وده و بلكه با عرف آن زمان تناسب دارد. در اين ميان برخي، تعداد زنان حسن(رض) را هفت نفر، برخي، شمار آنها را نود زن! و بعضي، تعدادشان را دويست و پنجاه زن و حتي برخي سيصد زن، گفته‌اند! البته روايات ديگري نيز در اين زمينه آمده است. ناگفته پيداست كه اين روايات، بي‌اساس و دروغ مي‌باشد. اينك به بررسي برخي از اين روايات مي‌پردازيم:
1ـ روايت نخست، روايتي است كه ابن ابي‌الحديد و ديگران، آن را از علي بن عبدالله بصري مشهور به مدائني، متوفاي سال 225ه‍.ق گرفته‌اند. وي، از آن دست راويان ضعيفي است كه اساساً محدثان و حديث‌شناسان، روايات آنان را بي‌پايه و غيرقابل قبول مي‌دانند. چنانچه امام مسلم رحمه‌الله از روايت حديث از مدائني، خودداري كرده(1)  و ابن‌عدي، او را در الكامل، ضعيف قرار داده و درباره‌اش گفته است: وي، در حديث قوي نيست و روايت‌هايي دارد كه شمار كمي از آنها، مسند و داراي سند معتبر است.(2) 
2ـ دومين روايت در اين زمينه، روايتي است مرسل و مي‌دانيم كه مرسل،(3)  از نوع روايات ضعيف مي‌باشد.
3ـ اما روايت سوم و چهارم، در كتاب قوت القلوب نوشته‌ي ابوطالب مكي آمده است؛ گفتني است: اين امر، سبب ناراستي نگارنده‌ي اين كتاب نيست و نمي‌توان بدين‌خاطر ابو‌طالب مكي را اساساً رد كرد، اما در هر حال روايات بي‌ اساسي كه اينجا در زمينه‌ي كثرت ازدواج‌هاي حسن(رض) آمده، بر‌گرفته از اين كتاب است. با آنكه ابوطالب مكي، به عنوان زاهد و واعظي سرآمد و مشهور، شناخته شده مي‌باشد، اما در كتاب قوت القلوب، مسايل ناشايستي آورده(4)  و احايثي نقل كرده است كه هيچ اصل و اساسي ندارند.(5)  وي، در اين كتاب، نوشته‌ است كه حسن بن علي(رض)، دويست و پنجاه زن يا سيصد را در ازدواج خود درآورده است. او، علاوه بر اين مي‌نويسد: علي(رض) از اين بابت رنج مي‌برد و زماني كه حسن(رض) زنانش را طلاق مي‌داد، علي(رض) از خانواده‌ي آنان خيلي شرمنده مي‌شد و همواره مي‌گفت: حسن(رض) مردي است كه زنان را طلاق مي‌دهد؛ لذا به او زن ندهيد. يك بار مردي از طايفه‌ي همدان به اميرالمؤمنين علي(رض) گفت: اي اميرالمؤمنين! بخدا قسم كه حسن(رض) هر چه زن خواسته باشد، به او مي‌دهيم تا هر كدامشان را كه بپسندد، نگه دارد و از هر كدامشان كه خوشش نيامد، جدا شود. علي(رض) از اين گفته‌ي آن مرد همداني شادمان گشت و چنين سرود:
لو كنت بواباً علي باب جنة	لقلت لهمدان ادخلوا بسلام
يعني: «اگر من، دربان بهشت باشم، به طايفه‌ي همدان مي‌گويم: وارد بهشت شويد».
چه بسا حسن(رض) به يكباره چهار زن را در نكاح خود درمي‌آورد و چهار زن را هم به يكباره طلاق مي‌داد.(6) 
خلاصه اينكه اينها، روايات نادرست و بي اساسي است كه به كلي قابل استناد و درخور ملاحظه نيست. همچنين در مورد ازدواج حسن(رض) داستان‌هايي نقل شده كه سند آنها به شدت ضعيف است. از جمله:
1ـ روايت هذلي از ابن‌سيرين
هند بنت سهيل بن عمرو(7)  همسر عبدالرحمن بن عتاب بن أسيد(8)  بود. وي زماني كه به ازدواج عبدالرحمن بن عتاب درآمد، دوشيزه بود. اما عبدالرحمن، پس از مدتي هند بنت سهيل را طلاق داد و سپس عبدالله بن عامر كريز(9)  با او ازدواج نمود و عبدالله بن عامر نيز پس از مدتي هند را طلاق داد. معاويه(رض) نامه‌اي به ابوهريره(رض) نوشت و از او خواست تا از هند، براي يزيد خواستگاري كند. حسن بن علي(رض) ابوهريره(رض) را ديد و از او پرسيد: كجا مي‌روي؟ ابوهريره(رض) گفت: مي‌روم تا هند بنت سهيل بن عمرو را براي يزيد بن معاويه خواستگاري كنم. حسن(رض) گفت: نزد هند بنت سهيل، يادي هم از من بكن. ابوهريره(رض) نزد هند رفت و ماجرا را برايش بازگو كرد. هند گفت: به نظر تو كدام يك را انتخاب كنم؟ ابوهريره(رض) گفت: حسن را. و بدين ترتيب حسن(رض) با هند ازدواج كرد. عبدالله بن عامر شوهر سابق هند به مدينه آمد و به حسن(رض) گفت: من، امانتي نزد هند دارم و سپس نزد هند رفت و در حالي كه حسن(رض) به همراهش بود، مقابل هند نشست. همانجا بود كه حال ابن عامر بد شد. حسن(رض) به ابن عامر گفت: اگر مي‌خواهي، به خاطر تو از او بگذرم، اما شما دو نفر،محللي(10)  بهتر از من نمي‌يابيد كه شما را براي همديگر حلال كند! عبدالله بن عامر گفت: امانت مرا بده؛ آنگاه هند بنت سهيل، دو جعبه جواهر را آورد و آنها را گشود و از يكي از آنها، مشتي جواهر برداشت. هند بنت سهيل همواره مي‌گفت: آقاترين اين سه نفر، حسن(رض) است و سخاوتمندترينشان، ابن عامر و عبدالرحمن بن عتاب نيز از همه‌ي آنها براي من دوست داشتني‌تر مي‌باشد.(11)  در ميان راويان اين روايت، شخصي به نام هذلي وجود دارد كه از او روايت‌هاي بي اساسي نقل شده و رواياتش، متروك است. ذهبي رحمه‌الله مي‌گويد: درباره‌ي ضعيف بودن وي‌، اجماع شده است.(12) 
2ـ روايت سحيم بن حفص انصاري از عيسي بن ابي‌هارون مزني
حسن بن علي(رض) با حفصه بنت عبدالرحمن بن ابي‌بكر(13)  ازدواج كرد؛ منذر بن زبير نيز دلباخته‌‌ي حفصه بود، اين موضوع به اطلاع حسن(رض) رسيد؛ از اين رو حسن(رض) حفصه را طلاق داد. منذر بن زبير از حفصه خواستگاري كرد، اما حفصه جواب رد داد و گفت: منذر مرا بدنام كرده است. پس از آن، عاصم بن عمر بن خطاب(14)  از حفصه خواستگاري نمود و با وي ازدواج كرد. منذر باز هم به خاطر دلباختگي به حفصه كاري كرد كه باعث شد عاصم بن عمر، حفصه را طلاق دهد. منذر بار ديگر از حفصه خواستگاري نمود. به حفصه گفتند: با او ازدواج كن تا بدين‌سان مردم دريابند كه او به تو تهمت مي‌زده است. لذا حفصه با منذر ازدواج كرد و بدين ترتيب مردم دريافتند كه منذر، به خاطر دلبستگي به حفصه، به او تهمت مي‌زده است. پس از آنكه منذر با حفصه ازدواج كرد، حسن(رض) به عاصم بن عمر گفت: بيا تا به اتفاق هم نزد منذر برويم و از او براي ملاقات حفصه اجازه بگيريم. حسن و عاصم نزد حفصه رفتند؛ حفصه بيشتر به عاصم مي‌نگريست و بيش از آنچه كه با حسن(رض) سخن مي‌گفت، با عاصم صحبت مي‌كرد. حسن(رض) به منذر گفت: دست حفصه را بگير و او نيز چنين كرد. روزي حسن(رض) به برادرزاده حفصه يعني ابن ابي عتيق- عبدالله بن محمد بن عبدالرحمن- گفت: آيا مي‌آيي تا به اتفاق هم به عقيق(15)  برويم؟ ابن ابي عتيق گفت: آري. آن دو با هم به عقيق رفتند و گذرشان به خانه‌ي حفصه افتاد. حسن(رض) نزد حفصه رفت و تا مدتي با هم صحبت كردند و آنگاه بيرون آمد. حسن(رض) پس از مدتي، دوباره به ابن ابي عتيق گفت: آيا به عقيق مي‌آيي؟ ابن ابي عتيق گفت: چرا نمي‌گويي: آيا نمي‌‌آيي تا به نزد حفصه برويم؟
در سند اين روايت، راوياني وجود دارند كه من در كتابهاي جرح و تعديل، شرح حالشان را نيافتم. البته متن ناشايست اين روايت، بيانگر ضعف آن است.(16) 
3ـ روايت حاتم بن اسماعيل از جعفر بن محمد از پدرش كه علي(رض) فرموده است: حسن(رض) آنقدر ازدواج مي‌كند و طلاق مي‌دهد كه مي‌ترسم عداوت و دشمني قبايل را براي ما به جا نهد.(17)  اين روايت، مرسل ضعيف است.(18) 
آن دسته از روايات تاريخي كه درباره‌ي تعداد زنان حسن(رض) آماري موهوم ارائه داده‌