شام»، ج 2، ص 611.
[8]- همان.
[9]- نکـ: فتح الباري، ج 7، ص 512. ظاهر اين دو حديث اختلاف در شمار زخم‌هاي پيکر جعفر طيار است؛ اما ميان آندو چنين جمع کرده‌اند که در روايت اخير زخم‌هاي ناشي از اصابت تير نيز به حساب آمده است.
[10]- صحيح البخاري، ج 2، ص 611.
[11]- همان.
[12]- صحيح البخاري، ج 2، ص 611.
[13]- تفاصيل اين داستان از اين منابع برگرفته شده است: صحيح البخاري، ج 2،ص 611؛ فتح الباريفتح الباري ج 7، ص 413-414؛ زاد المعاد، ج 2، ص 156.سريهء ذات السلاسل
رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- که در تجربة تلخ موته از موضع قبايل عرب ساکن مناطق اطراف شام، مبني بر همدستي با روميان بر عليه مسلمانان، باخبر شدند، احساس نياز کردند نسبت به اينکه تدبيري حکيمانه بيانديشند تا ميان شاميان و روميان جدايي بيافکنند، و انگيزه‌اي پديد بياورند تا زمينة ائتلاف شاميان با مسلمانان فراهم گردد، و بار ديگر چنين لشکرياني انبوه بر عليه مسلمين متشکل نگردند.

پيامبر بزرگ اسلام، براي اجراي اين نقشه،عمروعاص را درنظر گرفتند؛ زيرا، مادر پدر وي زني از طايفة بلي بود. آنحضرت وي را پس از پايان پذيرفتن جنگ موته در ماه جمادي‌الاولي سال هشتم هجرت بسوي اعراب شام فرستادند تا اُنس و اُلفت آنان را نسبت به مسلمانان جلب کند بعضي هم گفته‌‌اند: نيروهاي اطلاعاتي خبر رسانيده بودند که جماعتي از قضاعه فراهم آمده‌اند و مي‌خواهند به حومة مدينه نزديک شوند؛ پيامبراکرم -صلى الله عليه وسلم- نيز اين سريه را اعزام فرمودند. اين هم ممکن است که هردو انگيزه با هم در کار بوده باشند.

رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- براي عمروعاص يک لواي سفيد بستند، و يک لواي سياه نيز همراه او کردند، و او را با سپاهي بالغ بر سيصد تن از اشراف مهاجر و انصار، که سي اسب در اختيار داشتند، اعزام فرمودند، و به او دستور دادند که هنگام عزيمت به شام، از طوايف بلي و عذره بلقين که بر سر راه او قرار مي‌گيرند، مدد جويد. وي شبانه سير مي‌کرد، و روزها کمين مي‌نشست. وقتي به نزديکي اردوگاه دشمن رسيد، به او خبر دادند که لشکريان دشمن فراوان‌اند. وي نيز، رافع بن مکيث جهني را نزد رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- فرستاد، و از آنحضرت نيروي کمکي درخواست کرد. پيامبراکرم -صلى الله عليه وسلم- ابوعبيده بن جراح را با دويست تن از رزمندگان مسلمان بسوي او فرستادند، و براي وي لواي جداگانه‌اي بستند، و سران مهاجر و انصار را، از جمله ابوبکر و عمر، همراه او فرستادند، و او را سفارش کردند که به عمروعاص بپيوندد، و با هم کار کنند، و با يکديگر اختلاف پيدا نکنند. وقتي نيروهاي ابوعبيده به عمروعاص پيوست، ابوعبيده خواست به امامت جماعت پيشاپيش لشکريان بايستد؛ عمروعاص گفت: تو به عنوان نيروي کمکي براي سپاه من آمده‌اي، و امير لشکر منم! ابوعبيده نيز از او اطاعت کرد، و همچنان عمروعاص پيش‌نماز لشکريان اسلام بود.

عمروعاص به راه خويش ادامه داد تا به سرزمين قضاعه پاي نهاد، و آن مناطق را درنورديد تا به واپسين اراضي آنان رسيد، و در آن اراضي دوردست، با جماعتي از اعراب روياروي شد. مسلمانان بر آنان حمله ور شدند، و آنان همگي به درون سرزمين‌هايشان گريختند و پراکنده شدند. عمروعاص، عَوف بن مالک اشجعي را با پيامي از جانب خود به نزد رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- فرستاد، و آنحضرت را از مراجعت و سلامت سپاه اسلام واخبار مربوط به نبردشان باخبر گردانيد.

«ذات سَلاسِل» يا «ذات سُلاسِل» سرزميني است پشت وادي‌القُري که ده روز راه با مدينه فاصله دارد. ابن اسحاق يادآور شده است که مسلمانان بر سر چشمه‌اي در سرزمين جُذام فرود آمدند که آن را «سَلسَل» مي‌ناميدند؛ اين غزوه نير «ذات السلاسل» نام گرفت[1].
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- نکـ: سيرةابن‌هشام، ج 2، ص 623-626؛ زاد المعاد، ج 2، ص 157.سريهء ابوقَتاده
اين سريه در ماه شعبان سال هشتم هجرت اعزام شد. انگيزة اين سريه آن بود که بني غطفان در ناحيه حضره، اراضي محل سکونت بني‌محارب در نجد، فراهم آمده بودند و براي جنگيدن با مسلمانان آماده مي‌شدند. رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- ابوقتاده را به اتفاق پانزده تن از رزمندگان اسلام به سوي آنان فرستادند. عده‌اي از آنان را به قتل رسانيد، و اسيران و غنايم بسيار گرفت، در حالي که غيبت وي از مدينه بيش از پانزده شب به طول نيانجاميد[1].
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- تلقيح فهوم اهل الاثر، ص 33، و ديگر منابع.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:348.txt">اهميت اين غزوه:</a><a class="text" href="w:text:349.txt">انگيزهء اين غزوه</a><a class="text" href="w:text:350.txt">ملاقات ابوسفيان باپيامبر</a><a class="text" href="w:text:351.txt">آماده باش رزمي همراه با استتار اطلاعات</a><a class="text" href="w:text:352.txt">حرکت سپاه اسلام بسوي مکه</a><a class="text" href="w:text:353.txt">سپاه اسلام در مَرُّالظَّهران</a><a class="text" href="w:text:354.txt">ابوسفيان در محضر پيامبر</a><a class="text" href="w:text:355.txt">عزيمت سپاه اسلام به سوي مکه</a><a class="text" href="w:text:356.txt">حملهء ناگهاني سپاه اسلام به قريش</a><a class="text" href="w:text:357.txt">سپاه اسلام در ذي طُوي</a><a class="text" href="w:text:358.txt">ورود سپاه اسلام به مکه</a><a class="text" href="w:text:359.txt">ورود پيامبر به مسجدالحرام</a><a class="text" href="w:text:360.txt">نمازگزاردن پيامبر در خانهء کعبه و ايراد خطابه در برابر قريش</a><a class="text" href="w:text:361.txt">بازگردانيدن کليد خانهء کعبه به کليددار سابق آن</a><a class="text" href="w:text:362.txt">اَذان گويي بِلال بر بام کعبه</a><a class="text" href="w:text:363.txt">نماز فتح يا نماز شکر</a><a class="text" href="w:text:364.txt">حُکمِ اعدام جنايت پيشگان</a><a class="text" href="w:text:365.txt">مسلمان شدن صَفوان بن اُميه و فَضاله بن عُمَير</a><a class="text" href="w:text:366.txt">خطابهء پيامبر در روز دوّم فتح مکّه</a><a class="text" href="w:text:367.txt">هراس انصار از اقامت پيامبر در مکّه</a><a class="text" href="w:text:368.txt">بيعت مردم مکه با پيامبر</a><a class="text" href="w:text:369.txt">عملکرد و رهنمودهاي پيامبر پس از فتح مکّه</a><a class="text" href="w:text:370.txt">سَريه ها و بعثه ها</a><a class="text" href="w:text:371.txt">ره آورد پيروزي</a></body></html>فصل دوازدهم

فتح مکّه
اهميت اين غزوه:
ابن قيم گويد: فتح مکه فتح اعظم مسلمين بود که خداوند به واسطة آن دين خود و رسول‌ خود و لشکر خود و حزب خود را که حامل امانت او بودند، عزت و شوکت بخشيد، و شهر خود و خانة خود را که آن را مشعل هدايت براي جهانيان قرار داده بود، از چنگ کافران و مشرکان بدر آورد، اين فتح چندان با عظمت بود که اهل آسمان براي آن فرياد شادباش سردادند، و خيمه‌هاي اعزاز و اکرام آن را بر شانه‌هاي بُرج جوزاء زدند، و در پرتو اين فتح و پيروزي مردمان فوج‌فوج به دين خدا درآمدند، و بر اثر تابش نور اين فتح بزرگ، سراسر روي زمين غرق در روشنايي و شادماني گرديد[1].
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- زاد المعاد، ج 2، ص 160.انگيزهء اين غزوه
در فصل مربوط به قرارداد صلح حُديبيه که يکي از بندهاي آن صلحنامه ناظر به اين مسئله بود که هرکس دو