لات و نيازهاي اقتصادي اصحاب، حل و فصل مي‌نمود. از اين رو نيازهاي اساسي اصحاب صفه را در رأس مسايل اقتصادي قرار مي‌داد و از آنجا كه نياز علي و فاطمه رضي الله عنهما به خدمتگزار، چندان اساسي و هم‌رديف مشكلات اهل صفه نبود، لذا راهكار ديگري براي آن ارائه نمود و رسيدگي به نيازهاي اهل صفه را در اولويت قرار داد. پدر حسن(رض) يعني علي بن ابي‌طالب(رض) اين رهنمود رسول اكرم(ص) را آويزه‌ي گوشش كرد تا اينكه روزها، سپري شد و علي(رض)، امير مؤمنان و خليفه‌ي مسلمانان گرديد. در آن زمان بود كه آثار تربيت و رهنمود نبوي بر علي(رض) نمايان گرديد و دامنش از دنيا و ظواهر فريبنده‌ي آن،پاك ماند؛ هر چند گنج‌هاي زمين را در اختيار داشت. چرا كه ذكر و ياد الله، سراسر قلب و وجودش ر ادر برگرفته و علي(رض) به اين رهنمود نبي‌ اكرم(ص) پايبندي كرده بود. خودش مي‌گويد: «به خدا سوگند از آن زمان كه رسول‌خدا(ص) اين اذكار را به من ياد داد، آنان را ترك نكردم». يكي از يارانش پرسيد: حتي شب صفين؟ فرمود: «آري، حتي شب صفّين».(2) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) صحيح بخاري، حديث شماره‌ي (3705)؛ صحيح مسلم، شماره‌ي (2728)؛ ترمذي، شماره‌ي (3408).
2) مسلم (4/2092).ثوبان(رض) مي‌گويد: هرگاه رسول‌خدا(ص) رهسپار سفر مي‌شد، آخرين كاري كه در مدينه مي‌كرد، اين بود كه نزد فاطمه رضي الله عنها مي‌رفت و اولين كسي كه رسول‌خدا(ص) پس از بازگشت از سفر، نزدش مي‌رفت، فاطمه رضي الله عنها بود.(1) 
ابو‌ثعلبه‌ي خشني مي‌گويد: هرگاه رسول‌خدا(ص) از جنگ يا سفري بازمي‌گشت، ابتدا به مسجد مي‌رفت و دو ركعت نماز مي‌گزارد و سپس نزد فاطمه رضي الله عنها و آنگاه نزد همسرانش مي‌رفت.(2) 
عايشه رضي الله عنها مي‌گويد: «هيچ كسي را نديدم كه از لحاظ وقار و متانت در نشستن و برخاستن، همچون فاطمه به رسول‌خدا(ص) شبيه باشد». هرگاه فاطمه، نزد رسول‌خدا(ص) مي‌رفت، آن حضرت(ص) برايش بلند مي‌شد، او را مي‌بوسيد و او را كنار خود، مي‌نشانيد. همچنين هرگاه رسول‌ اكرم(ص) نزد فاطمه رضي الله عنها مي‌رفت، فاطمه براي پدر بزرگوارش برمي‌خاست، آن حضرت را مي‌بوسيد و ايشان را كنار خود مي‌نشاند.(3)  در روايت ديگري آمده است كه دست آن حضرت(ص) را مي‌بوسيد.(4) 
همين كه عايشه رضي الله عنها، اين حديث را روايت مي‌كند، بيانگر ميزان محبت وي، به فاطمه‌ي زهرا رضي الله عنها مي‌باشد؛ چنانچه او را در نشستن و برخاستن و در وقار و متانت، شبيه‌ترين شخص به رسول اكرم(ص) معرفي نمود.
اسامه بن زيد(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) فرمود: (أحبّ أهل بيتي إليّ فاطمة)(5)  يعني: «محبوب‌ترين فرد خانواده‌ام براي من، فاطمه است». باري علي(رض) تصميم گرفت كه بر سر فاطمه رضي الله عنها با دختر ابوجهل ازدواج نمايد. رسول اكرم(ص) براي مردم سخنراني كرد و ضمن سخنراني‌اش، فرمود: (فاطمة بضعة منّي فمن أغضبها أغضبني)(6)  يعني: «فاطمه، پاره‌ي تن من است؛ هر كس، او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است».
مسور بن مخرمه(رض) مي‌گويد: از رسول‌خدا(ص) شنيدم كه بر فراز منبر مي‌فرمود: (إن هاشم ابن المغيرة استأذنوني أن ينكحوا ابنتهم علي بن أبي‌طالب، فلا آذن، ثم لا آذن، ثم لا آذن، إلا أن يريد ابن أبي‌طالب أن يطلق ابنتي و ينكح ابنتهم، فإنما هي بضعة مني، يريبني ما أرابها، و يؤذيني ما آذاها)(7)  يعني: «خانواده‌ي هاشم بن مغيره، از من اجازه خواسته‌اند تا دخترشان را به ازدواج علي بن ابي‌طالب(رض) درآورند؛ من، اجازه نمي‌دهم؛ من، اجازه نمي‌دهم؛ من، اجازه‌ نمي‌دهم مگر آنكه پسر ابوطالب بخواهد دختر مرا طلاق دهد و با دختر آنها ازدواج نمايد. همانا فاطمه، پاره‌ي تن من است؛ هرآنچه، او را آشفته و بي‌قرار كند، مايه‌‌ي آشفتگي و بي‌قراري من است و هرآنچه، او را بيازارد، مرا آزار مي‌دهد».
ترمذي رحمه‌الله به نقل از عبدالله بن زبير(رض) آورده است: علي(رض) نامي از دختر ابوجهل به ميان آورد؛ اين موضوع، به رسول‌خدا(ص) رسيد؛ فرمود: (إنّما فاطمة بضعة مني يؤذيني ما آذاها و يتعبني ما أتعبها)(8) 
فضايل فاطمه‌ي زهرا‌ء رضي الله عنها:
بريده(رض) مي‌گويد: «از ميان زنان، فاطمه براي رسول‌خدا(ص) از همه محبوب‌تر بود و از ميان مردان، علي».(9)  اين روايت با روايت عمرو بن عاص(رض) هيچگونه تعارضي ندارد. عمرو(رض) از رسول‌خدا(ص) پرسيد: چه كسي را بيش از همه دوست داريد؟ آن حضرت(ص) فرمود: «عايشه را». پرسيد از ميان مردان؟ فرمود: «پدر عايشه را».(10) 
توضيح: منظور از روايت بريده(رض)، اين است كه رسول‌خدا(ص) از ميان زنان خاندانش، فاطمه واز ميان مردان اهل بيت، علي(رض) را بيش از همه دوست داشته است. ابن العربي در توضيح اين حديث مي‌گويد: محتوب‌ترين شخص در نزد رسول‌خدا(ص)، ابوبكر بوده است. همچنانكه آن حضرت(ص) از ميان همسرانش، عايشه؛ از ميان زنان خانواده‌اش، فاطمه و از ميان مردان خاندانش، علي(رض) را بيش از همه دوست داشته است.بدين‌ترتيب، اين احاديث، جمع مي‌گردد و هيچ تعارضي ميان آنها، به وجود نمي‌آيد.(11) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسند احمد (5/275)؛ الدوحة النبوية، ص56.
2) الإستيعاب (4/376)؛ در سندش، ابوفروه رهاوي است كه ضعيف مي‌باشد. الدوحة النبوية، ص56.
3) مسلم، شماره‌ي (2450)؛ صحيح سنن ابي‌داود، شماره‌ي (5217).
4) سنن ابي‌داود (5217)؛ آلباني، آن را در صحيح سنن ابي داود، صحيح دانسته است. (3/979).
5) مسند طيالسي (2/25).
6) بخاري، حديث شماره‌ي (3767).
7) بخاري، شماره‌ي (5230).
8) فضائل الصحابة (2/756)، شماره‌ي (1327) با سند صحيح.
9) مستدرك حاكم، كتاب معرفة الصحابة (3/1559؛ حاكم، سندش را صحيح دانسته و ذهبي، با او موافقت كرده است.
10) بخاري، شماره‌ي (4358).
11) عارضة الأحوذي (13/247، 248)؛ العقيدة في أهل البيت، ص137.حاكم، با سندش روايت كرده كه هرگاه ام‌المؤمنين عايشه‌ رضي الله عنها، فاطمه دختر پيامبر(ص) را به ياد مي‌آورد، مي‌گفت: «هيچ كسي نديدم كه همچون فاطمه، راست‌گفتار و داراي صداقت لهجه باشد، جز پدرش».(1) 
اين فضيلت روشن و نماياني از فاطمه‌ي زهراء رضي الله عنها است كه ام‌امؤمنين عايشه رضي الله عنها با عبارتي شيوا، آن را بيان مي‌كند و فاطمه را در صداقت و راستگويي، شبيه‌ترين فرد به رسول اكرم(ص) معرفي مي‌نمايد.(2) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مستدرك (3/16)؛ حاكم. آن را بنابه شرط مسلم صحيح دانسته و ذهبي، با او موافقت نموده است.
2) العقيدة في أهل البيت،‌ ص136.احاديث صحيح بسياري روايت شده مبني بر اينكه فاطمه‌ رضي الله عنها، بانوي بانوان دو جهان است. انس بن مالك(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) فرمود: (حسبك من نساء العالمين مريم بنت عمران و خديجة بنت خويلد و فاطمة بنت محمد و آسية امرأة فرعون)(1)  يعني: «از ميان زنان دنيا، چهار زن، از همه شايسته‌ترند: مريم بنت عمران و خديجه بنت خويلد و فاطمه بنت محمد(ص) و آسيه همسر فرعون».
ابوسعيد خد