 كرد. وقتي راجح به سواد اعظم كه در فرموده ي پيامبر(ص): «عليكم بالسواد الأعظم»(3)  آمده، از وي سوال شد، در جواب گفت: محمد بن اسلم و يارانش. اين مطلب، به اميد خدا در جاي خود در همين كتاب بيان خواهد شد.
به علاوه، اگر وقوع بدعت گذاري در امور عبادي تصور شود، در امور عادي نيز تصور مي شود؛ چون ميان اين دو فرقي نيست. چون امور مشروع گاهي عبادي است و گاهي عادي. پس هر دو از طرف شارع، مشروع اند. بنابراين، همان طور كه مخالفت به وسيله ي ابتداع در يكي از اين دو، واقع مي شود، در ديگري نيز واقع مي شود.
- صورت سوّم، اين است كه شريعت اسلام، به چيزهايي تهديد كرده كه در آخر زمان روي مي دهند و از سنت پيامبر(ص) خارج اند. پس چيزهايي كه مثل آن هستند، داخل اين تهديد قرار نمي گيرند، چون از يك جنس هستند.
در «الصحيح» از عبدالله(رض) آمده كه گويد: رسول خدا(ص) به ما گفت: : «إنكم سترون بعدي أُثرهً و أموراً تنكرونها»: «شما پس از من، چيز ناخوش و اموري كه ناپسندش مي دانيد، خواهيد ديد». گفتند: پس چه دستوري به ما مي دهي اي رسول خدا! فرمود: «أدّوا إليهم حقَّهم، و سلوا حقّكم»(4) : «حق آنان را به ايشان بدهيد و حق خود را از آنان بخواهيد».
از ابن عباس(رض)از پيامبر(ص) روايت است كه آن حضرت فرمودند: «من كره من أمیره شيئاً، فليصبر»: «هر كس از اميرش چيز ناخوشايندي ديد، صبر پيشه كند». در روايتي آمده است: «من رأي من أميره شيئاً یكرهه؛ فليصبر عليه؛ فإنه من فارق الجماعة شبراً، فمات؛ إلا مات ميتةً جاهليةً»(5) : «هر كس از اميرش چيز ناخوشايندي دید، بر آن صبر پيشه كند؛ چون هر كس به اندازه ي يك وجب از جماعت مسلمانان جدا شود و بميرد، بر جاهليت مرده است».
همچنين در«الصحيح» آمده است: «إذا أُسند الأمر إلي غير أهله، فانتظر الساعة»(6) : «هر گاه كاري به غير كساني كه اهليتش را دارند، واگذار شود، منتظر قيامت باش».
از ابوهريره(رض) از پيامبر(ص) روايت است كه آن حضرت فرمودند: «يتقارب الزمان، و ينقُص العلم، و يُلقي الشّح، و تظهر الفتن، و يكثر الهَرجُ»: «زمان نزديك مي شود و علم [دين] كم مي شود و بخل زياد و فتنه ها ظاهر مي شوند و آشوب و فتنه(قتل) زياد مي شود». گفتند: اي رسول خدا، آن فتنه و آشوب چيست؟ فرمود: «القتل القتل»(7) : «قتل، قتل».
از ابوموسي(رض) روايت است كه گويد: پيامبر (ص) فرمود: «إن بين يدي الساعة لأياماً، ينزل فيها الجهل، و يُرفَعُ فيها العلم، و يكثُر فيها الهرج»(8) : «پيش از قيامت، چند روزري هست كه جهل و ناداني در آن فرود مي آيد و علم و دانش[دين] در آن برداشته مي شود و آشوب و فتنه(قتل) در آن چند روز زياد مي شود».
هرج، به معناي قتل است.
از حذيفه(رض) روايت است كه گويد: رسول خدا (ص) دو حديث را براي ما باز گفت. يكي از آن دو را ديدم و منتظر ديگري هستم. به ما گفت كه امانت در بيخ قلوب مردان فرود مي آيد. سپس از قرآن و سنت، علم و دانش به دست مي آورند. آنگاه از برداشتن اين علم براي ما گفت. آن حضرت فرمودند: 
«ينام الرجل النومة، فتقبض الأمانة من قلبه، فيظل أثرها مثل الوكت،(9)   ثم ينام النومة، فتقبض فيبقي أثرها مثل أثر المجل(10) كجمر دحرجتَه علي رجلك، فنفط، فتراه مُنتَبِراً(11)  و ليس فيه شيء، و يصبح الناس يتبايعون و لا يكاد أحد يؤدي الأمانة، فيقال إن في بني فلان رجلاً أميناً، و يقال للرجل: ما أعقله! و ما أظرفه! و ما أجلده! و ما في قلبه مثقال حبة خردل من إيمان...»(12) 
«مرد كمي مي خوابد، آنگاه امانت از دلش گرفته مي شود، و اثرش مانند اثر آتش مي باشد. سپس مي خوابد و امانت[از دلش] گرفته مي شود. پس اثرش مثل آب و خون مرده بين پوست و گوشت كه از اثر كار با تبر يا براثر تماس آتش توليد مي شود، باقي مي ماند؛ همچون اخگرهاي آتش كه روي پايت بغلطاني و برافروخته شود، آنگاه آن را مي بيني كه برداشته شده و چيزي در آن نيست. فردا صبح مردم با همديگر معامله مي كنند و نزديك است كسي امانت را ادا نكند. گفته مي شود: در ميان فلان طايفه مردي امانتدار است. به آن مرد گفته مي شود. چه قدر عاقل است! چه قدر زيرك است! چه قدر چالاك و چابك است! در حالي كه در قلب اش به اندازه ي مثقال ذره اي ايمان وجود ندارد... تا آخر حديث». از ابوهريره(رض) روايت است كه رسول خدا(ص) فرمودند: 
«لا تقوم الساعة حتي تقتتل فئتان عظيمتان، تكون بينهما مقتلة عظيمة، دعواهما واحدة، و حتي يبعث دجّالون كذّابون قريب من ثلاثين، كلّهم يزعم أنه رسول، و حتي يقبض العلم»
«قيامت بر پا نمي شود تا اينكه دو گروه عظيم با هم پيكار مي كنند و درگيري عظيمي ميانشان ايجاد مي شود. ادعايشان يكي است. و[قيامت بر پا نمي شود] تا اينكه نزديك به سي دجالِ دروغگو پيدا مي شوند و همه شان گمان مي كنند كه پيامبر هستند. و[قيامت بر پا نمي شود] تا اينكه علم [دين] گرفته مي شود».
سپس فرمود: «و حتي يتطاول الناس في البنيان...»: «و [قيامت بر پا نمي شود] تا اينكه مردم ساختمان هاي طولاني را احداث مي كنند...» تا آخر حديث.(13) 
از عبدالله(رض) روايت است كه گويد: رسول خدا(ص) فرمود: 
«يخرج في آخر الزمان قوم أحداث الأسنان، سفهاء الأحلام، يقرؤون القرآن لا يجاوز تراقيهم، يقولون من قول خير البرية، يمرق من الدين كما يمرق السهم من الرمية»(14) 
«در آخر زمان، جماعتي جوان و كم عقل پيدا مي شوند. قرآن را مي خوانند كه[اثر آن] از طرفشان تجاوز نمي كند و دم از سخنان بهترين مخلوقات(يعني پيامبر(ص)) مي زنند. از دين مي گريزند همان طور كه تير از كمان بيرون مي آيد».
از طريق روايت ابوهريره(رض) آمده كه پيامبر(ص) فرمودند: 
«بادروا بالأعمال فتناً كقطع الليل المظلم، يصبح الرجل مؤمناً و يمسي كافراً، أو يمسي مؤمناً و يصبح كافراً يبيع دينه بعرض من الدنيا»(15)  
«شب و روز به اعمال و كارهاي خير همچون پيمودن شب تاريك، مبادرت ورزيد.[زماني پيش مي آيد] كه انسان در صبح[كه از خواب بيدار مي شود]، مؤمن است و در شب، كافر مي گردد يا در شب مؤمن است و در صبح، كافر مي گردد و دين خود را به دنيا مي فروشد».
حسن در تفسير اين حديث مي گويد: «در صبح، خون و نامومس و مال و برادر دينی اش را حرام مي داند و در شب، آن را حلال مي داند يا در شب خون و ناموس و مال برادر ديني اش را حرام مي داند و در صبح، آن را حلال مي داند». گويي حسن اين حديث را به وسيله ي حديث ديگري تفسير كرده كه طي آن حديث، پيامبر(ص) مي فرمايد: «لا ترجعوا بعدي كفاراً يضرب بعضكم رقاب بعض»: «پس از من به حالت كفر بر نگرديد كه گردن همديگر را بزنيد».
از انس بن مالك(رض) روايت شده كه گويد: رسول خدا (ص) فرمود: «إن من أشراط الساعة: أن يرفع العلم، و يظهر الجهل، و يفشو الزنا، و تشرب الخمر، و يكثر النساء، و يقلُّ الرجالُ حتي يكون للخمسين امرأة قيَّم واحدُ»(16) : «از نشانه هاي قيامت اين است كه: علم[دين] برداشته مي شود و جهل و ناداني ظاهر مي شود و زنا، آشكار و فاش مي گردد. شراب خواري در ميان مردم زياد شده، زنان، زياد و مردان كم مي شوند تا جايي كه از هر پنجاه زن تنها يك سرپرست مرد وجود دارد».
در حديث غريب علي بن ابي طالب(رض) 