 فتح شهرهای فارس و روم غنايم زیادی به دست مسلمانان افتاد و از راه وصول جزیه و خراج نیز مالهای هنگفتی به دست می‌آمد. چنان که باری عمربن خطاب (رض) طی خطبه‌ی رسایی توجه مسلمانان را به این قضیه جلب کرده و فرمود: همانا خداوند بر شما منت گذاشته و بدون این که از او مسألت نمایید کرامت دنیا و آخرت را نصیب شما کرده است. خداوند شما را آفریده است بدون این که نیازی به شما داشته باشد. و می‌توانست شما را ضعیف‌ترین و بی‌ارزش‌ترین مخلوق خود بیافریند. او سایر مخلوقات را به خاطر شما آفریده و شما را برای هیچ یکی از مخلوقاتش نیافریده است. و هر آن‌چه‌ در دریا و خشکی وجود دارد مسخر و فرمانبردار شما هستند. و روزی پاکیزه به شما می‌دهد تا او را سپاس گویید. همچنین به شما گوش و بصیرت داده است. و بخشی از نعمتهای الهی بر شما، نعمتهایی است که به همه‌ی بنی‌آدم بخشیده و برخی دیگر فقط به اهل دین شما اختصاص یافته است و اکنون هر دو نوع آن در زمان شما و در دولت شما جمع شده‌اند. نعمتهایی که یکی از شما در اختیار دارد اگر در اختیار یک ملت قرار داده شوند، آن‌ها از بجا آوردن سپاس آن، عاجز خواهند بود. مگر این که به کمک ایمان به خدا و پیامبرش بتوان چنین کاری کرد. پس شما خلیفه‌ی خدا بر روی زمین و غالب بر اهل آن هستید. خداوند دین شما را پیروز گردانیده است و کسانی که در حال حاضر با دین شما مخالف هستند از دو حال خارج نیستند یا تحت کنترل شما بوده و جزیه پرداخت می‌کنند و یا در هر لحظه مرعوب و وحشت زده منتظر قدوم شما می‌باشند و هیچ پناه‌گاه و راه فراری برای آن‌ها باقی نمانده است. چرا که لشکر خدا از وضعیت معیشتی بسیار خوب و استحکام مرزها و سلامتی و آمادگی بی نظیری برخوردار می‌باشد که قبلا هیچ گاه از چنین وضعیت مطلوبی برخوردار نبوده است. 
و باید خدا را در مقابل این فتوحات بزرگی که نصیب‌مان می‌کند، سپاس گفت. در واقع هیچ کس نمی‌تواند شکر این نعمتها را به جای آورد. نعمتهایی که حد و مرز ندارد و کسی نمی‌تواند حق آن‌ها را ادا نماید مگر به کمک و توفیق خداوند. بنابراین از خدایی که جز او معبودی وجود ندارد و کسی که ما را با دادن این نعمتها در بوته‌ی آزمایش قرار داده می‌خواهیم که به ما توفیق بندگی و به دست آوردن رضایت خود را عنایت بکند. و ای بندگان خدا! همواره مصیبتهایی را که قبلا با آن دست و پنجه نرم می‌کردید به یاد بیاورید چرا که خداوند به موسی فرمود: 
(أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَکِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللّهِ إِنَّ فِي ذَلِکَ لآيَاتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ) إبراهيم: ٥ 
«قوم خويش را از تاريكيهاي (كفر و جهل) بيرون بياور (و) به سوي نور (ايمان و دانش رهنمود گردان ) و روزهاي خوشي و ناخوشي و نعمت و نقمتي را به ياد ايشان بياور كه خدا بر سرِ گذشتگان آورده است. بي‌گمان در اين كار (كه بيان سرگذشت نيكان و بدان پيشين است) براي هر شكيباي (بر مصائب و بلاياي آسماني و) سپاسگزار ( بر انعام و عطاياي الهي)، دلائل بزرگي (و نشانه‌هاي سترگي بر وحدانيّت خدا) است».
و به محمد (ص) فرمود: 
(وَاذْکُرُواْ إِذْ أَنتُمْ قَلِيلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِي الأَرْضِ) الأنفال: ٢٦
«(اي مؤمنان!) به ياد آوريد هنگامي را كه شما گروه اندك و ضعيفي در سرزمين (مكّه) بوديد».
شما قبلا از همه‌ی مردم جهان از نظر معییشتی عقب مانده‌تر و در مورد شناخت خدا نیز از همه نادان تر بودید. و اگر چنان‌چه دعوتی که شما را از آن وضعیت نجات داد، در دنیای شما باعث هیچ تغییر و پیشرفتی نبود، همین قدر کافی بود که شما را نسبت به خدا و دین آشنا ساخت و باعث آبادانی آخرت شما گردید. ولی علاوه بر آن خداوند خوبیهای دنیا و آخرت را نصیب شما کرد، پس باید حق خدا را شناخت و به جا آورد. کوتاهی کردن در بندگی خدا به خاطر جمع آوری مال از ترس این که مبادا دچار مضیقه و تنگدستی بشوید، کاری است که به زودی نعمتها را از دست شما خواهد گرفت. این‌ها مسايلی بود که باید به شما می‌گفتم.(20) 
ـ شهر فسطاط
همان طور که سعد بن ابی وقاص نخستین مؤسس شهر کوفه به شمار می‌رود، عمرو بن عاص نیز نخستین مؤسس شهر فسطاط به شمار می‌رود. او پس از فتح اسکندریه می‌خواست در همان جا بماند ولی عمربن خطاب طی نامه‌ای به او نوشت در منطقه‌ای استقرار یابید که در میان من و شما آبی وجود نداشته باشد تا به راحتی از راه خشکی در دسترس باشید. اینجا بود که عمرو از اسکندریه به فسطاط آمد.(21) 
او قبل از هر چیز مسجدی ساخت که بعدا به نام او معروف گردید همان طور که در اسکندریه نیز همین کار را کرده بود. سپس خانه‌ایی جهت اقامت خلیفه ساخت که بعدا به دستور عمربن خطاب، به بازاری برای مسلمانان تبدیل گردید(22) . بعد از این‌ها عمرو برای خود دو منزل در سمت راست و چپ مسجد ساخت که به احتمال قوی یکی برای سکونت خود و دیگری برای اداره‌ی امور ساخته بود.(23)  سپس او به کمک اصحاب بزرگی که در رکاب او بودند نقشه‌ی شهر را کشید و آن‌را به چند منطقه تقسیم کرد و هر منطقه‌ای را به یکی از قبايل سپرد و در حد فاصل مناطق با یکدیگر راه‌های وسیعی جهت عبور و مرور قرار داد. بدین صورت قبايل عربی زیادی که در فتح اسکندریه شرکت کرده بودند در این شهر جدید اسکان یافتند و هر یک از منطقه‌های شهر به نام قبیله‌ی خود معروف گردیدند. هر کدام از آن‌ها در وسط منطقه‌ی خود مسجدی ساختند و نظم قبیله خود را کنترل نمودند.
گفتنی است که عمرو بن عاص شهر فسطاط را در سال 21 هجری در منطقه‌ای بین شمال و جنوب مصر در نزدیکی رودخانه‌ی معروف نیل احداث کرد.(24) 
ـ شهر سرت در لیبی
بعد از این که شهر برقه در غرب مصر مرکز نیروهای اسلامی قرار گرفت، عمرو بن عاص با لشکر خود راهی طرابلس شد و در حد فاصل برقه و طرابلس، شهر «سرت» را تأسیس نمود و از سال 22 هجری این شهر مرکز نظامی مسلمانان آن دیار قرار گرفت که از آن‌جا به سوی غرب منطقه لشکرکشی می‌کردند. و همچنان مرکز نیروهای اسلامی باقی ماند، چنان که عقبه بن نافع از آن‌جا به سوی مناطق حومه مانند: فزان، ودان و سودان لشکر می‌فرستاد و اسلام را تبلیغ می‌کرد.(25) 
ـ احداث پایگاه‌های مقاومت در شهرهای فتح شده
عمر(رض) در همه‌ی شهرهای فتح شده و به ویژه در دیار شام دستور به احداث پادگان‌هایی جهت اسکان سربازان داد. و در هر یک از آن‌ها مکان‌هایی جهت نگهداری اسبهای مجاهدین اختصاص داده شد که در هر کدام از آن‌ها، حدود چهار هزار اسب با تمام تجهیزات وجود داشت.(26) 
تا جایی که فرمانده‌ی کل در شام، سی و شش هزار سوارکار آماده در اختیار داشت و هر لحظه می‌توانست آن‌ها را به هر سو که بخواهد اعزام نماید. و برای اسبان هر پادگان چرا گاه‌های وسیعی اختصاص داده شده بود. و بر ران هر کدام از اسبان این مهر حک شده بود «لشکر خدا» و این آمادگی در واقع تصویر عملی آیه‌ی 60 سوره ی انفال بود که می‌فرماید: 
(وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن ر