 هنگام‌ اين‌ حادثه‌، به‌ رسول‌الله‌ ـ (ص) ـ گفت‌: «اي‌ رسول‌ خدا! چه‌ كسي‌ عايشه –رضی الله عنها-‌ را براي‌ ازدواج‌ با شما انتخاب‌ كرده‌ است‌؟ رسول‌الله‌ ـ (ص) ـ جواب‌ داد: «خداوند سبحان‌».
عمر ـ (رض) ـ گفت‌: «اي‌ رسول‌الله‌! پس‌ آيا فكر مي‌كنيد كه‌ خداوند سبحان‌، زن‌ فاجره‌ و فاحشه‌اي‌ را نصيب‌ شما مي‌كند؟! شما كه‌ بر بدن‌ مباركتان‌ مگس‌ نمي‌نشيند، چگونه‌ ممكن‌ است‌، همسرت‌ ناپاك‌ باشد؟»
حضرت‌ عثمان‌ ـ (رض) ـ نيز فرمود: «اي‌ رسول‌ خدا! من‌ برائت‌ عايشه –رضی الله عنها-‌ را از سايه‌ي‌ شما تشخيص‌ مي‌دهم‌. خدايي‌ كه‌ سايه‌ي‌ شما را از افتادن‌ برزمين‌ محفوظ‌ نگه‌ داشته‌، هرگز ناپاكي‌ را براي‌ اهل‌ بيت‌ تو روا نمي‌دارد».
آري‌! حقاً و انصافاً كه‌ اعتقاد به‌ گناهكار بودن‌ عايشه ‌ي‌ صديقه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ اهانت‌ بزرگي‌ است‌ به‌ ساحت‌ مقدس‌ رسول‌اكرم‌ ـ (ص) ـ؛ چراكه‌ در حرم‌ محترم‌ رسول‌الله ـ (ص) ـ كه‌ خود پاكيزه‌ترين‌ مخلوق‌ است‌، محرمي‌ پاكيزه‌ و صدّيقه‌ و طيّبه‌، شايسته‌ و سزاوار است‌.خداوند متعال‌ فرمود:
﴿النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ ﴾. (احزاب / 6).
«پيامبر اولی ‌تر است‌ به‌ مؤمنان‌ از خود آنها و زنان‌ پيغمبر نيز مادران‌ مؤمنان‌ هستند».
بنابراين‌ آيه‌ي‌ مباركه‌، زنان‌ پيامبر، همگي‌ مادران‌ معنوي‌ مؤمنان‌ هستند، به‌ همين‌ جهت‌ بعد از رسول‌الله ـ (ص) ـ ازدواج‌ با ايشان‌ براي‌ امت‌ حرام‌ بود.
حال‌ اندكي‌ تأمل‌ نماييم‌، آيا هيچ‌ فرد عاقلي‌ به‌ مادر خويش‌ تهمت‌ مي‌زند؟ اگر كسي‌ به‌ گناهكار بودن‌ مادر مؤمنان‌ معتقد باشد، آيا مي‌توان‌ او را مؤمن‌ ناميد؟
آري‌! اعتقاد به‌ ناپاكي‌ عايشه ي‌ صديقه‌ ـ رضي‌الله عنها ـ يعني‌ انكار چندين‌ آيه‌ي‌ قرآن‌ مجيد، يعني‌ اهانت‌ به‌ ساحت‌ مقدس‌ رسول‌ الله ـ (ص) ـ، يعني‌ توهين‌ به‌ مادري‌ مهربان‌ و دلسوز و پاك‌. و اين‌ نيست‌ مگر گناهي‌ نابخشودني‌.عايشه صديقه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ زماني‌ پيامبر ـ (ص) ـ را وداع‌ گفت‌ كه‌ هنوز در دهه‌ي‌ سوم‌ زندگيش‌ قرار داشت‌.
حقّا كه‌ بسيار سخت‌، تلخ‌ و طاقت‌فرساست‌ براي‌ عاشقي‌ كه‌ در اين‌ سن‌ و سال‌، معشوقش‌ را از دست‌ بدهد.
با از دست‌ دادن‌ رسول‌الله ـ (ص) ـ، دل‌ خويش‌ را متوجه‌ يار باوفايش‌، همراه‌ و همراز دوران‌ جواني‌ و پيري‌، يار غار، يعني‌ ابوبكر صديق‌ ـ (رض) ـ نمود و با مشاهده‌ي‌ او خود را تسلي‌ مي‌بخشيد؛ چراكه‌ بوي‌ پيامبر ـ (ص) ـ را مي‌داد. به‌ خاطر همراهي‌ زياد و رضايت‌ كامل‌ پيامبر خدا از او، خُلق‌ و خو و سيرت‌ او را به‌ خود گرفته‌ بود.
اما انگار تقدير چيز ديگري‌ است‌، مي‌خواهد باز بر غم‌ و اندوه‌ اين‌ مادر مهربان‌ بيفزايد. دلخوشي‌ عايشه –رضی الله عنها-‌ نسبت‌ به‌ ابوبكر (رض) به‌ عنوان‌ جانشين‌ رسول‌الله ـ (ص) ـ، زياد به‌ درازا نكشيد. پس‌ از دو سال‌، پدر مهربان‌ و رؤفش‌ را نيز از دست‌ داد.
عايشه ـ رضي‌الله عنهاـ در اين‌ لحظه‌ تنها و بي‌يار مانده‌، همسري‌ چون‌ محمد ـ (ص) ـ و پدري‌ چون‌ ابوبكر ـ (رض) ـ را از دست داده‌ است‌. چه‌ چيز مي‌تواند در اين‌ لحظه‌ سبب‌ آرامش‌ و تسلي‌ او شود؟ آيا جز محبت به‌ خدا و ارتباط‌ با او چيز ديگري‌ مي‌تواند، اين‌ همه‌ سختي‌ و درد و رنج‌ را آسان‌ نمايد؟!
عايشه صديقه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ بعد از رسول‌ خدا ـ (ص) ـ نزديك‌ به‌ چهل‌ سال‌ را در فراق‌ او گذراند. در اين‌ مدت‌ به‌ نشر و اشاعه‌ي‌ دين‌ پرداخت‌ و شبانه‌روز خويش‌ را وقف‌ خدمات‌ ديني‌ نموده‌ بود.
بالاخره‌، انتظار به‌ سر آمد، معبود و محبوب‌ حقيقي‌ مي‌خواهد در حق‌ او لطفي‌ ديگر بنمايد. مي‌خواهد به‌ انتظارش‌ پايان‌ بدهد و او را از اين‌ همه‌ سختي‌ و محنت‌، خلاصي‌ بخشد. مي‌خواهد او را به‌ همسر گرانقدرش‌ و پدر مهربانش‌ برساند.
آري‌! عايشه ـ رضي‌الله عنهاـ نيز در سال‌ پنجاه‌ و هشت‌ (هـ ق‌) روز دوشنبه‌ در ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ و در سن‌ 68 سالگي‌ به‌ دعوت‌ حق‌ لبيك‌ گفت‌ و براي‌ هميشه‌ از اين‌ دنياي‌ فاني‌ و از آناني‌ كه‌ در كنارشان‌ مي‌زيست‌، خداحافظي‌ كرد.
نماز جنازه‌ي‌ اين‌ بانوي‌ بزرگ‌ اسلام‌، مادر مؤمنان‌ و همسر رسول‌الله ـ (ص) ـ، توسط‌ حضرت‌ ابوهريره‌ ـ (رض) ـ خوانده‌ شد و جسد مباركش‌ شبانگاه‌ ـ بنا به‌ وصيّت‌ خودش‌ ـ به‌ خاك‌ سپرده‌ شد.
جسد مباركش‌ را «عبدالله بن‌ زبير»، «عروه‌ بن‌ زبير»، «قاسم‌ بن‌ محمد»، «عبدالله بن‌ عبدالرحمن‌ بن‌ ابي‌بكر» و «عبدالله بن‌ محمد بن‌ ابي‌بكر»، در قبرستان‌ بقيع‌ دفن‌ كردند.
و بدين‌ گونه‌ اين‌ مادر مهربان‌ و دلسوز نيز به‌ سوي‌ ديار ابدي‌ رخت‌ بر بست‌ و با رفتنش‌ دنيايي‌ از علم‌، اخلاق‌، تواضع‌، تقوی‌ و زهد را براي‌ ما به‌ جاي‌ گذاشت‌. 
آري‌! ما بايد از او درس‌ اخلاص‌ و صبر و استقامت‌ را بياموزيم‌. باشد كه‌ ما را توجهي‌ بنمايد، و در روز قيامت‌ نگاه‌ مهربانانه‌اش‌ را از ما برنگرداند و ما را با گناهانمان‌ تنها نگذارد (1).
------------------------------------------
1) اين‌ رساله‌ فقط‌ مختصري‌ از زندگاني‌ بانوي‌ بزرگوار اسلام‌، مادر مؤمنان‌، عايشه ي‌ صديقه‌ (رضي‌الله عنها) بود. چنانچه‌ عزيزاني‌ مي‌خواهند در اين‌ زمينه‌ كتاب‌ مفصل‌تري‌ را مطالعه‌ نمايند در فارسي‌ به‌ كتاب‌ «عايشه –رضی الله عنها-‌ در حيات‌ محمد (ص)» نوشته‌ي‌ سپهروز مولودي‌، و در اردو به‌ كتاب‌ «عايشه –رضی الله عنها-‌» نوشته‌ي‌ علامه‌ سيد سليمان‌ ندوي‌ و در عربي‌ به‌ «نساء أهل‌ الجنة» مراجعه‌ نمايند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:54.txt">عايشه (رض) فقط‌ الله و رسول‌ را مي‌خواهد</a><a class="text" href="w:text:55.txt">تقوی‌ و زهد عايشه (رض) </a><a class="text" href="w:text:56.txt">دعا و عبادت‌ عايشه (رض) </a><a class="text" href="w:text:57.txt">عايشه (رض) ، عالمي‌ بزرگ‌ و مجتهدي‌ توانا</a><a class="text" href="w:text:58.txt">عايشه (رض)  اديبي‌ چيره‌دست‌</a><a class="text" href="w:text:59.txt">عايشه (رض) اولين‌ حافظه‌ حديث‌</a><a class="text" href="w:text:60.txt">عايشه (رض) و افتخارات‌ منحصر به‌ فردش‌</a></body></html>رسول‌ اكرم‌ (ص) ساده‌ زيستن‌ را مي‌پسنديد و زندگي‌ كاملاً توأم‌ با زهد و بي‌رغبتي‌ نسبت‌ به‌ دنيا را مي‌گذراند. ماه‌ها مي‌گذشت‌، اما آتش‌ در خانه‌ي‌ محمد (ص) براي‌ پخت‌ غذا روشن‌ نمي‌شد. روزانه‌ كمبود غذا و فشار گرسنگي‌ بر اهل‌ خانه‌ پيامبر ـ (ص) ـ سايه‌ افگن‌ بود. همسران‌ پيامبر، اگرچه‌ در اثر همراهي‌ رسول‌الله ـ (ص) ـ از ساير همنوعان‌ خود، امتيازات‌ منحصر به‌ خودشان‌ را به‌ دست‌ آورده‌ بودند، اما طبيعت‌ بشري‌ و فطري‌ آنها به‌ طور كلي‌ از بين‌ نرفته‌ بود. آنها مي