آنها به زمانی خاص یا عددی خاص یا کیفیتی خاص. پس لازمه اش این است که احکام این زیادت، از طریقی نادرست اثبات شده باشد و این، قاعده‏ی دانشمندان را نقض می نماید. نباید گفت که دانشمندان اسلامی فقط احکام وجوب و تحریم را مدّنظر داشته اند؛ چون ما می گوییم: این سخن، خودسری بدون دلیل است. بلکه احکام شرعی، پنج تا هستند، پس همان طور که وجوب تنها به وسیله‏ی صحیح ثابت می شود، مندوب و اباحه و دیگر احکام نیز تنها به وسیله‏ی دلیل صحیح اثبات می شوند. پس هر گاه حکم یک عبادت از طریق دلیل صحیح اثبات شود، آن وقت اگر خواستی به دنبال احادیث ترغیب و ترهیب برو. البته بر تو واجب نیست که این کار را بکنی.
پس در هر حال، هر عملی که در آن ترغیب شده، اگر حکم یا درجه‏ی آن در میان اعمال مشروع از طریق دلیلی صحیح ثابت شود، آن وقت ترغیب در آن به وسیله‏ی حدیثی ضعیف اشکالی ندارد ولی اگر حکم یک عمل فقط از طریق احادیث ترغیب اثبات شد، آن وقت صحت این احادیث شرط است و گرنه از راه جماعتی که در زمره‏ی راسخین در علم محسوب می شوند، خارج شده ای. جماعتی از کسانی که به فقه منسوب اند، در این موضوع دچار اشتباه شده و تنها با ادعای درجه‏ی علما از مردم عوام جدا شده اند و در واقع هیچ فرقی با آنان ندارند. اصل این اشتباه، فهم نکردن سخن محدثان در هر دو زمینه می باشد.
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) تخریج آن از پیش گذشت.
2) حدیثی موضوع است. نص آن چنین است:« من اکتحل بالإثمد یوم عاشوراء لم یرمد أبداً»:« هر کس در روز عاشوراء با سنگ سرمه، سرمه بزند، هرگز دچار تار و کم سو شدن چشم نمی گردد». به کتاب های« ضعیف الجامع»، به شماره‏ی 5467؛ «السلسلة الضعیفة»، شماره‏ی 624 و «الفوائد المجموعة»، به شماره‏ی 36 مراجعه شود.
3) حدیثی موضوع است. نص آن چنین است:« اتخذوا الدیک الأبیض فإنّه صدیقی و عدو عدو الله، و کل دار فیها دیک أبیض لایقربها الشیطان»:« خروس سفید را نگاهداری کنید، چون خروس سفید دوست من و دشمنِِ دشمن خداست، و هر خانه‏ای که خروس سفید در آن باشد، شیطان به آن خانه نزدیک نمی شود». به کتاب های «السلسلة الضعیفة»، شماره‏ی 1695 و «ضعیف الجامع»، به شماره های 91، 3024، 3026، 3027، 3028، 3029 مراجعه شود.
4) حدیثی موضوع است. نص آن چنین است:« الباذنجان لما أکل له»:« بادمجان برای هر کاری که به آن نیت خورده باشد، سودمند است». به کتاب های« تذکرة الموضوعات»، شماره‏ی 148 و « المنارالمنیف» به شماره های 54 و 55 مراجعه شود.
5) حدیثی موضوع است. ابن تیمیه رحمه الله درباره اش می گوید:« به اتفاق محدثان، حدیثی مکذوب و موضوع است». « مجموع الفتاوی»، 11/563 و 598. و نگا:« السلسلة الضعیفة»، شماره‏ی 558.
6)  ابن تیمیه رحمه الله گوید: نماز رغائب به اتفاق ائمه‏ی دین بدعت است که رسول خدا(ص) و هیچ یک از جانشیان اش آن را انجام نداده و هیچ یک از ائمه‏ی دین همچون مالک، شافعی، احمد، ابوحنیفه، ثوری، اوزاعی، لیث و دیگران آن را مستحب ندانسته اند. حدیثی که در این زمینه روایت شده، به اجماع محدثان دروغ است. همچنین نمازی که در شب اولین جمعه‏ی ماه رجب، شب معراج، نیمه‏ی شعبان، نماز در روزهای یکشنبه و دوشنبه و دیگر ایام هفته- هر چند گروهی از مصنّفان در رقائق آن را آورده اند-، به اتفاق همه‏ی محدثان، احادیث این نمازها، همه اش موضوع و ساختگی هستند و هیچ یک از ائمه‏ی دین آن را مستحب ندانسته اند؛«مجموع الفتاوی»،23/134.یکی دیگر از راه های اهل باطل، عکس این مورد قبلی است، و آن هم نپذیرفتن احادیثی است که با اهداف و امیال و مذاهب شان سازگار نیست و ادعا می کنند که این احادیث با عقل تعارض دارند و به مقتضای دلیل وارد نشده اند، از این رو ردّ این احادیث واجب می باشد:
-	مانند منکران عذاب قبر، پل صراط، ترازو، رؤیت خدا در آخرت. همچنین حدیث مگس و خیره شدن آن و اینکه در یکی از بال هایش درد و در دیگری درمان است و مگس ابتدا آن بالش را که در آن درد وجود دارد، در کاسه‏ی آب، لیوان چای یا هر چیز دیگر می گذارد.(1) و حدیثی که کسی دچار شکم درد شد و پیامبر((ص)) دستور داد که به او عسل بدهند.(2) و دیگر احادیثی صحیحی که راویان عادل آن را روایت کرده اند. 
-	چه بسا به روایان از میان صحابه و تابعین رضی الله عنهم و کسانی که ائمه‏ی حدیث بر عدالت و امامت شان اتفاق نظر دارند، عیب و ایراد وارد می کنند. همه‏ی اینها بدین خاطر است تا مخالفانِ مذاهب و آرایشان را به وسیله‏ی آن ردّ کنند.
-	چه بسا فتاوای این بزرگواران را ردّ کرده و از انظار مردم عوام این فتواها را زشت جلوه داده تا امت اسلامی را از اتباع سنت و اهل سنت دور کنند؛ همچنان که از بکر بن حُمران(3)  روایت شده که گوید: « عمرو بن عبید(4) گوید: دزد بجز حاکم، مورد عفو قرار نمی گیرد». بکر بن حمران گوید:« حدیث صفوان بن امیه از پیامبر((ص)) را برایش نقل کردم که آن حضرت فرمودند:« فهلاّ قبل أن تأتینی به»:« ای کاش پیش از آنکه او را پیش من می آوری، این کار رخ می داد».(5)  گفت:« آیا به خدا سوگند می خوری که پیامبر((ص)) آن را فرموده است؟»گفتم: پس تو نیز به خدا سوگند می خوری که پیامبر((ص)) آن را نفرموده است؟ بکر بن حُمران گوید: او به خدایی که معبود بر حقی جز او نیست، سوگند یاد کرد که پیامبر((ص)) آن را نفرموده است. پس من آن روایت را برای ابن عون(6) نقل کردم. بکر گوید: وقتی مجلس گرم شد، ابن عون گفت: ای ابوبکر! این حدیث را برای جماعت نقل کن». 
اینان اعتقاد به پل صراط و ترازو و حوض کوثر را اعتقادی نامعقول می دانند. از برخی از اینان سؤال شده که آیا کسی که قایل به رؤیت خدا در آخرت باشد، تکفیر می شود؟ آنان در جواب گفتند: « تکفیر نمی شود، چون او عقیده ای را ابراز داشته که معقول نیست و هر کس عقیده و سخن نامعقولی داشته باشد، کافر نیست».
-	عده ای احادیث آحاد را به کلی نفی کرده و به آنچه عقل و خردشان در فهم قرآن خوب دانسته، اکتفا کرده تا جایی که شراب را مباح دانسته اند و به این آیه استناد کرده اند:(لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُواْ)المائدة: ٩٣ « ‏ بر كساني كه ايمان آورده‌اند و كارهاي شايسته انجام داده‌اند، گناهي به سبب آنچه (از مسكرات پيش از تحريم و آگاهي از آن) نوشيده‌اند متوجّه آنان نيست» رسول خدا((ص)) درباره‏ی اینان و امثال شان می فرماید: « لا أُلفَینَّ أحدَکم مَتَّکئاً علی أریکته یأتیه الأمر من أمری ممّا أمرتُ به أو نهیتُ عنه، فیقول: لا أدری، ما وجدنا فی کتاب الله اتّبعناه»(7) : « هیچ یک از شما را نمی بینم که به تخت اش تکیه داده و دستوری از جانب من که به آن امر شده ام یا از آن نهی شده ام، به گوش او برسد و او بگوید: نمی دانم در کتاب خدا چیزی را در این زمینه نیافته ایم تا از آن پیروی کنیم». این تهدید سختی است که دربردارنده‏ی نهی مربوط به کسی است که سنت را ردّ می کند.
وقتی این جماعت، احادیث آحاد را به وسیله‏ی عقل ردّ کرده اند، سخن با آنان به قضیه‏ی حسن و قبح ا