وش مانند قبلی‌ها یافتم، در این مدت که در خدمتش بودم مقداری درآمد داشتم و چند تا گاو و گوسفند برای خودم فراهم آوردم. مدتی نگذشت که اجل این یکی نیز فرا رسید. در آخرین لحظات به وی گفتم: فلان کس مرا نزد فلانی فرستاد. او نیز مرا سفارش کرد که به فلان کس بپیوندم، این یکی هم مرا پیش تو راهنمایی کرد، اکنون چه سفارش می‌کنی و به من چه دستور می‌دهی؟
او گفت: پسرم! گمان نمی‌کنم کسی وجود داشته باشد که عقیده و آیینش مثل ما باشد، تا من تو را پیش او راهنمایی کنم، اما اکنون زمان بعثت پیامبری فرا رسیده است که بر دین ابراهیم معبوث می‌شود و از سرزمین عرب ظهور می‌کند و به سرزمینی هجرت می‌کند که از دو طرف با سنگ‌های آتشفشانی پوشیده شده است (حرتین) و نخلستان دارد، آن پیامبر علایمی دارد که پوشیدنی نیست؛ هدیه قبول می‌کند؛ صدقه نمی‌پذیرد و در بین دو کتفش مهر نبوت است. اگر می‌توانی خود را به این سرزمین برسانی، پس دریغ نکن»( ).
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:60.txt">سلطنت مطلق</a><a class="text" href="w:text:61.txt">حکومت روم در مصر و شام</a><a class="text" href="w:text:62.txt">نظام مالیات و خراج در ایران</a><a class="text" href="w:text:63.txt">گنجینه‌ها و خزانه‌های پادشاهان</a><a class="text" href="w:text:64.txt">فاصله‌ی عمیق طبقاتی در جامعه‌ی ایران</a><a class="text" href="w:text:65.txt">وضعیت کشاورزان در ایران</a><a class="text" href="w:text:66.txt">ظلم و استبداد سیاسی</a><a class="text" href="w:text:67.txt">تمدن جعلی و زندگی تجملی</a><a class="text" href="w:text:68.txt">افزایش سرسام‌آور مالیات‌ها</a><a class="text" href="w:text:69.txt">توده‌ی بدبخت</a><a class="text" href="w:text:70.txt">دارایی طغیانگر و فقر خطرناک</a><a class="text" href="w:text:71.txt">تصویری از جاهلیت</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:7.txt">سخنی در معرفی کتاب به قلم سید عبدالماجد غوری</a><a class="text" href="w:text:8.txt">گوشه‌هایی از مطالب شگرف کتاب</a><a class="text" href="w:text:9.txt">شگرف‌ترین انقلابی که در تاریخ بشریت پدید آمد</a><a class="text" href="w:text:10.txt">جامعه‌ی اسلامی</a><a class="text" href="w:text:11.txt">اسلام و رهبری جهان</a><a class="text" href="w:text:12.txt">به نظر شما راه حل این بحران چیست؟</a></body></html>سلطنت مطلق
دوران جاهلیت نمایی از حکومت استبدادی و ظالمانه بود؛ سیاست در این دوران براساس سلطنت عنان‌گسیخته و مطلق و تقدیس خاندان‌های ویژه بود، در بین ایرانیان خاندان ساسانی معتقد بودند که حق‌شان در حکومت یک حق خدایی است و از جانب خداوند به آنان داده شده است، آنان جهت تحکیم باور در اذهان رعیت تمام تلاش خویش را به کار می‌بردند، تا رعیت به عنوان یک عقیده به حق مقدس پادشاهی که از آنِ آنهاست، اذعان کنند.
چینی‌ها امپراتورها را فرزند آسمان می‌دانستند و بر این باور بودند که آسمان مذکر و زمین مونث است و از نتیجه‌ی ازدواج آسمان و زمین کاینات به وجود آمده است و امپراتور نخستین فرزند این زوجین است( ).
به اعتقاد آنان امپراتور به عنوان یگانه پرد ملت اجازه داشت طبق میل خویش هرکاری را انجام دهد، خطاب به امپراتور چنین می‌گفتند: «تو نسبت به امت هم پدری و هم مادر».
زمانی که امپراتوری لی‌یان یا تای تسونگ وفات یافت، در سرتاسر چین مردم لباس سوگ بر تن کردند و ملت سخت در غم فرو رفت. شمار زیادی چهره‌های خود را خونین کردند، برخی موهای خود را کندند و برخی هم گوش‌های‌شان را در کنار نعش چسباندند.
در برخی از ملت‌ها سیاست براساس تقدیس ملت و وطن بود؛ مانند دولت روم که بزرگداشت میهن و ملت روم را ملاک قرار داده بود و کشورها و ملت‌های دیگر جز خدمتگزار مصالح وی و شریان‌هایی که خون را به مرکز انتقال می‌دهند، جایگاه دیگری نداشتند. در این راستا دولت به هیچ مبدأ و اصلی احترام قایل نبود، هر شرف و ارزشی را پایمال می‌کرد، هر ظلم و ستمی را روا می‌داشت؛ هیچ کشوری را هم‌کیشی و اشتراک در عقیده یا اخلاص و وفاداری به دولت، از این ستم و حق‌کشی نجات نمی‌داد، در هیچ شرایطی حاضر نبودند بپذیرند که آنها حق حاکمیت بر خویش را داشته باشند و در سرزمین خود از حقوق خویش بهره‌مند شوند، انها به مثابه‌ی شتری بودند که گاه برای سواری مورد استفاده قرار می‌گیرد، گاه نیز شیرش را می‌دوشند و صرفاً به اندازه‌ی زنده‌ماندن و شیردادن جلویش علق گذاشته می‌شود.
روبرت بری فلت (Robert Briffault) در مورد دولت روم می‌گوید:
«مفاسد و نابهنجاری‌های فراوان مانند رشوه و غیره عامل اصلی فروپاشی و سقوط دولت روم نبود، بلکه فساد و شرارت و انطباق‌ناپذیری با واقعیت مواردی بود که از آغاز ظهور این دولت وجود داشت و در تمام ابعاد آن ریشه دوانده بود.
هر نهادی بشری که بر بنیادی سست از موارد پیش‌گفته استوار باشد، قطعاً نخواهد توانست با هوشیاری و کوشش خود را رهایی بخشد. دولت روم نیز از آنجایی که بر چنین مفاسدی استوار بود، ناگزیر باید روزی فرو می‌پاشید، از طرفی دیگر دولت روم ابزاری بود جهت فراهم‌شدن رفاه و آسایش برای طبقه‌ای کوچک، به حساب توده‌ی ملت، کسانی که خون‌شان مکیده می‌شد و به نفع طبقه‌ی کوچک از آنها بهره‌برداری می‌گردید. در دولت روم تجارت با امنیت و عدالت تمام در حال انجام بود، این دولت در قدرت اجرایی و قانونمندبودن و شایستگی سرآمد تمام کشورها بود، اما تمام این محاسن نتوانست آن را از عواقب نابسامانی‌ها و اشتباهات اساسی نجات دهد»( ).
حکومت روم در مصر و شام
دکتر آلفرد. ج. بتلر در مورد حکومت رومیان در مصر می‌گوید:
«حکومت رومیان در مصر جز یک هدف، چیزی دیگر دنبال نمی‌کرد و آن قاپیدن اموال رعیت و در اختیار زمامداران قراردادن بود؛ هیچگاه نیندیشید که هدف از حاکمیت را رفاه رعیت و بهبود وضعیت مردم پیشرفت در زندگی تهذیب اخلاق و سامان‌دهی وضعیت اقتصادی مردم قرار دهد. با این توضیح حاکمیتی که وجود داشت حاکمیت بیگانگان بود که صرفاً متکی بر زور و قدرت بود و هیچ نوعی شفقت و ترحمی بر ملت تحت سلطه اش نداشت»( ).
یک مؤرخ عرب شامی در مورد حکومت روم در شام می‌گوید:
«برخورد رومیان حاکم بر شام با وجود مشکلات و بحران‌های داخلی که داشتند، با شامیان عادلانه و نیکو بود، زمانی که دولت‌شان پیر و فرسوده شد، به بدترین وضعیت از بردگی و زبونی دچار شدند، مردم شام به عنوان شهروندان رومی و سرزمین‌شان به عنوان سرزمین رومی تلقی نمی‌شد، بلکه آنها رعیتی غریب و بیگانه بودند، بسا اوقات فرزندان‌شان را جهت پرداخت مالیاتی که بر دوش‌شان سنگینی می‌نمود، می‌فروختند. برده‌گیری و ظلم و ستم بیداد می‌نمود، با همان بازوهای ناتوان و ضعیف دولت روم مراکز و کارگاه‌های بزرگی را در شام احداث نمود»( ).
«رومیان هفت صد سال بر شام حکومت کردند، با آغاز حکومت‌شان جنگ و درگیری استبداد و خودخواهی و قتل و کشتار نیز شروع شد، یونیان نیز سیصد و شصت و نه سال بر شام حکومت کردند، در دوران آنان نیز جنگ‌های خانمان‌سوز مظالم و مفاسد وحرص و آز یونیان به آخرین درجه رسیده بود، دوران آنها سخت‌ترین و شوم‌ترین دورانی ب