يشنهاد کردند که طواف خانة خدا کند؛ اين پيشنهاد را رد کرد و حاضر نشد پيش از آنکه رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- طواف کنند، طواف کند.
 خورشيد نبوّت
ترجمه فارسي
«الرحيق المختوم» 
مؤلف:
شيخ صفي الرحمن مبارکفوري
برگردان :
دکتر محمدعلي لساني فشارکي
1381 ش = 1423 ق = 2002 م

 
اديان و مذاهب ديگر
آيين‌هاي شرک و بت‌پرستي و اعتقاد به خرافات و اوهام، دين و آيين اکثريت مردم عربستان بود. در عين حال، يهوديان و مسيحيان و مجوسيان و صابيان نيز راههايي براي ورود به مناطق مختلف عربستان پيدا کرده بودند.

* يهوديان دست کم طي دو دوره به جزيره العرب هجرت کردند:

دورة اول: يهوديان درگير و دار فتوحات بابليان و آشوريان در فلسطين براي نخستين بار به سرزمين عربستان هجرت کردند. اين هجرت ناشي از فشار فراواني بود که بر يهوديان وارد کرده بودند، و شهر و ديارشان را ويران، و معبدشان را به دست پادشاه بختنصر، به سال 587 پيش از ميلاد،نابود گردانيده بودند، و بسياري از آنان را به اسارت به بابل برده بودند. و از اين رو، گروهي از آنان سرزمين فلسطين را ترک گفتند و به حجاز روي آوردند و در مناطق شمالي آن اقامت گزيدند[1].

دورة دوم: دومين دورة هجرت يهوديان به عربستان، از اشغال فلسطين توسط روميان به فرماندهي تيتوس، به سال 70 ميلادي آغاز مي‌شود. بر اثر فشار سهمگين روميان بر يهوديان و ويران شدن ونابود شدن معبدشان، چندين قبيله از قبائل يهود به حجاز کوچيدند، و در يثرب و خيبر و تيماء استقرار يافتند، و در آن مناطق، قريه‌ها و قلعه‌ها و برج و باروها ساختند. به اين ترتيب، آيين يهود در ميان عده‌اي از اعراب از طريق اين مهاجران انتشار يافت، و در حوادث سياسي پيش از اسلام و همچنين رويدادهاي صدر اسلام، تأثيري بسزا داشت. زماني که اسلام ظهور کرد، قبيله‌هاي مشهور يهود عبارت بودند از: خيبريان؛ بني النضير؛ بني المصطلق؛ بني قريظه؛ بني قينقاع. سمهودي آورده است که تعداد قبائل يهودي مهاجر در يثرب متجاور از 20 قبيله بوده است [2].

آيين يهوديت در يمن، از سوي تبان اسعد ابوکرب نفوذ کرد. وي به عنوان رزمنده به يثرب رفت، و در آنجا به آيين يهود گردن نهاد، و دو تن از احبار بني قريظه را به يمن آورد. به اين ترتيب، يهوديت دريمن رو به گسترش و رواج نهاد. وقتي پس از وي يوسف ذونواس به حکومت رسيد، بر مسيحيان نجران هجوم برد، و آنان را فراخواند تا به آيين يهوديت گردن نهند. مسحيان نجران از پذيرفتن آيين يهود ابا کردند وذونواس خندق‌هاي آتش براي آنان فراهم کرد، و آنان را به آتش کشيد، و با مرد و زن و کودکان خردسال و پيران سالخورده يکسان رفتار کرد. گويند: تعداد کشتگان بيست هزار تا چهل هزار بوده است [3]. اين ماجرا در ماه اکتبر سال 523 ميلادي اتفاق افتاده است [4].

خداوند متعال داستان اصحاب الاخدود را در قرآن کريم در سوره بروج آورده است؛ آنجا که مي‌فرمايد:

﴿قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ * النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ * إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ * وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ﴾[5].

«بر باد اصحاب اخدود. آتش سهمگين و مايه‌دار. آنگاه که بر سر آن خندق‌هاي آتش نشسته بودند. و خود بر آنچه با اهل ايمان مي‌کنند، گواهان بودند.»

* مسيحيان، از طريق اشغال حبشيان و فعاليت بعضي مبلغان مسيحي آيين خود را در بلاد عرب‌نشين رواج دادند. آغاز اشغال يمن توسط حبشيان سال 340 ميلادي بود؛ هرچند اين اشغال آنچنان استمرار نيافت و در فاصله سالهاي 370 تا 378 ميلادي حبشيان از يمن بيرون رانده شدند[6]؛ اما زمينه را براي نشر و گسترش آيين مسيحيت فراهم ساخت و مردم يمن در راستاي گرايش به مسيحيت سخت تشويق شدند. به خصوص، در اثناي ساليان اشغال يمن مردي زاهد پيشه و مستجاب‌الدعوه و صاحب کرامات، به نام فيميون، به نجران آمد، و مردم را به آيين نصرانيت فراخواند. مردم نيز دعوت او را اجابت کردند و آيين مسيحيت را پذيرفتند؛ زيرا نشانه‌هاي فراواني از راستگويي او وحقانيت دين او مشاهده کرده بودند[7].

بار ديگر که در سال 525 ميلادي حبشيان يمن را اشغال کردند، و در واقع، اين اشغال بازتاب کارهاي ذونواس و سوزانيدن مسيحيان در خندق‌هاي آتش بود، و ابرهه الاشرم به حکومت يمن دست يافت؛ با نشاط بيشتر و با وسعت افزون‌تر به نشر و گسترش آيين مسيحيت پرداخت، و تا آنجا پيش رفت که در يمن کعبه‌اي بنا کرد، و خواست زائران عرب را از حج بيت‌الله بازدارد و به حج گزاردن بسوي کعبة يمن وادار سازد، و خانة خدا را که در مکه است ويران گرداند، که البته خداوند متعال او را به کيفر دنيا و آخرتش رسانيد.

آل غسان و قبائل تغلب و طيي و بعضي قبائل ديگر، بر اثر همجواري با روميان به آيين مسيحيت درآمدند؛ حتي بعضي پادشاهان حيره نيز بر آيين مسيحيت گردن نهادند.

* مجوسيان نيز درميان ساکنان عرب مناطق همجوار ايران نفوذ داشتند، و آيين مجوس در عراق عرب و بحرين- احساء و هَجَر و مناطق مجاور آن در سواحل خليج‌فارس طرفداراني داشت. عده‌اي از رجال يمن نيز در اثناي اشغال يمن از سوي ايرانيان، به آيين مجوس گرويدند.

* صابيان، شاخص دين و مذهبشان پرستش ستارگان است، و اعتقاد به «انواء» در ارتباط با نزول باران، و تأثير ستارگان در زندگاني انسان، و اعتقاد به اينکه ستارگان تدبير جهان آفرينش را به دست دارند. کاوش‌هاي باستان‌شناسي و حفاري‌ها در سرزمين عراق و جاهاي ديگر دلالت دارند بر اينکه کلدانيان- قوم حضرت ابراهيم -عليه السلام- بر اين آيين بوده‌اند. بسياري از مردم شام ومردم يمن نيز در گذشته‌هاي دور به آيين صابيان پايبند بوده‌اند. بعدها، با پيدايش و گسترش اديان جديدتر يهوديت ومسيحيت، صابيان پايه و مايه خود را از دست دادند و رونقشان فروکش کرد؛اما، همچنان آثار و بقايايي از پيروان اين آيين، آميخته با مجوسيان يا هم‌جوار مجوسيان، در عراق عرب و در سواحل خليج‌فارس وجود دارد[8].

از «زندقه» نيز در ميان عرب آثاري وجود داشت، و زنديقاني در ميان آنان پديد آمدند، و راه نفوذ زندقه در ميان عرب از طريق حيره بود؛ چنانکه در ميان قبيله قريش نيز زنديقاني بودند که از طريق بازرگاني با ايرانيان برخورد پيدا کردند و تحت‌تأثير ارتباط با آنان به زندقه روي آورند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- قلب جزیرة‌العرب، ص 251.
[2]- وفاءالوفا، ج 1، ص 165؛ قلب جزیرةالعرب، ص 251.
[3]- برای تفصیل مطلب، نکـ: سیرةابن‌هشام، ج 1، ص 20-22، 27، 31، 35؛ تفسیر سوره بروج در کتب تفسیر.
[4]- الیمن عبرالتاریخ، ص 158-159.
[5]- سوره بروج، آیات 4-7.
[6]- الیمن عبرالتاریخ، ص 158-159؛ تاریخ العرب قبل الاسلام، ص 122، 432.
[7]- برای تفصیل مطلب، نک: سیرةابن‌هشام، ج 1، ص 31-34.
[8]- تاریخ أرض القرآن، ج 2، ص 193-208.بيعت رضوان و انگيزهء آن
قريشيان عثمان را نزد خودشان نگاه داشتند. شايد مي‌خواستند وضع موجود را ميان خودشان به مشورت بگذارند، و تصميمشان را قطعي کنند، آنگاه عثمان را با جواب پيامي که آورده بود باز