 زمانه هم عوض می‌شود.
قبل از راه در مورد همراه بپرس.
و قبل از خانه در مورد همسایه»(26) .
این نصیحت بزرگ کاملاً برای ما توضیح می‌دهد که ائمه معصوم نیستند و دارای علم لدنّی نمی‌باشند، و به ما می‌گوید: نصی وجود ندارد که ائمه را از سایر بندگان جدا نماید و می‌گوید که آنها انسانهایی هستند همانند سایر انسانها؛ فراموش می‌کنند، به اشتباه می‌روند، نادانی بر آنها عارض می‌شود، شک می‌کنند و گاهی فریب می‌خورند.
---------------------------------------------------------------------------
1) 11/84 (208).
2) 7/284 (117).
3) 7/173.
4) 11/102 (210).
5) 17/117.
6) 18/54 (71).
7) 18/62 (73).
8) 18/256 (196).
9) 19/167.
10) 19/205.
11) 2/190.
12) 16/31.
13) 1/57.
14) 62 – 63.
15) 68
16) 70 – 71.
17) 74
18) 1/76.
19) 77
20) 84
21) 85
22) 87
23) 89
24) 97
25) 105
26) 113اصحاب پیامبر (ص) از دیدگاه شیعه یا کافر و خارج از دایره اسلام‌اند، و یا فاسقانی هستند که از روی عمد با دستور و فرمان صریح پیامبر (ص) مخالفت کرده‌اند، بنابراین بسیاری از شیعه اصحاب را نفرین می‌کنند و به آنها ناسزا می‌گویند. و خلفای سه‌گانه و عایشه و معاویه (رض) را به طور خاصّ ناسزا و نفرین می‌کنند، و احادیث و گفته‌هایی را به ائمه نسبت می‌دهند که اصحاب در این احادیث مورد عیب‌جویی قرار گرفته‌اند و به بدترین تهمت‌ها متهم شده‌اند. اما وقتی به سخن امام علی (رض) در نهج البلاغه نگاه کنید، می‌بینید که سخن و دیدگاه او با آنچه شیعه می‌گویند، کاملاً مخالف است.
در اینجا از صحابه به صورت کلی سخن خواهیم گفت و در مورد معاویه و اهل شام در جایی دیگر بحث خواهیم کرد: 
1- امام علی(رض) ، پیامبر (ص) و یارانش را در جنگ چنین توصیف می‌کند.
«وكان رسول الله (ص) إِذا احمرّ الباس، وأحجم الناس، قدّم أهل بيته، فوقى بهم أصحابه حرّ السيوف والأسنّة». 
«هرگاه جنگ شدّت می‌گرفت و مردم جلونمی‌رفتند، پیامبر (ص) اهل بیت خود را جلو می‌آورد و بوسیله آنها اصحاب و یارانش را از تیغ شمشیرها و نیزه‌ها محافظت می‌نمود»(1) .
آیا پیامبر (ص) افراد فاسق یا کافر را با اهل بیت خود که عزیزترین افراد در نزد او هستند، محافظت می‌کند؟
دوست دارم در این سخنان کوتاه امام علی (رض) تأمل کنید، و نگاه کنید که او چرا این سخن را می‌فرماید؟ آیا این سخنان چنان که بعضی می‌گویند، تقیه بوده و یا اینکه مسئله چیز دیگری است؟
2- امام در مورد بیعت چنین می‌فرماید: «إنه بايعني القوم الذين بايعوا أبا بكر وعمر وعثمان على ما بايعوهم عليه، فلم يكن للشاهد أن يختار، ولا للغائب أن يردّ، وإِنما الشورى للمهاجرين والأنصار، فإن اجتمعوا على رجل وسمّوه إِمامًا كان ذلك لله رضًا، فإن خرج عن أمرهم خارج بطعن أو بدعة ردّوه إلى ما خرج منه، فإن أبى قاتلوه على اتباعه غير سبيل المؤمنين، وولاه الله ما تولى».
«همان گروهی با من بیعت کردند که با ابوبکر و عمر و عثمان بیعت کرده بودند و بر آن چیزی که با آنها بیعت نمودند، با من بیعت کردند، پس فردی که در بیعت حضور داشته است، نمی‌تواند بیعت خود را پس بگیرد و کسی که حاضر نبوده حق انتخاب دیگری ندارد، و شورا فقط از آن مهاجرین و انصار است، پس اگر مهاجرین و انصار بر فردی اتفاق نمودند و او را امام نامیدند، بدانید که مورد پسند خداست. اگر فردی اعتراض کرد یا با ایجاد بدعتی علیه آن شورید، دوباره به آنچه بر آن بود، بازگردانده می‌شود، اگر نپذیرفت با او بجنگید چون راهی غیر از راه مؤمنان در پیش گرفته است»(2) .
بدون تردید این سخن امام در مورد قضیه شوری و بیعت، گرانبها و ارزشمند و اینک اندکی در این سخنان تأمل می‌کنیم: 
الف- از شما می‌خواهم که در جمله: «همان گروهی با من ...» خوب تأمل کنید و به دنبال جواب این سؤال باشید که چرا امام (رض) فرمود: «این گروهی که با خلفای گذشته بیعت کرده‌اند همین‌ها هستند که با من بیعت نموده‌اند»؟ چرا علی (رض) تأکید می‌کند که اینها همان افراد هستند؟ آیا این امر مهمی نیست که امام می‌خواهد آن را توضیح دهد؟ آری او می‌فرماید این بیعت‌کنندگان برخلفای گذشته اعتراض نکردند و بدعتی نیاوردند و بیعت با من نیز همین گونه بوده است.
ب- اگر فرض کنیم که علی (رض) با این سخنان می‌خواهد طرف مخالف را با دلیل ساکت کند و بگوید: اینها، هم‌چنان که با خلفای گذشته بیعت کردند با من نیز بیعت نمودند، پس بیعت‌کردن دلیلی است که باید آن را پذیرفت. به فرض اگر ما این ادعا را قبول کنیم، این سخن او را چه کار می‌کنید که می‌گوید: «شوری فقط از آن مهاجرین و انصار است»؟
امام به زبان عربی سخن می‌گوید و ما می‌دانیم که چه می‌گوید، (انّما) حرف حصر است، مثل آیه: ﴿ (رض) ﴾. (الحجرات: 10).
«مؤمنان فقط با هم برادرند - یعنی اجازه ندارند از حدود برادربودن تجاوزن کنند -».
مؤمنان برادرند و دیگران از زمره آنها نیستند و برادرشان نمی‌باشند... . در کلام علی (رض) نیز مراد این است که شورای مخصوص انتخاب خلیفه در انحصار مهاجرین و انصار است. پس آنها قابل ستایش‌اند چون از امت محمد (ص)، آنان اهل این شوری هستند.
ج- امام (رض) می‌فرماید: «اگر مهاجرین و انصار بر فردی اتفاق نمودند و او را امام نامیدند، بدانید که خدا به این راضی است...» پس اینها اگر بر فردی اتفاق کردند و او را به عنوان خلیفه برگزیدند، خداوند هم به این راضی است. برای مهاجرین و انصار چه ستایشی بزرگتر از این که آنچه آنان بر آن اتفاق نمودند خدا از آن راضی است؟
د- سپس بنگرید که می‌فرماید: «اگر فردی ...» خوب در این کلمات او تأمل کنید، سپس به ادامه بنگرید که می‌فرماید: «... اگر نپذیرفت با او بجنگید چون راهی غیر از راه مؤمنان در پیش گرفته است...» و راه مؤمنان جز راه و شیوه مهاجرین و انصار یعنی اصحاب پیامبر (ص) چه می‌تواند باشد؟ 
3- امام(رض)  در نامه‌ای به معاویه می‌فرماید: «ألا ترى -غير مخبر لك، ولكن بنعمة الله أحدث- أن قومًا استشهدوا في سبيل الله تعالى من المهاجرين والأنصار، ولكلّ فضل، حتى إذا استشهد شهيدنا قيل: سيد الشهداء، وخصّه رسول الله (ص) بسبعين تكبيرة عند صلاته عليه!».
«آیا مگر نمی‌دانی – نمی‌‌خواهم تو را آگاه کنم و بلکه نعمت الهی را بیان می‌دارم – که گروهی از مهاجرین و انصار در راه خدا شهید شدند که هر یک از آنها دارای فضل و برتری بود، تا آن که شهید ما شهید شد آنگاه گفته شد او سرور شهیدان است، و پیامبر وقتی بر او نماز خواند هفتاد بار تکبیر گفت!»(3) .
در این نامه چه می‌بینید، در این نامه اصحاب پیامبر (ص) ستوده شده‌اند و علی (رض) می‌فرماید: «و هر یک از آنها دارای فضل و برتری بود».
رحمت خدا بر تو باد ای ابوالحسن! که منزلت هر کسی را صریح بیان کرده‌ای.
امام(رض) در نامه‌ای دیگر می‌فرماید: «وذهب المهاجرون الأولون بفضلهم...».
«و مهاجران اوّل با فضل و برتری که داشتند، رفتند...»(4) .
4- امام (رض) در توصیف شدّت مبارزه و پیکار اصحاب پیامبر (ص) با دشمنان فرموده است: «لقد كنّا مع رسول الله (ص) نقتل آباءنا وأبناءنا وإِخواننا وأعمامنا، ما يزيدنا ذلك إلا إيمانًا وت