دمیان نقش اسلام در نجات روح بشر از اوهام، خرافات، بردگی، بندگی، فساد، تعفن، پستی و فرومایگی می‌پردازد.
همینطور نقش اسلام را در نجات جامعه‌ی بشری از ظلم و طغیان، تجزیه و فروپاشی، تبعیضات طبقاتی و استبداد حکام و ساختن جهان بر پایه‌های عفت و نظافت، سازندگی و مثبت‌اندیشی، آزادی و تجدد، شناخت و یقین، ایمان و اعتماد، عدالت و کرامت و عمل پیوسته جهت رشد و ترقی زندگی و رسیدن حق به حق دار، تبیین می‌کند.
تمام این موارد در دوره‌ای بود که رهبری از آن اسلام فعالیت داشت. بدیهی است که اسلام زمانی در زندگی عملی پدید می‌آید که زمام رهبری در دست او باشد؛ زیرا اسلام طبعاً عقیده‌ای است برتر، روشی است برای رهبری و آیینی است نوآور نه دنباله رو.
سپس مرحله‌ای فرا می‌رسد که به سب انحطاط مسلمانان و کناره‌گیری‌شان از رهبری و قیمومت بشیت که از لحاظ دینی بدان مکلف شده بودند و نادیده گرفتن وظایف متعددی که در زندگی به آنان مربوط می‌شود، اسلام زمام امور را از دست می‌دهد.
اینجاست که نویسنده به بررسی عوامل این انحطاط روحی و مادی می‌پردازد، نویسنده شرح می‌دهد که چون مسلمانان مبانی دین خود را نادیده گرفتند و از وظایف خود دست شستند برآنان چه گذشت و جهان با از دست‌دادن این رهبری رشید و برگشتن آن به جاهلیت اولیه، با چه مسایلی روبرو شد، وی خط خوفناک تنزل انسانیت را که همزمان با آن افق‌های شگفت‌انگیز علم نمایان گردید، به تصویر می‌کشد. نویسنده این خط را نه با جملاتی آتشین و تعبیراتی غرض‌آلود، بلکه با اندیشه‌ای ژرف و عمیق ترسیم می‌کند.
در خلال این بررسی، خواننده به میزان نیاز شدید آدمیان به تغییر رهبری بشر و بازگرداندن آن به منبع هدایتی که بر جهیده تا مردمان را از تاریکی‌ها به نور و از جاهلیت به معرفت برساند، پی می‌برد و اینجاست که ارزش کلی وجود این رهبری را در زمین و میزان زیان و آسیبی را که نه تنها مسلمانان بلکه تمام انسان‌ها درگذشته و حال و در آینده‌ی نزدیک و دور با آن دچار شده اند، درک می‌کند.
با مرور این بخش، در دل مسلمان روحیه‌ی ندامت برآنچه از دست داده و روحیه‌ی افتحار به آنچه به وی موهبت شده است و آزمندانه خیره‌شدن به رهبری از دست رفته، ایجاد می‌شود.
شاید یکی از موارد جالب توجه این باشد که نویسنده از مصیبتی که در زمان درماندگی مسلمانان از رهبری جهانی بر تمام انسانها گذشته است، همواره با واژه‌ی «جاهلیت» تعبیر می‌کند. این تعبیر برداشت نویسنده را از تفاوت ریشه‌ای روح اسلام و روح مادی حاکم بر جهان پیش از اسلام و نیز روح کنونی حاکم بر جهان پس از کنار رفتن اسلام از رهبری، با دقت و ظرافت بیان می‌کند.
آری، جاهلیت در سرشت اصلی اش ظهور نموده است، جاهلیت مقطع زمانی مشخصی نیست، بلکه رنگ و قالب روحی و فکری خاصی است که به محض فروریختنِ ارزش‌های اساسی زندگی بشری و مورد خواست خداوند بروز می‌کند و به جای آنها ارزش‌های ساختگیِ متکی بر شهوت‌های عارضی می‌نشیند، آنچه امروز آدمیزاد در وضعیت نهایی پیشرفت از آن رنج می‌برد، همین است و آنچه دیروز در وضعیت اولیه جاهلی از آن رنج می‌برد، نیز همین بود.
رسالت جهان اسلام دعوت به سوی خدا و رسول و ایمان به روز بازپسین است، پاداشش نیز بیرون‌آمدن از تاریکی‌ها به سوی نور، از عبادت مردمان به عبادت خدای یکتا، از تنگنای دنیا به فراخنای آن، از جور ادیان به عدالت اسلام می‌باشد.
چنانچه نویسنده‌ی بزرگوار در پایان کتاب می‌گوید: برتری این رسالت اکنون نمایان شده است و درک آن در این زمان بیش از هر زمان دیگر آسان‌تر شده است، جاهلیت افتضاح و رسوایی بار آورده است، عیب‌ها و کاستی‌هایش بر همگان عیان شده است و اکنون مردم به سختی از آن گله و شکوه دارند، اینک جهان در آستانه‌ی گذار از رهبری جاهلیت به رهبری اسلام قرار گرفته است، البته مشروط بر این که جهان اسلام به پا خیزد و به یگانه رسالتی که می‌تواند جهان را از نابودی و فروپاشی نجات دهد سر تسلیم فرود آورد.
در پایان ویژگی بارز در کتاب این است: درک عمیق کلیات روح اسلامی در دایره‌ی کامل آن، این شیوه نه تنها در حیطه‌ی مباحث دینی و اجتماعی نمونه محسوب می‌شود، بلکه در بازنگاری تاریخ از زاویه‌ی اسلامی نیز الگوست.
اروپاییان با متأثرشدن از فرهنگ و فلسفه ی مادی خویش و با تعصب غربی و دینی خود آگاهانه یا ناآگاهانه از زاویه‌ی دید غربی به نوشتن تاریخ جهان می‌پردازد، بدین جهت به علت نادیده‌گرفتن بسیاری از رزش‌های زندگی که تاریخ و تفسیر رخدادهای زندگی بدون درنظر داشتن آنها نادرست خواهد بود ونیز علت تعصب خاصی که بر اروپا محوری دارند و همه‌ی جهان را بر مدار اروپا می‌بینند و نیز به سبب فراموش‌کردن دیگر عواملی که در تاریخ بشر مؤثر بوده است و یا حد اقل به خاطر دست کم‌گرفتن آن عوامل مرتکب اشتباهات و انحرافاتی شدند.
متأسفانه ما مسلمانان همانگونه که هرچیز دیگر را با تمام اشتباهاتش بی‌درنگ از دست اروپاییان می‌قاپیم، به فراگرفتن تاریخ از آنان روی آوردیم، باید دقت داشت که این اشتباهات به علت بی‌توجهی به ارزش‌ها و عوامل متعدد، اشتباهاتی است ساختاری و روش شناختی، به علت نگریستن از یک زاویه به زندگی بشر، اشتباهات پدید آمده اشتباهاتی است در ترسیم و به نمایش‌گذاردن، و نهایتاً به خاطر وجود اشتباهاتِ روش شناختی و ترسیمی، اشتباهاتی است پدید آمده در نتیجه‌گیری.
کتاب مورد بحث نمونه‌ای است تاریخی که تمام امور عوامل و ارزش‌های متفاوت را مورد توجه قرار داده است.
شاید خواننده از یک مسلمان قاطع، مطمئن به قدرت روح اسلام و شیفته‌ی بازگشت رهبری جهان به اسلام انتظار نداشته باشد که هنگام بحث از قابلیت‌های رهبری، ضمن خاطرنشان‌نمودن آمادگی روحی، بر آمادگی صنعتی و نظامی استقلال تجاری و مالی و سازماندهی نوین علمی تأکید ورزد.
این خود احساسی است منسجم با تمام مؤلفه‌های بشری و نویسنده همواره با این احساس هماهنگ در ارزیابی تاریخی خویش و توجیه امت اسلام، حرکت نموده است. بدین جهت است که این کتاب در بررسی تاریخ الگو محسوب می‌شود، و سخت ضروری است که مسلمانان این کتاب را به دست گیرند و استقلال و عدم تأثر خویش را از روشهای اروپاییِ فاقد هماهنگی عدلت و پژوهشِ موجود در روش کتاب ابراز دارند.
شاد و خرسندم از این که دارم با همان احساس از این کتاب سخن می‌گویم و این واقعیت را ثبت می‌کنم، خرسندم از فرصتی که فراهم گردید تا کتاب را به زبان عربی بیابم، زبانی که نویسنده برای تألیف کتابش برگزیده و برای بار دوم آن را در مصر به چاپ می‌رساند.
(‏ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ ‏) [ق: 37].
[شهید] سید قطب (رح)  
رسوایی مادی‌گری در واپسین مرحله
رهبران نهضت علمی اروپا تا چندین سده نظریه‌ی مادی‌گرایی ستیزه‌جو و حیات مادی و رسوم دین مسیح را با تقلید یا با ا