان‌ آويزان‌ شد. ابوبكر آمد و دو دسته‌ي‌ آن‌ را گرفت‌ و از آن‌ نوشيد، اما ضعيف‌ نوشيد. سپس‌ عمر آمد و دو دسته‌اش‌ را گرفت‌ و آن‌ اندازه‌ نوشيد كه‌ كاملاً سير شد. سپس‌ عثمان‌ آمد و دو دسته‌اش‌ را گرفت‌ و تا سيري‌ نوشيد. سپس‌ علي‌ آمد و دو دسته‌اش‌ را گرفت‌: اما دلو پاره‌ شد و مقداري‌ از آب‌ آن‌ بر وي‌ ريخت‌»(سنن‌ ابوداود: السنة / باب‌ الخلفاء، ح‌ 11. ).
حضرت‌ حُذيفه‌ بن‌ يمان‌ (رض) گويد:
«رسول‌ الله (ص) فرمودند: به‌ دو نفر كه‌ بعد از من‌ مي‌آيند ـ ابوبكر و عمر ـ اقتدا كنيد»( سنن‌ ترمذي‌: مناقب‌ / باب‌ 16، ح‌ 3662 + سنن‌ ابن‌ماجه‌: مقدمه‌ / باب‌ 11، ح‌ 97 + مستدرك‌ حاكم‌: 3 / 75 + سنن‌ كبراي‌ بيهقي‌: /12 ح‌ 283 و 469/7.). 
حضرت‌ جُبير بن‌ مطعم‌ (رض) گويد:
«زني‌ نزد رسول‌ الله (ص) آمد و سؤالي‌ كرد. سپس‌ از آن‌ حضرت‌ پرسيد: اگر بار ديگر اينجا آمدم‌ و شما را نيافتم‌، از چه‌ كسي‌ سؤال‌ كنم‌؟ فرمودند: از ابوبكر»(صحيح‌ بخاري‌: فضائل‌ أصحاب‌ النبي‌ ص / باب‌ فضل‌ أبي بكر ـ 2 ـ، ح‌ 3659 و همچنين‌ ح‌ 7220 و 7360 + صحيح‌ مسلم‌: فضائل‌ الصحابة‌ / باب‌ 1، ح‌ 2386. ). 
ام‌ المؤمنين‌ عايشه‌ (رض) گويد:
«رسول‌ الله (ص) فرمودند: قومي‌ كه‌ در آن‌ ابوبكر باشد، نبايد كسي‌ ديگر امامت‌شان‌ كند»(سنن‌ ترمذي‌: مناقب‌ / باب‌ 15، ح‌ 3693.).
و گويد:
«رسول‌ الله (ص)در مرض‌ وفات‌ به‌ من‌ گفتند: پدر و برادرت‌ (عبدالرحمن‌) را بگو بيايند تا مطلبي‌ بنويسم‌. چون‌ انديشه‌ دارم‌ كسي‌ ديگر تمناي‌ خلافت‌ كند و فكر كند كه‌ به‌ آن‌ شايسته‌تر است‌ در حالي‌ كه‌ خداوند و مؤمنان‌ جز ابوبكر از هر كس‌ ديگر ابا مي‌كنند»(متفق‌ عليه‌ (بخ‌: مرضي‌ / باب‌ 57، ح‌ 5666 و احكام‌ / باب‌ 51، ح‌ 7217 + مُس‌: فضائل‌ الصحابة‌ / باب‌ 1، ح‌ 2387). ). 
تهاجم‌ بي‌سابقه‌!
يا
آشكار كردن‌ حقايق‌؟!
 
سپاس‌ بي‌پايان‌ مر پروردگاري‌ كه‌ ما را به‌ سوي‌ «حق‌» رهنمون‌، و از «باطل‌» دور ساخت‌؛ و هزاران‌ درود و سلام‌ بر پيام‌آور «رحمت‌» و «عطوفت‌» كه‌ با دلايل‌ محكم‌ «حق‌» را تقويّت‌ و «باطل‌» را سرنگون‌ ساخت‌، و سلام‌ و درود پروردگار بر پيروان‌ راستين‌ آن‌ رسول‌ سرور (ص) كه‌ از «حق‌» پيروي‌ كرده‌ و از «باطل‌» گريزان‌ بودند.
از ديرباز در بين‌ اهل‌ تشيع‌ سخن‌ در مورد «غدير خُم‌» جريان‌ دارد و همين‌ مسئله‌ مبناي‌ عقيده‌ي‌ «امامت‌» و نيز «طعن‌» و «لعن‌» جمع‌ زيادي‌ از شاگردان‌ رسول‌الله (ص) قرار گرفته‌ است‌. اما بيان‌ اين‌ قضيه‌ در سال‌هاي‌ اخير داغ‌تر شده‌ و برادران‌ اهل‌ تشيع‌ با انتشار كتاب‌ها و رساله‌هايي‌ در مناطق‌ اهل‌ سنّت‌، و نيز برگزاري‌ همايش‌ها و سمينارهايي‌ با عنوان‌ «غدير»، ذهن‌ جوانان‌ جامعه‌ي‌ اهل‌ سنّت‌ را دچار شبهه‌ نموده‌اند. در اين‌ برهه‌ از زمان‌ به‌ علّت‌ نياز مبرم‌، ضروري‌ مي‌باشد كه‌ ديدگاه‌ اهل‌ سنّت‌ در مورد اين‌ واقعه‌ بيان‌ گردد تا نوجوانان‌ و جوانان‌ مناطق‌ سُني‌نشين‌ دچار سردرگمي‌ نشوند.
بنده‌ در اين‌ ميدان‌ گام‌ نهاده‌ و قلم‌ به‌ دست‌ گرفتم‌، اما وقتي‌ از تحقيق‌ و نگارش‌ رساله‌اي‌ در اين‌ زمينه‌ توسط‌ دوست‌ ارجمند و عزيزم‌ جناب‌ «حافظ‌ محمد سليم‌ آزاد» مطلع‌ شدم‌، از ادامه‌ي‌ كار دست‌ كشيده‌ و منتظر چاپ‌ و نشر تحقيق‌ ايشان‌ نشستم‌. اما افسوس‌ و صد افسوس‌! در جامعه‌ي‌ ما كه‌ شعار «آزادي‌ بيان‌!»، «آزادي‌ قلم‌!»، «آزادي‌ عقيده‌!» مطرح‌ است‌، به‌ علت‌ اعمال‌ فشار از سوي‌ افرادي‌ تنگ‌نظر، اجازه‌ي‌ چاپ‌ و نشر كتاب‌هاي‌ عقيدتي‌ اهل‌سنّت‌ صادر نمي‌شود و بر اثر اين‌ سياست‌، قلوب‌ نويسندگان‌ اهل‌ سنّت‌ جريحه‌دار شده‌ است‌. 
راستي‌ خداوند چه‌ لطفي‌ در حق‌ ما نموده‌ كه‌ با كشورهاي‌ مسلماني‌ مانند پاكستان‌ و كُردستان‌ همسايه‌ هستيم‌ كه‌ مي‌توانيم‌ حداقل‌ فرياد مظلوميّت‌هايمان‌ را آنجا سر بدهيم‌ و مقداري‌ از عقده‌هاي‌ دلمان‌ را خالي‌ كنيم‌. آري‌! ما ناچاريم‌ با هزينه‌هاي‌ مضاعف‌، كتاب‌هاي‌ عقيدتي‌ و حقايق‌ تاريخي‌ را در آن‌ سوي‌ مرزها چاپ‌ كنيم‌ و با زحمت‌، رنج‌ و هزينه‌ي‌ فراوان‌ به‌ دست‌ علاقمندان‌ برسانيم‌.
چند سال‌ طول‌ كشيد و منتظر چاپ‌ كتاب‌ آقاي‌ «سليم‌ آزاد» بودم‌، اما خبري‌ نشد، بالاخره‌ فهميديم‌ كه‌ چندين‌ بار براي‌ اخذ مجوز اقدام‌ شده‌ ولي‌ هر بار آن‌ را ردّ كرده‌اند، آخرالامر به‌ صورت‌ كپي‌ چند نسخه‌اي‌ اين‌ طرف‌ و آن‌ طرف‌ با كيفيت‌ بسيار نامطلوبي‌ توزيع‌ گرديد.
وقتي‌ زيبايي‌ تحقيق‌ و شيوايي‌ قلم‌ جناب‌ حافظ‌ محمد سليم‌ را در آن‌ رساله‌ مشاهده‌ نمودم‌، بسيار متأسف‌ گشتم‌ كه‌ اين‌ كار زيبا به‌ دست‌ علاقمندان‌ و حقيقت‌جويان‌ نرسد، به‌ همين‌ علت‌ رساله‌ي‌ مورد نظر خويش‌ را گذاشته‌ و بر تحقيق‌ ايشان‌ مقدمه‌اي‌ نگاشتم‌ و تغييراتي‌ در بعضي‌ جاهاي‌ رساله‌ي‌ ايشان‌ دادم‌.
اين‌ رساله‌ در واقع‌ جوابيه‌ي‌ رساله‌ي‌ «حديث‌ غدير، سندگوياي‌ ولايت‌» كاري‌ از «گروه‌ معارف‌ و تحقيقات‌ اسلامي‌ قم‌» است‌ كه‌ در تيراژ بالا و به‌ صورت‌ رايگان‌ در مناطق‌ اهل‌ سنّت‌ توزيع‌ شده‌ است‌. به‌ همين‌ علّت‌ ما نام‌ رساله‌ را «حديث‌ غدير، مولاي‌ مؤمنان‌ و ما اهل‌ سنّت‌» گذاشته‌ايم‌، اما متأسفانه‌ بايد بگويم‌ چون‌ خزانه‌ي‌ بيت‌المال‌ در اختيارمان‌ نيست‌، نمي‌توانيم‌ آن‌ را رايگان‌ توزيع‌ نماييم‌! 
به‌ جاي‌ من‌ ابوبكر را در نماز مقدم‌ كنيد!
رسول‌ خدا (ص) در مرض‌ وفات‌ كه‌ نمي‌توانستند به‌ مسجد بروند، با اصرار عجيبي‌ مي‌خواستند در همه‌ي‌ نمازها ابوبكر (رض) به‌ جاي‌ او مقدم‌ شود؛ به‌ حدّي‌ كه‌ يك‌ وقت‌ كه‌ حضرت‌ ابوبكر (رض) حضور نداشت‌ و مردم‌ حضرت‌ عمر (رض) را جلو نمودند: فرمودند:
«پس‌ ابوبكر كجاست‌؛ خداوند و مؤمنان‌ ابا دارند كه‌ كسي‌ ديگر غير از ابوبكر در نماز مقدم‌ شود»(سنن‌ ابوداود: السنّة / باب‌ 11 + مستدرك‌ حاكم‌: 641/3. ).
در روايتي‌ ديگر آمده، وقتي‌ آن‌ حضرت‌ ديدند عمر جلوي‌ مردم‌ قرار گرفته‌ با ناراحتي‌ فرمودند:
«نه‌، نه‌، جز فرزند ابوقحافه‌ نبايد كسي‌ ديگر در نماز جلوي‌ مردم‌ قرار گيرد»(مسند احمد: 322/4 + تمهيد ابن‌ عبدالبرّ: 119/9. ). 
عقيده‌ بر اين‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا (ص)، تمام‌ كارها و اقوالش‌ بر مبناي‌ وحي‌ يا به‌ تأييد وحي‌ بوده‌ است‌