لعه می‌کردم، دیدم که علی (رض) بسیاری از والیانش را مورد عیب‌جوبی و سرزنش قرار می‌دهد.
الف- به عنوان مثال در نهج‌البلاغه آمده است: 
در نامه‌ای که امام (رض) به والی‌اش بر هیت کمیل بن زیاد النخعی نوشت، او را سرزنش کرد که چرا دشمن را دفع نمی‌کند و اجازه غارت را به آن می‌دهد: «أما بعد: فإن تضييع المرء ما ولّي، وتكلّفه ما كُفي؛ لعجزٌ حاضر، ورأي متبر، وإن تعاطيك الغارة على أهل قرقيسيا، وتعطيلك مصالحك التي ولّيناك -ليس لها ما يمنعها، ولا يردّ الجيش عنها- لرأي شعاع؛ فقد صرت جسرًا لمن أراد الغارة من أعدائك على أوليائك، غير شديد المنكب، ولا مهيب الجانب، ولا سادّ ثغرة، ولا كاسر لعدو شوكة، ولا مغن عن أهل مِصرِه، ولا مجز عن أميرِه».
«اما بعد: انجام‌ندادن مسئولیت و پرداختن به آنچه که نیازی به آن نیست، درماندگی و اشتباه است. غارت و یورش تو بر قرقيسى‌‌ها و نپرداختن به کارهایی که تو را بدان گماشته‌‌ایم، ناتوانی و اشتباه است. یورش تو بر قرقيسى‌‌ها و سامان‌ندادن به کارهایی که تو را به آن گماشته‌ایم – و کسی نیست که آن را و دشمن را از آن دفع نماید – اندیشه‌ای نادرست و گیج‌کننده است. تو پلی شده‌ای برای دشمنانت که با عبور از تو، به دوستانت یورش می‌برند، دشمن از جانب تو احساس هراس نمی‌کند، مرزها را نبسته‌ای و قدرت و شکوه دشمن را نشکسته‌ای، برای اهالی شهر دشمن نه فایده‌ای داری و نه می‌توانی جای امیر آن را بگیری»(9) .
در اینجا امام (رض)، خودش یکی از فرماندارانش را سرزنش می‌کند و به او اعتراض می‌نماید.
ب- امام (رض) بعد از اطلاع‌یافتن از عمارت با شکوهی که یکی از فرماندارانش برای خود خریده بود، خطاب به او فرمودند: «أطلعت الورق رءوسها، إن البناء يصف لك الغنى».
«از بالای برگها سرکشیده‌ای، ساختمان می‌گوید که تو توانگر و ثروتمند هستی»(10) .
«روایت شده که شریح بن الحارث، قاضی امیرالمؤمنین(رض)، در زمان او خانه‌ای به هشتاد دینار خرید و این خبر به امام رسید و ایشان شریح را فراخواند و به او فرمود: «بلغني أنّك ابتعت دارًا بثمانين دينارًا، وكتبت لها كتابًا، وأشهدت فيه شهودًا، فقال له شريح: قد كان ذلك يا أمير المؤمنين، قال: فنظر إِليه نظر المغضب، ثم قال له:
يا شريح ! أما إِنه سيأتيك من لا ينظر في كتابك، ولا يسألك عن بيّنتك، حتى يخرجك منها شاخصًا، ويسلمك إلى قبرك خالصًا، فانظر يا شريح ! لا تكون ابتعت هذه الدار من غير مالك، أو نقدت الثمن من غير حلالك، فإذا أنت قد خسرت دار الدنيا ودار الآخرة.
أما إنك لو كنت أتيتني عند شرائك ما اشتريت، لكتبت لك كتابًا على هذه النسخة، فلم ترغب في شراء هذه الدار بالدرهم فما فوق، والنسخة هذه.
 هذا ما اشترى عبد ذليل، من ميت قد أزعج للرحيل، اشترى منه دارًا من دار الغرور، من جانب الفانين، وخطّة الهالكين، وتجمع هذه الدار حدود أربعة: الحد الأول ينتهي إلى دواعي الآفات، والحد الثاني ينتهي إلى دواعي المصيبات، والحد الثالث ينتهي إلى الهوى المردي، والحد الرابع ينتهي إلى الشيطان المغوي، وفيه يشرع باب هذه الدار، اشترى هذا المغترّ بالأمل، من هذا».
به من خبر رسیده که تو خانه‌ای به هشتاد دینار خریده‌ای و قراردادی برای آن نوشته‌ای و گواهانی بر آن گرفته‌ای. شریح گفت: درست است ای امیرالمؤمنین! این کار را کرده‌ام. امام (رض) نگاهی خشمگین به او کرد و فرمود: ای شریح! کسی به سراغ تو خواهد آمد که به قولنامه‌ات نگاه نمی‌کند و تو را از گواهانت نمی‌پرسد، تو را از آن بیرون می‌آورد و تو را، تنها به قبرت تحویل می‌دهد. شریح! نگاه کن که این خانه را با ثروت کس دیگری نخریده باشی، و نگاه کن که پول نامشروع برای خرید آن نداده باشی، چون اگر چنین باشد دنیا و آخرت را از دست داده‌ای، اگر به هنگام خرید خانه‌ات پیش من می‌آمدی، من عقدنامه‌ای با متن زیر برایت می‌نوشتم که تو به خریدن این خانه به یک درهم علاقه‌مند نمی شدی، چنین می‌نوشتم: 
این چیزی است که بنده‌ای خوار آن را از مرده‌ای خریده که می‌خواهد از دنیا رحلت کند. از او خانه‌ای از خانه‌های سرای فانی، در قسمت فناشوندگان و در بخش هلاک‌شدگان خریده است. چهار جهت این خانه به این صورت است: جهت اول به اسباب آفت‌ها منتهی می‌گردد، و جهت دوّم آن به اسباب مصیبت‌ها، جهت سوّم به هوی و هوس و جهت چهارم آن به شیطان گمراه‌کننده ختم می‌شود و ورودی این خانه در همین سمت واقع شده است. خریدار که فریب آرزو را خورده است، این خانه را از این فروشنده، خریده است»(11) .
فرمانداران و عاملان امام مانند عمّال دیگران، شخصیتهای مختلفی بودند: بعضی خیلی خوب، بعضی متوسّط و بعضی در سطح پایین بودند. انسان‌ها همه با هم متفاوتند: بعضی در عبادت قوی و توانمندند، اما در ادارة امور ضعیف‌اند. برخی در ادراة امور ضعیف و در جنگ قوی هستند. بعضی در عبادت ضعیف‌اند و در کارزار قدرتمندند و ... . پس اگر در یکی از فرمانداران علی (رض) و یا هر خلیفه دیگری، ضعف یا سستی مشاهده شود، نمی‌توان بر علی و یا دیگران اعتراض کرد. و بلکه ما می‌گوییم: طعنه‌هایی که در این مورد به خلفا وارد است، به علی نیز کمتر از آن وارد نیست.
--------------------------------------------------------------------------------
1) 13/24 (230).
2) 18/342 (140).
3) 19/52 (24).
4) 19/234 (328).
5) (13/238) 131.
6) 18/240 (85).
7) 18/252 (92).
8) 6/353 (85).
9) 17/149 (61).
10) 19/271 (361).
11) 1/404 (3).به راستی که امام علی (رض) به جا فرمودند: «هلك فيّ رجلان: محبّ غال، ومبغض قال».
«دو فرد در مورد من هلاک می‌شوند، دوستدار افراطی، و دشمن افراطی»(1).
دوستدار افراطی همه چیز را نیکو می‌بیند، و دشمن افراطی همه چیز را بد می‌بیند، و آنچه مطلوب و شایسته است، میانه‌روی است. بنابراین «حبّ عليّ من الإيمان، وبغضه من النفاق». «محبّت علی از ایمان است، و بغض و کینه با علی (رض) نفاق است»، چنان که در صحیح مسلم آمده است. از این رو ما علی (رض) را تا مقام پیامبران بالا نمی‌بریم، و همچنین او را تا مقام فاسقان تنزل نمی‌دهیم. بلکه او یکی از ائمه مسلمانان است، و چهارمین صحابة برتر و یکی از ده نفری است که به بهشت مژده داده شده‌اند، و همین افتخار و فضیلت برای او کافی است که شوهر بانوی زنان جهان، فاطمه زهرا (رض) دختر پیامبر (ص)، باشد، ما علی را دوست داریم و می‌گوییم خدا از او و از فرزندان و یارانش راضی باد و از کسانی که در حق او غلو می‌کنند و یا حق او را به جا نمی‌آورند، متنفریم و با آنها مبارزه می‌کنیم.
خداوند به ما توفیق خیر و نیکی دهد. این بود نتیجه تلاش من که به شما ارائه نمودم، و از خواننده عزیز استدعا دارم که اگر آنچه را به او ارائه نموده‌ام، درست و مطابق با موازین عقل و منطق یافت، مرا از دعاهای خیر شبانه فراموش نکند، و اگر به اشتباه رفته‌ام، از خداوند آمرزش می‌طلبم و امیدورام خوانندگان گرامی نیز برایم طلب آمرزش کنند، زیرا عمداً راه خطا را نپیموده‌ام و هر انسانی به خطا می‌رود و بهترین خطاکاران توبه‌کنندگان هستند.
----------------