ديث بي‌اساسي را ساخته و پرداخته‌ و آن را به رسول‌خدا(ص) نسبت داده‌اند. آنان، چنين دروغي را سر هم كرده‌اند كه رسول‌خدا(ص) كساني را كه از حضور در لشكر اسامه(رض) سر بتابند، لعنت كرده است. ناگفته پيداست كه اين روايت را از آن جهت ساخته و پرداخته‌اند كه ابوبكر و عمر رضي الله عنهما را در رديف اول نفرين‌شدگان قرار دهند….
حسن و ساير جوانان آن دوره، از گسيل لشكر اسامه(رض) نكات زيادي آموختند؛ از جمله:
الف) دگرگوني اوضاع و بروز شرايط سخت و بحراني، مؤمنان را از انجام مسؤوليت‌هاي ديني باز نمي‌دارد. ابوبكر صديق(رض) اين درس بزرگ را به امت مي‌دهد كه در مصايب و سختي‌ها، صبر و شكيبايي پيشه نمايند و از لطف و رحمت الهي نااميد نباشند. چراكه:
(إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِيبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِينَ)
«رحمت پروردگار، به نيكوكاران نزديك است.»(15) 
عملكرد ابوبكر(رض) در شرايط سخت و بحراني پس از وفات رسول‌خدا(ص) اين نكته را به مسلمان يادآوري مي‌كند كه مصايب و سختي‌ها هرچند بزرگ و شديد باشند، باز هم اين سنت و قانون الهي است كه: «با هر سختي، آسايش و گشايشي هست.»(16)  رسول‌خدا(ص) فرموده‌است:(عجبًا لأمر المؤمنِ إنّ أمرهَ كله خير و ليس ذلك لأحدٍ إلاّ للمؤمنِ، إن أصابته سراء شكر فكان خيرًا له و إن أصابته الضراء صبر فكان خيرًا له)(17)  يعني: «شأن مؤمن، شگفت‌انگيز است؛ چراكه تمام امورش، به خير اوست و اين وضعيت را كسي جز مؤمن ندارد. مؤمن، هنگام سرور و شادماني، سپاس‌گزار است و اين، به نفع او مي‌باشد؛ اگر مصيبتي هم به او برسد، شكيبايي مي‌ورزد كه اين نيز به خير اوست.»
آموزه‌ي ديگر اعزام لشكر اسامه(رض) توسط ابوبكر صديق(رض) اين است كه مصايب و سختي‌ها هرچند بزرگ و شديد باشند، اهل ايمان و مؤمنان راستين را از انجام امور ديني بازنمي‌دارند. رحلت رسول‌خدا(ص) ابوبكر صديق(رض) را از انجام وظايف و مسؤوليت‌هاي ديني بازنداشت؛ مصيبتي به آن بزرگي، مانع از اين نشد كه ابوبكر(رض) در آن شرايط سخت، لشكر اسامه(رض) را اعزام نكند. چراكه ابوبكر(رض) از رسول‌خدا(ص) ياد گرفته بود كه پرداختن به امور ديني و غمخوارگي بر آن، بر هر چيزي مقدم است و به همين سبب نيز ابوبكر(رض) در تمام دوران حياتش، امور ديني را بر هر چيزي مقدم مي‌داشت.(18)  حسن بن علي(رض)، اين درس ارزشمند را آموخت و آن را در زندگيش اجرا نمود.
ب) تداوم دعوت اسلامي، قايم به افراد نيست و پيروي از رسول‌خدا(ص) در هر شرايطي واجب است. بازنگاهي به ماجراي گسيل لشكر اسامه(رض) نشان مي‌دهد كه حركت دعوت، هيچ‌گاه دچار توقف و ايستايي نمي‌گردد. ابوبكر صديق(رض) با گفتار و كردارش، اين حقيقت را روشن ساخت كه دعوت اسلامي، قايم به افراد نيست و به همين خاطر نيز حركت اسلام، با وفات بهترين بنده‌ي خدا ـ رسول اكرم(ص) ـ تداوم يافت. اين، همان چيزي است كه ابوبكر صديق(رض) با اعزام لشكر اسامه(رض) ثابت كرد. ابوبكر(رض) در سومين روز درگذشت رسول‌خدا(ص) فرمان داد تا لشكريان اسامه(رض) به اردوگاه خود در جرف بروند و هر چه سريع‌تر حركت كنند. ابوبكر صديق(رض) پيش از صدور اين فرمان، در نخستين خطبه‌اش بر اين تأكيد كرده بود كه تمام تلاشش را براي خدمت به اسلام بكار خواهد گرفت.(19)  در روايتي آمده است كه ابوبكر صديق(رض) در بخشي از آن سخنراني چنين فرمود: «اي مردم! تقواي الهي پيشه كنيد؛ به دينتان پايبند باشيد و بر پروردگارتان توكل كنيد. همانا دين خداوند، پابرجاست و كلمه و شريعت الهي والا و كامل. خداي متعال، ناصران دينش را ياري مي‌رساند و دينش را عزت و سرافرازي مي‌بخشد. به خدا سوگند ما از اين نمي‌هراسيم كه خلق خدا از هر سو براي جنگ با ما جمع شوند؛ چراكه شمشيرهاي الهي(شمشيرهاي مؤمنان مجاهد)، از غلاف بيرون است و ما، هرگز آن را به زمين نمي‌گذاريم؛ بلكه همان‌طور كه همراه پيامبر(ص) جهاد كرديم، پس از اين نيز با مخالفان دين خدا خواهيم جنگيد. پس هر كس، سر بتابد و سركشي كند، به خود ستم كرده است.»(20) 
نكته‌ي آموزنده‌ي ديگري كه حسن بن علي(رض) از اعزام لشكر اسامه(رض) آموخت، اين بود كه مسلمانان در تمام شرايط بايد پيرو و فرمانبردار رسول‌خدا(ص) باشند. ابوبكر صديق(رض) اين نكته را به خوبي نشان داد. چراكه او، محكم و استوار در شرايط سخت و بحراني، پايبند دستورات رسول‌خدا(ص) ماند و اوامر آن حضرت(ص) را كاملاً اجرا كرد. ابوبكر صديق(رض) آن گفته‌ي تاريخي و ماندگارش را فرمود كه: «اگر بدانم كه كسي جز من در مدينه نمي‌ماند و سگ‌ها و گرگ‌ها مرا مي‌درند، باز هم لشكر اسامه(رض) را آن‌گونه كه رسول‌خدا(ص) فرمان داده‌اند، اعزام مي‌كنم.»(21) 

موضع ابوبكر صديق(رض) شرح عملي اين آيه بود كه:
(وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَکُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا) (احزاب:36)
«هيچ زن و مرد مؤمني در كاري كه خدا و رسولش، مقرر كرده باشند، اختياري از خود ندارند (و بايد تابع حكم خدا و رسول باشند). هر كس، از دستور خدا و پيامبرش سرپيچي كند، قطعاً به گمراهي آشكاري گرفتار مي‌گردد».
مسلمانان، از اعزام لشكر اسامه توسط ابوبكر صديق(رض) اين نكته‌ي مهم و ارزشمند را فراگرفتند كه خداي متعال، نصرت و پيروزي اين امت را مشروط به اتباع و پيروي كامل از رسول‌خدا(ص) قرار داده است. لذا هر كس، از رسول‌خدا(ص) پيروي نمايد، نصرت و قدرت مي‌يابد و هر كس، از رسول‌خدا(ص) نافرماني كند، خوار و ذليل مي‌گردد. بنابراين چگونگي حيات و زندگاني اين امت، در ميزان فرمانبرداريش از خداي متعال و پيروي از رسول‌خدا(ص) تفسير مي‌شود.(22) 
ج) مرجع حل اختلاف مؤمنان، كتاب و سنت است. بروز اختلاف در پاره‌اي از موارد در ميان مؤمنان، امري عادي و گريزناپذير است. در مورد گسيل لشكر اسامه(رض) اين اختلاف نظر درميان صحابه(رض) به وجود آمد كه آيا در آن شرايط بغرنج و بحراني، لشكر اسامه(رض) اعزام شود يا نه؟ در مورد فرماندهي شخص اسامه(رض) بگومگوهايي صورت گرفت؛ اما اين اختلاف نظرها به كشاكش و درگيري يا بغض و كينه‌توزي نسبت به يكديگر نينجاميد و هيچكس، پس از روشن شدن نظر اشتباهش، خودسري نكرد. ابوبكر صديق(رض) در آن موقعيت، براي حل و فصل اختلاف، به فرمان رسول‌خدا(ص) در مورد اعزام لشكر اسامه(رض) مراجعه كرد و اين نكته را روشن نمود كه با دگرگوني اوضاع و احوال، باز هم از اجراي فرمان رسول‌خدا(ص) غفلت و كوتاهي نمي‌كند. صحابه(رض) نيز پس از توضيح و روشنگري ابوبكر(رض) پذيرفتند تا مطابق فرمان صريح رسول‌خدا(ص) لشكر اسامه(رض) اعزام شود. بايد دانست كه در صورت وجود نص و حكم صريح، اكثريت قول و نظر، هيچ اعتباري ندارد و بدين سبب نيز صحابه در برابر فرمان صريح رسول‌خدا(ص) درباره‌ي لشكر اسامه(رض) پس از روشنگري ابوبكر صديق(رض) گردن نهادند. آنان، پيش از روشنگري ابوبكر(رض) دليل مي‌آوردند كه قبايل عر