 نفسه‌؟ قالوا: بلي‌. قال‌: فأخذ بيد علي‌ فقال‌: من‌ كنت‌ مولاه‌ فعلي‌ّ مولاه‌، اللهم‌ وال‌ من‌ والاه‌ وعاد من‌ عاداه‌، قال:‌ فلقيه‌ عمر بعد ذلك‌ فقال‌ له‌: هنيئاً يا ابن‌ ابي‌طالب‌! أصبحت‌ وأمسيت‌ مولي‌ كل‌ مؤمن‌ و مؤمنة» ( مسند احمد: 4 / 281.). «آيا شما نمي‌دانيد كه‌ من‌ براي‌ مؤمنين‌ عزيزتر از جانشان‌ هستم‌؟ عرض‌ كردند: چرا نيستيد! فرمودند: آيا نمي‌دانيد كه‌ من‌ براي‌ هر مؤمن‌ محبوب‌تر از جانش‌ هستم‌؟ عرض‌ كردند: چرا نيستيد! سپس‌ دست‌ علي‌ را گرفته‌ و فرمودند: هر كس‌ مرا دوست‌ دارد، (بايد) علي‌ را نيز دوست‌ داشته‌ باشد. پروردگارا! هركس‌ علي‌ را دوست دارد، او را دوست‌ بدار! و هر كس‌ كه‌ با علي‌ دشمني‌ مي‌كند، او را دشمن‌ بدار. حضرت‌ براء (رض) مي‌گويد: بعد از اين‌ سخن‌، حضرت‌ عمر (رض) نزد حضرت‌ علي‌ (رض) رفته‌ و فرمود: اي‌ علي‌! مباركت‌ باشد، از امروز محبوب‌ هر مرد و زن‌ مؤمن‌ هستي‌.
سند حديث‌ غدير 
«حديث‌ غدير» اگرچه‌ نه‌ «متواتر» است‌ و نه‌ «متفق‌عليه‌» (بعضي‌ از علماي‌ صاحب‌نظر همچون‌ علامه‌ ابن‌تيميه‌، ابوداود، ابوحاتم‌ رازي‌، و غيره‌ در مورد صحت‌ اين‌ حديث‌ نظريات‌ مختلفي‌ را ارائه‌ كرده‌ و آن‌ را «ضعيف‌» مي‌دانند.)، اما طبق‌ قول‌ راجح‌، حديث‌ صحيح‌ است‌ و با طرق‌ متعدد روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ اصطلاحاً بعضي‌ از آنهادر درجه‌ي‌ «صحيح‌»، و بعضي‌ در درجه‌ي‌ «حسن‌» قرار دارد. و بنابر روايت‌ شدن‌ از طرق‌ متعدد، اين‌ حديث‌ از زمره‌ي‌ «مشهور» به‌ شمار مي‌آيد، و شهادت‌ و گواهي‌ علاّمه‌ ابن‌حجر عسقلاني‌ (رح) و علاّمه‌ ابن‌حجر هيتمي‌ (رح)  در مورد صحت‌ اين‌ حديث‌، كافي‌ مي‌باشد.
علاّمه‌ ابن‌حجر در «فتح‌الباري‌، شرح‌ صحيح‌ بخاري‌» مي‌فرمايد:
«حديث‌ «من‌ كنت‌ مولاه‌ فعلي‌ مولاه‌» را ترمذي‌ و نسايي‌ بيان‌ كرده‌اند و با طرق‌ مختلف‌، روايت‌ شده‌ است‌. «ابن‌عقده‌» در كتابي‌ مسقل‌، همه‌ي‌ طرق‌ آن‌ را جمع‌آوري‌ كرده‌ است‌. خيلي‌ از اسانيد اين‌ حديث‌ در مرتبه‌ي‌ «صحيح‌» و «حسن‌» قرار دارند (فتح‌الباري‌ شرح‌ بخاري‌: 7 / 74. ).
علاّمه‌ ابن‌حجر هيتمي‌ (رح)  نيز در مورد اين‌ حديث‌ مي‌گويد:
«بدون‌ ترديد اين‌ حديث‌، صحيح‌ است‌. جماعتي‌ از محدثين‌ مانند ترمذي‌، نسايي‌ و احمد (رحمهم ‌الله) اين‌ حديث‌ را تخريج‌ كرده‌اند. اين‌ حديث‌، اسانيد بسيار دارد. شانزده‌ صحابي‌، اين‌ حديث‌ را روايت‌ كرده‌اند و مطابق‌ با يك‌ روايت‌ مسند احمد، سي‌ صحابي‌ اين‌ حديث‌ را از حضرت‌ رسول‌اكرم‌ (ص) شنيده‌اند. هنگامي‌ كه‌ در دوره‌ي‌ خلافت‌ حضرت‌ علي‌ (رض) با وي‌ مخالفت‌ شد، اصحاب‌ به‌ وسيله‌ي‌ همين‌ حديث‌ گواهي‌ دادند. بسياري‌ از اسانيدش‌، به‌ درجه‌ي‌ «صحيح‌» و «حسن‌» رسيده‌اند.
سخن‌ افرادي‌ كه‌ بر صحت‌ اين‌ حديث‌، اعتراض‌ كنند يا با اين‌ قول‌ كه‌ در آن‌ وقت‌ حضرت‌ علي‌ (رض) در يمن‌ بوده‌ است‌، حديث‌ را رد كنند، بي‌اعتبار است‌؛ چراكه‌ بازگشت‌ حضرت‌ علي‌ (رض) از يمن‌ و شركتش‌ همراه‌ رسول‌الله (ص) در حجةالوداع‌، به‌ ثبوت‌ رسيده‌ است‌. 
همچنين‌ سخن‌ كساني‌ كه‌ گفته‌اند: «اللهم‌ وال‌ من‌ والاه‌» بر حديث‌ اضافه‌ شده‌ است‌، پذيرفتني‌ نيست‌؛ براي‌ اين‌كه‌ اين‌ اضافه‌، با چندين‌ سند روايت‌ شده‌ است‌ و امام‌ ذهبي‌ (رح)  بيشتر سندها را صحيح‌ قرار داده‌ است‌ ( الصواعق‌ المحرقة، ص‌ 42.).
محورهاي‌ خطبه‌ي‌ غدير
اگر نگاهي‌ دقيق‌ به‌ متن‌ كامل‌ «حديث‌ غدير» داشته‌ باشيم‌ اين‌ نتيجه‌ را خواهيم‌ يافت‌ كه‌ اين‌ خطبه‌ از دو بخش‌ تشكيل‌ شده‌ است‌؛ يكي‌ فضيلت‌ و عظمت‌ اهل‌ بيت‌، 
دوم‌ محبّت‌ و دوستي‌ با حضرت‌ علي‌ (رض).
قسمت‌ اول‌ به‌ «حديث‌ ثقلين‌» و بخش‌ دوم‌ به‌ «حديث‌ موالات‌» شهرت‌ دارد. البته‌ اختلاف‌ و غوغاي‌ ايجاد شده‌ و بازار گرم‌ و داغ‌ نويسندگان‌ مربوط‌ به‌ بخش‌ دوم‌ حديث‌، يعني‌ «حديث‌ موالات‌» مي‌باشد كه‌ از آن‌ امامت‌ بلافصل‌ حضرت‌ علي‌ (رض) را ثابت‌ مي‌كنند، اما بخش‌ اول‌ از اهميّت‌ قابل‌ توجهي‌ برخوردار است‌ كه‌ به‌ فهم‌ و درك‌ بهتر بخش‌ دوم‌ نيز كمك‌ مي‌كند، به‌ همين‌ علّت‌ ابتدا مختصري‌ در مورد «حديث‌ ثقلين‌».
 
حديث‌ ثقلين‌
حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) در ابتداي‌ اين‌ خطبه‌، چنين‌ فرمودند:
« أما بعد؛ ألا أيها الناس فإنما أنا بشر يوشك أن يأتي رسول ربي فأجيب، وأنا تارك فيكم ثقلين أولهما كتاب الله فيه الهدى والنور فخذوا بكتاب الله واستمسكوا به، فحثَّ على كتاب الله ورغَّب فيه، ثم قال: وأهل بيتي، أذكركم الله في أهل بيتي، أذكركم الله في أهل بيتي، أذكركم الله في أهل بيتي».( رواه‌ مسلم‌.)
«هان‌ اي‌ مردم‌! همانا من‌ هم‌ انسان‌ هستم‌، و نزديك‌ است‌ كه‌ پيك‌ پروردگارم‌ (مرگ‌) به‌ سراغم‌ بيايد و من‌ اجابتش‌ كنم‌، در ميان‌ شما دو چيز گران‌بها بر جاي‌ مي‌گذارم‌؛ يكي‌ «كتاب‌الله» است‌ ـ كه‌ در آن‌ هدايت‌ و نور مي‌باشد ـ پس‌ از آن‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) مردم‌ را تشويق‌ به‌ چنگ‌ زدن‌ به‌ كتاب‌ الله كردند. سپس‌ فرمودند: ديگري‌ «اهل‌ بيت‌»ام‌، درباره‌ي‌ اهل‌ بيتم‌، شما را متوجه‌ پروردگار مي‌كنم‌، خدا را در نظر داشته‌ باشيد».
«إني قد تركت فيكم الثقلين: أحدهما أكبر من الآخر، كتاب الله عز و جل، حبل ممدود من السماء إلى الأرض، وعترتي أهل بيتي، ألا إنهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض»( نسايي‌: ج‌5، ص‌45. مسند احمد: ج‌3، ص‌17 و 26.).
من‌ در ميان‌ شما دو چيز گران‌قدر كه‌ يكي‌ از ديگري‌ بزرگ‌تر است‌ گذاشتم‌؛ كتاب‌ الله و خاندانم‌ اهل‌ بيت‌ من‌، اكنون‌ ببينيد پس‌ از من‌، شما با آنان‌ چگونه‌ رفتار مي‌كنيد؟ چراكه‌ اين‌ دو از هم‌ جدا نمي‌شوند تا اين‌كه‌ در حوض‌ كوثر نزد من‌ بيايند.
حديث‌ ثقلين‌ و ترجمه‌ي‌ آن‌ تقديم‌ شد؛ رسول‌الله (ص) در اين‌ خطبه‌اش‌، «ثقلين‌» يعني‌ دو چيز گران‌بها را ذكر فرمودند و خاطر نشان‌ ساختند كه‌ من‌ دو چيز را گذاشته‌ و مي‌روم‌، اوّلي‌ «كتاب‌الله»؛ آن‌گاه‌ توجه‌ مردم‌ را به‌ چنگ‌ زدن‌ به‌ «كتاب‌الله» و عمل‌ بر آن‌ مبذول‌ داشتند و فرمودند: مقام‌ «كتاب‌الله» والاتر از هر چيز ديگري‌ است‌. پس‌ از بيان‌ فضايل‌ «كتاب‌الله»، از «اهل‌بيت‌» نام‌ برده‌ و فرمودند: درباره‌ي‌ «اهل‌ بيتم‌» شما را متوجه‌ پروردگار مي‌كنم‌.
تنها چيزي‌ كه‌ از روايت‌ مسلم‌ معلوم‌ مي‌شود اين‌ است‌ كه‌ هدف‌ از ذكر «اهل‌بيت‌»، معرفي‌ كردن‌ حقوق‌ «اهل‌بيت‌» و خوش‌رفتاري‌ مردم‌ با آنهاست‌، به‌ همين‌ خاطر، ايشان‌ (طبق‌ روايت‌ مسلم‌) درباره‌ي‌ آنها فرمودند: درباره‌ي‌ اهل‌ بيتم‌ خدا را ياد