ه بودند، بيرون شده بودم. در مسيري كه رسول‌خدا(ص) براي مهماني مي‌رفت، حسين(رض) را ديد كه با تعدادي از بچه‌ها بازي مي‌كرد. رسول اكرم(ص) مي‌خواست حسين(رض) را بگيرد كه حسين شروع به جست و خيز نمود و به اين طرف و ‎آن طرف فرار مي‌كرد. رسول‌خدا(ص) نيز (ضمن تعقيب و گريز) با او مي‌خنديد تا اينكه او را گرفت و يكي از دستانش ر اپشت سر حسين(رض) و دست ديگرش را زير چانه‌ي وي قرار داد و او را بوسيد و فرمود:‌ (حسين مني و أنا من حسين، أحب الله من أحب حسيناً، حسين سبط من الأسباط)(2)  يعني:‌ «حسين از من است و من، از حسين؛ خداوند، دوست بدارد هر آن كس را كه دوستدار حسين است. حسين، يكي از نوادگان (جوانمرد من) است».
در اين حديث، فضيلت حسين(رض) به خوبي بيان مي‌شود. چرا كه به محبت و دوست داشتن حسين(رض) ترغيب مي‌دهد. گويا رسول‌خدا(ص) با نور وحي دريافت كه بعدها چه اتفاقي براي حسين(رض) خواهد افتاد. از اين رو بطور ويژه، از او ياد نمود و به وجوب دوست داشتنش و نيز حرمت جنگ با او و تعرض به وي، تأكيد كرد؛ چنانچه فرمود: «خداوند، دوست بدارد هر آن كس را كه دوستدار حسين است». محبت حسين(رض) به محبت رسول‌خدا(ص) مي‌انجامد و محبت رسول‌خدا(ص) به محبت الله(جل جلاله) منتهي مي‌شود.(3) 
ب) انس بن مالك(رض) مي‌گويد: سر حسين(ع) را نزد عبيدالله بن زياد(4)  آوردند و در تَشتي گذاشتند. عبيدالله، شروع به داخل كردن چوب‌دستي‌اش در چشم و بيني حسين(رض) كرد و در مورد زيبايي‌اش چيزي گفت. انس(رض) مي‌گويد: حسين(رض) بيش از همه به رسول‌خدا(ص) شباهت داشت و موهايش با گياه وسمه(5) ، خضاب شده بود.(6) 
ج) انس بن مالك(رض) مي‌گويد: سر حسين(رض) را نزد عبيدالله بن زياد آوردند. وي با چوب‌دستي به دندانهاي پيشين حسين(رض) مي‌زد و مي‌گفت: من، او را زيبا مي‌پنداشتم. انس(رض) مي‌گويد: گفتم: به خدا، كاري مي‌كنم كه تو را خوش نيايد؛ من رسول‌خدا(ص) را ديدم كه همان جايي را مي‌بوسيد كه تو اينك با چوب‌دستي مي‌زني. عبيدالله پس از شنيدن اين سخن، از آن كار دست كشيد.(7) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) البداية والنهاية (8/152)؛ الإصابة (1/331).
2) روايت احمد؛ فضائل الصحابة ، شماره‌ي 1361؛ با سند حسن.
3) تحفة الأحوذي (10/279).
4) عبيدالله بن زياد بن ابيه، در سال 55ه‍.ق والي بصره شد و در آن زمان، 22 سال داشت و در سال 67 ه‍. كشته شد. نگا: السيرة (5/49).
5) وسمه، گياهي است كه از برگ آن براي خضاب، استفاده مي‌شود.
6) صحيح بخاري، حديث شماره‌ي 3748.
7) فضائل الصحابة (2/985)، حديث شماره‌ي 1197 با سند حسن.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:211.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:212.txt">همسران و فرزندان عبدالله</a><a class="text" href="w:text:213.txt">بازگشت جعفر بن ابي‌طالب به همراه خانواده‌اش ازحبشه و عزيمت به مدينه</a><a class="text" href="w:text:214.txt">كشتي‌سواراني كه افتخار دو هجرت نصيبشان شد</a><a class="text" href="w:text:215.txt">شهادت جعفر بن ابي‌طالب در مؤته</a><a class="text" href="w:text:216.txt">از امروز به بعد، به خاطر برادرم گريه نكنيد</a><a class="text" href="w:text:217.txt">پيامبر(ص) عبدالله را بر مركب خويش سوار مي‌كند</a><a class="text" href="w:text:218.txt">دعاي پيامبر(ص) براي فرزندان جعفر</a><a class="text" href="w:text:219.txt">بيعت عبدالله(رض) با پيامبر اكرم(ص)</a><a class="text" href="w:text:220.txt">نگراني رسول‌خدا(ص) براي فرزندان جعفر(رض)</a><a class="text" href="w:text:221.txt">چگونگی رویارویی با مشکلات</a><a class="text" href="w:text:222.txt">شكايت شتر به نبي اكرم(ص)</a><a class="text" href="w:text:223.txt">سلام كردن ابن‌عمر(رض) به عبدالله بن جعفر(رض)</a><a class="text" href="w:text:224.txt">اشتياق وافر امير مؤمنان علي(رض) به تعليم عبدالله بن جعفر(رض)</a><a class="folder" href="w:html:225.xml">جوانمردي و سخاوت و بخشندگی عبدالله بن جعفر(رض)</a><a class="text" href="w:text:240.txt">رابطه‌ي عبدالله بن جعفر(رض) با معاويه(رض)</a><a class="text" href="w:text:241.txt">عبدالله بن جعفر(رض) و گوش دادن موسيقي</a><a class="text" href="w:text:242.txt">وفات ابن جعفر(رض)</a></body></html>عبدالله بن جعفر بن ابي‌طالب بن عبدالمطلب بن هاشم، ابو جعفر قرشي هاشمي، دانشمندي بزرگوار بود كه در حبشه ولادت يافت و در مدينه سكونت نمود. وي، جوانمردي جوانمردزاده بود كه پدرش را ذوالجناحين(1)  مي‌خواندند. مادرش اسماء بنت عميس خثعميه، خواهرِ مادريِ ميمونه دختر حارث بود. و نحستين فرزندي كه از شوهر مسلمان، به دنيا آورد، عبدالله بن جعفر بود.(2)  محمد و عون ديگر فرزنداني بودند كه از وي ولادت يافتند.(3)  لازم به ذكر است اين فرزندان، همه، در حبشه ديده به جهان گشودند. نجاشي(رض) پس از به دنيا آمدن فرزند جعفر(رض)، صاحب فرزندي شد؛ او، كسي را نزد اسماء (همسر جعفر) فرستاد تا زمينه‌ي نامگذاری فرزندش، از او نظر بخواهد. اسماء رضي الله عنها گفت: «من، فرزندم را عبدالله ناميده‌ام». نجاشي(رض) نيز فرزندش را عبدالله ناميد و اسماء بنت عميس رضي الله عنها، فرزند نجاشي را با فرزند خويش يعني عبدالله بن جعفر(رض) شير مي‌داد تا اينكه دوره‌ي شير‌خوارگي عبدالله(رض) به پايان رسيد. بدين ترتيب اسماء رضي الله عنها، از جايگاه و منزلت والايي نزد حبشيان، برخوردار گرديد.(4) 
پس ازشهادت جعفر(رض) اسماء با ابوبكر صديق(رض) ازدواج كرد و از وي صاحب فرزندي به نام محمد گرديد. اسماء رضي الله عنها پس از وفات ابوبكر صديق، با علي(رض) ازدواج نمود و از او نيز صاحب فرزندي به نام يحيي گرديد.(5)  بنابراين عبدالله بن جعفر و محمد بن ابوبكر صديق و يحيي بن علي(رض) از جانب مادر، با هم برادرند.(6) 
عبدالله بن جعفر(رض) آخرين صحابي رسول گرامي اسلام(ص) از تيره‌ي بني‌هاشم بود كه ديده از جهان فرو بست(7) .
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) يعني صاحب دو بال. اشاره به روايتي است كه رسول‌خدا(ص)فرمود: به جعفر در بهشت دو بال داده مي‌شود تا با آن پرواز كند.(مترجم).
2) الاصابۀ (4/36).
3) الطبقات، ابن سعد (2/7).
4) همان (2/7).
5) الاصابۀ (4/37).
6) اسدالغابۀ (3/199).
7) البدايۀ واالنهايۀ (12/300).فرزندان عبدالله بن جعفر(رض) عبارتند از:
* جعفر اكبر كه كنيه‌ي عبدلله(رض)، برگرفته از نام همين فرزندش بود. مادرِ جعفر اكبر، اميّه بنت خراش عبسيه نام داشت و كنيه‌اش، ام عمر بود.
* علي، عون‌‌اكبر، محمد، عباس و ام‌كلثوم؛ اينها از نوه‌ي رسول خدا(ص) يعني زينب دختر علي بن ابي‌طالب(رض) و فاطمه دخت رسول‌خدا(ص) زاده شدند.(1) 
* حسين كه هیچ فرزندی از او نماند.
* عون و عون‌اصغر كه همراه حسين بن علي(رض) به شهادت رسيد و نسلي از وي باقي نماند(2) . مادرشان، جمانه بنت مسيب بن نخبه بن ربيعه بن عوف از قبيله‌ي بني فزاره بود.
* ابوبكر، عبيدالله و محمد كه مادرشان، خوصاء بنت حفصه بن ثقف بن عابدين بن عدي بن حارث بن تيم‌اله  بن ثعلبه بن بكر بن وائل بود. 
* صالح، موسي، و يحيي و هارون كه از آنان نيز نسلي به جا نماند. 
* جعفر، ام‌‌ابيها و ام ‌محمد كه مادرشان، ليلي دختر مسعود بن خالد بود.
* حميد و حسن كه از يكي از كنيز‌ان عبدالله(رض) زاده شدند.
* جعفر و ابو‌سعيد