از دفائن و معادن) است.‏ (اي پيغمبر!) اگر آشكارا سخن بگوئي (يا پنهان، براي خدا فرق نمي‌كند) و نهاني (سخن گفتن تو با ديگران را) و نهان‌تر (از آن‌را كه سخن گفتن تو با خودت و خواطر دل است) مي‌داند.‏ او خدا است و جز خدا معبودي نيست. او داراي نامهاي نيكو است».
عمر(رض) گفت: به به! چه کلام زیبایی است! آیا قریش از این فرار می‌کنند؟ سپس تلاوت سوره طه را ادامه داد و به این آیات رسید: 
(إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِکْرِي(14) إِنَّ السَّاعَةَ ءاَتِيَةٌ أَکَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى کُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى(15) فَلاَ يَصُدَّنَّکَ عَنْهَا مَنْ لاَ يُؤْمِنُ بِهَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَتَرْدَى(16)) طه: ١٤ - ١٦
«من «الله» هستم، و معبودي جز من نيست، پس تنها مرا عبادت كن، (عبادتي خالص از هرگونه شركي)، و نماز را بخوان تا (هميشه) به ياد من باشي.‏ رستاخيز به طور قطع خواهد آمد. من مي‌خواهم (موعد) آن‌را (از بندگان) پنهان دارم تا (مردمان در حالت آماده باش دائم بوده، و در ضمن به سبب مخفي بودن قيامت آزادي عمل داشته باشند، و سرانجام) هركسي در برابر تلاش و كوشش خود جزا و سزا داده شود. (اي موسي!) نبايد تو را از (ايمان به قيامت و آمادگي براي) آن باز دارد كسي كه بدان باور نداشته و از هوا و هوس خويش پيروي مي‌نمايد، كه هلاك خواهي شد». ‏
آنگاه گفت: شایسته نیست با خدایی که چنین کلام زیبایی دارد، کسی دیگر پرستش گردد. و افزود: مرا نزد محمد (ص) ببرید.(2)  
------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) واقعه‌/ 19 ؛ جز پاكان ( يعني فرشتگان يزدان ) بدان دسترسي ندارند
2) فضائل الصحابه، امام احمد (1/344).بسیاری از اصحاب رسول خدا در سپاهی شرکت داشتند که عمرو بن عاص با آن مصر را فتح کرد. ولی عقبه بن عامر (رض) از نظر علمی بیش از دیگران در مصر تأثیر گذاشت و اهل مصر به او گرویدند و او را دوست داشتند واز او علم آموختند و روایت نمودند، چنان که ســـعد بـــن ابراهیم می‌گوید: عقبه بن عامر در نظر مصریان مانند عبدالله بن مسعود در نظر اهل کوفه بود.(1)  
از بارزترین شاگردان عقبه در مصر می‌توان از ابوالخیر مرشد بن عبدالله یزنی نام برد. ایشان دانش را در خدمت عمرو بن عاص و عبدالله‌ بن عمرو(رض) آموخت.(2) 
 این‌ها مهم‌ترین مراکز علمی و فرهنگی آن روزگار بود که همگام با فتوحات و توسط عمرفاروق تأسیس و گسترش یافتند. و معمولا هرگاه لشکری آماده‌ی اعزام به جایی می‌شد، عمر(رض) یکی از علما و فقها را به عنوان معلم و راهنما با آن لشکر همراه می‌کرد تا مسايل و احکام دینی و قرآن را به آن‌ها آموزش دهد.(3) 
و با گسترش فتوحات نیاز به تأسیس مراکز فرهنگی جدیدی بیش از پیش احساس گردید. بنابراین دست به تأسیس شهرکهای جدیدی مانند کوفه، بصره و فسطاط زد تا علاوه بر این که پایگاه نظامی جهت استقرار مجاهدین باشند به مراکز علمی و فقهی و دعوتی نیز تبدیل شوند.(4) 
عمرفاروق به داعیان و معلمین کمک می‌کرد و آن‌ها را به مناطق فتح شده اعزام می‌نمود. و در جایی تصریح کرده که هدف از اعزام فرماندهان و امرا به شهرها این است تا مردم را با آموزه‌های دین اسلام آشنا سازند و غنایم را به خوبی در میان آن‌ها تقسیم کنند و به عدالت رفتار نمایند.(5) 
گفتنی است که عمرفاروق(رض) برای معلمین و مفتیانی که فقط کارشان تعلیم و افتاء بود حقوق ماهیانه تعیین کرده بود، حتی به معلمین که بچه‌ها را آموزش می‌دادند، حقوق می‌داد؛ چنان که در مدینه منوره سه نفر که معلم کودکان بودند به هر یکی ماهانه پانزده درهم می‌داد.(6) 
بدین صورت مسأله‌ی آموزش یکی از اهداف مهم دولت عمرفاروق بود. او معلمین و مفتیان را حتی به بادیه‌ها می‌فرستاد تا به مردم علم بیاموزند و مسايل شرعی آن‌ها را پاسخ دهند. وعلاوه بر کسانی که به صورت ثابت در برخی شهرها انجام وظیفه می‌نمودند، افراد دیگری را نیز به صورت موقت از مدینه‌ی منوره به بعضی از شهرها جهت علم آموختن به مردم آن سامان می‌فرستاد. چنان که حدود ده نفر از صحابه را که در میان آن‌ها عبدالله بن مغفل نیز وجود داشت به بصره فرستاد.(7)  همچنین عمران بن حصین خزاعی را که یکی از فقهای صحابه بود به بصره اعزام نمود.
و بعد از این که دامنه‌ی فتوحات گسترش یافت، ابوموسی اشعری که والی شهر بصره بود دستور داد تا مسجد بزرگی جهت اقامه‌ی نماز جمعه در شهر تأسیس کند و برای هر یک از قبايل مساجدی بسازد و روزهای جمعه مقتدیان همه‌ی مساجد در مسجد جامع جهت ادای نماز جمعه گرد آیند. و همین دستور را به والی کوفه، سعد بن ابی وقاص و والی مصر، عمرو بن عاص نوشت. اما به فرمانداران خود در شهرهای شام نوشت که در هر شهری فقط یک مسجد بسازند و برای هر یک از قبايل مساجد جداگانه نسازند. ناگفته پیدا است که هدف از تأسیس این مساجد، این بود تا هر کدام از آن‌ها به مراکز علمی فعالی تبدیل شوند. پس مساجد در واقع مرکز فرهنگی مهمی به شمار می‌رفتند که اصحاب بزرگ پیامبراز آن‌جا فارغ التحصیل شده و به دیگر نقاط عالم، جهت آموزش امت اعزام شدند. این نقشه‌ای بود که در زمان رسول خدا اجرا گردید و عمرفاروق نیز آن‌را ادامه داد. چنان که تعداد مساجدی که در زمان عمر(رض) در آن‌ها نماز جمعه برگزار می‌شد به دوازده هزار مسجد رسید.(8) 
این مساجد نقش خود را به عنوان مرکز آموزش و پرورش و تزکیه‌ی نفوس به بهترین وجه ایفا نمودند. و هنگامی که مسلمانان احساس نیاز به مکان‌های جداگانه‌ای جهت آموزش کودکان خود کردند، فورا عمربن خطاب دستور به احداث مکان‌هایی جهت آموزش و تربیت نونهالان داد و پویندگان علم و دانش را تشویق می‌نمود و به آن‌ها جایزه می‌داد. چنان که به بعضی از فرمانداران خود نوشت که به کسانی که در فراگیری علم و دانش بر دیگران پیشی گرفته‌اند جوایزی بدهند. از جمله به سعد بن ابی وقاص نوشت که باقیمانده‌ی مال غنیمت را به کسانی بدهد که مشغول فراگیری قرآن هستند(9) . و این عملکرد عمرفاروق به ویژه در مناطقی که تازه فتح شده بودند زمینه ساز بروز استعدادها و شکوفا شدن آن‌ها جهت فراگیری قرآن و سنت بود. ایشان علاوه بر آن حتی مسلمانان را به فراگیری زبان عربی تشویق می‌نمود و می‌گفت: زبان عربی را بیاموزید چرا که باعث افزایش عقل و مروت شما می‌شود.(10)  و در جایی دیگر فرمود که علم نحو را فرا گیرید همان طور که سنن و فرائض را فرا می‌گیرید(11) . حتی کسانی را که عربی را غلط تلفظ می‌کردند تنبیه می‌نمود. چنان که باری ابوموسی اشعری به او نامه‌ای نوشت. عمر(رض) در پاسخ نامه به ابوموسی نوشت: نویسنده‌ی نامه‌ی تو، در املاء عربی دچار خطا شده است او را تنبیه کن.(12) 
همچنین ابن جوزی نقل می‌کند که کاتب عمرو بن عاص در نامه‌ای که او به عمر(رض) نوشت سین بسم الله را ننوشت. عمر(رض) به عمرو نوشت که به او یک ضربه شلاق بزند. عمرو حسب دستور خلیفه یک ضربه شلاق به کاتب خود زد.(13) 
آری عمرفاروق محکم‌کاری 