داي تعالي حق را بر باطل مياندازد و باطل را از بين ميبرد چنانكه فرموده: (بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ) ولي براي شما وزر و وبالي ميماند (وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ).
حكايت قاسم بن زكرياي مطرز مشهور است كه بر عباد بن يعقوب اسدي رواجني رافضي كه اهل بدعت ولي در نقل حديث راستگو بود وارد شد، گويد عباد مذكور به من گفت دريا را چه كس حفر نموده؟ گفتم خداي تعالي. گفت چنين است ولي آنكه حفر نمود چه كسي بود؟ گفتم شيخ بيان كند؟ گفت حفر كننده علي بود (اما نگفت چه زمان حفر كرد آيا قبل از آنكه خلق شود و يا در بين جنگ صفين و جمل) باز عباد پرسيد چه كسي آنرا جاري كرد؟ گفتم شيخ بيان كند، گفت: حسين آنرا جايز كرد. و ابن عباد نابينا بود من ديدم شمشير و سپري آنجاست، گفتم براي چيست و مال كيست؟ عباد گفت اين را تهيه كرده ام تا در صف مهدي قتال كنم، پس بار ديگر بر او وارد شدم، پرسيد دريا را كه حفر كرده؟ گفتم معاويه و عمرو بن عاص آنرا جاري ساخته، يك مرتبه فرياد او بلند شد و من فرار كردم، او ميگفت دشمن خدا را بگيريد و بكشيد. محمد بن جرير گويد، شنيدم عباد بن يعقوب ميگويد هر كس در نماز خود از دشمنان اصل محمد بيزاري نجويد با آنان محشور ميگردد.دليل سي و پنجم بر امامت علي رضى الله عنه :

گويد: ((برهان سي و پنجم آيه ي 119 سوره ي توبه: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ) خدا ما را به همراهي راستگويان امر كرده و معصوم آنست كه صدق او معلوم باشد و از خلفاي اربعه علي معصوم مي باشد. و از ابن عباس روايت شده كه آيه درباره ي علي نازل شده است)).رد دليل حلي و نادرست بودن استدلال او:

در جواب گوييم: اول ابوبكر صديق است و صديق از صادق بالاتر است، پس او اولين كسي است كه مشمول آيه مي باشد، پس واجب است كه ما با ابوبكر باشيم و اگر خلفاي اربعه همه صديق باشند پس اختصاص به علي ندارد. دوم: اين آيه درباره ي كعب بن مالك نازل شد كه او از جنگ تبوك تخلف نموده بود و به بركت صدق و راستي مورد رحمت و بخشش قرار گرفت و كتب تفسير و صحاح بر اين مطلب متففند و در اينصورت نمي توان آنرا اختصاص به علي دانست، و بعلاوه كعب بن مالك كه آيه درباره ي او نازل شده احدي نگفته كه او معصوم بوده پس لازم نيست كه صادق معصوم نيز باشد.سوم: آيه جمع است و فرموده با صادقين باشيد و علي واحد است و نمي تواند مراد تنها او باشد زيرا نفرموده با صادق باشيد.
چهارم: معني آيه اينست كه راست بگوييد و از دروغگويان نباشيد چنانكه در سوره ي بقره آيه ي 43 فرموده: (وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ) يعني با ركوع كنندگان ركوع كنيد، نه آنكه در هر چيزي با راكعين و يا صادقين باشيد حتي در كارهاي مباح و در خوردن و پوشيدن يعني در وصف صدق باشيد.دليل سي و ششم بر امامت علي رضى الله عنه  و جواب آن به جعلي بودن دليل:

گويد: ((برهان سي و ششم از آيات دال بر امامت علي قول خداي تعالي در سوره ي بقره آيه ي 43 (وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ) از ابن عباس روايت شده كه اين آيه در حق علي و محمد نازل شده و اين دو اول كساني هستند كه نماز و ركوع كردند، پس علي امام است)).گوييم: اول ما نمي پذيريم كه اين صحيح است، دليل شما بر صحت اين خبر چيست؟.دوم: به اتفاق اهل علم به حديث، اين ساخته شده و دروغ است و ابن عباس نگفته و تازه قول وي حجت نيست.سوم: اين آيه در سوره ي بقره ميباشد و اين سوره به اتفاق مسلمين در مدينه نازل شده و اين آيه در سياق آيات خطاب به بني اسرائيل است كه به ايشان فرموده بياييد مسلمان شويد و نماز را با مسلمين و به طريقه ي ايشان با ركوع و جماعت بخوانيد، پس آيه ي مذكور بعد از هجرت نازل شده و در ابتداي بعثت نازل نشده تا اينكه گفته شود اختصاص به كساني دارد كه در ابتداي نماز و ركوع بجا مي آورند.چهارم: اگر مقصود از آيه علي و پيغمبر صلى الله عليه و سلم  بود، بايد گفته باشد مع الراكعين به فتح عين كه تثنيه باشد، و از صيغه جمع، فقط دو نفر اراده نمي شود بلكه سه نفر و يا از سه به بالا مقصود است، و تنها اراده ي دو نفر بر خلاف اجماع است.پنجم: اگر مراد ركوع با آن دو باشد پس حكم آيه به وفات آن دو منقطع ميشود، و ديگر احدي مأمور نيست تا با راكعين نماز بخواند. ششم: اكثر مردم قائلند كه ابوبكر قبل از علي با پيغمبر صلى الله عليه و سلم  نماز خوانده و قبل از علي ركوع كرده است.دليل سي و هفتم بر امامت علي و بطلان و دروغ بودن آن

گويد: ((برهان سي و هفتم قول خداي تعالي در سوره ي طه آيه ي 29: (وَاجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي) يعني: ((موسي گفت: خدايا برايم وزيري از خانواده ام قرار ده)) از طريق أبي نعيم از ابن عباس روايت شده كه پيغمبر صلى الله عليه و سلم  دست علي و دست مرا گرفت و ما در مكه بوديم و چهار ركعت نماز خواند سپس دو دست خود را به سوي آسمان بلند كرد و گفت خدايا موسي از تو سؤال كرد و من نيز سؤال ميكنم كه وزيري از خانواده ام قرار دهي علي بن ابي طالب برادرم را، به او پشتم را محكم نما و او را در امرم شريك كن، ابن عباس گويد، منادي را شنيدم كه ندا ميكند يا احمد طلب تو اجابت شد)).جواب: گوييم دانشمندان حديث در ساخته شدن اين حديث متفق اند و اين را قبيحترين دروغ بر پيغمبر صلى الله عليه و سلم  ميدانند و قرائن دروغ در آن بسيار است.اول: هنگامي كه رسول خدا صلى الله عليه و سلم  در مكه بود در اكثر مدت آن، هنوز ابن عباس متولد نشده بود و ابن عباس وقتي متولد شد كه بني هاشم در شعب محصور بودند بنابراين ابن عباس قبل از هجرت شير خوار بوده است، و در اين هنگام وضويي نمي گرفته و نمازي نميخوانده است. و پس از هجرت كه خدا رسول را به واسطه ي مهاجرين و انصار بي نياز كرد و او را تأييد نمود، و رسول خدا صلى الله عليه و سلم  از دنيا رحلت نمود در حاليكه ابن عباس هنوز به بلوغ نرسيده بود.دوم: بنابر ادعاي شما در اين دعا گفته علي را، در رسالت من شريك كن يعني: همچنانكه هارون برادر موسي در نبوت موسي، شريك او بود، علي نيز چنين باشد، آيا هيچ بي عقل و بي ديني مي گويد كه علي شريك رسالت پيغمبر بوده است؟!! اين شما رافضيان صاف و پوست كنده بگوييد علي پيغمبر بوده و كفر خود را ظاهر سازيد و بگوييد اين دعا نص در نبوت اوست. و اگر بگوييد شريك در كارها غير از نبوت بوده، پس ميرساند كه پيغمبر صلى الله عليه و سلم  در زمان حيات خود در امر امت مستقل نبوده است، پس ما بايد به پرسيم چه شركتي را ميخواهي درست كني.( يكي از قرائن كذب اين است كه ابن عباس مي گويد شنيدم منادي مي گويد يا احمد معلوم ميشود اين رافضي خيال كرده كه ابن عباس نيز مانند مرشدان صوفيه كه خود را محل و مورد نداي خداي تعالي ميشمرند او نيز نداي خدا را شنيده است!! شما كتاب تذكرة الأولياء عطار را ببينيد هر بي سرو پايي و هر   حقه بازي مي گويد خدا ندا كرد و با من چنين چنان گفت!! ثانيا: شيعيان زمان ما علي را شريك خدا ميدانند در اداره ي جهان بلكه به قول شيعه چهارده معصوم چشم و گوش 