ميشه به تخت هاى خود تكيه زده ومدعى هستند كه ماشيعه على هستيم! [10] آيا از اين بهتر ميشود اين دكانداران تشيع وولايت را رسوا كرد؟

اما حسن مثنى بن حسن سبط به يكى از شيعيانش ميفرمود: والله اگر خدا مارا برشما قدرتى بدهد دست ها و پاهاى شمارا ميبريم وهيچ توبه اى از شما قبول نميكنيم، يكى پرسيد چرا توبه آنهارا قبول نميكنى؟ گفت: ما آنهارا از شما بهتر ميشناسيم، آنها وقتى كه دلشان بخواهد شمارا تصديق يا تكذيب ميكنند وفكر ميكنند كه در تقيه ميشود اين كارراكرد[11]

اينست سخنان اهل بيت كرام كه از دست شيعيان خود  خون دل بودند، اينست آراء واقوال آنها در مورد كسانى كه مدعى تشيع ميباشند، آيا هنوز وقت آن نرسيده كه نسل جوان، كمى تعقل نموده وفريب اين عمامه بسران سياه دل را نخورد وخودرا چون مرده اى كه در دست غسال است بدست آنها نسپارند، واز آنها چون ميمون تقليد نكنند كه دين براى فهم است نه تقليد. 

وآخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمين، وبا آرزوى آن روزى كه هموطنان ما روشن شده از اين خرافاتى كه به مكر وفريب وارد تشيع شده دست برداشته وبه توحيد خالص وانديشه هاى قرآنى براى باورهاى دينى خود روى بياورند. 

عبدالرحيم ملازاده 
لندن،بريتانيا
رمضان 1425برابر با نوامبر 2004
براى ارتباط با صاحب اين قلم مي‌توانيد از سايت و ا-ميل ذيل استفاده بفرمائيد:
www.isl.org.uk 
info@isl.org.uk
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  خطبه 25
[2]  الاحتجاج از طبرسى ص 148
[3]  ايضا ص 148
[4]  الارشاد از مفيد ص 234 واعلام الورى بأعلام الهدى از طبرسى ص 242
[5]  كشف الغمة2/38
[6]  الارشاد ص 241 واعلام الورى از طبرسى ص 949
[7]  رجال الكشى ص 111
[8]  رجال الكشى ص 107
[9]  رجال الكشى ص 79
[10]  الروضهء من الكافي 8/228
[11]  تاريخ ابن عساكر  4/165 نقل از تبديد الظلام از ابراهيم جبهان ص 21دكتر مولانا عبدالرحيم ملازاده

مشخصات مؤلف:
تحصيلات:
بعد از أخذ ديپلم رياضى از ايران - قبل از انقلاب -، دورهء زبان عربى را در دانشگاه بين المللى مدينهء منوره در عربستان سعودى گذرانده است. 
ليسانس در حقوق و شريعت اسلامي از دانشگاه دمشق در سال 1984 و فوق ليسانس در علوم اسلامي درسال 1989 از لبنان و دكترا در انديشهء اسلامي نيز از دانشگاه امام اوزاعى لبنان در سال 1995 دريافت كرده است.
تز دكترى وي، «سير تحول انديشهء اسلامى در ايران از تسنن تا تشيع در عهد صفوى» مي‌باشد.

فعاليت هاى فر هنگي وعلمى:
تأليفات و مقاله‌ها:
1- اجتهاد و تقليد (به زبان فارسى) 
2-حدود اختيارات ولى امر در اسلام  (به فارسى)
3-مشكلات اهل سنت با انقلاب ايران (به عربى) 
4-توطئه هاى رژيم ايران براى محو اهل سنت ايران (به عربى)
5-تأملاتى در سيرهء رسول اكرم  (به فارسى)
6-أوضاع اهل سنت در ايران به عربى (زير چاﭖ)
7- سرپرستى و نشر نشريهء ايقاظ كه تاكنون 58 عدد از آن به عربى صادر شده و ويژهء اخبار ايران و مخصوصا مشكلات اهل سنت را دنبال نموده و در دنياى عرب نشر مي‌نمايد. 
8- تأسيس جامعهء اهل سنت ايران در لندن و پيگيرى مشكلات آنان در مجامع بين المللى.
9- نشر مقاله هاى متعدد به زبان عربى و فارسى در روزنامه ها و مجلات عربى و اسلامى و فارسى در مورد مشكلات اهل سنت و اقليت هاى قومى و مذهبى در ايران.
10- ايجاد وسر پرستى سايت جامعهء اهل سنت ايران به زبانهاى عربى و فارسى در انترنت از سال 1997.
11- حضور مستمر در تلويزيونهاى عربى مخصوصا تلويزيون مشهور الجزيرهء  و تلويزيون المستقلهء و... جهت افتضاح نظام و مخالفت با ريشه فكرى آن در دنياى عرب و انجام مناظرات زنده به مدت بيست جلسه با آخوندهاى خرافى طرفدار رژيم و شكست مفتضحانه آنها و هدايت و روشن شدن تعداد فراوانى از جوانان و اعلان هدايت آنها.
12-حضور در كنفرانس‌هاى متعدد علمى و دينى به زبان فارسي و عربى 
13-تدريس درحوزه و دانشگاه و تدريس در مساجد بلوچستان قبل از هجرت اجبارى از ايران. 
14-تدريس دردانشكده علوم اسلامى وادبيات عرب دردبى قبل ازآمدن به غرب به مدت سه سال وتدريس در مساجد دبى وشارقه
15-تأسيس برنامهء فارسى براى اولين باردريك تلويزيون عربى –شارقه- وتدريس تفسير قرآن در تلويزيون شارقه در امارات متحده عربى
18- ويرانگريهاى تشيع در اسلام و نقش يهود در تحريف آن –همين كتاب-
19- كينه ها وبازى هاى شيطانى دكتر شفا با آيه هاى ربانى كتاب خدا در مورد عدم جهانی بودن آخرين  رسالت خدا.

ترجمهء كتب ذيل را از فارسى به عربى انجام داده است:
20-1 -متفكرين اسلامى در برابر منطق يونان از سيد مصطفى حسينى طباطبائى  چا ﭖ ونشر لبنان سال 1985
21-2 -حقارهء سلمان رشدى از سيد مصطفى حسينى
22-3 -تضاد مفاتيح الجنان با اسلام و قرآن از علامهء برقعى 
23-4 -بررسى علمى احاديث مهدى يا شكست اسطوره مهدى از علامهء برقعى چاﭖ مصر
24-5 -نقد بر مراجعات از علامهء برقعى
25-6-شاهراه وحدت يا بررسى نصوص امامت از حيدر على قلمداران 
26-7 -وحدت اسلامى از مصطفى طباطبائى
27-8 -بت شكن در رد اصول كافى از آية الله ابوالفضل ابن الرضا مشهور به علامه برقعى چاﭖ اردن.

ترجمهء كتب ذيل را از عربى به فارسى انجام داده است:
28-1-واقعنا المعاصر از استاد و متفكر شهير دنياى اسلام  محمد قطب به عنوان اوضاع كنونى ما 
29-2-مفاهيمى كه بايد اصلاح ﮔردد، ترجمهء مفاهيم ينبغي ان تصحح
30-3جمال الدين افغانى مصلح مفترى عليه از نويسندهء شهير عراقى دكتر محسن عبدالحميد
31-5-رساله اى درمحبت صحابهء رسول خدا از نويسندهء شهير مصرى امام محب الدين خطيب 
32-6 ترجمهء كتاب الانتصارللصحب والآل من افترائات السماوي الضال=دفاع از ياران واهل بيت پيامبر از افتراهاى تيجانى سماوى ويرانگر
33-7  دو تصوير متضاد از كوششهاى رسول اكرم و ياران او، بين اهل سنت و شيعه ترجمهء صورتان متضادتان از نويسنده شهير هند مولانا ابوالحسن ندوى.
34-8-نوارهاى متعدد بزبان فارسى وعربى درموضوعات متعدد اسلامى وسياسى واجتماعى كه دربعضى ازكشورهاى عربى مخصوصا خليج پخش شده است كه نوارهاى ويديوئى مناظرات و سي‌دى‌هاى آن بسيار منتشر شده است. تعريف شيعه و تشيّع[1]

شيعهنها را آنها و تشيّع و مشايعه در زبان عربي همگي در گرد معناي متابعت و نصرت و موافقت در رأي مي‌چرخد، و اين اسم غالباً بر كساني غلبه كرده ‌است كه به زعم خود ولايت علي و اهل بيت او را دارند، ليكن همچنانكه دكتر قفاري مي‌گويد اگر به معناي لغوي كلمهء شيعه دقّت شود بر اكثر فرقي كه ادّعاي پيروي از علي و آل بيت او را مي‌كنند صدق نمي‌كند.[2]

لفظ شيعه در قرآن كريم و سنّت و معناي آن:
مادهء شيع در قرآن كريم در دوازده موضع آمده‌است كه امام ابن جوزي معاني آن را خلاصه كرده و مي‌گويد مفسّران گفته‌اند كه معاني شيع در قرآن بر چهار وجه است:

اوّل: تفرّق و فرق، مثل اين آيه شريفه «انّ الّذين فرّقوا دينهم و كانوا شيعا = آنهايي كه در دين تفرقه آورده و شيعه شيعه و گروه گروه شدند»[3] و «جعل أهلها شيعا = اهل آن را دسته دسته و فرقه فرقه كرد»[4] و «من الّذين فرّقوا دينهم و كانوا شيعا = از آنهايي كه در دين تفرقه آورده و متفرّ