 هر كس مانند نگارنده چيزي بر خلاف آنان بگويد و بنويسد بي‌دين و واجب القتل شمرده مي‌شود و لا اقل نانش آجر مي‌گردد و از نظر بعضي‌ها ملعون و مطرود خواهد بود!!

الهوامش
 (12) براي اطلاع از اعتقادات شاه عباس اول به صفحة‌ 101 «سفرنامة برادران شرلي» (انتشارات منوچهري) مراجعه كنيد كه شاه به برادران «شرلي گفته است: من تقريبا عيسوي هستم » و چنانكه در صفحة 72 همين كتاب آمده، ‌در حضور آندو شراب نوشيده است . همين شاه عباس كه بايد رعيت را بنوازد و اين كار فراهم آورد و خرابي را آباد كند ، در عوض اين كارها با شش هزار قشون و حرم و خرگاه براي عوام فريبي پياده به زيارت مشهد مي‌رود و بر سر هر دو فرسخ بايد خيمه بر پا كنند و حرمسرا را در ميان خيمها جاي دهند تا شب در آغوش شاه باشند. و فردا دو فرسخ ديگر طي كنند، شش ماه اين همه لشكريان را معطل كرده تا وارد مشهد شده چون مي‌خواهد ملك پاسبان حضرت رضا (ع) باشد و شمع‌هاي بارگاه را مقراض (= قيچي) اصلاح کند. آيت الله زمانش به او تذکر مي‌دهد که اين مرقد مهبط فرشتگان است مبادا با مقراض پرهاي ملائكه آسيب ببيند!! آي چنين كساني به منظور فريب عوام براي مرقد ائمه ضريح و بارگاه ساخته‌اند !! فاعتبروا يا اولي الابصار. در صدر اسلام اين گنبدها و حرمها و زيارتگاهها در سيرة علي (ع) و اصحاب رسول خدا (ص) نبوده و چنانکه استاد قلمداران در کتاب «زيارت» خود آورده‌اند، پس از گذشت سي‌ سال از وفات رسول خدا (ص) وقتي عايشه زوجة حضرت رسول بر سر قبر برادرش «عبد الرحمن ابن ابي ‌بکر» رفت، مورد ملامت اصحاب رسول واقع شد که چرا مرتکب عملي ‌شده که رسول خدا (ص) از آن نهي کرده‌است؟
رسول خدا (ص) را در همان مکاني که رحلت فرمود يعني در حجرة عايشه دفن کردند و تا زماني که عايشه زنده بود يعني تا پنجاه سال هيچ کسي به حجرة او نيامد که در را باز کند و بگويد مي‌خواهم قبر رسول خدا را زيارت کنم, پس معلوم مي‌شود زيارت قبر مرسوم نبوده‌است. 
يکي از تابعين موسوم به ابوعمرو عامر بن شراحيل الکوفي (متوفاي سال 104 هجري) مي‌گويد: «لولا أن رسول الله نهى عن زيارة القبور لزرتُ قبر النبيّ (ص)» اگر رسول خدا (ص) از زيارت قبور نهي نکرده بود من قبر او را زيارت مي‌کردم. 
بدعت زيارت قبور در قرنهاي بعد به تدريج پيدا و زياد گرديد، چون مسلمين با فرقه‌هاي مختلفي مثل يهود و نصاري و گبران و مجوسيان و بودائيان و قبطيان رابطه برقرار کردند و در ممالک آنان مقابر فراعنه و شاهان از قبيل کورش و داريوش و اهرام(13) را ديدند اين کارها ميان ايشان رواج گرفت و حتي به منظور احترام، امام‌ زادگان را «شاه» ناميدند و شخصيتهايي مثل شاهزاده حمزه و شاهزاده جعفر و شاهزاده جلال‌الدين و شاهزاده ابراهيم و شاهزاده فلان زياد شد!! و براي زيارت قبور آنان حرکت کردند و متوليان و خادمان هم براي نفع خود هر چه توانستند به اين کارها تشويق نمودند و امکنة مذکور محل اجتماع بيکاران و گدايان و مفت خوران و امرار معاش آنان شد. اين مفت خوران نذورات زيادي از طلا و نقره و پول و فرش و اشياء قيمتي ديگر از مردم مي‌گيرند و يا در صحن آن مزارها، قبرها را به قيمتهاي کلان ميفروشند!
از سوي ديگر دشمنان قرآن بنا كردند براي اين کارهاي بيهوده ‌جعل احاديث کردن و يک زيارت را بهتر از صد حج و يا هزار حج جلوه دادن و زيارتنامه و فضيلت زيارت به وجود ‌آوردن و غاليان و کذابان و جعالان اين اخبار را نشر دادند. دانشمندان و محدثين بعدي تصور کردند اين اخبار صحت و حقيقت دارد  و براي کسب ثواب و رضاي خدا اخبار جعلي را جمع کردند و گفتند که انجام دادن اين کارها مستحب است و مسامحه (تساهل) در دليل مستحبات و ادلة سنن اشکالي ندارد!! وبا اين کار شيطان را خشنود و مردم را به شرک و خرافات مشغول کردند، حتي براي ساختن ساختمان قبر و تعمير آن خبري جعل کردند که جناب «قلمداران» در کتاب «زيارت» خويش اين حديث را سنداً و متناً مورد نقد قرار داده‌اند، اما پيش از پرداختن به حديث مذکور لازم است نظر پيشوايان دين را دربارة تعمير قبور بدانيم.

الهوامش
 (13) مانند اهرام مصر و يا مقبره‌هايي که مصريان قديم در نزديکي قاهره براي پادشاهان خود ساخته‌اند. يکي از آنها هرم «خوفو» يا «خئوپس» به ارتفاع 146 متر است که صد هزار کارگر مدت 20 سال براي ساختن آن کار کرده‌اند!!!. اگر بخواهيم همة رواياتي را که در مذمّت ساختمان و تزيين قبور وارد شده ذکر کنيم مطلب بسيار مفصل و طولاني خواهد شد، ليکن به مقداري که براي مردمِ منصف حق جو و بيداري آنان و اتمام حجّت لازم است در اينجا مي‌نگاريم(14):
1- شيخ صدوق و نيز مؤلف «وسائل الشيعه» روايت کرده‌اند که رسول خدا (ص) فرمود: «لَا تَتَّخِذُوا قَبْرِي قِبْلَةً وَلَا مَسْجِداً فَإِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَعَنَ الْيَهُودَ حَيْثُ اتَّخَذُوا قُبُورَ أَنْبِيَائِهِمْ مَسَاجِدَ» = قبرم را قبله گاه و محل توجه و مسجد قرار ندهيد، زيرا خداي تعالي يهود را لعنت نمود، چون قبور پيغمبران خود را مساجد قرار دادند». (وسائل الشيعه، ج 2، باب 65، صفحه 887 ). بنابراين احاديثي که در کتب زيارت وارد شده و مي‌گويد قبر اما را قبله قرار بده از ساخته‌هاي يهود صفتان است که به ائمه افترا بسته‌اند (= آنها را به دروغ بر ائمه عليهم السلام چسپانده‌اند)! 
2- محدث نوري در «مستدرک الوسائل» نقل کرده که علامة حلي در کتاب نهايه از رسول خدا (ص) روايتي آورده كه : «نَهَى النبيُّ أن يُجصّص القبرُ أو يُبْنَى عليهِ أو يُكْتَبَ عليه لأنَّه من زينة الدنيا فلا حاجة بالميِّت إليه...» = پيامبر (ص) نهي فرمود از اينكه قبر گچ کاري شود و يا بر آن نوشته شود (15) زيرا اينها زينت دنيا است و ميت نيازي بدان نيازي نيست». (مستدرک‌ الوسائل، چاپ سنگي، ج1/ص127).
3- و باز محدث نوري روايت کرده: « عن أمير المؤمنين (ع) قال: سمعتُ رسول الله (ص) يقول: لا تتخذوا قبري عيداً ولا تَتَّخذوا قبوركم مساجدكم، ولا بيوتكم قبوراً...» = يعني علي (ع) فرمود: شنيدم که رسول خدا (ص) مي‌فرمايد: قبرم را محل رفت و آمد مگيريد و قبرهايتان را مساجد خويش قرار ندهيد و خانه‌‌هايتان را محل دفن مرده‌هايتان قرار ندهيد. (مستدرک الوسائل، ج 1، باب 55 از ابواب دفن، ص 132).
4- شيخ «حر عاملي» از موسي بن جعفر (ع) روايت کرده که فرمود: «لا ترفعوا قبري أكثر من أربع أصابع مفرّجات» = يعني قبر مرا بيش از چهار انگشت باز از هم بيشتر بلند نكنيد. (وسائل ‌الشيعه، ج 2، باب 31 از ابواب دفن، ص 858 ).
5- در « بحارالانوار » ج 22 و کتب معتبر ديگر از امام صادق (ع) روايت کرده‌اند که فرمود: «لا تشرب وأنت قائم ولا تَطُف بِقَبْرٍ ولا تَبُل في ماء نقيع» = يعني ايستاده آب منوش و هيچ قبري را طواف مکن و در آب پاک بول مکن. (وسائل الشيعه، ج 10، باب 92، از ابواب المزار کتاب الحج و ج 1، ص 241 و سفينه البحار، ج 2، ص 99).
6- زيد بن علي بن الحسين (ع) روايت کرده از جدش علي بن ابي‌ طالب که فرمود: «نهى رسول الله عن لحوم الأضاحي أن تدخروها فوق ثلاثة أيام...