 دیگری نداشته اند. بسیاری از دانشمندان شرق و غرب به این حقیقت مهمّ پی برده اند؛ از جمله علمای شرق، استاد دانشور و جهانگرد، صاحب نظر و بافراست، عبدالرحمن کواکبی( ) در آغاز این سده در کتاب طبائع الإستبداد چنین می‌نویسد:
«فرد غربی دارای زندگی مادی، نفس سرکش، مال اندوز، استعمارگر و انتقام‌جوست. گویا نزد غربیان از مبادی عالی و عواطف شریفی که مسیحیت شرق به آنان منتقل ساخته بود، چیزی باقی نمانده است؛ برای نمونه فرد آلمانی با قساوت قلب شدیدی معتقد است که عضو ضعیف جامعه مستحق مرگ است و فرد آلمانی فضیلت را در قدرت و قدرت را در مال می‌داندغ علم را دوست می‌دارد، ولی برای اندوختن ثروت؛ مجد و بزرگواری را دوست می‌دارد، ولی به خاطر مال. فرد انگلیسی خودپسند و سبکسر است و معتقد است که عقل در آزادی، زندگی در نابودی حیا، شرافت در زینت و لباس، و عزت در خدعه و تزویر به مردم است».( عبدالرحمن بن احمد کواکبی، دانشمند و روشنفکر معروف سوری، به سال 1265 هـ . ق زاده شد. پدر وی مدرس جامع اموی بود، کواکبی در مدارس محلی تحصیل کرد. سپس در مدرسه‌ی کواکبیه به تحصیل علوم دینی پرداخت و به سبب صراحت و رک‌گویی و ظلم ستیزی او را به زندان افکندند و دارایی اش را مصادره کردند. کواکبی پس از آن از سوریه خارج شد و از بسیاری کشورها دیدن کرد و پس از چندی دوری از سرزمین خود، درگذشت. افکار کواکبی در بیدارگری مسلمانان تأثیری ژرف داشت. دو کتاب طبائع الاستبداد و ام القری از شهرتی فراوان برخوردارند. (د. ن.))
این تصویر حقیقیِ سرشت و اساس اروپا و تحلیلی درست از اخلاق غرب است، گمان نمی‌کنیم که مرحوم کواکبی جز به سبب اجتناب از فروافتادن در دشواری و اطاله‌ی کلام، جز آلمان و انگلیس به کشورهای دیگر نپرداخته است و از آلمان و انگلیس مشتی نمونه‌ی خروار از تمام اروپاییان نشان داده است.
هدف‌های مادی برای حرکات معنوی و علمی
روح مادیت در تمام امور سیاسی، اجتماعی، و اخلاقی اروپا که ملت آن در این عصر آن را تجدید کرده و جامه‌ای نوبدان بخشیده بود رسوخ کرده بود؛ تا آنجا که هدف اصلی در عصر اخیر که بسیاری از مردم به آن سرگرم شده اند، دارای روحی مادی است و آن را به عنوان پیشه و فنی مانند دیگر شغل‌ها و فنون در اروپا تلقی می‌کنند و هدف آن مشاهده‌ی عجایب عالم ارواح و اطلاع از اسرار آنها و سخن‌گفتن ارواح مردگان و بازی و سرگرمی با ارواح است، این حرکت و این پژوهش‌ها هیچ پیوندی با تزکیه‌ی نفس، تصفیه‌ی قلب، کرنش برای خدا، عمل صالح، آماده شدن برای مرگ، بردباری در برابر سختی‌های زندگی و سرکوب نفس ندارد؛ درست برخلاف حرکت معنوی و صوفی‌گری در شرق اسلامی.
همینطور در غرب کارهایی که مردم در انجام آن جان و روح‌شان را فدا می‌کنند، در نهایت به اهداف مادی مانند ماجراجویی و انتشار شهرت و نام و آوازه جاودانگی نام در تاریخ، نمایان و برترشدن در میان مردم و مورد بزرگداشت و نکوداشت ملت واقع‌شدن و مباهات‌کردن میهن به وی ختم می‌شود؛ درست برخلاف کارهایی که جهت جلب خشنودی خداوند انجام می‌گیرد و مسلمان در هراس است که مبادا عملش با ریا و خودنمایی، مخلوط شود و در نتیجه حبط و نابود شود. مسلمانان همواره این فرموده‌ی الهی را می‌شنود:
(‏‏ قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالاً ‏ الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً ‏ أُولَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْناً ‏) [الکهف: 103 – 105].
«بگو: ایا شما را از زیانکارترین مردم آگاه کنیم؟ آنان کسانی اند که تلاش و تکاپویشان در زندگی هدر می‌رود و حال آن که خود گمان می‌برند که بهترین وجه کار نیک می‌کنند. اینان اند که به آیات پروردگارشان و دیدار او کفر ورزیدند؛ پس در نتیجه اعمال‌شان باطل و هدر می‌رود و در روز رستاخیز ارزشی برایشان قایل نمی‌شویم».
نیز این فرموده‌ی خداوند عزوجل:
(‏ وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُوراً ‏) [الفرقان: 23].
«ما به سراغ تمام کارهایی که آنان در دنیا کرده اند می‌رویم و همه را همچون ذرات غبار پراکنده در هوا می‌سازیم».
از رسول الله ص در مورد مردی که شجاعانه بجنگد و دیگری که ریاکارنه بجنگد، سؤال شد که کدام یک در راه خدا خواهد بود؟ رسول الله ص فرمود:
«مَنْ قَاتَلَ لِتَكُونَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِىَ الْعُلْيَا فَهُوَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ»( ).
هرکس برای کلمة الله بجنگد در راه خداست».
حضرت عمر بن خطاب (رض) در دعایش می‌فرمود:
«اللَّهُمَّ اجْعَلْ عَمَلِي كُلَّهُ صَالِحًا وَاجْعَلْهُ لِوَجْهِك خَالِصًا وَلَا تَجْعَلْ لِغَيْرِكَ فِيهِ شَيْئًا».
«بار الها! همه‌ی عمل مرا صالح فرما و همه‌ی آن را به خاطر خود خالص گردان، و در آن چیزی برای غیر خود قرار مده».
تلاش صالحان این امت برای نهان نگته‌داشتنِ عبادت و صداقت‌شان، در کتاب‌های تاریخ و سیره مشهور است.

تصوف مادی غرب و وحدة الوجود اقتصادی
نظر و تفکر مادی اروپا تا حدی پیش رفت که به درجه‌ی استغراق و فنا و فراموشی غیر مادیات رسید؛ برای نمونه شاهدی از روش و عقیده‌ی کارل مارکس (1883 – 1818 م) بنیانگذار فلسفه‌ی کمونیسم می‌آوریم:
مارکس معتقد است که نظام اقتصادی روح و بنیان هر اجتماعی است و دین و تمدن و فلسفه‌ی زندگی و هنرهای زیبا همه برخلاف این نظام اقتصادی است، وی می‌گوید: در هر عصر و دورانی از تاریخ روشی خاص برای تولیدات صنعتی وجود دارد و طبق آن مناسباتِ اجتماعی نیز شکل می‌گیرد، ولی بعد از مدت اندکی این ارتباطات اجتماعی هماهنگی و تناسب خود را با راه های تولید اقتصادی از دست می‌دهند. اینجاست که بعضی از مردم تلاش می‌کنند، برای ایجاد این ارتباط یک سازمان و نظام جدیدی پایه‌ریزی کنند و این همان چیزی است که در تاریخ به انقلاب و تحولات شناخته می‌شود. این در حالی است که مؤرخ ماهیت آنها را نمی‌شناسد. عدم شناخت وی نیز عجیب نیست؛ زیرا کسانی که در این انقلاب‌ها شرکت می‌کنند خود از هدفی که برای آن مبارزه می‌کنند غافلند. زیرا کسانی که در این انقلاب‌ها شرکت می‌کنند خود از هدفی که برای آن مبارزه می‌کنند غافلند. ولی این امکان برای ما وجود دارد که این معماها را حل کنیم و بشناسیم که ارتقای سیاسی و ایجاد اصلاحات و تعدیلات در نظام‌های سیاسی و تغییراتی که بر آنها وارد می‌شود و پیشرفت‌هایی که انجام می‌گیرد، چیزی جز به صورت‌هایی جدید برای اجرای ارتباط اجتماعی نیست که به سبب ایجاد تناسب و سازگاری بین این ارتباط اجتماعی و راه‌های تولید به شیوه‌ی جدید بروز می‌کند. چون تفاوت بین روش‌های تولیدات صنعتی و ارتباطات اجتماعی که براساس تولیدات صنعتی استوار است همواره وجود دارد. بنابراین، تلاش‌ه