ن ژاپن که در توکیو و اوزاکا سکونت دارند، از من سؤال کرده‌اند که: حقیقت دین اسلام چیست؟ مذهب یعنی چه؟ و آیا برای کسی که تازه مسلمان می‌شود لازم است که پیرو یکی از مذاهب چهارگانه بشود یا خیر؟ به خاطر اینکه در این مورد اینجا اختلافی رخ داده است؛ گروهی از روشنفکران «یابونا» که قصد داشتند مسلمان بشوند به «جمعیت مسلمانان» توکیو مراجعه نمودند. مسلمانان هندی می‌گفتند باید اینها حنفی بشوند زیرا ابوحنیفه چراغ امت محمد ص است. اما مسلمانان اندونزی ساکن در اینجا، می‌گفتند اینها باید مذهب شافعی را اختیار کنند! ژاپنی‌های تازه وارد، با دیدن این معرکه دچار تردید گشتند و خلاصه اینکه مسئله‌ی مذهب، سدی بر سر راه ایمان آوردنشان قرار گرفت!».

--------------------------------------
1.ابن عبدالبر در «جامع بیان العلم» (2/81 و 82).
2.منبع سابق.
3.منبع سابق، (ص 89).
4.(فصل ششم) کتاب «مالایجوز فیه الخلاف» (65-72).
5.«البحر الرائق».
6.اخیراً غزالی در برخی از کتابهایش مانند «السنة بین اهل الفقه و اهل الحدیث» ثابت نمود که خود نیز از آن جمله داعیانی است که در سرگردانی به سر می‌برند! قبلاً نیز ما در خلال بحث‌‌هایی که در مورد مسائل فقهی با او داشتیم و از کتاب‌هایش حدس می‌زدیم که ایشان در سرگردانی به سر می‌برد و در مورد حدیث، دچار انحراف شده است و بر اساس عقل خویش به بیان صحت و سقم احادیث می‌پردازد. ایشان برای این کار، نیازی نمی‌بیند که به علم حدیث و قواعد مخصوص آن و به متخصصین فن مراجعه کند بلکه آنچه را که با عقلش درست دربیاید، می‌پذیرد گرچه ضعیف باشد و آنچه را که با عقلش درست درنیاید نمی‌پذیرد گرچه صحیح و متفق‌علیه باشد چنانکه خود در این مورد در پی مقدمه‌ای که بنده بر کتاب ایشان «فقه السیره» نوشته‌ام تصریح نموده است.
بنده احادیث این کتاب را بنابر درخواست خود ایشان به واسطه یکی از برادران یکی از برادران ازهری، تحقیق و تخریج نمودم به گمان اینکه ایشان برای سنت و سیرت پیامبر خدا  ص اهمیت ویژه‌ای قایل است و نمی‌خواهند آنچه را که واقعیت ندارد در آن درج نمایند. ولی ایشان بعداً تحت عنوان «حول أحادیث هذا الکتاب» ضمن اینکه تخریج شده را ستوده‌اند، از روش ویژه خود در مورد تصحیح و تضعیف احادیث سخن گفته‌اند به نظر ایشان می‌توان از متن حدیث بدون در نظر گرفتن سند، به صحت و ضعف آن پی برد که گاهی ممکن است حدیث صحیح مورد قبول نیفتد ولی حدیث ضعیف، پذیرفته شود.
ایشان می‌خواهد به خواننده کتاب خود بگوید: این‌گونه تحقیقات علمی چندان اهمیتی ندارد به خاطر اینکه دیدگاه‌ها متفاوت است، ممکن است متن حدیث صحیح را شخصی نقد کرده و مورد قبول واقع نشود. اینطور معلوم می‌شود که به نظر ایشان دین مجموعه‌ای از هواها و خواهشات است که منوط به آرای اشخاص می‌باشد و هیچ‌گونه ضابطه و قانونی وجود ندارد. باید گفت که علمای اسلام به اتفاق، چنین روشی را مردود می‌دانند و برآنند که : «الاسناد من الدین ولولا الاسناد لقال من شاء ماشاء» (سند و اسناد، جزو دین است اگر سند وجود نمی‌داشت هر کس هر چه دلش می‌خواست بیان می‌کرد). ولی آقای محمد غزالی (خداوند هدایتش نماید) در بسیاری از احادیث کتابش (السیرة) از همین روش استفاده نموده است؛ اکثر احادیث را بدون ذکر سند آورده است و آنهایی که با سند ذکر شده‌اند نیز برخی ضعیف و غیر قابل قبول می‌باشند، اما با این حال، نویسنده با افتخار تحت عنوان مذکور می‌گوید: من سعی می‌کردم که منهج معتدلی را در پیش گیرم و به مصادر مورد احترام، اعتماد کنم که بی‌گمان در این میدان موفق شده و توانسته‌ام اخباری را گردآوری کنم که هر دانشمند آگاهی به آن مطمئن گردد)!
حال اگر از ایشان سؤال شود شما طبق کدام قاعده و قانون دست به چنین اجتهادی زده‌اید؟ آیا مطابق با علم اصول حدیث که تنها راه شناخت سند صحیح می‌باشد؟
یقیناً پاسخی جز اینکه بگوید در این مورد به رأی شخصی خویش اعتماد نموده‌ام، ندارد. که چنین اعتمادی و روشی، یقیناً باطل است به دلیل اینکه برخی از روایت‌های صحیح را تضعیف نموده و برخی از روایات ضعیف را تصحیح نموده است حتی روایات شیخین را در برخی موارد تضعیف نموده است چنانکه بنده این را در مقدمه تحقیقم بر کتاب ایشان نوشته‌ام که در چاپ اول آن را درج نموده ولی در چاپ‌های بعدی آن را حذف کرده است. و برخی از برادران معتقد بودند که هدف ایشان از درخواست برای تحقیق و تخریج احادیث کتاب، توسط بنده فقط به خاطر این بوده است تا کتابش نزد آن دسته از خوانندگان که به زحمت خادمین سنت ارج می‌نهند، به فروش برسد.
و از کتابی که اخیراً منتشر کرده بنام «السنة النبویة بین أهل الفقه و أهل الحدیث» برای همگان روشن شد که ایشان معتزلی المنهج می‌باشند و برای زحمات علمای حدیث در مورد بیان صحت و سقم احادیث، کوچکترین ارزشی قایل نیست همچنین به کاو‌ش‌های علمی فقها و اصول و قوانینی که وضع نموده‌اند هیچ‌گونه بهایی قایل نیست که بحمدالله برخی از برادران فاضل همچون دکتر ربیع مدخلی در مجله افغانی «المجاهد» شماره 9 و 11 و صالح‌بن عبدالعزیز بن محمد آل شیخ در کتاب «المعیار لعلم الغزالی» به نحو مطلوب، سخنان وی را رد کرده‌اند.برخی می‌پندارند که هدف ما از دعوت به سوی سنت و ترک اقوال مخالف سنت، اینست که سخنان ائمه‌ی اسلام به باد فراموشی سپرده شود و از اجتهاد و آرای آنها هیچ‌گونه استفاده‌ای نشود.
جواب: بنده با جرأت می‌گویم: ما هرگز به خود، چنین اجازه‌ای نمی‌دهیم. این پندار در مورد دعوت ما کاملاً بیهوده و باطل است شما اگر با آنچه که از اول مقدمه تا اینجا گفته شد، دقت کنید، بیشتر به بطلان این گمان، پی خواهید برد. زیرا هدف دعوت ما اینست که دین را در مذهب، خلاصه نکنیم یا به عبارتی، مذهب را دین نسازیم و جایگاه کتاب خدا و سنت پیامبر ص را به آن واگذار نکنیم که به هنگام تنازع و اختلاف به جای قرآن و سنت، به مذهب رجوع کنیم.
چنانکه برخی از فقها و مفتیان معاصر چنین می‌کنند: آنها برای استنباط احکام در مورد رویدادهای جدید و احوال شخصی و همچنین مسائل جدید نکاح و طلاق، لزومی نمی‌بینند که برای تشخیص حق از باطل و ثواب از خطا به کتاب خدا و سنت پیامبر ص مراجعه کنند بلکه بر اساس نصوص همان کتاب فقهی به استنباط احکام می‌پردازند، به بهانه‌ی اینکه اختلاف، رحمت است یا مصلحت چنین اقتضا می‌کند یا این برای مردم، آسان‌تر خواهد بود و یا رخصت چنین است و ...
سلیمان تیمی رحمه الله زیبا گفته‌اند: «اگر بر رخصت هر عالم، عمل کنی، هر چه بدی است در تو جمع خواهد شد»[1]. عقبه می‌گوید: «مطلب فوق، اجماعی است که هیچکس خلاف آن را گفته است».
پس معلوم شد آن چیزی که ما قبول نداریم و رد می‌کنیم، اجماع امت نیز آن را قبول ندارد و رد می‌کند.
اما رجوع به سخنان ائمه و کمک گرفتن و استفاده از آرای آنها برای فهمیدن مسائل اختلافی که حکم آن در کتاب خدا و سنت پیامبر ص تصریح نشده یا نیاز به ت