‌ عبدالعزيز (رض) ايشان‌ به‌ علت‌ عدالتي‌ كه‌ داشتند گفتند:
«چيزي‌ را كه‌ رسول‌ خدا (ص) آن‌ را از فاطمه‌ منع‌ كرد، من‌ آن‌ را نمي‌گيرم‌. و آن‌ را بر اولاد فاطمه‌ رد مي‌كنم» (6) و اين‌ كار را كرد. پس با توجه‌ به‌ عملكرد ائمه‌ي‌ معصومين‌ از اهل‌ بيت‌، معلوم‌ شد كه‌ در تركه‌ي‌ آن‌ حضرت‌ (ص) ميراث‌ جاري‌ نيست (7).
و اما در مورد آيه‌ي‌ ﴿وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ...﴾  [نمل / آيه‌ 16] كه‌ ظاهراً دال بر اين‌ است‌ كه‌ انبيا هم‌ از ديگران‌ ارث‌ مي‌برند و هم‌ از آنان‌ ارث‌ برده‌ مي‌شود و مخالف‌ اين‌ حديث‌ قطعي‌ است‌ كه‌ به‌ روايت‌ معصومين‌ شیعه ثابت‌ شد. براي‌ حل‌ اين‌ اشكال‌ نيز به‌ اقوال‌ معصومين‌ بنا بر ادعای شیعه مراجعه‌ كرديم‌:
روى‌ الكليني‌ عن‌ أبي‌ عبدالله (رض) : 
«أن‌ سليمان‌ ورث‌ داود وأن‌ محمداً ورث‌ سليمان‌»
كليني‌ از ابوعبدالله جعفر صادق‌ (رض) روايت‌ مي‌كند كه‌ فرمود:
«سليمان‌ از داود و محمد (ص) از سليمان‌ ارث‌ برد».
پس‌ معلوم‌ شد كه‌ اين‌ وراثت‌ علم‌ و نبوت‌ و كمالات‌ عرفاني‌ است‌ نه‌ وراثت‌ مال‌ و متروكه‌، از نظر عقلي‌ نيز مطابق‌ قول‌ امام‌ دلالت‌ بر همين‌ وراثت‌ دارد؛ زيرا به‌ اجماع‌ اهل‌ تاريخ‌ حضرت‌ داود نوزده‌ پسر داشت‌، پس‌ همه‌ وارث‌ آن‌ حضرت‌ مي‌شدند. حال‌ آنكه‌ پروردگار به‌ طور اختصاصي‌ سليمان‌ را نام‌ مي‌برد، پس‌ چيزي‌ كه‌ به‌ سليمان‌ رسيده‌ و ديگر برادران‌ از آن‌ محروم‌ بوده‌اند همين‌ علم‌ و نبوت‌ است‌. 
همچنين‌ اين‌ نكته‌ را همه‌ مي‌دانند كه‌ پسر، وارث‌ پدر است‌، پس‌ چه‌ جاي‌ آنكه‌ در كلام‌ الهي‌ اين‌ ذكر شود، آيا اين‌ جزو لغويات‌ نمي‌باشد كه‌ قرآن‌ از آن‌ پاك‌ و منزه‌ است‌؟! پس‌ از آن‌ آيه‌ به‌ طور صريح‌ اشاره‌ مي‌فرمايد كه‌ اين‌ وراثت‌ علم‌ است‌: ﴿وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ وَقَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّيْرِ وَأُوتِينَا مِن کُلِّ شَيْءٍ) (8). «و گفت (سليمان (ع)): اى مردم! زبان پرندگان به ما تعليم داده شده، و از هر چيز به ما عطا گرديده».‏
پس‌ از اين‌ توضيحات‌ نتيجه‌ گرفتيم‌ كه‌ «فدك‌» به‌ فاطمه‌(رض)عطا نشده‌ بود و سه‌ دليل‌ عمده‌ اين‌ مسئله‌ را روشن‌ مي‌نمايد:
1ـ احاديثي‌ كه‌ امام‌ ابوداود آن‌ را از مالك‌ بن‌ اوس‌ حدثان‌ نقل‌ كرده‌ و سخنان‌ عمربن‌ عبدالعزيز (رض) كه‌ سينه‌ به‌ سينه‌ به‌ او رسيده‌ بود كه‌ پيامبر (ص) فدك‌ را به‌ فاطمه‌(رض) نداده‌ است‌.
2ـ اگر پيامبر (ص) فدك‌ را به‌ فاطمه(رض)داده‌ بود، جزو اموال‌ فاطمه‌ به‌ شمار مي‌آمد و فاطمه‌ در سخنانش‌ نمي‌گفت‌: ارث‌ مرا از فدك‌ و خيبر بدهيد. پس‌ سخنان‌ خود فاطمه‌ ثابت‌ مي‌كند كه‌ قبلاً به‌ اسم‌ او نبوده‌ است‌.
3ـ اينكه‌ اگر اين‌ باغ‌ قبلاً به‌ فاطمه(رض)‌ عطا شده‌ باشد، هبه‌اي‌ از طرف‌ رسول‌ الله (ص) است‌ و هبه‌ به‌ محض‌ قبض‌ تحت‌ ملكيّت‌ آن‌ طرف‌ در مي‌آيد و ديگر كاري‌ به‌ اموال‌ هبه‌ دهنده‌ ندارد. پس‌ اگر آن‌ را قبلاً به‌ فاطمه‌(رض)بخشيده‌ بود، همه‌ي‌ مردم‌ آن‌ زمان‌ مي‌دانستند و به‌ هيچ‌ وجه‌ ابوبكر (رض) و غير او نمي‌توانستند از ملكيّت‌ فاطمه‌(رض) خارج‌ نمايند همان‌ گونه‌ كه‌ نتوانستند حجره‌ي‌ او را به‌ نام‌ اينكه‌ جزو اموال‌ پيامبر (ص) است‌ از او بگيرند.
همگي‌ مي‌دانيم‌ حجره‌ي‌ فاطمه(رض)همانند حجره‌ي‌ عايشه(رض)و ازواج‌ مطهرات‌ جزو خانه‌هاي‌ پيامبر (ص) بود نه‌ مال‌ علي‌ (رض)، اما چون‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) آن‌ حجره‌ها را در زمان‌ خويش‌ به‌ همسرانش‌ و نيز حجره‌اي‌ را به‌ فاطمه(رض)و يكي‌ را به‌ اسامه‌ (رض) داده‌ بود، تحت‌ ملكيّت‌ آنها در آمد و از اموال‌ پيامبر (ص) خارج‌ شد. خطاب‌ قرآن‌ به‌ همسران‌ پيامبر (ص) اين‌ مطلب‌ را تأييد مي‌كند:
﴿وَقَرْنَ فِي بُيُوتِکُنَّ...﴾ (احزاب‌ /‌ 33) و در منازل‌ خود بمانيد... 
--------------------------------------------------------------------
1) فتوح‌ البلدان‌: ص‌ 44 و 45.
2) سنن ترمذي ح 3812، آلباني می گوید که این حدیث ضعیف است. (تصحیح کننده). 
3) تحفه‌ي‌ اثنا عشريه‌: ج‌ 2، ص‌ 556 ـ 555.
4) بخاري‌: كتاب‌ المغازي‌، قصة بني‌ النضير و كتاب‌ الخمس‌. أشعةاللمعات‌: ج‌3، ص‌ 479-477.
5) تحفه‌ اثنا عشريه‌: ج‌ 2، ص‌ 556.
6) أشعة اللمعات‌: ج‌ 3، ص‌ 479.
7) تحفه‌ي‌ اثنا عشريه‌: ص‌ 558 ـ 557.
8) جهت‌ تفصيل‌ بيشتر رجوع‌ كنيد به‌ تحفه‌ اثنا عشريه‌: ج‌ 2، ص‌ 562 ـ 559.* اشكال‌ ديگري‌ كه‌ برادران‌ اهل‌ تشيع‌ مطرح‌ مي‌كنند اينكه‌ فاطمه‌(رض)براي‌ بازگرداندن‌ فدك‌ نزد ابوبكر (رض) رفت‌ و با او به‌ گفتگو پرداخت‌ و به‌ ابوبكر گفت‌:
«رسول‌ خدا (ص) فدك‌ را در زمان‌ حياتش‌ به‌ من‌ عطا نموده‌، پس‌ آن‌ را به‌ من‌ بازگردان‌». علي‌ (رض) نيز بر راستي‌ گفتار فاطمه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ شهادت‌ داد ولي‌ ابوبكر نپذيرفت‌ و شاهدي‌ ديگر خواست‌. «اُم‌ ايمن‌» خدمتكار پيامبر (ص) نيز به‌ شهادت‌ برخاست‌ ولي‌ خليفه‌ پاسخ‌ داد كه‌:
«اي‌ دختر پيامبر (ص)! شهادت‌ جز با دو مرد و يا يك‌ مرد و دو زن‌ روا نيست‌» و بدين‌ شكل‌ ادعاي‌ فاطمه‌ را رد كرد (1). فاطمه‌ از شدّت‌ ناراحتي‌ ترك‌ صحبت‌ با ابوبكر را نمود در حالي‌ كه‌ پيامبر (ص) فرموده‌ بود: 
«فاطمة بضعة مني‌ فمن‌ أغضبها أغضبني‌» فاطمه‌ پاره‌ي‌ تن‌ من‌ است‌، هر كس‌ او را به‌ خشم‌ آورد مرا خشمگين‌ كرده‌ است‌.
* جواب‌: ادعاي‌ فاطمه‌ي‌ زهرا ـ رضي‌الله عنهاـ در مورد هبه‌ي‌ فدك‌ و شهادت‌ حضرت‌ علي‌ (رض) و ام‌ ايمن‌ يا حسنين‌، علي‌ اختلاف‌ الرويات‌ در كتب‌ اهل‌ سنت‌ اصلاً موجود نيست‌، اينها فقط‌ در منابع‌ اهل‌ تشيع‌ يافت‌ مي‌شود. با اين‌ حال‌ اهل‌ سنت‌ را به‌ جواب‌ دادن‌ ملزم‌ نمودن‌، كمال‌ سفاهت‌ است‌، بلكه‌ در كتب‌ اهل‌ سنت‌ خلاف‌ آن‌ موجود است‌. 
در مشكاة المصابيح‌ از روايت‌ ابوداود از مغيره‌ آورده‌ كه‌ چون‌ عمربن‌ عبدالعزيز پسر عبدالعزيز بن‌ مروان‌، به‌ خلافت‌ رسيد، آل‌ مروان‌ را جمع‌ نمود و گفت‌: «... فاطمه‌ فدك‌ را از پيامبر (ص) درخواست‌ كرد، اما پيامبر نپذيرفت‌...» (اين‌ حديث‌ به‌ طور كامل‌ پيش‌تر ذكر شده‌ است‌).
پس‌ چون‌ هبه‌اي‌ صورت‌ نگرفته‌، صدور دعوي‌ و وقوع‌ شهادت‌ از اين‌ اشخاص‌ كه‌ نزد شيعه‌ «معصوم‌» اند، امكان‌ و گنجايش‌ ندارد.
جواب‌ ديگر: آمديم‌ و طبق‌ گفته‌ي‌ اهل‌ تشيع‌ اين‌ حديث‌ صحيح‌ باشد و فاطمه‌ ادعا كرده‌... اما اين‌ مسئله‌ را كه‌ همه‌ي‌ شيعه‌ و سني‌ مي‌دانند كه‌ «موهوب‌» تحت‌ ملكيّت‌ «موهوب‌له‌» در نمي‌آيد تا زماني‌ كه‌ آن‌ را قبض‌ نكرده‌ باشد.
فدك‌ بالاجماع‌ در حيات‌ پيامبر (ص) در تصرّف‌ فاطمه‌ي‌ زهرا ـ رضي‌الله عنهاـ نبوده‌ است‌، بلكه‌ در ت