xt">كتب لغت</a><a class="text" href="w:text:37.txt">تسلسل كلام نبوي</a><a class="text" href="w:text:38.txt">استدلال شيعه در آينه عقل</a><a class="text" href="w:text:39.txt">استدلال شيعه و اهل بيت</a><a class="text" href="w:text:40.txt">خلاصه گفتار</a><a class="text" href="w:text:41.txt">عقيده امامت فرقة اثنا عشريه</a><a class="text" href="w:text:42.txt">عوامل رواني پذيرش عقيده امامت</a><a class="text" href="w:text:43.txt">تأثير گذاري عقائد ايران قديم</a></body></html>آيه سوم كه نويسندگان شيعه خيلي از آن استدلال مي كنند اين است:
 [يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللهَ لَا يَهْدِي القَوْمَ الكَافِرِينَ] {المائدة:67}  اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است،  (به مردم) برسان! واگر چنين نكردي،رسالت او را انجام نداده‏اي، خداوند تو را از مردمان نگاه مي دارد ، هر آيينه خداوند گروه كافران را هدايت نمي كند.
شيعه مي گويد اين آيه كمي پيش از خطبه غدير خم (18 ذي الحجه سال دهم هجرت) نازل شد. پيش از اين، حكم امامت علي بر حضرت رسول اكرم ص نازل شده بود ولي ايشان بنا به دلايلي، از رسانيدن آن حكم مي ترسيدند تا اينكه اين آيه نازل شد و به حضرت رسول اكرم ص دستور داده شدكه حكم امامت علي را در بين مردم اعلام نماييد ما شما را حفاظت خواهيم كرد.
حضرت رسول اكرم ص مطابق با اين آيه در تاريخ 18 ذي الحجه سال دهم هجري در محلي بنام غدير خم امامت حضرت علي رض را اعلام كردند و از مردمان حاضر در آنجا به دست حضرت علي رض بيعت گرفتند. در نوشته اي كه شما (مستفتي و سؤال كننده) از نويسنده شيعه فرستاده بوديد نويسندگان ديگر شيعه هم همين موقف را دارند. (1)
ما بجاي تفسير و تشريح كامل آيه، توجه شما را به چند نكته جلب مي كنيم كه از آن ماهيت و حقيقت استدلال شيعه ان شاء الله واضح خواهد شد:
1-	در اين آيه كريمه مطلبي كه قبل از هر چيز، قابل توجه مي باشد اين است كه شيعه درصدد اثبات عقيده امامت بلافصل علي رض از اين آيه است، در حالي كه در اين آيه، نه ذكري از علي رض است و نه حرفي از امامت؛ بلكه به طور عام به حضرت رسول اكرم ص حكم داده شده كه شما در تبليغ احكام خداوندي از هيچ كوششي دريغ نورزيد. الله تعالي شما را حفاظت خواهد كرد. كافران بپذيرند يا نپذيرند شأن تبليغ شما از آن متأثر نمي گردد. چرا كه هدايت كافران در دست الله است نه به دست شما.
اين خلاصه و مطلب اين آيه. از الفاظ، ترجمه، سياق و سباق اين آيه، با احتمالات بسيار بعيد هم، نه عقيده امامت ثابت مي شود و نه امامت بلافصل علي رض. بنابراين اثبات عقيده امامت از اين آيه، آيا افتراي محض بر قرآن نيست؟
(اما درباره روايات غدير خم، ان شاء الله در صفحات بعد، بحث و گفتگو خواهيم كرد).
2-	طبق رأي علامه ابن تيميه و جمهور مفسرين، اين آيه، عقيده امامت شيعه را رد مي كند. چرا كه در اين آيه، به حضرت رسول اكرم ص دستور داده شده تمام احكام دين را برساند. پس اگر عقيده امامت حكمي از احكام دين مي بود چگونه ممكن است كه حضرت رسول اكرم ص، آن حكم را در ملأ عام، واضح و روشن به امت بيان نكرده باشند. به همين خاطر، حضرت عائشه (رضي الله عنها) مي فرمايد: شخصي كه گمان برد حضرت محمد مصطفي ص چيزي از وحي را مخفي نگهداشته دروغگوست. چرا كه الله تعالي به رسول اكرم ص دستور داد، تمام دين را به امت ابلاغ كند.
و همچنين اگر حكم عقيدة امامت يا امامت بلافصل سيدنا علي رض را رسول اكرم ص به امت رسانيده باشند چگونه ممكن است كه امت بر آن حكم، عمل نكنند يا حداقل به هنگام اختلاف، از آن حكم استدلال نشود. در حالي كه پس از وفات رسول اكرم ص صحابه كرام هم از مهاجرين و انصار وقتي كه در سقيفة بني ساعده گرد هم آمدند دلائل مختلفي پيش كردند اما هيچ يك از ايشان اين نص (عقيدة امامت) را پيش نكرد. سپس خلافت عمر فاروق رض و  عثمان غني رض و واقعات شوري روي داد امّا كسي از صحابه كه علي رض نيز يكي از آنها مي باشد چنين نصي پيش نكرد. حتي در دورة خلافت علي رض اختلافاتي بروز كرد ولي در آن هنگام نيز، كسي از اصحاب (بشمول اهل بيت) نص عقيدة امامت را اظهار نكرد. آيا اين همه دليل روشني بر عدم وجود چنين نصي نيست؟ و ادعاي شيعه، ادعاي محض بدون دليل است؛ ادعايي كه از صحابه و اهل بيت، نه كسي قائل به آن بود و نه ناقل آن! 
3- شيعه مدعي است كه اين آيه، پس از حجه الوداع و پيش از خطبة غدير خم نازل گشت، و پس از نزول همين آيه، ايشان در تاريخ 18 ذي الحجه سال دهم هجري در محلي به نام غدير خم امامت علي رض را اعلام كردند. كساني كه خطبه رسول الله در حجه الوداع را كه در ميدان عرفات در تاريخ 9 ذي الحجه در برابر هزاران صحابه رض ايراد نمودند خوانده اند بخوبي مي دانند كه در اين خطبة تاريخي حجه الوداع وقتي كه رسول اكرم رض حضار را از مسائل بنيادي و مهم دين اسلام آگاه مي كردند در آخر رو به اصحاب فرمودند: 
و قد تركت فيكم ما لم تضلو بعده ان اعصمتم به كتاب الله و انتم تسئلون عني فما انتم قائلون قالوا و نشهد انك قد بلغت و اديت و صحت فقال باصبعه السبابه يرفعها الي السماء و ينكتها الي الناس و يقول اللهم اشهد اللهم اشهد اللهم اشهد ثلاث مرات.  
و به تحقيق من در ميان شما چيزي از خود بجا مي گذارم كه اگر به آن چنگ بزنيد هرگز گمراه نخواهيد شد و آن كتاب الله است و دربارة من از شما پرسيده خواهد شد، آنگاه چه جواب خواهيد داد؟ حاضرين عرض كردند: ما گواهي مي دهيم كه شما به طور كامل ابلاغ كرديد، و حق آن را ادا نموديد و خير خواه ما بوديد. پس از آن حضرت رسول اكرم ص در حالي كه انگشت سبابه اش را به طرف آسمان بلند مي كردند و رو به مردم كردند و فرمودند: پروردگارا! گواه باش، پروردگارا! گواه باش، پروردگارا! گواه باش. (2)
حالا اين چگونه ممكن است كه در نهم ذي الحجة حضرت رسول اكرم ص با گواه ساختن الله تعالي، از صحابه كرام اقرار و اعتراف بگيرند كه من تمام عقائد و احكام ديني را به شما ابلاغ نمودم و در تاريخ 18 ذي الحجة در محلي به نام خم عقيده اي را كه به قول شيعه مخفي نگه داشته بود اظهار كنند. آيا اين مطلب، براي خواننده اي كه انصاف داشته باشد قابل درك و فهم مي باشد؟ 
4- تمام روايات مستندي كه در شأن نزول اين آيه كريمه: [يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ....] وارد شده، همگي ادعاي نويسندگان شيعه مبني بر نزول اين آيه در حجة الوداع را نفي مي كند. از رواياتي كه علامه ابن جرير طبري، امام ثعالبي، امام فخر الدين رازي، علامه قرطبي، علامه آلوسي و جمهور مفسرين از عبدالله بن شفيق، عائشه رض و عبدالله بن عباس رض ذكر كرده اند، معلوم مي شود كه اين آيه خيلي قبل از حجة الوداع نازل شده بود. از بعضي از روايات چنين برمي آيد كه اين آيه مكّي است. ولي بيشتر مفسرين، اين آيه را مدني مي دانند. علامه قرطبي (رح) مي نويسد: 
دليل مدني بودن اين آيه روايتي است كه امام مسلم در صحيح خويش از حضرت عائشه (رضي الله عنها) نقل كرده است. حضرت عايشه (رضي الله عنها) مي فرما