کرده که قرآن دیگری هم وجود دارد و از کسی نخواسته که به دوازده امام اقتدا نمایید و از آنها پیروی کند، بلکه او هدایت را فقط در این دو چراغ منحصر دانسته و در آستانه مرگ به این مهم اقرار نموده است و به مهم‌ترین چیزها توصیه ‌کرده و توصیه خود را در تمسک به این دو چراغ هدایت منحصر نموده است.
3- و در جای دیگر فرموده است: «فالقرآن آمر زاجر، وصامت ناطق، حجة الله على خلقه، أخذ عليه ميثاقهم، وارتهن عليهم أنفسهم، أتمّ نوره، وأكرم به دينه، وقبض نبيه ص وقد فرغ إِلى الخلق من أحكام الهدى به».
قرآن امرکننده و بازدارنده است، خاموش گویاست، حجت خدا بر خلق خداست و خدا از مردم بر آن عهد گرفته و بدان پای‌بند ساخته است. خداوند نورش را کامل نموده و با قرآن، دینش را اکرام کرده است و در حالی که همه احکام هدایت را در قرآن گرد آورد، پیامبرش را از به سوی خود بازگرداند»(3) .
در این سخن عظیم تأمل کنید: پیامبر (ص) بعد از آن که همه احکام اسلام در قرآن جمع‌آوری شده بود، وفات نمود پس قرآن قانون کاملی است و بعد از او کسی نمی‌تواند آیین و قانون وضع کند.
4- امام علی (رض) در بیانی دیگر قرآن را چنین توصیف می‌نماید: «فإن الله سبحانه لم يعظ أحدًا بمثل هذا القرآن، فإنه حبل الله المتين، وسببه الأمين، وفيه ربيع القلب، وينابيع العلم، وما للقلب جلاء غيره، مع أنه قد ذهب المتذكرون، وبقي الناسون أو المتناسون، فإذا رأيتم خيرًا فأعينوا عليه، وإذا رأيتم شرًا فاذهبوا عنه، فإن رسول الله (ص) كان يقول: يا ابن آدم! اعمل الخير ودع الشر، فإذا أنت جواد قاصد».
خداوند هیچ کسی را با چیزی مثل این قرآن پند نداده است، قرآن ریسمان محکم خداست و بهار دل‌ها و سرچشمه دانش است، و جز آن هیچ چیزی قلب را روشن نمی‌کند. پندپذیران رفته‌اند و فراموشکاران مانده‌اند، پس هرگاه خیری دیدید مردم را در آن یاری کنید و اگر شرّی دیدید، از آن دور شوید. چون که پیامبر (ص) می‌گفت: ای فرزند آدم! نیکی کن و کار بد را رها کن، آنگاه می‌بینی که تو بخشنده و درستکار هستی»(4) .
و در این سخن او بیندیش که فرمود: «واعلموا أن هذا القرآن هو الناصح الذي لا يغش، والهادي الذي لا يضل، والمحدّث الذي لا يكذب، وما جالس هذا القرآن أحد إلا قام عنه بزيادة أو نقصان، زيادة في هدى، أو نقصان من عمى.
واعلموا أنه ليس على أحد بعد القرآن من فاقة، ولا لأحد قبل القرآن من غنى، فاستشفوه من أدوائكم، واستعينوا به على لأوائكم، فإن فيه شفاءً من أكبر الداء، وهو الكفر والنفاق، والغي والضلال، فاسألوا الله به، وتوجهوا إليه بحبّه، ولا تسألوا به خلقه، إنه ما توجه العباد إلى الله تعالى بمثله.
واعلموا أنه شافع مشفّع، وقائل مصدّق، وأنه من شفع له القرآن يوم القيامة شفّع فيه، ومن محل به القرآن يوم القيامة صدّق عليه؛ فإنه ينادي مناد يوم القيامة: ألا إن كل حارث مبتلى في حرثه وعاقبة عمله، غير حرثة القرآن.
فكونوا من حرثته وأتباعه، واستدلوه على ربكم، واستنصحوه على أنفسكم، واتهموا عليه آرائكم، واستغشوا فيه أهواءكم».
«و بدان! که این قرآن اندرزگویی است که فریب نمی‌دهد. راهنمایی است که انسان را گمراه نمی‌کند. گوینده‌ای است که دروغ نمی‌گوید. هر کس با این قرآن همنشینی کند، در حالی بلند می‌شود که یا به او افزوده شده یا از او کاسته شده است: یا به هدایتش افزوده شده و یا از نابینایی‌اش کم شده است.
و بدانید هر کس که قرآن را داشته باشد، فقیر نیست و هر کس که قرآن را نداشته باشد، توانگر نیست. پس بیماری‌هایتان را با آن شفا بخشید و برای رفع بدبختی‌ها از آن کمک بگیرید، زیرا قرآن از بزرگترین بیماری که کفر و نفاق و گمراهی است، نجات می‌دهد و شفا می‌بخشد. پس با آن از خدا بخواهید و با دوستی آن به خدا روی آورید. و قرآن را وسیله‌ای برای خواستن از مردم قرار ندهید، و چیزی مانند قرآن وجود ندارد که بندگان با آن به خدا روی آورند.
و بدانید که قرآن شفاعت می‌کند و شفاعت آن پذیرفته می‌شود: هر کس که قرآن برایش شفاعت کند، شفاعتش پذیرفته می‌گردد، و هر کس که با مشغول‌شدن به قرآن بی‌کار مانده، قرآن روز قیامت او را تأیید می‌کند. زیرا در روز قیامت ندا دهنده‌ای ندا می‌دهد: هان! آگاه باشید که هر کس زراعت نموده و زمینی را کاشته است، در مورد زراعت و سرانجام کارش گرفتار خواهد شد به جز کاوشگران قرآن. پس از پیروان قرآن باشید و آن را به عنوان دلیلی به پروردگارتان ارائه دهید و با آن خودتان را نصیحت کنید، و دیدگاه‌های خود را به آن عرضه دارید»(5) .
آیا امکان دارد که این امام یا یکی از فرزندانش، کوچکترین سخنی دربارة تحریف قرآن و یا کم و اضافه‌شدن آن بگویند؟ آیا چنین چیزی معقول است؟ آیا وقت آن فرا نرسیده که به روایت‌هایی که دم از تحریف قرآن می‌زنند نگاهی دوباره بیندازیم و از تحریف و قائلان به آن اظهار بیزاری نماییم و به چشمه زلالی که علی و فرزندانش از آن استفاده می‌کردند، برگردیم؟
5- امام (رض) در بیانی دیگر می‌فرماید: «ولكم علينا بكتاب الله تعالى وسنة رسوله (ص) والقيام بحقه، والنعش لسنته». «ما باید کتاب خدا و سنت پیامبرش را در میان شما زنده کنیم و حق آن را بجا آوریم»(6) .
و باز یارانش را توصیه نموده و می‌فرماید: «وعليكم بكتاب الله، فإنه الحبل المتين، والنور المبين، والشفاء النافع، والري الناقع، والعصمة للمتمسّك، والنجاة للمتعلّق، لا يعوجّ فيقام، ولا يزيغ فيستعتب، ولا يخلقه كثرة الرد، وولوج السمع، من قال به صدق، ومن عمل به سبق».
«به کتاب خدا تمسّک بجویید، زیرا آن ریسمان محکم الهی، نور آشکار، شفادهنده‌ای سودمند و نوشیدنی گواراست. هر کس بدان تمسک بجوید، مصون خواهد بود و هر کس بدان چنگ زند، نجات می‌یابد. کج نمی‌شود تا به راست‌گشتن نیاز داشته باشد. منحرف نمی‌شود تا به راه آورده شود. هر چند تکرار شود، کهنه نمی‌گردد. هر کس با زبان آن سخن بگوید، راست گفته، و هر کس بدان عمل کند، پیشی گرفته است»(7) .
بر شماست که همواره بدان پایبند باشید.
به راستی که این وصیتی گرانبهاست. پس آیا مخالفان، آن را می‌فهمند؟
6- وقتی که خوارج به امام (رض) اعتراض کردند که چرا به جای قرآن افراد را حکم قرار داده است، خطاب به آنها فرمودند: «إنّا لم نحكم الرجال، وإنما حكمنا القرآن، هذا القرآن إنما هو خط مسطور بين الدفتين، لا ينطق بلسان، ولا بدّ له من ترجمان، وإنما ينطق عنه الرجال، ولما دعانا القوم إلى أن نحكم بيننا القرآن، لم نكن الفريق المتولّي عن كتاب الله، وقد قال الله تعالى عزّ من قائل: ﴿فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ﴾. (النساء: 59)، فردّه إلى الله أن نحكم بكتابه، وردّه إلى الرسول أن نأخذ بسنته، فإذا حكم بالصدق في كتاب الله، فنحن أحـق الناس بـه، وإن حكم بسنة رسول الله (ص) فنحن أحق الناس وأولاهم بها».
«ما افراد را داور و حَکَم قرار ندادیم، بلکه قرآن را حَکَم و داور قرار دادیم، این قرآن در مصحف‌ها و اوراق