ه پایان رساند او را از عمل آن جوان، مطلع ساختند. گفت: در او آثار نفاق می‌بینم لذا رسول‌ خدا ص را در جریان کار او قرار می‌دهم. آن جوان نیز به نوبه خود گفته بود که من از دست معاذ، به آن حضرت ص شکایت خواهم کرد. روز بعد هر دو به محضر پیامبر اکرم صرسیدند. معاذ رسول‌الله ص را از کار دیشب آن جوان با خبر ساخت، آن جوان در پاسخ گفت: ای رسول‌ خدا ص! معاذ تا دیروقت نزد شما می‌ماند، سپس نزد ما می‌آید و با طولانی خواندن نماز، ما را خسته و ناراحت می‌کند. رسول‌الله ص خطاب به معاذ فرمود: «أفتّان أنت یا معاذ» (ای معاذ! آیا می‌خواهی مردم را در فتنه بیندازی؟!).
سپس روی به آن جوان کرد و فرمود: ای برادرزاده! تو در نماز، چه می‌خواهی؟ گفت: سوره فاتحه را می‌خوانم و از خداوند طلب بهشت می‌کنم و از آتش دوزخ، به او پناه می‌برم و از زمزمه‌ی و معاذ در نماز، سر در نمی‌آورم. پیامبر ص فرمود: من و معاذ نیز کم و بیش، همین اندازه می‌خوانیم.
جوان (که از نیروی ایمانی قوی، برخوردار بود) گفت: فردا که دشمن حمله کند، معاذ خواهد دانست (که چه کسی برنده خواهد شد).
راوی می‌گوید: چون قبلاً خبر حمله دشمن رسیده بود، جنگی بین مسلمانان و کفار درگرفت و آن جوان، به مقام رفیع شهادت نایل آمد. پس از آن حادثه، رسول‌ اکرم ص به معاذ فرمود: سرانجام کار آن جوان چه شد؟ معاذ گفت: ای رسول خدا ص! او با خدا صادق بود، شهید شد ولی من، صادق نبودم[1].

--------------------------------------
1.ابن خزیمه در صحیح خود، (1634) و بیهقی با سند جید. اصل داستان در صحیحین نیز آمده است. در مسند احمد و بیهقی روایتی از ابن عباس نقل شده است که رسول‌الله ص یک بار در نماز فجر به جز فاتحه، چیزی دیگر قرائت ننمود، بنده این روایت را حسن قرار داده بودم بعداً متوجه شدم که مدار آن بر حنظله دوسی می‌باشد و او ضعیف است. از اینرو از آن صرف نظر کردم که خداوند بهتر از آن را به من عنایت کرد یعنی حدیث فوق معاذ را.رسول‌الله ص دو رکعت نماز صبح و دو رکعت اول نماز مغرب و عشاء را با صدای بلند می‌خواند. و نمازهای ظهر و عصر و رکعت سوم نماز مغرب و دو رکعت آخر نماز عشاء را آهسته می‌خواند[1] و نمازگزاران، قرائت آن حضرت ص را در نمازهای سری (آهسته) با حرکت فک مبارک ایشان[2] و گاهی با شنیدن آیه‌ای، درک می‌کردند[3].
همچنین در نمازهای جمعه و عیدین و نماز باران[4] و خورشیدگرفتگی[5]، با صدای بلند، قرائت می‌خواند[6].

--------------------------------------
1.این مورد از جمله مواردی است که همه مسلمانان به آن اتفاق نظر دارند (الارواء، 345).
2.بخاری و ابوداود.
3.بخاری و مسلم.
4.بخاری و ابوداود.
5.بخاری و مسلم.
6.بخاری و مسلم.حمد و سپاس شایستة خدایی است که نماز را بر بندگانش فرض، و آنها را به اقامه و ادای احسن آن، امر نمود و رستگاری و سعادت دنیا و آخرت را مرهون خشوع در نماز قرار داد و آن را مرز میان کفر و اسلام و بازدارنده از زشتی‌ها و منکرات تعیین نمود.
و درود و سلام بیکران بر محمد مصطفی ص، مخاطب این سخن پروردگار که فرمود:
«وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ» (نحل: 44).
«قرآن را بر تو فرودآوردیم تا آنچه را که بر تو نازل می‌شود، برای مردم تبیین کنی».
ایشان نیز امتثال امر نموده، احکام نازل شده از جانب خدا را به نحو احسن بیان فرمودند، خصوصاً نماز را به وسیله گفتار و کردار خویش برای امتش شرح داد. تا جایی که یک مرتبه بر روی منبر مسجد خویش نماز گزارد و همان جا قیام و رکوع نمود، و پس از اتمام نماز فرمود: «إنّما صنعت هذا لتأتمّوا بی و لتعلموا صلاتی»[1].
(من چنین کردم تا شما به من اقتدا کرده، نماز خواندن مرا بیاموزید). همچنین فرمود: «صلّوا کما رأیتمونی أصلّی»[2] (نماز بخوانید همانطور که دیدید من نماز خواندم).
و به کسی که مانند ایشان نماز بخواند، مژده داده است که خداوند او را وارد بهشت می‌سازد. چنانکه می‌فرماید: خداوند پنج وعده نماز را بر بندگانش فرض کرده است، هر کس به نحو احسن وضو بگیرد و آنها را با رکوع و سجده کامل و خشوع، در اوقاتشان ادا نماید، خداوند تعهد نموده که گناهانش را بیامرزد و هر کس چنین نکند، خداوند هیچ‌گونه تعهدی در مورد او ندارد، خواه بیامرزد یا عذابش دهد[3].
و درود و سلام بر آل و اصحاب نیکوکار رسول‌الله ص کسانی که طریقه نماز و گفتار و کردار ایشان را به ما رسانیدند و تنها راه و روش رسول خدا ص را مذهب خود و مذهب نسل‌های بعدی معرفی کردند.
پس از چهار سال که کتاب الصلاه «الترغیب و الترهیب» حافظ منذری را، با برخی از برادران، به پایان رسانیدیم، یقین نمودیم که نماز، در اسلام جایگاه بسیار رفیعی دارد و هر کس آن را به نحو احسن اقامه و ادا نماید، نزد خداوند پاداش بس بزرگی خواهد داشت.
و طبعاً نقص و کمال نماز فرد، وابسته به اینست که نمازش چقدر با نماز رسول‌الله ص شباهت و همخوانی داشته باشد، چنانکه رسول‌الله ص فرموده: «إنّ العبد لیصلّی مایکتب له منها إلا عشرها، تسعها، ثمنها، سبعها، سدسها، خمسها، ربعها، ثلثها أو نصفها»[4] (گاهی بنده، نماز می‌خواند و در پایان، برایش نصف نماز یا یک سوم یا یک چهارم و یا ... یک دهم آن، منظور می‌شود).
بنابراین خدمت برادرانم عرض کردم که ما هرگز نمی‌توانیم نمازمان را با نماز رسول‌الله ص وفق بدهیم مگر اینکه مفصلاً روش نماز ایشان را یاد بگیریم و به کیفیت واقعی، واجبات، اذکار و دعاهای آن پی ببریم و سپس برای تطبیق عملی آن، دست به کار شویم. آنگاه، ممکن است نمازهای ما (دارای روح بوده و) بتواند ما را از کارهای زشت باز دارد و مستحق اجر و ثواب موعود نماید.
بی‌تردید، پی بردن و عملی نمودن چنین نمازی برای عموم مردم و حتی برای برخی از علما نیز به خاطر پیروی از مذاهب مختلف، دشوار است. چون در هر یک از مذاهب، سنت‌هایی وجود دارد که در مذهب دیگر یافت نمی‌شود و در میان همه‌ی آنها، برخی از سنت‌ها و احادیث، به چشم می‌خورد که نسبت آنها به پیامبر خدا ص ثابت نشده است. به ویژه در کتاب‌های متأخرین که این‌گونه موارد بیشتر یافت می‌شود[5].
گاهی دیده می‌شود که برخی با اعتماد کامل، حدیثی را به رسول‌الله ص نسبت می‌دهند در حالی که نسبت آن به پیامبر خداص، صحیح نمی‌باشد[6].
بدین جهت علمای حدیث که خداوند به آنها جزای خیر دهد بعضی از کتاب‌های مشهور را تحقیق و تخریج نموده، صحت و سقم احادیث موجود در آنها را بیان داشته‌اند. مانند «العنایه بمعرفه أحادیث الهدایه» و «الطرق و الوسائل فی تخریج أحادیث خلاصه الدلائل» که هر دو، تألیف شیخ عبدالقادر بن محمد قرشی حنفی می‌باشند.
همچنین کتاب «نصب الرایه لأحادیث الهدایه» حافظ زیلعی که حافظ ابن حجر آن را به نام «الدرایه» خلاصه نموده است و «التخلیص الحبیر فی تخریج احادیث الرافعی الکبیر» نیز از ابن حجر می‌باشد و کتاب‌های دیگری که از ذکر نام یکایک آنها معذوریم.
به خاطر همین بود که بنده دست به کار شدم و کتاب حاضر را جمع‌آوری نمودم تا کیفیت (واقعی