لَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ]
سوره المجادله آيه 11
ونيز ميفرمايد:[وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا]
سوره طه آيه 114
ونيز هدايت ميدهد كه[فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ]
سوره النحل آيه 43
ورسول اكرم (صلى الله عليه وسلم)  در حديث صحيح مىفرمايد: (طلب العلم فريضة على كل مسلم) ونيز مى فرمايد: (فضل العالم على الجاهل كفضل القمر ليلة البدر على سائر الكواكب). 
يعنى برترى عالم برجاهل چون برترى ومزيت قمر در شب بدر (شب چهادرهم) است بر ساير ستارگان.
علم از رهگذر وجوب ولزوم آن برانسان به چندين قسم تقسيم ميشود:
قسم اول: فرض لازم بر هر انسان مرد باشد ويا زن، وآن عبارت است از معرفت خداوند جل جلاله وپيغمبر اكرم (صلى الله عليه وسلم)  ومعرفت دين اسلام.
قسم دوم:  فرض كفائى ميباشد وهرگاه جمعى از مردم بياموزند فرضيت آن از ديگران ساقط ميگردد، وآموزش براى ديگران واجب نبوده ومستحب ميباشد، واين علم همانا علم به احكام شرعى مى باشد كه شخص را اهليت قضاء وافتاء بخشد، وهمچنان علوميكه مسلمانان براى بيشتر وصنائع ووسائل وشؤون اجتماعى زندگى خويش ضرورت دارند، واگر چنين علماء واشخاص موجود نباشد حكومت ومسؤلين مكلف اند كه براى بميان آمدن علماء سعى ومجاهدت ورزند.خداوند به حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم)  هدايت ميدهد تا به همه مردم اعلان نمايد كه همه بندگان خداوند بوده وعبادت پرستش خداوند واحد برآنان واجب است، وبايد تنها او را پرستش نمايند، ورابطه ايشان با خداوند جل جلاله بايد بصورت مستقيم وبدون واسطه صورت بگيرد، وبر خداوندجل جلاله توكل كنند فقط از او بترسند، وتنها به او اميد داشته باشند زيرا كه نفع وضرر تنها در يد بلا كيف اواست اوتعالى را متصف به صفات كماليه بدانند.خداوند امر ميكند انسان بايد صالح بوده وبراى نجات بشريت از تاريكى كفر به نور اسلام سعى ومجاهدت ورزد، ومن روى همين هدف به تأليف اين كتاب پرداختم تا قسمتى از وجيبه خود را انجام داده باشم.
خداوند امر فرموده كه رابطه بين مسلمان وديگران بايد به اساس رابطه ايمان به خداوند جل جلاله باشد، پس دوست داشته باشد بندگانى را صالح هستند، واطاعت خدوند ورسولش را ميكنند، ولو اگر از اقاربش نيز نباشند، وبا كفار وآنانكه نافرمانى خدا ورسولش را ميكنند بغض داشته باشد ولو اگر از جمله اقاربش نيز باشند، بى شك رابطه ايمان قويتر است بر رابطه نسب ومليت، ومصلحت هاى مادى. خداوند تعالى ميفرمايد:[لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ کَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ ]
سوره المجادله آيه 22
ونيز ميفرمايد:[إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ]
سوره الحجرات آيه 13
در آيه اول خداوند تعالى خبر ميدهد كه انسان مسلمان دشمنان خدا را دوست نميداشته باشد، ولو از جمله اقاربش باشد، ودر آيه دوم ميفرمايد بهترين بندگان نزد خداوند تعالى ومحبوب ترين آنها انست كه اطاعت او تعالى را ميكند از هر جنس ورنگى كه باشد.
همچنان خداوند تعالى امر فرموده كه مسلمان بايد با دوست ودشمن عادل باشد، وظلم را بر نفس وبين بندگان حرام ساخته، وبه امانت دارى وصدق وراستى امر نموده، از خيانت نهى نموده است، به نيكى با والدين وصله رحم، ونيكى با فقراء، وشركت در كارهاى خير امر كرده حتى به نيكى با حيوانات امر ميكند، (وتعذيب حيوان در اسلام ناروا است رسول اكرم (صلى الله عليه وسلم)  امر ميكند چون حيواني را ذبح ميكنيد كارد وآله ذبح را خوب تيز نماييد، درين جا بخاطر بايد داشت كه ذبح شرعى در اسلام همان ذبحى است كه از راه قطع مرىء باشد، واز اشتر بطور مخصوص آن، اما كشتن حيوان بواسطه شوك برقى، وامثال آن ذبح شرعى نبوده گوشت حيوان حرام ميگردد)
تعذيب حيوان در شريعت طوريكه اشاره كرديم روا نميباشد اما اگر حيوان مضر بوده باشد از قبيل سگ درنده، مار، گزدم، موش، وغيره درين حال كشتن اين حيوانات رواست اما تعذيب نبايد شوند.آيات متعددى قرآنى بيانگر اين مطلب است كه خداوند حاضر وناظر اعمال وحركات انسان بوده نيات اعمال واقوال او ازخداوند پوشيده نميماند، وچنانچه اين موضوع را همه ميدانيم كه فرشتگان ملازم بنده بوده، هر آنچه كه از او سر ميزند همه را مينويسند، وخداوند در مقابل اين همه بنده را محاسبه ميكند، وبر اساس آن برايش پاداش ميدهد اين چيزها قويترين مانع در بربر ارتكاب معاصى  بوده ومسلمان را از وقوع در فساد نگاه ميدارد واين نظارت وجدانى انسان را از معاصى دور نگاه ميدارد، واما كسيكه ضمير خودرا كشته ومرتكب معاصى ميگردد براى جلوگيرى از او اسلام چاره در دنيا سنجيده وآن اينكه هر مسلمان را خداوند مكلف ساخته كه به امر بالمعروف ونهى عن المنكر بپردازند، پس هر مسلمان در برابر خداوند احساس مسؤليت مىكند، وچون منكرى را ببيند براى ازاله ورفع آن مجاهدت ميكند بدست وبزبان آنرا منع ميكند.
اسلام به ولى الامر دستور ميدهد كه مجرمين را در پنجه قانون گرفته آنها را جزاء دهد، در قرآن وسنت جرائم وجزا هاى مقرره آن توضيح وبيان شده است.اسلام مسلمانان را به تعاون وتكافل اجتماعى در ميان شان دعوت كرده، وآنهارا امر ميكند تا از لحاظ مادى ومعنوى بكمك ومعاونت همديگر بپردازند. اسلام ضرر وايذاء يك مسلمان را توسط مسلمان ديگر حرام ساخته وحتى اشيائي را كه باعث آزار واذيت مسلمانى در طريق ويا سايه كه مسلمانان از آن استفاده مىكنند گردد، ازاله آن حتمى وضرورى است، وچون مسلمانى آنرا از راه دور سازد در برابرش اجر وپاداش ميبيند، همچنان كسانيكه اين ضرر وايذاء را توليد نموده سزاوار عقاب ميگردد.
مسلمان چيزى را كه به خود مى پسندد براى برادر مسلمان خود نيز بپسندد، وآنچه را كه براى خود نمى پسندد براى برادر مسلمان خود نيز نميپسندد، قرآنكريم هدايت ميدهد:[وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ]
سوره المائده آيه 2
يعنى در راه نيك وتقوى باهم كمك كنيد، ودر راه گناه وتجاوز باهمديگر يارى ننماييد، وهمچنان ميفرمايد:[إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْکُمْ]
سوره الحجرات آيه 10
[لاَّ خَيْرَ فِي کَثِيرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاَحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِکَ ابْتَغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا]
سوره النساء آيه 114
يعنى هيچ خيرى در بسيارى از سرگوشى آنها نيست مگر كسيكه امر به صدقه ويا نيكى ويا اصلاح ميان مردم بپردازد، وكسيكه اين عمل را بخاطر رضاى خداوند جل جلاله بنمايد، پس زود است كه براى او پاداش عظيم بدهيم.
ورسول اكرم (صلى الله عليه وسلم) مى فرمايد: (لا يؤمن أحدكم حتى يحب لأخيه ما يحب لنفسه)
مؤمن كامل نميـباشد 