يشتر اختلافات فيما بين اهل سنت و جماعت و اهل تشيع، در واقع همين ((عقيده امامت)) است. اين مسئله اگر با معيار دلايل، سنجش شود بناي اختلافات از بين مي رود.
با ديدن اسلوب كتاب كه مطابق با اميد و به طرز سلف صالح در قالب متانت و سنجيدگي علمي نوشته شده مسرور شدم. اميد مي رود اهل تشيعي كه مزاج منصفي دارند به نيت طلب حق، مطالعه كنند اين تحقيق خير خواهانه ان شاالله براي آنها هم مشعل راه، ثابت خواهد شد و ما ذلك علي الله بعزيز.
الله تعالي اين كاوش مخلصانه را قبول فرموده و براي خوانندگان خيلي مفيد و براي  نگارنده منصف ذخيره آخرت بگرداند و در علم، عمل و عمر ايشان بركت و پيشرفتهاي ظاهري و باطني عطا فرمايد. آمين و لله الحمد اولاً و آخراً

محمد رفيع عثماني عفا الله عنه
22/12/1414 هـ
تقريظ
مفتي محمد تقي عثماني 
معاونت محترم جامعه دارالعلوم كراچي

الحمد لله و كفي و سلام علي عباده الذين اصطفي.
اما بعد…
بنده مقاله ((عقيده امامت و حديث غدير)) برادر زاده عزيزم  محمود اشرف عثماني سلمه را تقريباً كامل از اول تا آخر مطالعه كردم. وقتي كه ديدم ماشاءالله ايشان درباره عقايد شيعه: امامت، حديث غدير، حديث ثقلين و امامت بلافصل حضرت علي رض، با متانت و وقار علمي، محققانه بطور كافي و شافي بحث كرده است خيلي خوشحال شدم. شيوه استدلال و اسلوب بيان ايشان عالمانه و پروقار است طوري كه به خواننده اطمينان قلبي مي بخشد. هر كس اين بحث را با انصاف و حقيقت پسندي مطالعه كند انشاالله ديري نخواهد پاييد كه در اين موضوعات به حق خواهد رسيد اما ضد و عناد هيچ درماني ندارد. الحمد لله، از اين تحرير، بر معلومات و اطلاعات بنده اضافه شد.
الله تعالي در عمر، علم و عمل مؤلّف بركت عطا فرمايد و ايشان را براي موضوعات علمي و ديني، بيشتر مؤفق نموده شرف قبوليت در بارگاه خود عطاء فرمايد. آمين.
محمد تقي عثماني عفي عنه
12/ جمادي الاولي 1415 هـ

استفتاء
به خدمت جناب مفتي محمد تقي عثماني 
السلام عليكم و رحمه الله و بركاته
در حل مسئله اي مهم، كه به خدمت جنابعالي مي فرستم، سخت به راهنمايي شما نياز دارم. آن مسئله در صفحات پيوست شده به استفتاء توضيح داده شده است. در آن صفحات، براي اثبات حقّانيت عقيده «اماميه» شيعه كوشش بكار رفته است. از آيات قرآني و احاديث نيز كمك گرفته شده است و منبع تمام استدلالات واقعه غدير خم قرار داده شده است.
خواستة بنده اين است كه به اين ياوه سراييهاي شيعه با دلايل، پاسخ داده شود تا بر اساس آن، به اداره تهران (شايد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سازمانهاي وابسته به آن باشد. مترجم) بتوان جوابي داد. واقعه غدير خم با تفصيل نگاشته شود كه وقوف در آنجا چه وقت و به چه علتي روي داد. اگر حضرت رسول اكرم ص در آنجا خطبه ايراد فرموده باشند، موضوع خطبه چه بوده است كه شيعه آن را زير بناي عقيده باطل اماميه خود قرار مي دهد.
برخي از علماي شيعه، از حديث شماره 329 جلد نهم بخاري استدلال مي كنند و دوازده امام را مصداق دوازده حاكم مي دانند. لطفاً بطور واضح بفرماييد كه اين حديث بيانگر چيست؟ الفاظ حديث در ذيل مي آيد:
329 – حدثنا محمد بن المثني: حدثنا غندر: حدثنا شعبه، عن عبدالملك: سمعت جابر بن سمره، قال: سمعت النبي ص يقول: يكون اثنا عشر اميراً، فقال كلمه لم اسمعها، فقال ابي: انه قال كلهم من قريش.
اين مسئله براي بنده اهميت بسزايي دارد. با احترامات فراوان از شما مي خواهم كه حتي المقدور در پاسخگويي مستند به آن، سريعتر اقدام بفرماييد.
خداوند متعال به شما پاداش نيك عطا بفرمايد.
 اقبال حسين انصاري
اساس عقايد شيعه، «امامت» است. آنان امامت را از اصول دين بشمار مي آورند. بدون اعتقاد به امامت ايمان را ناقص مي پندارند. نزد آنها اصول دين پنج است:
1-توحيد  2- عدل  3- نبوت  4- امامت  5- معاد (1)
و از نظر آنان «ولايت» تعبيري از جنبه عملي «امامت» مي باشد. به گفته شيعيان، بنياد اسلام بر پنج چيز استوار است:
1-نماز  2- روزه  3- زكات  4- حج  5- ولايت
از ميان اينها، ولايت افضل است. برخي از دانشمندان شيعه با افزودن طهارت و جهاد، بنياد اسلام را هفت چيز دانسته اند كه افضل و بالاتر از همه آنها «ولايت» مي باشد. (2)
خلاصه گفتار شيعه درباره امامت اين است كه جهت ارشاد و هدايت امت بر الله تعالي واجب است كه امام تعيين كند. بدين منظور، تا قيام قيامت، دوازده امام تعيين كرده است. يازده امام رخت از جهان بربسته اند. اولين امام، حضرت علي رض مي باشد و امام دوازدهم، امام غايب است كه به او «امام منتظر» نيز گفته مي شود.
در حالي كه از نظر جمهور اهل سنت و جماعت امامت جزو عقايد نيست، بلكه حكمي مهم و اساسي از احكام شرعي مي باشد. از ديدگاه اهل سنت براي به اجرا درآوردن شريعت اسلامي، يكي از وظايف عامه مسلمين اين است كه از ميان خود، فردي را كه اهليت، صلاحيت و واجد ديگر شرايط رهبري باشد، به عنوان رئيس و سرپرست انتخاب كنند. رئيسي كه احكام و قوانين شريعت را بطور فراگير در جامعه پياده نمايد.(3)  به اين رئيس و سرپرست، امير المؤمنين و امام هم مي گويند. به قدرت و سلطه او، امامت كبري و خلافت گفته مي شود.
با توجه به اين حكم و هدف «امامت» به عقيده اهل سنت، ظاهر بودن و صاحب اقتدار بودن براي امام وقت ضروري است. و گر نه او چگونه مي تواند به صورت فراگير احكام شريعت را به مرحله اجرا در آورد؟
در نقطه مقابل اين نظريه، شيعه قرار دارد كه ظاهر بودن و صاحب قدرت و تسلط بودن را براي امام، شرط نمي داند. نزد آنان شخص بي اختيار و بي قدرت نيز مي تواند امام باشد، حتي اگر در غاري پنهان شده باشد.
.............................
(1) تحفه العوام مقبول، ص 18، چاپ شيعه جنرل بك ايجنسي لاهور، 1974م
(2) براي پي بردن به اهميت «امامت» در مذهب شيعه به اين كتب مراجعه فرماييد:
مقدمه الامامه لابي نعيم الاصبهاني بتحقيق الدكتور علي ناصر، طبع المدينه المنوره ص 25، دعائم الاسلام للقاضي نعمان بن محمد التميمي ج 1 ص 2 و ص 14، طبع دارالمعارف مصر – كتاب الاصول من الكافي للكليني ج 2 ص 18 طبع تهران 1388 هـ ق – كشف الاسرار للخميني معرب ص 121 تا 198، طبع دار عمار، عمان اردن – حق اليقين در اصول دين از محمد باقر مجلسي باب پنجم ص 35 تا 50، طبع تهران 1390 هـ ق
(3) شرح العقائد للنسفي ص 152 طبع خير كثير كراچي و الفرق بين الفرق للامام عبدالقادر طاهر البغدادي ص 349 و كتب ديگر عقائد.شيعه بر خلاف جمهور امت، از عقيده اي پيروي مي كند كه در نتيجه آن، اختلافات دامنه داري به وجود آمده است. شايد نادرست نباشد اگر گفته شود بنياد اختلافات سني و شيعه «مسئله امامت» است. در ذيل نتايجي چند از اين اختلافات اساسي را متذكر مي شويم:
1_ نزد اهل سنت و جماعت بر عهده عامه مسلمين است كه از ميان خود شخصي را كه اهليت و صلاحيت داشته باشد به عنوان امام تعيين كنند. نزد شيعه تعيين امام، بر خدا واجب است. جزوي از همين عقيده است كه اهل سنت قائل بر «لا يجب علي الله شئ» است يعني هيچ چيز بر الله تعالي واجب نيست در حالي كه شيعه قائل بر وجوب عل