ِيرًا﴾ (2). 
2) ﴿وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا(8) إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنکُمْ جَزَاء وَلَا شُکُورًا(9)﴾ [انسان‌ (دهر) /‌ 8 و 9].
«و خوراك‌ مي‌دادند به‌ بينوا و يتيم‌ و اسير، به‌ خاطر دوست‌ داشت‌ خدا. (به‌ زبان‌ حال‌، بديشان‌ مي‌گويند:) ما شما را تنها به‌ خاطر ذات‌ خدا خوراك‌ مي‌دهيم‌، و از شما پاداش‌ و سپاسگزاري‌ نمي‌خواهيم‌».
اين‌ آيه‌ نيز از جمله‌ي‌ آيات‌ قرآن‌ مجيد است‌ كه‌ مفسران‌ نزول‌ آن‌ را در شأن‌ فاطمه‌ و علي‌ (رض) مي‌دانند.
گويند: حسن‌ و حسين‌ (رض) بيمار شدند، پيامبر (ص) به‌ همراه‌ جمعي‌ از يارانش‌ به‌ عيادت‌ آنان‌ رفت‌، و به‌ علي‌ و فاطمه‌ (رض) فرمود: چه‌ خوب‌ است‌ براي‌ شفاي‌ فرزندانتان‌ نذري‌ بكنيد. آن‌ گاه‌ علي‌ و فاطمه‌ (رض) نذر كردند كه‌ اگر حسن‌ و حسين‌ سلامتي‌ خويش‌ را باز يابند، سه‌ روز روزه‌ بگيرند. هنگامي‌ كه‌ آن‌ دو بزرگوار سلامتي‌ خود را باز يافتند، علي‌ و فاطمه‌ به‌ نذر خويش‌ عمل‌ كردند، اما در خانه‌ چيزي‌ براي‌ افطار وجود نداشت‌، از اين‌ رو حضرت‌ علي‌ (رض) از شمعون‌ يهودي‌ مقداري‌ جو به‌ اندازه‌ي‌ سه‌ صاع‌ (يعني‌ تقريباً 9 كيلو) قرض‌ گرفت‌. حضرت‌ فاطمه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ جوها را دستاس‌ نمود و با يك‌ صاع‌ براي‌ تمامي‌ افراد خانواده‌ نان‌ تازه‌ پخت‌ و بر سر سفره‌ي‌ افطار نهاد. هنگامي‌ كه‌ آماده‌ي‌ افطار شدند، نداي‌ سائلي‌ برخاست‌: سلام‌ و درود خداوند بر شما باد اي‌ خاندان‌ پيامبر! مسكيني‌ از مساكين‌ مسلمينم‌، به‌ من‌ غذا بدهيد، خداوند شما را از غذاي‌ بهشتي‌ نصيب‌ فرمايد. آنان‌ كه‌ در ايثار و از خود گذشتگي‌ الگوي‌ جامعه‌ بودند، سريعاً نان‌ افطار خويش‌ را ايثار كردند و خود با آب‌ افطار كرده‌ و با شكم‌ گرسنه‌ به‌ خواب‌ رفتند.
فرداي‌ آن‌ شب‌ نيز روزه‌ گرفتند و چون‌ شب‌ فرا رسيد، نان‌ افطارشان‌ در سفره‌ نهاده‌ شد، يتيمي‌ به‌ در خانه‌ آمد و باز به‌ همان‌ ترتيب‌ همگي‌ غذاي‌ خود را به‌ يتيم‌ ايثار كردند. و آن‌ شب‌ نيز با آب‌ افطار كرده‌ و خود گرسنه‌ ماندند.
روز سوّم‌ را هم‌ روزه‌ گرفتند و هنگام‌ افطار، اسيري‌ تقاضاي‌ كمك‌ كرد و براي‌ بار سوّم‌ آنچه‌ در سفره‌ بود به‌ آن‌ اسير ايثار كردند.
صبح‌ روز چهارم‌ حضرت‌ علي‌ (رض) دست‌ دو پسر خويش‌ را گرفته‌ و آنان‌ را نزد پيامبر (ص) برد. رسول‌ خدا (ص) حسن‌ و حسين‌ را ديد كه‌ از گرسنگي‌ چون‌ مرغكاني‌ مي‌لرزيدند. سپس‌ از جا برخاست‌ و به‌ همراه‌ آنان‌ به‌ منزل‌ حضرت‌ فاطمه(رض)آمد. ديد كه‌ حضرت‌ زهراء ـ رضي‌الله عنهاـ در محراب‌ به‌ عبادت‌ مشغول‌ است‌ در حالي‌ كه‌ از شدت‌ گرسنگي‌ شكم‌ وي‌ به‌ پشت‌ چسبيده‌ و چشمانش‌ در گودي‌ نشسته‌ است‌.
منظره‌ي‌ تأثرآوري‌ بود. رسول‌ خدا (ص) افسرده‌ خاطر شد، در آن‌ هنگام‌ جبرئيل‌ فرود آمد و عرض‌ كرد: اين‌ هديه‌ را بگير! خداي‌ تعالي‌ به‌ داشتن‌ چنين‌ اهل‌ بيتي‌ به‌ تو تهنيّت‌ گفته‌ است‌. سپس‌ سوره‌ي‌ «انسان‌» (دهر) را بر پيامبر (ص) خواند (3).
البته‌ اين‌ آيه‌ در مورد تمام‌ انسان‌هايي‌ كه‌ همانند علي‌ و فاطمه‌ به‌ خاطر كسب‌ رضاي‌ پروردگار به‌ مستمندان‌ جامعه‌ خدمت‌ مي‌كنند، صدق‌ مي‌كند و درسي‌ است‌ براي‌ پسر و دخترهاي‌ رهبران‌ و مسئوولان‌ حكومتي‌ كه‌ به‌ خاطر سيري‌ فقراء و رسيدگي‌ به‌ مستمندان‌، خود در سختي‌ و گرسنگي‌ به‌ سر ببرند. آيا مسئوولان‌ ما همانند علي‌ و فاطمي‌ عمل‌ و كنند و علوي‌ و فاطمي‌ مي‌انديشند؟!
3) (انِّا أعْطَيْنَاك‌َ الْكَوثَر * فَصَل‌َّ لرَبَّك‌َ وَ نْحَرْ * ان‌ِّ شَانئَك‌َ هُوَ الأَبْتَر) ڈ ü 
- سوره‌ي‌ كوثر.
ما به‌ تو خير و خوبي‌ بي‌نهايت‌ و فراواني‌ را عطا كرده‌ايم‌. حال‌ كه‌ چنين‌ است‌ تنها براي‌ پروردگار خود نماز بخوان‌ و قرباني‌ كن‌. بدون‌ شك‌ّ، دشمن‌ كينه‌توز تو بي‌خير و بركت‌ و بي‌نام‌ و نشان‌ خواهد بود.
اين‌ بار نه‌ يك‌ آيه‌، بلكه‌ يك‌ سوره‌ در شأن‌ و منزلت‌ حضرت‌ فاطمه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ بيان‌ شده‌ است‌. مفسران‌ گويند: هنگامي‌ كه‌ «قاسم‌» پسر پيامبر (ص) فوت‌ كرد، «عاص‌ بن‌ وائل‌» كه‌ از دشمنان‌ پيامبر (ص) بود، گفت‌: او را بگذاريد! او مردي‌ «ابتر» و بدون‌ نسل‌ است‌؛ چراكه‌ همين‌ كه‌ بميرد، نامش‌ محو خواهد شد! (چون‌ فرزند پسري‌ ندارد). مردم‌ جاهليّت‌ اين‌گونه‌ تصوّر مي‌كردند كه‌ تنها پسر وارث‌ خواهد شد و دختران‌ را به‌ شمار نمي‌آوردند و از نسل‌ خود نمي‌دانستند، به‌ همين‌ علت‌ آنان‌ فكر مي‌كردند، محمد (ص) نيز چون‌ پسر ندارد، بدون‌ نسل‌ است‌.
در پاسخ‌ به‌ اين‌ ياوه‌گويي‌هاي‌ مشركان‌ و دشمنان‌ كه‌ دل‌ پيامبر (ص) را مي‌آزردند، خداوند منّان‌ سوره‌ي‌ «كوثر» را بر رسولش‌ نازل‌ فرمود ، پيامبر (ص) امت‌ عظيمي‌ را دارد كه‌ همگي‌ عاشق‌ اويند و تا قيام‌ قيامت‌ نامش‌ را ورد زبان‌ خواهند كرد، پيامبر (ص) حوض‌ كوثر را دارد كه‌ بر سر آن‌ عاشقان‌ را پذيرايي‌ مي‌كند، پيامبر (ص)... 
پيامبر (ص) ابتر و دم‌ بريده‌ و بدون‌ نسل‌ نيست‌، بلكه‌ شماييد اي‌ دشمنان‌ خدا و رسول‌! كه‌ پس‌ از هلاكت‌ نامتان‌ از صفحه‌ي‌ تاريخ‌ محو خواهيد شد. شماييد كه‌ ثروت‌ و دارايي‌ و اولادتان‌ نيز به‌ كارتان‌ نمي‌آيند، و نامي‌ از شما نمي‌ماند مگر براي‌ نفرين‌ و عبرت‌ كافران‌ و مشركان‌ ديگر (4).
مفسران‌، كوثر را به‌ نهر كوثر در بهشت‌، خير كثير در دنيا و آخرت‌، كثرت‌ و زيادي‌ پيروان‌ پيامبر (ص)، شفاعت‌ و... تفسير كرده‌اند. هر چند همه‌ي‌ اين‌ معاني‌ درست‌ است‌ و با هم‌ منافاتي‌ ندارد، زيرا قرآن‌ داراي‌ معاني‌ مختلفي‌ است‌، اما گروهي‌ نيز كوثر را به‌ زيادتي‌ نسل‌ رسول‌ خدا (ص) از فرزندان‌ فاطمه‌ زهراء ـ رضي‌الله عنهاـ تفسير كرده‌اند، جمعيّت‌ فراواني‌ كه‌ به‌ شمار نيايند. و در عوض‌ اين‌، دشمن‌ پيامبر (ص) است‌ كه‌ دم‌بريده‌ و فاقد نسل‌ است‌. و اين‌ خبري‌ است‌ كه‌ خداوند از نسل‌ آيندگان‌ دشمن‌ پيامبر (ص) بيان‌ فرمود.
بايد نگريست‌ كه‌ چگونه‌ فرزندان‌ پيامبر (ص) از فاطمه‌ي‌ زهراء ـ رضي‌الله عنهاـ تنها دختر بازمانده‌ از او، زياد گشته‌اند به‌ گونه‌اي‌ كه‌ تعداد سادات‌ يعني‌ كساني‌ كه‌ امروزه‌ در جهان‌ اسلام‌ نسبشان‌ به‌ پيامبر (ص) مي‌رسد، بس‌ زياد و افزون‌ است‌. و آيا از هيچ‌ كس‌ بدين‌گونه‌ نسلي‌ انبوه‌ بر جاي‌ مانده‌ است‌؟! آن‌ هم‌ نسلي‌ كه‌ هر لحظه‌ به‌ لطف‌ خداوند بيشتر مي‌شوند! و اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ به‌ گواهي‌ تمامي‌ مورّخان‌ هيچ‌ يك‌ از فرزندان‌ رسول‌ خدا (ص) و فرزندان‌ آنها زنده‌ نماندند و ا