 صلي الله عليه وآله وسلم را كافر مي دانند و مي گويند همة اصحاب جز سه يا چهار و يا هفت نفر (‌حسب اختلاف روايات) از دين برگشته اند و به خلاف ديگر مسلمانان در مورد امامت, عصمت و تقيه اعتقادي شاذ و مخالف دارند و قايل به رجعت,‌ غيبت و بداء هستند»[2].
------------------------
[1] سورهء ولايت يكى از سوره هايى است كه روافض مى گويند از قرآن حذف شده,‌ آن را در آخر اين كتاب خواهى يافت و آن را از كتاب فصل الخطاب رافضى خبيث نورى طبرسى نقل كرده ايم و اين امر يعنى تكذيب خدواند كه حفاظت قرآن را بعهده گرفته زيرا مى فرمايد: ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴾. پس آيا هيچ عاقلي به كفر روافض كه چنين عقيده دارند, شك دارد؟
[2] دكتر ناصر قفازى, مسئلة‌ التقريب 2/302.شيخ الاسلام ابن تيميه رحمه الله مي گويد: «علماي حديث و روايت و سند همگي اتفاق نظر دارند كه روافض دروغگوترين گروه هستند, دروغگويي در آنان ريشه اي ديرينه دارد, از اين جهت ائمة مسلمانان آنان را به كثرت دروغ, از ديگران متميز مي دانستند».

اشهب بن عبدالعزيز مي گويد: از امام مالك رحمه الله دربارة روافض پرسيدند, فرمود:« با‌ آنان سخن مگو و از آنان (حديث) روايت مكن, زيرا دروغ مي گويند».

و نيز مي گويد: «كسي كه اصحاب رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم را دشنام مي دهد, از اسلام هيچ بهره اي ندارد».

﴿مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْأِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ﴾[1]. 

«محمد فرستادة خدا است و كساني كه با او هستند در برابر كافران تند و سرسخت و نسبت به يكديگر مهربان و دلسوزند. ايشان را در حال ركوع و سجود مي بيني, آنان همواره فضل خداي را مي جويند و رضاي او را مي طلبند نشانة ايشان بر اثر سجده در پيشانيهايشان نمايان است, اين توصيف آنان در تورات است و اما توصيف ايشان در انجيل چنين است كه همانند كشتزاري هستند كه جوانه هاي خود را بيرون زده و آنها را نيرو داده و سخت نموده و بر ساقه هاي خويش راست ايستاده باشد به گونه اي كه برزگران را به شگفت مي آورد تا كافران را به سبب آنان خشمگين كند». 

علامه ابن كثير رحمه الله در تفسير آية فوق مي فرمايد: «امام مالك (رحمه الله) از اين آيه حكم كفر روافض را كه با صحابه بغض و كينه دارند و به مقتضاي اين آيه, آنان كه با صحابه بغض و دشمني دارند,‌ كافرند». 

قرطبي مي گويد: «امام مالك (رحمه الله) سخن زيبايي گفته و آيه را درست تفسير كرده است, هر كس از يكي از اصحاب عيبجويي و بدگويي كند, فرمودة‌ خداوند, پروردگار جهانيان را رد كرده و شرايع مسلمانان را باطل گردانيده است»[2]. 

ابوحاتم مي گويد: حرمله برايمان بيان نمود كه امام شافعي رحمه الله فرمود: «كسي كه بيش از روافض گواهي دروغين بدهد,‌ سراغ ندارم».

مؤمل بن أهاب مي گويد: از يزيد بن هارون شنيدم كه فرمود:‌ از هر بدعتگذاري كه بسوي بدعتش فرا نخواند, حديث نوشته (گرفته) مي شود, جز از روافض, زيرا آنان دروغ مي گويند».

محمد بن سعيد اصفهاني مي گويد: شريك [3] فرمود: از هر كسي كه يافتي علم را درياب مگر از روافض, زيرا آنان حديث جعل مي كنند و آن را دين مي پندارند». 

معاويه مي گويد: أعمش دربارة ياران مغيرة بن سعيد رافضي دروغگو[4]فرمود: «مردمي كه من ديدم همه آنان را فقط كذّاب (دروغگو) مي ناميدند».

شيخ الاسلام ابن تيميه در توضيح گفتار سابق علماي سلف مي فرمايد: «اساس بدعت روافض از بي ديني و الحاد عمدي سرچشمه مي گيرد, دروغ در ميان آنان بسيار است و خود نيز به آن اقرار دارند, زيرا مي گويند: دين ما تقيه است, و تقيه يعني اينكه شخصي خلاف آنچه در دل دارد, اظهار كند, و اين عيناً همان دروغ و نفاق (دو رنگي) است, پس آنان در اين زمينه مصداق ضرب المثلي هستند كه مي گويد: «رمتني بدائها وانسلت»[5]. 

«مرا به عيبي كه در خودش است,‌ متهم نمود و جان سالم بدر برد».

عبدالله بن احمد بن حنبل مي گويد:‌ از پدرم دربارة روافض پرسيدم, فرمود: «آنانند كه ابوبكر و عمر را بد مي گويند». و دربارة ابوبكر و عمر از ايشان پرسيده شد, فرمود: «براي آنان دعاي رحمت كن و از دشمنانش بيزاري بجوي»[6]. 

خلال از ابوبكر مروزي روايت كرده كه گفت: از ابوعبدالله دربارة كسي كه به ابوبكر و عمر و عائشه بد مي گويد, پرسيدم, فرمود: «او را در دايرة اسلام نمي دانم»[7]. 

خلال مي گويد: حرب بن اسماعيل كرماني برايم نقل كرد كه موسي بن هارون بن زياد گفت: از فريابي كه مردي وي را دربارة كسي كه ابوبكر و عمر را دشنام داده, پرسيده بود, شنيدم كه فرمود: او كافر است, پرسيد: آيا بر او نماز خوانده شود؟‌ فرمود: خير»[8]. 

علامه ابن حزم با نصاري مناظره نمود,‌ آنان براي استدلال عليه او كتابهاي روافض را آوردند, ايشان آنگاه فرمود: روافض مسلمان نيستند و گفتار شان در دين حجت نيست, آنها فرقه اي هستند كه براي اولين بار 25 سال پس از وفات حضرت پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم پديد آمدند, و پيدايش آن نتيجة اين بود كه افرادي بخت برگشته دعوت يكي از دشمنان اسلام (ابن سبأ يهودي) را پذيرفتند, روافض فرقه اي هستند كه در تكذيب و كفر از يهود و نصاري دست كمي ندارند»[9]. 

ابو زرعه رازي مي گويد: «هر گاه ديدي شخصي از يكي از اصحاب رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم عيبجويي مي كند, بدان كه او زنديق است». 

از هيأت دايمي فتوا در عربستان سعودي سؤالي مطرح شد كه در آن آمده بود كه: . . . با توجه به اين كه آنان (روافض جعفري) در هنگام شدايد از علي و حسن و حسين رضي الله عنهم و ديگران كمك مي طلبند, آيا براي ما جايز است كه از ذبايح[10] آنان بخوريم؟ هيأت دايمي فتوا به سرپرستي شيخ عبدالعزيز بن باز,‌ شيخ عبدالرزاق عفيفي, شيخ عبدالله غديان, شيخ عبدالله بن قعود اثابهم الله چنين پاسخ گفت: «با سپاس خداوند يگانه و درود و سلام بر پيامبرش و آل و اصحاب وي, و بعد: «‌اگر واقعيت چنان باشد كه در سؤال آمده كه جعفري ها علي و حسن و حسين و ديگران را فرا مي خوانند,‌ پس آنان والعياذ بالله مشرك و مرتد هستند و خوردن ذبيحة آنان جايز و حلال نيست و حكم مردار را دارد. گرچه بر آن نام خدا را گفته باشند»[11]. 

از شيخ عبدالله بن عبدالرحمن الجبرين حفظه الله چنين سؤال شد: جناب شيخ در شهر ما شخصي رافضي وجود دارد و شغلش قصابي است و اهل سنت براي ذبح گوسفندان خود به او مراجعه مي كنند و همچنين رستورانهايي وجود دارد كه با آن رافضي و يا روافض ديگري كه همين شغل را دارند, قرار داد بسته اند, معامله با اين رافضي و امثال آن چه حكمي دارد؟ و آيا حيوان ذبح شده توسط او حلال است يا حرام؟ 

جواب: و عليكم السلام