 حال بميرد مگر اينكه از اهل آتش باشد.
ايمان به زنده شدن بعد از مرگ وحساب وپاداش اعمال دوزخ وبهشت وايمان به قدر بر مسلمان واجب است. 
ايمان به قدر عبارت است از اعتقاد مسلمان به اينكه خداوند تعالى عالم به همه اشيا است، اعمال بندگان را ميدانست قبل ازآنكه آسمانها وزمين را بيافريدد، واين همه را در لوح محفوظ نوشته، ومسلمان ميداند آنچه خدا خواهد مى شود، وچيزى را كه نخواهد واقع نميشود، او تعالى بندگان خود را غرض عبادت وطاعت خود آفريده، احكام را به آنها بيان، اوامرى به آنها داده است واز بعض چيزها ايشانرا منع نموده است وبه آنها قدرت بخشيده است تا توسط آن اوامر الهى را بجا آورند، ومستحق ثواب گردند، واگر عصيان وسركشى نمودند تعذيب ميشوند، ومشيئت بنده تابع مشيئت خداوند جل جلاله است، هر چه آن مقدراتيكه در آنها بنده هيچگونه اراده ومشيئتى ندارد واز قبيل خطا ونسيان وحالات اكراه واضطرار، فقر ومرض، مصائب وآلام ومانند آنها بنده در برابر اينها هيچكدام مسؤليتى ندارد، ودر مقابل جزاء وسزا  نمى بيند، وحتى در برابر مصائب، فقر ومرض اگر صبر كند ثواب ميبيند بهمه آنچه گذشت ايمان آوردن واجب است.
عاليترين مسلمانان وقريبترين آنان از لحاظ درجه وقرب به خداوند جل جلاله صاحبان درجه برتر در بهشت نيكو كاران اند، ومحسنين كسانى اند كه خداوند را قسمى تعظيم وعبادت مى كنند، واز معاصى مىيرهيزند گويا كه خداوند جل جلاله شاهد احوال آنهاست وعقيده دارند كه در همه احوال هيچ فعل وقول ونيت آنان از خداوند پنهان نميماند، وچون از آنهاكدام گناه ومعصيتى سر زند كه مخالف اوامر الهى با شد به توبه صادقانه مبادرت ورزيده واز آنچه كه از او سر زده است اظهار ندامت ميكند، واز خداوند مغفرت مىطلبد وديگر به آن رجوع نميكند. 
خداوند ميفرمايد:[إِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّالَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ]
آيه 128  سوره نحل
........................
(1) ملائكه را خداوند تعالى از نور آفريده است، عدد آنها را بجز خداوند كسى شمرده نميتواند، عده آنها در آسمانها ميباشد وديگرى موكل به بنى آدم است.  
(2) مسلمان بايد ايمان داشته باشد كه همه كتابهاى را كه خداوند تعالى بر رسل نازل كرده حق است، لاكن اكنون بجز قرآن كريم ديگر كتاب آسمانى باقى نمانده، توراة وانجيل فعلى از تأليف خود يهود ونصارى است، آنها ميگويند سه خدا وجود دارد، وعيسى عليه السلام پسر خداست ـ والعياذ بالله ـ در حاليكه خداوند يك است شريك ندارد، وعيسى عليه السلام بنده ورسول خداست. روزى نبى اكرم صلى الله عليه وسلم ورقهء را از  توراة  بدست حضرت عمر رضي الله  ديد خشم نموده وفرمود:مگر هنوز هم تو اى فرزند خطاب شك دارى؟ قسم بخدا كه اگر موسى عليه السلام برادرم زنده ميبود مجالى نداشت جز اينكه از پيروانم مي بود.حضرت عمر رضي الله عنه ورقه را دور انداخت وگفت: يوزش ومغفرت مى طلبم يا رسول الله. خداوند در قرآنكريم ميفرمايد:[الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْکُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا]
 سور ه مائده آيه 3
ونيز ميفرمايد:[إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِيرًا]
سوره الإسراء آيه 9 
ودر حديث صحيح از رسول اكرم (صلى الله عليه وسلم) روايت است كه: (تركتكم على المحجة البيضاء ليلها كنهارها لا يزيغ عنها إلا هالك).
شما را بر دليل روشن گذاشتم كه شب آ ن مانند  روز آن است از آن راه  هيچكس جز آنكه هلاك شونده باشد كج ومنحرف نميشود.
ونيز فرموده اند: (تركت فيكم ما إن تمسكتم به لن تضلوا أبداً كتاب الله وسنتي) 
يعنى در ميان شما چيزى گذاشتم كه اگر به آن عمل كنيد هرگز گمراه نميشويد، كتاب خدا وسنت من.  آياتيكه گذشت آيت اول بيانگر اين مطلب است  كه خداوند اسلام را بحيث يك دين كامل براى مسلمانان نازل كرده ودر آن هيچ نقص موجود نيست، وبزيادت نياز مندى واحتياج ندارد، وصلاحيت آن محدود بزمان ومكان معين نيست، براى هر وقت ودر ميان همه امم صلاحيت تطبيق را دارد، وخداوند توسط اين دين بزرگ وبه غلبه اسلام بر اديان ديگر وپيروز ساختن مسلمانان بر ملل ديگر ودشمنانيكه در صبح ظهور اين دين سرسختانه عناد ودشمنى ميكردند، وبنـزول رسالت جهانى پيغمبر بزرگ اسلام نعمت خود را كامل ساخته واسلام را به عنوان دين مورد پسند خود براى بشريت نازل كرده وبغير ازآن دين ديگرى را نمى پذيرد.
وآيه دومى اين مطلب را مى رساند كه قرآن كريم منهج كامل وبيان شافى وكافى بوده آنچه حق است درين كتاب بزرگ شرح شده هيچ موضوعى خير وحقى مربوط به دنيا وآخرت وجود ندارد مگر اينكه در آن آمده است آنچه را كه قرآن خير خوانده همانا خير است  وآنچه راكه از نظر قرآن شر گفته شده همانا شر است، حل هر موضوعى بصورت صحيح وواقعى آن در قرآن  وجود دارد، چه اينكه اين مسئله در گذشته واقع شده ويا در آينده بميان آيد، راه حل همه آن در قرآن كريم وجود دارد، وهر حل وتفسيرىكه غير از قرآن باشد جهل وظلم ودور از حقيقت است.
همه وسايل زندگى بشمول علم وعقيده، سياست ونظام حكومت، سياست وقضاء، علم النفس (روان شناسى)، اجتماع، اقتصاد نظام جنائى وسائر قضايا كه انسان در حيات خويش به آن نياز واحتياج دارد در قرآنكريم موجود است، ورسول اكرم (صلى الله عليه وسلم)  با بيان معجزه خويش اينها را شرح فرموده است،  در فصل ذيل اينكه قرآنكريم دستوركامل است به تفصيل بيشتر بيان خواهد شد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:34.txt">اول: در مورد علم</a><a class="text" href="w:text:35.txt">دوم: در رابطه به عقيده</a><a class="text" href="w:text:36.txt">سوم: در مورد رابطه با مردم</a><a class="text" href="w:text:37.txt">چهارم:  نظارت وجدانى وقلبى مؤمن</a><a class="text" href="w:text:38.txt">پنجم: در مورد تكافل وتعاون اجتماعى</a><a class="text" href="w:text:39.txt">ششم: در مورد سياست داخلى</a><a class="text" href="w:text:40.txt">هفتم: در سياست خارجى</a><a class="text" href="w:text:41.txt">هشتم:  در مورد حريت وآزادى</a><a class="text" href="w:text:42.txt">نهم: در مورد فاميل</a><a class="text" href="w:text:43.txt">دهم: در امور صحى</a><a class="text" href="w:text:44.txt">يازدهم: در مورد اقتصاد وتجارت وزراعت</a><a class="text" href="w:text:45.txt">دوازدهم: در مورد دشمنان پنهانى وراه خلاصى از آنها</a><a class="text" href="w:text:46.txt">سيزدهم: در مورد اهداف عالى وحيات سعاتمند</a></body></html>اولين چيزيكه خداوند انسان را به آن مكلف ساخته آموزش علم است  خداوند در قرآنكريم ميفرمايد:[فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِکَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَکُمْ وَمَثْوَاکُمْ]
سوره محمد آيه 19 
يعنى بدان كه هر آينه خدائى نيست مگر يك خدا وآمورزش طلب كن براى گناه خود، ومردان وزنان مسلمان والله تعالى ميداند جاى رفت وآمد شما وقرارگاه شما را.
وميفرمايد:[يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنکُمْ وَ