‌ديدند كه‌ در اين‌ روزها فتوحات‌ اسلامي‌ گسترش‌ يافته‌، و غنايم‌ نيز به‌ اندازه‌ي‌ زيادي‌ به‌ بيت‌المال‌ رسيده‌ است‌ كه‌ هر كس‌ با كمترين‌ آن‌ مي‌تواند زندگي‌ توأم‌ با رفاه‌ و آسايش‌ را داشته‌ باشد.
خلاصه‌ اينكه‌ شرايط‌ طوري‌ بود كه‌ كاسه‌ي‌ صبر اُمّهات‌ المؤمنين‌ مي‌خواست‌ لبريز شود و اندكي‌ از مال‌ و متاع‌ را درخواست‌ نمايند.
در همين‌ زمان‌ بود كه‌ خداوند متعال‌ وحي‌ فرستاد و رسول‌ الله ـ (ص) ـ را دستور داد كه‌ به‌ همسرانت‌ بگو: يا مال‌ و متاع‌ دنيوي‌ را انتخاب‌ كنند، يا الله و رسول‌ و روز آخرت‌ را.
(يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَأُسَرِّحْکُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا (28) وَإِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنکُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا(29)) (احزاب / 28- 29)
«اي‌ پيامبر! همسران‌ خود را بگو، اگر شما زندگاني‌ و زيب‌ و زيور دنيوي‌ را طالبيد، بياييد تا من‌ مَهر شما را پرداخته‌ و همه‌ را به‌ خوبي‌ و خرسندي‌ طلاق‌ دهم‌، و اگر طالب‌ خدا و رسول‌ و مشتاق‌ دارآخرت‌ هستيد، همانا خدا به‌ نيكوكاران‌ از شما در روز قيامت‌ اجر بزرگي‌ عطا خواهد كرد».
و بدين‌ شكل‌ جدا شدن‌ از زناني‌ كه‌ طالب‌ دنيا و زيورآلات‌ دنيوي‌ بودند بر رسول‌الله ـ (ص) ـ واجب‌ شد و از فرمان‌ الله نمي‌توانست‌ سرپيچي‌ كند.
رسول‌الله ـ (ص) ـ علاقه‌ شديدي‌ به‌ عايشه –رضی الله عنها-‌ داشت‌، اول‌ نزد او آمد و اين‌ آيه‌ را تلاوت‌ نمود و حكم‌ پروردگار را بيان‌ كرد. اما از آنجايي‌ كه‌ محبّت‌ عايشه –رضی الله عنها-‌ در قلب‌ رسول‌الله ـ (ص) ـ بود و مي‌ترسيد از اين‌ كه‌ اين‌ دختر جوان‌، زود تصميم‌ بگيرد، فوراً و قبل‌ از اينكه‌ عايشه –رضی الله عنها-‌ جوابي‌ بدهد گفت‌: «البته‌ عجله‌ نكن‌، جواب‌ نده‌، برو با پدر و مادرت‌ مشورت‌ كن‌.»
عايشه –رضی الله عنها-‌ مي‌گويد: «به‌ خدا سوگند پيامبر ـ (ص) ـ مي‌دانست‌ كه‌ پدر و مادرم‌ هرگز به‌ من‌ دستور جدا شدن‌ از رسول‌ الله ـ (ص) ـ را نخواهند داد.
خودم‌ جواب‌ دادم‌ و گفتم‌: آيا براي‌ چنين‌ كاري‌ از پدر و مادرم‌ اجازه‌ بگيرم‌؟ من‌ (صد البته‌ كه‌) خدا و رسول‌ و زندگاني‌ آخرت‌ را مي‌خواهم‌ (و آن‌ را بر هر چيز ديگر ترجيح‌ مي‌دهم‌)».
قلب‌ رسول‌الله ـ (ص) ـ با شنيدن‌ اين‌ كلمات‌ شاد شد و از چهره‌ي‌ مباركش‌ آثار خوشحالي‌ هويدا گشت‌.
ساير همسران‌ نيز به‌ محض‌ شنيدن‌ جواب‌ عايشه –رضی الله عنها-‌، همين‌ جواب‌ را تقديم‌ رسول‌ اكرم‌ ـ (ص) ـ كردند و بدين‌ شكل‌ دنيا و متعلقات‌ دنيوي‌ را فداي‌ رضايت‌ الله و رسول‌ و همراهي‌ با پيامبر عطوفت‌ و مهرباني‌، كردند.حضرت‌ عايشه ـ رضي‌الله عنهاـ در خانه‌اي‌ به‌ دنيا آمد كه‌ مهد تقوی‌ و اخلاص‌ بود. از وقتي‌ كه‌ كم‌كم‌ مي‌فهميد، نور اخلاص‌ و ايمان‌ را در خانه‌ي‌ ابوبكر (رض)، درك‌ مي‌كرد و لذت‌ عبادت‌ و ارتباط‌ با الله جل جلاله را چشيده‌ بود.
همين‌ ارتباط‌ با الله بود كه‌ سبب‌ شد او نيز به‌ رسول‌الله ـ (ص) ـ عشق‌ بورزد و توجهي‌ به‌ اختلاف‌ سني‌ و شرايط‌ سخت‌ زندگي‌ در خانه‌ي‌ پيامبر ـ (ص) ـ را نداشته‌ باشد.
آري‌! او معنا و مفهوم‌ تقوا و پرهيزگاري‌ را خوب‌ فهميده‌ بود. لذت‌ وصل‌ شدن‌ به‌ الله و راز و نياز و مناجات‌ با محبوب‌ واقعي‌ را در شب‌هاي‌ تار و تاريك‌ هجران‌، خوب‌ درك‌ كرده‌ بود. همين‌ لذّت‌ عبادت‌ و سجده‌ كردن‌ بود كه‌ دنيا را پيش‌ او چون‌ پره‌ كاهي‌ كرده‌ بود و به‌ محض‌ اينكه‌ چيزي‌ به‌ دستش‌ مي‌رسيد، فوراً در راه‌ الله انفاق‌ مي‌نمود.
در دوران‌ خلافت‌ فاروق‌ اعظم‌ ـ (رض) ـ، يك‌ كوزه‌ي‌ پر از جواهرات‌ از غنايم‌ حمله‌ به‌ عراق‌ به‌ دست‌ آمد. 
حضرت‌ عمر ـ (رض) ـ پس‌ از مشورت‌ با تمامي‌ اصحاب‌، آن‌ جواهرات‌ را براي‌ حضرت‌ عايشه‌ي‌ صديقه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ فرستاد.
حضرت‌ عايشه ـ رضي‌الله عنهاـ پس‌ از مشاهده‌ي‌ آن‌، ناگهان‌ آه‌ سردي‌ كشيد و با چشم‌ اشك‌ بار فرمود: «ابن‌ خطاب‌ بر من‌ بسيار احسان‌ كرده‌، اميدوارم‌ كه‌ خداوند در آينده‌ مرا براي‌ قبول‌ چنين‌ احسان‌ها و عطايايي‌ زنده‌ نگذارد» (1).
يك‌ بار امير معاويه‌ ـ (رض) ـ به‌ عنوان‌ هديه‌ صد هزار درهم‌ براي‌ عايشه ‌ي‌ صديقه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ فرستاد، به‌ محض‌ دريافت‌ مبلغ‌، آن‌ را تا وقت‌ شام‌ بين‌ نيازمندان‌ تقسيم‌ كرد و براي‌ خود چيزي‌ نگذاشت‌»(2).
-----------------------------------------------
1) ملكه‌ي‌ عفّت‌، ص‌ 56.
2) بانوان‌ نمونه‌ اسلام‌.حضرت‌ عايشه ـ رضي‌الله عنهاـ تربيت‌ يافته‌ي‌ زيردست‌ كسي‌ بود، كه‌ به‌ او تعليم‌ داده‌ بود در تمام‌ احوال‌ و اوقات‌ فقط‌ متوجه‌ الله باشد، و هر آنچه‌ را كه‌ مي‌خواهد، فقط‌ از او تعالی‌ بخواهد.
نمونه‌ي‌ اين‌ خصلت‌ را مي‌توانيم‌ در جريان‌ افك‌ بيابيم‌، آن‌ هنگام‌ كه‌ به‌ او تهمت‌ زده‌ شد و در خانه‌ي‌ پدر به‌ سر مي‌برد، كارش‌ فقط‌ تضرع‌ و زاري‌ و دعا بود و متوجه‌ شدن‌ به‌ سوي‌ الله. او يقين‌ داشت‌ كه‌ الله او را تنها نمي‌گذارد؛ چراكه‌ خود وعده‌ داده‌ است‌:
﴿وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ) (بقره / 186)
«و هنگامي‌ كه‌ بندگانم‌ از تو درباره‌ي‌ من‌ بپرسند (بگو:) من‌ نزديكم‌ و دعاي‌ دعاكننده‌ را هنگامي‌ كه‌ مرا بخواند، پاسخ‌ مي‌گويم‌ (و نياز او را برآورده‌ مي‌سازم‌)».
اين‌ مادر مهربان‌ در آن‌ آزمايش‌ سخت‌، اين‌ دعا را ورد كرده‌ بود و هميشه‌ آن‌ را مي‌خواند:
«يا سابغ النعم، ويا دافع النقم، ويا فارج الغمم، ويا كاشف الظلم، يا أعدل من حكم، يا حسب من ظلم، يا ولي من ظلم، يا أول بلا بداية، ويا آخر بلا نهاية، يا من له اسم بلا كنية، اللهم اجعل لي من أمري فرجاً ومخرجاً» (1). اي‌ صاحب‌ نعمت‌هاي‌ فراوان‌! اي‌ دافع‌ عذاب‌ها و بلايا! اي‌ رهاننده‌ي‌ مردم‌ از غم‌ها و تاريكي‌ها! اي‌ كسي‌ كه‌ در حكم‌ داوري‌ عادل‌تري‌! اي‌ حساب‌رس‌ كسي‌ كه‌ ظلم‌ مي‌كند! و اي‌ سرپرست‌ مظلوم‌! اي‌ اوّل‌ بي‌آغاز! و اي‌ آخر بدون‌ پايان‌! اي‌ كسي‌ كه‌ نام‌ داري‌ و كنيه‌ نداري‌! خدايا در كارم‌ گشايشي‌ روشن‌ برايم‌ قرار بده‌!
حضرت‌ عايشه ـ رضي‌الله عنهاـ از نماز خواندن‌ بسيار لذّت‌ مي‌برد؛ چراكه‌ نمازش‌ نماز واقعي‌ بود. شب‌ها در كنار رسول‌الله ـ (ص) ـ به‌ نماز مي‌ايستاد، و خشوع‌ و خضوع‌ و دعا را از او درس‌ گرفته‌ بود. و هيچ‌ گاه‌ اجازه‌ نمي‌داد، نماز تهجدش‌ فوت‌ شود.
همراه‌ رسول‌ اكرم‌ ـ