ن هم از خدا خشنودند و خداوند براي آنان بهشت را آماده ساخته است كه در زير درختان و كاخهاي آن رودخانه جاري است و جاودانه در آنجا مي مانند اين است پيروزي بزرگ و رستگاري سترگ.

حديث:
(أصحابي كالنجوم فبأيهم اقديتم اهتديتم)[2] اصحاب من مانند ستارگانند ( در آسمان ) پس به هر كدام از ايشان اقتدا كنيد ( حتماً ) هدايت مي شويد .
(الله الله في أصحابي، لا تتخذوهم غرضاً من بعدي, من أحبهم فبحبي أحبهم, ومن أبغضهم فببغضي أبغضهم, ومن آذاهم فقد آذني, و من آذني فقد أذى الله ومن أذى الله يوشك أن يأخذه)[3]. 
بترسيد از الله در حق ياران من و ايشان را مورد ملامت و نكوهش خود قرار ندهيد پس هر كس ايشان را دوست بدارد من نيز او را دوست خواهم داشت و هر كس با ايشان دشمني كند (با من دشمني كرده است) پس من نيز دشمن او خواهم بود و كسي كه به آنها اذيت و آزاري برساند يقيناً مرا رنجانيده و كسي كه مرا برنجاند به حقيقت خدا را رنجانيده و كسي كه خدا را برنجاند نزديك است كه خداوند او را بگيرد و مورد عذاب قرار دهد.

(لا يدخل النار أحد ممن بايع تحت الشجرة)[4]  هيچ كدام از كساني كه زير درخت (در صلح حديبيه) با رسول الله -صلی الله عليه وسلم- بيعت كردند وارد جهنم نمي شوند. (إذا رأيتم يسبون أصحابي, فقولوا: لعنة الله على شركم)[5].  هر وقت افرادي را مشاهده كرديد كه ياران مرا بدگويي مي كنند پس آنان بگوييد لعنت خدا بر (گروه) بد شما.

(إن الله اختارني واختار لي أصحاباً, واختار لي منهن أصهاراً وأنصاراً, فمن حفظني فيهم حفظه الله, و من أذاني فيهم آذى الله)[6]. 

خداوند مرا از ميان بندگانش برگزيده است و ياراني براي من كه از ميان آنها تعدادي وصلتكار و تعدادي ياور من هستند هر كس احترام مرا درباره آنها نگه دارد خداوند او را نگاه خواهد داشت و هر كس درباره آنها مرا اذيت و آزار دهد خداوند آزارش خواهد داد.

(خير الناس قرني، ثم الذين يلونهم, ثم الذين يلونهم، ثم الذين يلونهم, (فلا أدري ذكر قرنين او ثلاثة) إن بعدهم قوم يشهدون ولا يستشهدون, ويخونون و لا يؤتمنون, وينذرون و لايوفون, يظهر فيهم السمن للسته الا مالكا)[7]. 

بهترين مردمان مردم عصر من هستند سپس كساني كه با آن متصل هستند ( راوي مي گويد من به ياد ندارم كه دو قرن ذكر كرد يا سه قرن ) و بعد از آن مردماني خواهند آمد كه بدون طلب شهادت، شهادت مي دهند و خيانت مي كنند و امانت را رعايت نمي كنند و عهد شكني مي كنند و معاهده ها را مراعات نمي كنند و در آنها ( به سبب بي غم و بي فكر بودن ) فربهي و چاقي تن ظاهر خواهد شد.
--------------------------------------------------------------------------------
 [1] در ترجمه آيات از تفسير نور ، نوشته دكتر مصطفي خرمدل استفاده مي شود.
 [2] مشكاه المصابيح كتاب المناقب والفضائل ج 3 حديث 6018
 [3] منبع سابق حديث 6014
 [4] صحيح مسلم كتاب فضائل اصحاب نبي
 [5] مشكاه المصابيح كتاب المناقب و الفضائل ج 3 حديث6017
 [6] مكتوب امام رباني ج اول مكتوب 251.
 [7] مشكاه المصابيح كتاب المناقب و الفضائل ج 3 حديث 6010 صحيح مسلم صحيح بخاري.	فحش و ناسزا به اصحاب اعلام جنگ با خدا

خداوند سبحان بارها و بارها از ياران پيامبر اعلام رضايت كرده است. حال با وجود اين اگر كسي پيدا شود كه آنها را مورد فحش و ناسزا قرار دهد، بايد عاقبتي را برايش تصور نمود؟! آيا اين به منزله جدال با خداوند نيست؟!

حضرت ابوهريره -رضی الله عنه- از رسول الله -صلی الله عليه وسلم- نقل مي كند كه رسول الله -صلی الله عليه وسلم- فرمود: 
((إن الله تعالى قال: من عادى لي ولياً فقد آذنته بالحرب...))[1] خداوند سبحان فرمود: هر كسي دوستان مرا برنجاند (و به آنان فحش و ناسزا بگويد) من با او اعلان جنگ مي كنم. 
اگر ياران و تربيت شدگان زير دست رسول الله -صلی الله عليه وسلم- دوستان و اولياي الهي نباشد، پس چه كساني هستند؟ مي بينيم كه در اين حديث، خداوند سبحان به صراحت با كساني كه با دوستان او دشمني كنند اعلام جنگ مي كند. علامه ابن كثير (رحمه الله) درباره كساني كه صحابه را فحش و ناسزا گويند، مي فرمايد: ((ويل لمن أبغضهم أو سبّ بعضهم, فأين من الايمان بالقرآن إذ يسبون من رضي الله عنهم)). 
واي بر كساني كه كينه و بغض صحابه را در دل مي پرورانند ويا آنان را دشنام مي دهند. اينها كجا به قرآن ايمان دارند وقتي به كساني كه خداوند از آنها خشنود شده ، دشنام مي دهند؟! 
ابن عبدالبر (رحمه الله) نيز مي گويد: ((من رضي الله عنه لم يسخط عليه أبداً إن شاء الله)). 
كسي را كه خداوند از او خشنود شد بعد ازآن هرگز او را عذاب نخواهد داد (إن شاء الله). 
--------------------------------------------------------------------------------
 [1] الاربعين النوري ، رواه البخارينقشه جديد دشمنان اسلام

همان طور كه در صفحات گذشته اشاره كرديم، دشمنان اسلام از همان روزهاي تولد اسلام تا امروز از تلاش براي نابودي و بدنامي اسلام دست نكشيده اند و در هر عصري روش جديد مطابق زمان عرضه مي كنند و به ضربه وارد كردن بر پيكره امت اسلامي مي پردازند و تلاش مي كنند كه اسلام را كهنه، ضعيف وبزرگان آن را دنيا پرست و شهوت ران (العياذ بالله) جلوه دهند. امروزه نيز همچون عصر رسول الله -صلی الله عليه وسلم- افرادي را به نام اسلام به ميدان مي فرستند تا بر اسلام ضربه وارد كنند امروز نيز افرادي به صحنه بازي مي آيند و به نام دين مي خواهند تمام مقدسات را زير و رو كنند آري! دشمنان از كارشان خسته نشده اند مي بينيم در جاهايي كه نياز به نبرد و رويارويي باشد فوراً نيرو به ميدان مي فرستند (مانند افغانستان و عراق و چچن و كشمير) در جاهايي كه امكان جنگ ظاهري نباشد با ساختن وروي كار آوردن احزابي به ظاهر اسلامي، سعي در منحرف كردن مسلمانان دارند و در مياديني ديگر به كارهاي فرهنگي روي آورده و به وسيله قلم ونقد و بررسي زندگي بعضي از بزرگان دين، از رسول اكرم -صلی الله عليه وسلم- گرفته تا شاگردانش، سعي در بدنام كردن آنان نزد مسلمانان دارند تا به اين شكل ، ارتباط مسلمانان قرن بيست ويكم را با صدر اسلام و مقدساتشان قطع نمايند و آنان را به سوي غرب و كفر متمايل سازند اگر نگاهي به كتاب (( بيست و سه سال))[1] داشته باشيم و يا (( خلافت و ملوكيت ))[2] را مطالعه كنيم ، يا سيري در نوشته هاي آقاي تيجاني داشته باشيم ، ((اهل سنت واقعي)) ، ((آنگاه كه هدايت شدم))[3]  و... به خوبي اين مطلب را درك مي كنيم كه يك دسيسه كاملاً پليد و يك نقشه شيطاني پشت اين ماجراها خوابيده و سازمان هايي با مطالعات زياد و هزينه كردن مبالغ هنگفت اين جريانات را به راه انداخته اند حال نويسندگان اين كتاب ها چه آگاهانه و چه نا آگاهانه نقشه اين دشمنان را اجرا كرده باشند به هر حال قدم هاي بزرگي را در راستاي اهداف پليد دشمنان اسلام برداشته اند. 
--------------------------------------------------------------------------------
 [1] كتاب (( بيست وسه سال )) مجموعه درس هايي است كه در اوايل انقلاب در تهران در بعضي جلسات تدريس شده و با نقشه عجيبي قصد داشته اند تا در قالب درس تفسير و سيرت، تمام ارزش هاي اسلامي را زير پا بگذارند و شخصيت رسول اكرم -صلی الله