ِنِ الظَّالِمُونَ الْيَوْمَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ) مريم: ٣٨ 
وليكن ستمكاران، امروزه در گمراهي آشكاري بسر مي‌برند.
و خداوند از منافقین یاد می‏کند و اینکه اینان در صدد  فریب خدا و مومنان هستند و بدین خاطر است که در تکالیف و اجرای حدود الهی به سستی و تقیّه پناه می‏برند و می‏پندارند این ترفندها آنان را نجات می‏دهد و به ایشان نفع و سودی می‏رساند حال آنکه در حقیقت خود را فریب می‏دهند و این عین گمراهی است زیرا اگر منافق با انجام چنین عملی گمان برد که به او نفع و سودی می‏رسد در واقع به زیان او خواهد بود و او بر طریق هدایت و سنت نیست و در این راه طی سلوک نمی‏کند. برای همین خداوند ـ بلند مرتبه ـ می‏فرماید:
(إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ ...(142) ...وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً(143)) النساء: ١٤٢ - ١٤٣ 
بي‏گمان منافقان خدا را گول مي‌زنند! در حالي كه خداوند ايشان را گول مي‌زند.* و هركه را خداوند (بر اثر اعمال زشت و ناپسندش) سرگشته و گمراه كند، راهي براي او (به سوي سعادت و هدايت) نخواهي يافت. 
و خداوند داستان مردی را بازگو می‏کند که از دورترین نقطه¬ی شهر با شتاب بیامد [و گفت]:
(أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمَنُ بِضُرٍّ لاَّ تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلاَ يُنقِذُونِ) يس: ٢٣ 
‏آيا غير از خدا، معبودهائي را برگزينم (و پرستش نمايم) كه اگر خداوند مهربان بخواهد زياني به من برساند، ميانجيگري ايشان كمترين سودي براي من ندارد و مرا (از زيان وارده) نجات نمي‌دهند؟
معنی آیه این است چگونه به جای خدا کسانی را می‏پرستم که کمترین سودی برای من ندارند و پرستش خدای یگانه را رها سازم که نفع و ضرر بدست اوست؟ و این رویکرد خارج شدن از طریق حق و منحرف شدن به کج راهه است «انّی لَّفی ضَلال مبین» که در این صورت در گمراهی آشکاری خواهم بود. (یاسین/34)
و مثالها در بیان و توضیح این مصادیق، بسیارند و همگی آنها گواه این مهمند که گمراهی در بسیاری از امور در جایی بکار می‏روند که صاحب آن گمراهی به لغزش دچار شود و به خاطر شبهه و گمانی که برایش پیش آمده یا به سبب تقلید از کسی که این شبهه را بر او عرضه کرده است، لذا این شبهه و لغزش را قانون پنداشته و دینی که بدان در آمده است، گرچه راه آشکار حق و طریق راست و درست وجود داشته است و چون کفر فقط در این نوع و طریقه منحصر نگشته است بلکه راه و شیوه[های] دیگری نیز دارد که همان کفر به دین بعد از شناخت و آگاهی از آن است که یا از سر تیز و عناد است یا از سر ظلم و گمراهی. خداوندـ بلند مرتبه ـ در این سوره¬ی فاتحه که جامع و مادر قرآن است دو دسته و رسته¬ی مختلف را بیان کرده است، که می‏فرماید:
(اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ(6) صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ(7))الفاتحة: ٦ - ٧ 
‏ما را به راه راست راهنمائي فرما. * راه كساني كه بدانان نعمت داده‌اي‌.
و این همان شاهراهی است که پیامبران(علیهم السلام) به سوی آن فرا می‏خوانند سپس در ادامــه می‏فـــرماید: «غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ» (فاتحه/7) 
منظور از « ﭰ  ﭱ   » در این آیه یهود هستند؛ زیرا آنان بعد از شناخت کامل به رسالت حضرت رسول(ص) بدو کفر ورزیدند. آیا ندیده‏ای که خداوند در این باره می‏فرماید:(الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْکِتَابَ يَعْرِفُونَهُ کَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمْ ) البقرة: ١٤٦
آنان كه بديشان كتاب (آسماني) داده‌ايم، او را مي‌شناسند، بدان گونه كه پسران خود را مي‌شناسند».
که منظور از اهل کتاب همان یهود می باشد و«الضّالون» در آیه منظور مسیحیان هستند؛ زیرا آنان در باب حضرت عیسی و حجّت او به بیراهه رفتند و گمراه شدند و این نظر بیشتر مفسرین است و همین دیدگاه در حدیثی روایت شده از پیامبر آمده است.(3) 
و به مصداق این آیه علاوه بر یهود و نصارا، مشرکان نیز اضافه می‏شوند کسانی با وجود خدای یگانه بدو شر ورزیدند و خود قرآن بدین امر اشاره می‏کند که مشرکان نیز مصداق آیه هستند همانجا که می‏فرماید: «ولا الضّالین» که مشرکان و غیر ایشان را نیز شامل می‏شود و هرکسی که از راه راست روی برتابد و به کژ راهه برود داخل در این مصداق است و دور نمی‏نماید که گفته شود: «الضّالین» هرکسی را در بر می‏گیرد که از راه راست روی برتابد، حال از امّت اسلام باشد یا خیر و در آیاتی که قبلا ذکر شد به این اصل اشاره شده است که می‏فرماید:
(وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَن سَبِيلِهِ) الأنعام: ١٥٣
 و از راههایي پيروي نكنيد كه شما را از راه خدا (منحرف و) پراكنده مي‌سازد» که مصداق این آیه نیز هر گمراهیی را شامل می‏شود. حال فرقی نمی‏کند، گمراهی او چونان گمراهی اهل شرک و نفاق باشد یا چون گمراهی فرقه‏های مشخص بر شمرده در امت اسلام و این آیه در باب گمراهان و خارج شدگان از طریق مشتقیم دین کاملتر و رساترین است و مناسب و همخوان است با کلیّت سوره¬ی فاتحه یا سبع المثانی و تمامی قرآن که حضرت محمّد(ص) آن را به ارمغان آورد.
گرچه ما[با آوردن این فصل] در پاره‏ای از موارد از اصل موضوع خارج شده‏ایم، امّا این گریز و فصل مذکور، کمک و پشتیبانی برای موضوع اصلی ماست و از خدا جوییم توفیق و پیروزی را.
------------------------------------------------------------------------------------
1) منابع روایتی این حدیث قبلاً ذکر شد.
2) منابع روایتی این حدیث قبلاً ذکر شد.
3) می فرماید: «انّ المغضوب علیهم الیهود و انّ الضالین النصاری» مغضوب علیهم در این آیه منظور یهود می باشد و منظور از الضالین مسیحیان هستند.روایت حدیث از احمدی /178) و طبرانی در الکبیر(17-99)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:30.txt">سرفصل</a><a class="folder" href="w:html:31.xml">فصل 1</a><a class="text" href="w:text:36.txt">فصل 2</a><a class="text" href="w:text:37.txt">فصل 3</a><a class="text" href="w:text:38.txt">اختلاف درجات گناهِ بدعت گذار از این جهت که بدعت گذار مدعی اجتهاد است یا مقلّد می باشد</a><a class="text" href="w:text:39.txt">اختلاف درجاتِ گناه بدعت گذار از این جهت که بدعت در مسائل ضروری دین واقع شده یا در غیر آن</a><a class="text" href="w:text:40.txt">اختلاف درجاتِ گناه بدعت گذار از این جهت که بدعت اش را پنهان کرده یا آن را آشکار نموده است</a><a class="text" href="w:text:41.txt">اختلاف درجاتِ گناه بدعت گذار از این جهت که به سوی آن دعوت کرده یا خیر دعوت نکرده است</a><a class="text" href="w:text:42.txt">اختلاف درجات گناهِ بدعت گذار از این جهت که علیه اهل سنت شورش کرده یا شورش نکرده است</a><a class="text" href="w:text:43.txt">اختلاف درجات گناهِ بدعت گذار از جهت حقیقی بودن یا اضافی بودن بدعت</a><a class="text" href="w:text:44.txt">اختلاف درجات گناهِ بدعت گذار از این جهت که مأخذ بدعت، روشن است یا مبهم</a><a class="text" href="w:text:45.txt">تفاوت درجاتِ گناه بدعت گذار از جهت اصرار یا عدم اصرار بر بدعت</a><a class="text" href="w:text:46.txt">تفاوت درجات گناه بدعت گذار از ج