تَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِيرًا لَّعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ)الجمعة: ١٠«و به دنبال رزق و روزي خدا برويد و خداي را (با دل و زبان) بسيار ياد كنيد، تا اين كه رستگار شويد.» (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُواْ وَاذْکُرُواْ اللّهَ کَثِيرًا لَّعَلَّکُمْ تُفْلَحُونَ)الأنفال:45 « ‏ اي مؤمنان ! هنگامي كه با گروهي (از دشمنان در ميدان كارزار) روبرو شديد، پايداري نمائيد (و فرار نكنيد) و بسيار خدا را ياد كنيد (و قدرت و عظمت و وفاي به عهد او را پيش چشم داريد و به تضرّع و زاريش بخوانيد) تا (در دنيا) پيروز و (در آخرت) رستگار شويد.» اما سایر عبادات این چنین به انجام زیاد آنها امر نشده است. 
-	دعا نیز، چنین است؛ چون دعا ذکر خداست و با این وجود، سلف صالح به کیفیت های خاصی پایبند آن نبودند و در اوقات مخصوصی آن را انجام ندادند- به گونه ای که احساس شود، دعا به این اوقات اختصاص دارد- مگر در مواردی که دلیل شرعی، آن را در وقت خاصی مثل صبحگاه و شامگاه تعیین کرده باشد. و آن را آشکار نکردند مگر در مواردی که شارع به آشکار نمودن آن تصریح کرده باشد مانند ذکر در نماز عیدین و مانند آن. پس سلف صالح بر پنهان کردن دعا و ذکر خدا پایدار بودند. به همین خاطر وقتی صدایشان را بلند کردند، پیامبر((ص)) به آنان فرمود:« اربعوا علی أنفسکم؛ إنکم لا تدعون أصمّ و لا غائباً»(1) :« صدایتان را پایین آورید، زیرا شما موجودی ناشنوا و غائب را صدا نمی زنید». پس در اجتماعات خود، آن را آشکار نکردند.
هر کس با این اصل مخالفت کند، در مرحله‏ی اول با دلیل شرعی مخالفت ورزیده، چون رأی خود را در آن دخیل کرده و با کسانی که نسبت به شریعت اسلام از او آگاه تر بودند- که همان سلف صالح هستند- مخالفت کرده است. باید دانست که پیامبر((ص)) بعضی اوقات عملی را که دوست می داشت، انجام دهد از ترس اینکه مبادا در صورت ادامه ی انجام آن بر مردم فرض گردد، آن را ترک می کرد. 
در فصل بیان از کتاب « الموافقات» پاره ای از این مسائل آمده است. برخی در این موضوع دچار اشتباه شده اند. چنین تصور شده که اطلاق لفظ، نشان دهنده‏ی جایز بودن هر آنچه که ممکن باشد که مشمول مدلول و معنای لفظ شود، اما چنین نیست، به ویژه در عبادات؛ چون عبادات بر قضیه‏ی تعبد و آنچه از پیامبر((ص)) و سلف صالح گرفته شده، حمل می شود از قبیل نمازها به گونه ای که ارکان و ترتیب و زمان و کیفیت و مقدار آنها به گونه ای وضع شده که عقل انسانی نمی تواند آنها را درک کند- که به امید خدا در بحث مصالح مرسله در این کتاب از آنها سخن به میان می آید- پس رأی و استحسان و نظرات شخصی به طور مطلق داخل عبادات نمی شود، چون رأی و استحسان مانند آن است که با مقرر نمودن عبادات منافات داشته باشد؛ چون عقل انسانی نمی تواند معانی و حکمت های عبادات را به طور مفصل درک کند.
به همین خاطر عالمان اسلامی بر ترک قیاس در عبادات  محافظت کرده اند. برای مثال می توان به مالک بن انس رضی الله عنه اشاره کرد که به طور جدی، رأی و قیاس را در عبادات دور انداخت و در این زمینه، به انواع قیاس عمل نکرد بجز قیاسِ نفی فارق موقعی که ناچار بود بدان عمل کند. همچنین دیگر عالمان اسلامی مثل او بودند. اینان همگی در عبادات، بر تبعیت از نصوص و منقولاتِ آن محافظت داشتند اما در قضیه‏ی عادات چنین نبودند. دانشمندان اسلامی در این زمینه، دنبال معانی و حکمت و فلسفه‏ی آن بودند. امام مالک از این معانی به مصالح مرسله و استحسان یاد کرد. قاعده ی این مسائل به پیروی معانی فهم شده از شریعت به طور تفصیل، از قضیه‏ی تعبد به دور است. این در حالی است که هیچ کس به مانند امام مالک بر اتباع از سلف صالح محافظت شدیدتری نکرده آن گونه که دانشمندان از وی نقل کرده اند. البته عبادات مانند ذکر و دعاء و نمازهای سنت و صدقات، اگر از آنها چنین فهم شد که دایره‏ی گسترده‏ای دارند، به تناسب این گستردگی نه به طور مطلق بدان عمل می شود؛ چون انسان گاهی به طور اجمالی بدان امر می شود.
پس اختصاص دادن زمان یا کیفیت مخصوصی به عبادات به مقتضای رأی و نظر شخصی، درست مثل آن است که با مفهوم گستردگی عبادات مخالفت داشته باشد و اگر در مسئله‏ای، گستردگی فهم نشود، حتماً باید به اصل اکتفا و به آنچه نقل شده، مراجعه کرد؛ چون اگر ما از این اصل خارج شویم، در این که آن عبادت بر این صورت به طور مشروع می باشد، شک می کنیم یا قطع و یقین پیدا می کنیم که این صورت مشروع نیست. بنابراین، می بایست به اکتفا به آنچه نقل شده، بدون کم و زیاد مراجعه کرد.
سپس اگر گستردگی را از آن فهم کردیم، باید مطلب دیگری را در نظر گرفت و آن هم، این است که عمل باید به گونه ای باشد که اختصاص یافتن به زمان خاص یا مکانی خاص یا کیفیتی خاص از آن تصور نشود یا تصور انتقال حکم مثلاً از استحباب به سنت یا فرض نشود؛ چون استمرار بر کیفیت در اجتماعات مردم یا مساجد و دیگر مکان ها این تصور را ایجاد می کند که این عمل، سنت یا فرض است. 
مگر نمی بینی که هر عملی که رسول خدا((ص)) آشکارا انجام داده و به طور جماعت بر آن مواظبت نموده، اگر فرض نباشد از نظر دانشمندان اسلامی، سنت است؛ مانند نماز عید فطر و عید قربان و نماز استسقاء و نماز خسوف و کسوف و مانند آنها. بر خلاف قیام اللیل و سایر نوافل، که مستحب هستند و پیامبر((ص)) به پنهان کردن آن امر کرده و خودش آن را پنهان می کرد. و اگر آن را آشکار می کرد، تنها در یک روز یا گاهگاهی آن را آشکار می کرد و زیاد این عمل را انجام نمی داد. استمرار بر سنت همراه با پنهان کردن آن اشکالی ندارد. اشکال زمانی مطرح است که شایع شود و در ملأ عام انجام گیرد. 
-	از دیگر نمونه های این اصل، پایبندی بر دعاء پس از نمازهای فرض به صورت جماعت و آشکار کردن آن در جماعت ها است. توضیح و تفصیل این مطلب در جای خود، خواهد آمد.
---------------------------------------------------------------------------------
1) متفق علیه. بخاری به شماره‏ی 2830 و مسلم به شماره‏ی 2704 آن را روایت کرده اند.ستایش از آن خداوند است، او را سپاس می¬گوییم و از وی آمرزش می‎طلبیم و از بدیهای نفس و اعمال ناپسند خویش، به دامان او چنگ می‎رنیم؛ هرکه را خدای هدایت کرد، دچار گمراهی نشد و هرکه را  او خواست گمراه شود هیچ هدایت گری پیدا نکرد. خداوند – بلند مرتبه – می فرماید: 
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ)
آل عمران: ١٠٢
 اي كساني كه ايمان آورده‌ايد آن چنان كه بايد از خدا ترسيد از خدا بترسيد (و با انجام واجبات و دوري از منهيّات گوهر تقوا را به دامان گيريد) و شما (سعي كنيد غافل نباشيد تا چون مرگتان به ناگاه در رسد) نميريد مگر آن كه مسلمان باشيد. ‏
خداوند(جل‌جلاله) می‎فرماید: 
(يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمُ الَّذِي خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَ