--------------------------
1) این انسان آسوده خاطر (که در پرتو خدا و پرستش الله، آرامش به هم رسانده‌ای و هم اینکه با کوله‌باری از اندوخته طاعات و عبادات در اینجا آرمیده‌ای، * به سوی پروردگارت بازگرد. در حالی که تو خوشنودی، و (خدا هم) از تو خوشنود است. * به میان بندگانم در آیی * و به بهشت من داخل شو.
2) ترمذی (2314) در روایتی از بخاری با لفظ (6112) و مسلم (2988).
3) آن کسانی که در خوشی و ناخوشی در ثروتمندی و تنگدستی به احسان و بذل و بخشش دست می‌یازند، و خشم خود را فرو می‌خورند، و از مردم گذشت می‌کنند، و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد.
4) آنانی که پیش از آمدن مهاجران خانه و کاشانه [آئین اسلام] را آماده کردند و ایمان را (در دل خود استوار داشتند) کسانی را دوست می‌دارند که به پیش آنان مهاجرت کرده‌اند، و در درون احساسی و رغبت نیازی نمی‌کنند، به چیزهایی که به مهاجران داده شده است، و ایشان را بر خود ترجیح می‌دهند، هر چند که خود سخت نیازمند باشند، کسانی که از بخل نفس خود را نگه می‌دارند، قطعاً رستگارند.روانشناسی اسلامی علم ریشه‌دار بزرگی است، دارای روابط، قواعد و قوانین ثابتی است، که درباره آن روان و نفس سخن می‌گویند و شما خود دارای روان و نفسی می‌باشید که در کنار تو [و با تو] است همان ذات شما که از بین نرود و تعالی می‌یابد، و نیز دچار تباهی گردد، روانشناسی اسلامی، یعنی واقعیت‌های روان، که از کتاب خداوند و سنت رسول او برگرفته شده است.
انسان چون با خدا اتصال یابد، حقیقت ذات و فطرت خویش را شناخته است، هرگاه از خداوند منقطع گردد، به آنچه که روانشناسان به آن پریشانی‌های درونی گویند، دچار گردد، کتاب‌های روانشناسی اضطرابات درونی را در ردیف ناامیدی به حساب می‌آورند، و خداوند هم می‌فرماید :
و لَئنْ أذَقْنَا الإنْسنَ منّا رحمهً ثم نَزَعْنها مِنْهُ إنَّهُ لیَئوسٌ کَفورَ 
	(هود : 9)
«و اگر از سوی خود به انسان نعمتی چشاندیم، سپس آنرا از او بگیریم و بستانیم، بسیار ناامید و ناسپاس می‌شود».
و هم‌چنین خداوند در قرآن کریم درباره ناامیدی می‌فرماید : 
(و اذا أنعمنا علی الإنسن أعرض و نئا بجانبهِ و اذا مَسَّهْ الشَّرُّکان یئوساً)(1) 	(اسراء : 83)
«هنگامیکه به انسان نعمت می‌بخشیم مغرور و ؟؟؟ گردد، و از عبادت روگردان می‌گردد، و هنگامیکه بیماری و بدی وی را فراگیرد بسیار ناامید می‌شود».
یأس و ناامیدی اضطراب درونی است، که سبب [ایجاد] آن انقطاع از خداوند است، زیرا عدم ایمان به او و انقطاع از خداوند به این اضطراب منجر می‌گردد، و از مستلزمات عدم ایمان و عدم اتصال به خداوند می‌باشد، ولیکن مؤمن، امیدواری، و اعتماد به آنچه نزد خداوند است، بر او غلبه می‌نماید، و گفته شده است هرگاه خواستی که نیرومندترین مردم باشید پس بر خدایی توکل کنید، و هرگاه خواستی که بی‌نیازترین مردم باشید، به آنچه در دست خداوند است نسبت به آنچه خود مالک آن می‌باشید بیشتر تکیه و اعتماد کنید، و چون خواستی که گرامی‌ترین مردم باشید تقوای خداوند را رعایت کنید.
روانشناسان مسلمان نفاق را اضطراب درونی به شمار می‌آورند که معلول شرک می‌باشد، هرگاه انسان به خداوند شرک بورزد، و با خداوند معبودهایی را باور نماید که امر و نفع و ضرر وی در دست آنان باشد، این خطای اعتقادی مستلزم اضطراب درونی [نفاق] می‌گردد.
خداوند در آیه زیر مورد نفاق و دو روئی می‌فرماید :
و من النّاس مَنْ یقول امنّا بالله و بِالیوم الآخر و ماهم بمؤمنین* یُخدعون الله و الذین آمنوا و ما یخدعون اِلاّ انفسهم و ما یشعرون	(بقره : 8-9)
پس نفاق جلوة بیماری و اضطراب درونی است، که سبب [ایجاد] آن شرک می‌باشد. ناکامی انسان زمانی است که انسان آمال‌های خود را با غیر خداوند پیوند داده، سپس آنکه او آمالش را بر وی معلق ساخته است، او را مخذول نموده، و هدف او را متحقق نسازد، و به حالت درونی دردناک شدیدی دچار می‌گردد، که همان ناکامی و سرشکستگی است، خداوند سبحان نیز می‌فرماید :
و لقد أوحی الیکَ و إلیَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أشْرَکْتَ لَیَجْتَطَنَّ عَمَلُکَ و لَتکوُننَّ منَ الخاسرین 	(زمر : 65)
«و به شما [ای محمد] و پیامبران پیش از تو وحی گردیده است که اگر شرک بورزید عمل و کردارت از بین رفته و نابود می‌گردد و در زمره زیانباران قرار خواهد گرفت».
و به عبارت دیگر؛ ناکامی یعنی اینکه چیزی را بزرگ پنداری، و بر وی روی آوری و به خاطر آن جوانی و پیری خود را تباه سازی، سپس بعد از گذشت زمان آشکار گردد، که او چیزی نبوده، و شما را به سعادت نخواهد رساند.
از انواع اضطراب درونی ناشی از ضعف ایمان و ضعف اتصال با خداوند چیزی است که زد و خورد همیشگی نام دارد، و چون کشمکش دوام یابد به بی‌مبالاتی و افسردگی تبدیل می‌گردد، که یکی از بیماری‌های شایع امروزی است، کشمکش میان حق و باطل، دنیا و آخرت، میان عقل و هوس، با ضعف ایمان انسان قربانی و طعمه این کشمکش می‌گردد، و خداوند می‌فرماید :
(مذبذبین بین ذلک لا إلی هؤلاءِ و لا إلی هؤلاء و مَنْ یضلل الله فلن تجدَله سَبیلاً)(2) 	(نساء : 143)
«در این میان سرگشته و مرتدند، (گاهی خود را در صف ایمانداران و گاهی هم در صف مشرکان جای می‌دهند) و نه با اینان و نه با آنان هستند، و هر که را خداوند سرگشته و گمراه کند، راهی را برای او نخواهی یافت».
افسردگی – بیماری امروزه – کسانی که در کلینیک‌های روانی در جامعه‌های دور از معنویات و خداوند تحت معالجه قرار می‌گیرند، پنجاه و پنج درصد می‌باشند، و برخی روانشناسان نیز نزد شاگردان خود معالجه می‌گردند، و علت – افسردگی - بیماری عصر – اینکه آنان زیرا دارای فطرت سالم بوده، و چون منحرف گشته‌اند فطرتشان آنان را عذاب داده و افسرده گشته‌اند و این چیزی است که دانشمندان آنرا به احساس گناه و عقده کمبود و یا افسردگی نام نهاده‌اند، و خداوند می‌فرماید :
و مَنْ اَعرضَ عَنْ ذکری فاِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنْکا 	(طه : 124)
و چون به خداوند ایمان داشته باشیم در تندرستی و سلامت درونی و با درون خشنود، آرام، امیدوار و متعال خواهیم زیست، این صفات عالی و برجسته از میوه‌ها و نتایج ایمان می‌باشد.
------------------------------------------------------------------------
1) سوره اسراء، آیه 83
2) هر کس از ذکر و دین من [خدا] اعراض نماید، زندگی پررنج و فشاری در پیش دارد.ما اَصابَ مِنْ مُصیبَهٍ فی الأرضِ و لا فی أنفسکم إلاّ فی کتاب من قبل أن تَبْرَأها اِنَّ ذلِکَ عَلیَ اللهِ یَسیرٌ* لِکَیْلا تأسَوْا عَلی ما فاتَکُم وَ لا تَفْرَحُوا بِما اتیکُمُ وَ اللهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُختالٍ فَخوُرٍ(1) 
آنچه در آیه‌های 22 و 23 سوره حدید نظرها را به سوی خود فرا خواند، خداوند درباره سرور و اندوه می‌فرماید : 
اینکه این دو آیه فوق مخصوصاً آیه دوم اشاره می‌نماید به اینکه انسان هر گاه اندوه و یا سرور وی افزون گردد قلب وی تحمّل آنرا نداشته، و آنچه که اندوه و شادی وی را در حد معمول سالم ن