رمونهایی که فشار خون را کنترل می‌کند، ترشح می‌کنند.
وقتی کلیه سوزش پیدا کند، فشار خون مختل می‌شود، و کلیه هورمونهایی برای تنظیم آن، و نیز هورمونهایی برای از بین بردن کم‌خونی و عده‌ای دیگر برای کنترل میزان مایعات بدن ترشح می‌کند. و چون التهاب پیدا کند میزان مایعات درهم می‌ریزد، در این صورت انسان باید کل زندگیش را در کنار شیر آب و در راه دستشویی بگذراند. آیا این بس نیست برای این که انسان به خاطر نعمت کلیه پروردگارش را شکرگزاری کند؟ پیامبر هنگامی که از دستشویی بیرون می‌آمد می‌فرمود : «الحمدللهِ الذی أذهبَ عنِّی الأذی و عافانی»(2)  سپاس خدای را که رنج و آزار را از من دور کرد و به من سلامتی داد.
اگر کلیه از کار بیفتد و نسبت ادرار در خون بالا برود، پزشکان می‌پرسند چه اتفاقی می‌افتد؟ انسان دچار تشنج و حافظه‌اش ضعیف می‌شود و در کار و کردارش خللی پدید می‌آید و به خاطر کوچکترین مشکل خشمگین می‌شود و چه بسا اثاث منزل را درهم بکشند. کسانی که کلیه‌اشان به طور ناگهانی از کار می‌افتد و نسبت ادرار درخونشان افزایش می‌یابد، رفتارهای غیرمعمولی پیدا می‌کنند که از بس خشن و اوقات تلخ‌اند و به خاطر مسال ناچیز از کوره در می‌روند، برای خانواده‌هایشان غیرقابل تحمل می‌شوند. و چون نسبت ادرار درخون همچنان روبه افزایش باشد و این حالت ادامه یابد، انسان خیلی زود می‌میرد. بنابراین کلیه‌ها و مثانه دستگاه پیچیده‌ی مهمی را تشکیل می‌دهند و خود نعمتی بزرگ و گران‌قیمت‌اند.
کرامت انسان در گرو این عضو است. گاهی انسان در سنین جوانی دچار سستیهایی در برخی عضله‌هایش می‌شود و کم و بیش از اطرافیان ناسزاهایی به گوشش می‌خورد، کسی که قادر به کنترل خود نیست موقعیت بس دشواری خواهد داشت ... بنابراین مثانه از دیگر نعمتهای بزرگ است. به جای آوردن شکر نعمت تأمین سلامتی آن است، پس وقتی انسان از دستشویی بیرون می‌آید شایسته است بگوید : «الحمدللهِ الذی أذهبَ عنِّی الأذی و عافانی». سپاس خدای را که رنج و آزار را از من دور کرد و به سلامتم نگه داشت.
به خاطر این دو عضو بسیار مهم خداوند را سپاسگزاریم، کلیه‌ها که با نظم و دقت وصف‌ناپذیر کار می‌کنند، همین شکر بر سلامتی آن برابر است با بیمه‌کردنش در برابر التهاب و هر نوع مشکل و نیز بیمه‌کردنش در برابر ایست ناگهانی.
--------------------------------------------------------------------------
1) ابن ماجه (301) از انس روایت کرده است.
2) پیشتر سند حدیث ذکر افتاد.از پیامبر این سنت به یادگار مانده که وقتی از دستشویی بیرون می‌آمد، دعایی می‌خواند. انس ابن مالک روایت کرده که پیامبر در چنین مواقعی می‌فرمود : «الحمدللهِ الذی أذهبَ عنِّی الأذی و عافانی». سپاس خدای را که رنج و آزار را از بدنم رهانید و سلامتی به من بداد. همچنین می‌فرمود : «الحمدلله الذی أذاقنی لذَّتَهُ وَ أبقی فیَّ قُوّته و أذهب عنی أذاه». سپاس خدا را که لذت غذا را به من چشانید و انرژی و قدرتش را در بدنم نگه داشت و مایه‌ی رنج و آزارش را از بدنم دور کرد.
غذا و نوشیدنی هم نیرو و لذت دارند و هم فضولات. اما کارهای شگفت در کلیه صورت می‌گیرد که به طور خلاصه چنین است؛ پیچیده‌‌ترین دستگاه بدن پس از مغز کلیه است، و از برخی اطلاعات پیش پا افتاده‌ای که از مسلمات علم است برمی‌آید که در کلیه‌ها دومیلیون واحد تصفیه وجود دارد. در هر کلیه یک میلیون واحد تصفیه، که عبارت است از یک لوله و یک ظرف بسیار بسیار باریک و نازک که به دور خود می‌پیچد تا تپه‌ای یا کره مانندی تشکیل دهد. دانشمندان کالبدشناسی این لوله را گلومرول نامیده‌اند و توسط غشایی که به لوله‌ای ختم می‌شود، پوشش داده شده است.
ادرار چگونه پدید می‌آید؟ روند بسیار پیچیده‌ای دارد؛ چرا نه، من که گفتم پیچیده‌ترین دستگاه پس از مغز کلیه است. برای اثبات کافی است بدانید که کلیه‌ی مصنوعی حجمی بسیار بزرگتر از کلیه‌ی طبیعی دارد و شخص برای تصفیه‌ی خون چهار ساعت یا بیشتر وقت نیاز دارد که البته هیچ وقت مانند‌ه‌ی کلیه‌ی طبیعی تصفیه نمی‌کند. گلومرول و غشا و لوله‌اش با چشم غیرمسلح دیده نمی‌شود. اگر این واحدهای تصفیه یکی یکی در کنار هم به صف شوند، طولش به صد و شصت کیلومتر می‌رسد و اگر لایه‌های داخلی آن گشوده شود هشت متر مکعب جا می‌گیرد. پس خون هر روز در مسیری با مساحتی بیشتر از صدکیلومتر می‌گذرد.
هر دو کلیه با هم‌ وزنشان به صد و چهل گرم نمی‌رسد. یک کلیه‌ی هفتاد گرمی کارهایی را انجام می‌دهد که مغز حتی قادر به فهم آن نیست. اگر در روند کارش کند شود یا بایستد، همان لحظه پایان زندگی انسان است ودر سمها و زهرهایش غرق می‌شود. به همین خاطر بوده که پیامبر پس از دستشویی رفتن می‌گفت : «الحمدللهِ الذی أذهبَ عنِّی الأذی و عافانی». سپاس خدای را که رنج و آزار را از من دور کرد و سلامتی نصیبم کرد.
بیماریهای کلیه بی‌شمار و زیادند این دستگاه ظریف، این دستگاه مستحکم که زحمت و آزار را از انسان دور می‌کند، آیا شایسته‌ی این نیست که هر چه بیشتر خدا را به خاطر آن شکر کرد؟ یا مثانه، اگر نباشد وضعیت انسان چه جوری خواهد بود؟
آن چه در این جا بیان شد تنها ذکر گذرای اسامی و اعداد و ارقامی بود برای این که توجه انسان به دستگاه‌های دقیق و بسیار ظریف بدن خود جلب شود.کلیه در حقیقت یکی از نشانه‌های نمایانگر شکوه و عظمت خدا در انسان و در بدن اوست. و بدن نزدیکترین چیز به خداوند است. خداوندی که می‌فرماید :
و فِی أَنفُسِکمج أَفَلا تُبْصِرُونَ 	(ذاریات : 21)
«در درون خود شما نیز نشانه‌های بی‌شماری هست آیا نمی‌بینید؟».
یکی از وظایف کلیه دور ریختن نمک اضافی است. نمک نسبت مشخصی در خون دارد که اگر از آن بیشتر یا کمتر شود، انسان را در معرض هلاکت قرار می‌دهد. او بدون تأمل و بدون هیچ حساب و کتابی می‌خورد، ممکن است غذایش شور باشد، یا چیزی بخورد که نمک زیادی داشته باشد، در واقع انسان آن گونه که اشتها دارد می‌خورد، اما نسبت نمک در خون باید بین هفتاد تا هشتاد در هزار باشد و اگر از این اندازه بالاتر برود یا کمتر شود، زندگی انسان به خطر می‌افتد و چه بسا نابود می‌گردد، بنابراین همین کلیه که انسان آن را خیلی ریز می‌بیند در عوض کار بزرگی انجام می‌دهد، کاری که زندگی انسان به آن بستگی دارد، این دستگاه مسؤول دفع نمک اضافی خون است.
کلیه پاسدار امانت‌دار و صادق بدن در قبال نمک و قند اضافی خون است. در این امر خطیر مغز که صادرکننده‌ی دستور به تمامی اعضای بدن است، به آن یاری می‌رساند. یک مثال واضح برای کارکرد کلیه این است : هنگامی که انسان مقدار زیادی نمک به ویژه همراه برخی خوردنیها می‌خورد، پیامی از مغز مبنی بر این که این نمک بیش از حد لازم است، می‌آید، لذا مغز بی‌درنگ دستوری هورمونی از طریق غده‌ی هیپوفیز می‌فرستد که کلیه خروج آب از اتاقکهای ذخیره‌اش را کنترل کند. لازم به ذکر است کلیه اتاقکهایی ذخیره‌ای دار