 هست روشن است و ركاكت الفاظ اين اخبار گواه عادل است بر آنكه كذب و افترا است و مع هذا اهل سنت را بفضل الله تعالي حاجت توهين و تضعيف اين روايات يا تاويل و توجيه اين مفتريات نمانده زيراكه شريف مرتضي كه بزعم شيعه ملقب بعلم الهدي است در كتاب الدرر و الغرر براي تصحيح اين لقب خود در تكذيب خبر ميثاق مبالغه تمام نموده و جزم بوضع و افتراء آن كرده «وَرَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنَالُوا خَيْرًا وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ وَكَانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزًا «25»«الاحزاب».

غلو سوم انكه گويند انبيا اقتباس انوار از ائمه كرده اند و اقتفاء اثاراين بزرگواران نموده و هيچ معقول نمي‌شود كه متقدم چگونه اقتفاء آثار متاخر نمايد و ازو اقتباس انوار كند واگر احوال ائمه ايشان را بوحي و الهام ميشد پس چرا اصاله بايشان تعليم طريقت نه نمودند تطويل لا طايل چه ضرور بود كه فلانيان اين قسم خواهند كرد شما اتباع انها كنند مختصر اين بود كه شما فلان وفلان طاعت بجا آريد و بر هر صاحب عقل ظاهر است كه اتباع آثار و اقتباس انوار كسي را درخواست كه معرفت راه نجات ووصول بدرجات بيواسطه باو عنايت نساخته اند هر گاه با ايشان وحي و مكالمه و نزول كتب و حكم و احكام بلاواسطه مي شد ايشان را اتباع غير خود كردن چه در كار بود و نيز از روي تواريخ و اخبار صحيحه شرعيه ثابت است كه هيچ نبي روزه و نماز و زكوه وحج وديگر عبادات و معاملات مطابق شرايع نجم الدين ابوالقاسم يا جامع عباسي عاملي كه بزعم اين گروه آئين و طريق ائمه است نه كرده و نه در امت او اين طريق رواج داشته پس اتباع آثار ائمه از انبيا چه معني دارد و متمسك ايشان درين غلو هم همان «ابنان» شيخ ابن بابويه است روي الشيخ و غيره من الاماميه ايضا انه وجد بخط ابي محمد الحسن العسكري ما صورته اعوذ بالله من قوم حذفوا محكمات الكتاب و نسوا رب الارباب و النبي و ساقي الكوثر يوم الحساب و لظي الطامه الكبري و نعيم دار المتقين فنحن السنام الاعظم و فينا النبوه و الولايه و الكرام نحن مدار الهدي و المروه الوثقي و الانبياء كانوا يقتبسون من انوارنا و يقتفون آثارنا و سيظهر حجه الله علي الخلق و السيف المسلول لاظهار الحق و اين عبارت ظاهرا مخترع صاحب رقمه مزوره است كه خود انشا كرده بنام حضرت امام حسن عسكري نوشته واين فرقه خود هرجا شنيدند كه خط فلان امام است بيصرفه بران اعتماد ميكنند و امور دينيه را از انجا اخذ مي نمايند اين قدر نمي انديشند كه جعل و لباس در خطوط رايج است خصوصا نسبت به بزرگان گذشته كه نه خود ايشان موجوداند تا تكذيب فرمايند و نه مردم را معرفت خطوط ايشان و مهارت در شناخت آن خطوط بسبب كميابي حاصل است و عجب از شيخ ابن بابويه است كه در «كتاب الاعتقادات» خود ايمان مغلظه ياد كرده و قسمهاي سخت خورده كه اهل سنت بر ما ميكنند ما هرگز قابل تحريف كتاب الله و اسقاط سور و آيات ازو نيستم باز اين خبر موضوع را كه اولش همين مضمون است در كتاب خود روايت كرده درينجا هم همان عذر مقرري از طرف ايشان ياد بايد كرد كه دروغگو را حافظه نمي باشد.

غلو چهارم آنكه گويند انبيا پس رو حضرت امير خواهند بود و ايشان پيش پيش انبيا خواهند رفت در روز قيامت و متمسك ايشان روايت محمد بن يعقوب كليني است در كافي عن ابي الصامت الحلواني عن ابي جعفر قال قال امير المومنين لا يتقدمني الا احمد صلي الله عليه وسلم و نيز روايت فضل بن شادان در كتاب القايم عن صالح بن حمزه عن الحسن بن عبدالله عن ابي عبدالله قال قال امير المومنين علي منبر الكوفه و ما يتقدمي الا احمد صلوات الله و سلامه عليه و ان جميع الملائكه و الرسل و الروح خلفنا و غير اين دو اثر نيز روايات بسيار درين مضمون ساخته اند ليكن همه مخترع و مفتري اگر كسي را پيش انبيا درجه مي بود لابد در قرآن مجيد تعظيم او و توقير او و ايمان بمنصب او بطريق صراحت دعوت مي فرمود چنانچه در حق انبيا همين قسم به عمل آمده و الا ترك لطف لازم مي آمد كه مكلفين را خبر از حال شخصي كه اين درجه داشته باشد اصلا ندهند و اين ها در بي خبري ايمان به مرتبه او نيارند و در تعظيم و توقير و او قصور نمايند و اين اخبار احاد كه غير كذاب كه چند آن ها را كسي نمي دانند در اين مطالب عمده كه امهات عقايدند چگونه كفايت توانند كرد و الزام حجت بر مكلفين با اين كپ هاي پوست خانه چه قسم تواند شد. 

غلو پنجم آنكه گويند درجه حضرت امير و عمه بالاتر از درجات انبياست روز قيامت سواي خاتم النبيين شيخ ابن با بويه در اين باب هم روايات دارند في معاني الاخبار عن خالدبن يزيد عن امير المومنين قال انا يوم القيمه علي درجه الرفيعه دون درجه النبي و اما الانبياء و الرسل فدوننا علي المراقي و في الامالي عن ابي عبدالله عن جده امير المومنين قال قال لي رسول الله صلي الله عليه وسلم «يا علي انت اخي في الدنيا و الاخره و انت اقرب الخلائق الي يوم القيامه في الموقف بين يدي الجبار» و روي سعد في الاربعين عن ابي صالح عن سلمان الفارسي عن النبي صلي الله عليه وسلم ان جبرائيل قال له اذا كان يوم القيمه نصب لك منبر عن يمين العرش و للنبيين كلهم عن يسار العرش و بين يديه ينصب لعلي كرسي الي جانبك اكراما الي غير ذلك من الاخبار المصنوعه في كتبهم وبالفرض اگر اين اخبار صحيح هم باشند مفيد مدعا كه تفضيل ائمه بر انبيا است نمي شوند زيراكه مفاد اين اخبار آنست كه به تبعيت خاتم الانبياء بعض آل اطهار اورا در بعض مواقف و مواضع تقدم بر جميع خلق خواهد شد وازين تقدم تبعي تفصيل لازم نمي آيد زيراكه امت مصطفويه بالاجماع پيش از همه امم در بهشت داخل خواهد شد و هر نبي همراه امت خود خواهد بود تا از گذرگاه تنگ پل صراط آنها را بگذراند پس اين امت را پيش از انبيا به تبعيت پيغمبر خود دخول بهشت نصيب خواهد شد و بالاجماع تمام اين امت از انبيا افضل نيست و اين معني موجب تفضيل دانستن خلاف عقل و شرع و عرف است در گذرگاه و دروازه ازك پادشاهي خدمتكاران و احشام اميري بر اميري به تبعيت امير اول مقدم مي شوند و موجب تفضيل آنها بر ان امير نمي گردد.

عقيده سوم انكه انبيا از گناهان معصوم اند و همين است مذهب اهل سنت ليكن تفصيلي دارند كه از كتاب واخبار صحيحه مفهوم ميشود از كبائر صغائر عمدا معصوم اند و بعضي صغائر از ايشان سهوا صادر ميشوند كه ان را زله نامند و زله در لغت لغزش قدم را گويند و چون گناه از پيغمبران باين صورت صادر ميشود كه قصد طاعتي يا مباحي ميكنند و بسبب قرب و مجاورت آن طاعت يا مباح به گناهي دران گناه واقع ميشود و اين حالت شبيه است به حالت رهروي كه قصد راه رفتن ميكند و بسبب قرب و مجاورت راه با سنگ يا گل ولاي پاي او لغزش ميخورد ازين جهت گناه پيغمبران را زله ناميده‌اند ونيز اهل سنت گفته‌اند كه صغايري كه دلالت بر خست و دناءت طبع ميكنند مثل دزديدن يك حبه يا كم كردن يك دانه از حق كسي ازپيغمبران بطريق سهو نيز صادر نمي شوند زيرا كه موجب تنف