د به اطلاع آنان رسانید. آن‌ها گفتند: خدا شما را دوباره به شهر ما بازگرداند و نفرین خدا بر رومیان باد. به خدا سوگند که آن‌ها در چنین مواردی نه این که اموال ما را بر نمی‌گردانیدند، بلکه با عصبانیت بیشتری هر چه می‌توانستند از اموال ما را به زور تصاحب می‌کردند. عدل و حکومت شما از ظلم و ستم آنان برای ما خیلی بهتر و پسندیده‌تر است.(3) 
از طرفی ابوعبیده شبی که فردای آن قرار بود از حمص به سوی دمشق حرکت کند، سفیان بن عوف را نزد عمر(رض) فرستاد و گفت: به امیرالمؤمنین سلام برسان و او را در جریان مسایلی که خود بهتر می‌دانی و می‌بینی قرار بده و طی نامه‌ای به امیرالمؤمنین چنین نوشت: اما بعد: جاسوسان ما از سرزمین دشمن خبر آورده‌اند که رومی‌ها برای حمله به حمص نیروی بسیار بزرگی که هیچ‌گاه چنین نیرویی به جایی نفرستاده‌اند، تدارک دیده‌اند. من پس از مشورت و تبادل نظر با مسلمانان به این نتیجه رسیدم که شهر را ترک کنم و منتظر فرمان تو باشم و اکنون مردی را نزد تو می‌فرستم که کاملاً به مسايل اشراف دارد و مورد اعتماد است و به خدای دانا متوسل می‌شویم که او ما را کافی است و بهترین وکیل است.(4) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الطريق إلى دمشق ص408، 409 .
2) الأنصار في العصر الراشدي ص207 .
3) الطريق إلى الشام ص410، 411 .
4) الطريق إلى الشام ص411، تاريخ الطبري (4/23، 25).هنگامی که عمر(رض) از ماجرا اطلاع یافت، فوراً به سعد بن ابی وقاص نوشت که ابوعبیده در احاطه‌ی دشمن به سر می‌برد، لذا پس از رسیدن نامه‌ام مردم را به فرماندهی قعقاع بن عمرو بسیج کن. گفتنی است که عمر(رض) در برخی از شهرهای اسلامی تعداد زیادی از اسبها را برای موارد اضطراری تدارک دیده بود. چنان که تعداد چهارهزار از این اسبها در کوفه نگهداری می‌شد. سعد از همین اسبها در تجهیز لشکر اعزامی به شام استفاده کرد. همچنین عمر(رض) به سعد نوشت که سهیل بن عدی را با گروهی برای سرکوبی اهالی جزیره بفرست، چرا که آن‌ها رومی‌ها را برای حمله به حمص تشویق نموده‌اند و افزود که اهل قرقیسیا نیز از همفکران آن‌ها هستند و نوشت که عبدالله بن عبدالله بن عتبان را به سوی نصیبین بفرست و همچنین حران و رها از وجود دزدان و دشمنان پاکسازی کن و ولید بن عقبه و عیاض را برای سرکوبی عربهای جزیره که از ربیعه و تنوخ هستند بفرست. و اگر جنگ و مقاومتی دیده شد، فرمانده‌ی کل عیاض بن غنم باشد. قعقاع بی درنگ با چهار هزار نیرو در همان روز راه حمص را در پیش گرفت. همچنین عیاض بن غنم و دیگر فرماندهان جزیره رهسپار مناطق خود شدند. و خود امیرالمؤمنین برای کمک به ابوعبیده عازم حمص شد تا این که به جابیه رسید.
اهل جزیره که در محاصره‌ی شهر حمص با رومی‌ها همکاری داشتند، وقتی از حرکت لشکر اسلام از عراق اطلاع یافتند، رومی‌ها را تنها گذاشتند و به سوی شهرها و به کمک برادران خود شتافتند و چون ابوعبیده متوجه این جریان شد از خالد بن ولید در مورد هجوم بر رومی‌ها مشورت گرفت و او نیز موافقت کرد. آن‌گاه مسلمانان یکپارچه علیه رومی‌ها حمله کردند و جنگ سختی در گرفت. سرانجام، مسلمانان پیروز شدند و پس از سه روز که معرکه به پایان رسیده بود، قعقاع بن عمرو با نیروهای کمکی کوفه از راه رسید و عمربن خطاب نیز به جابیه رسید. 
ابوعبیده طی نامه‌ای امیرالمؤمنین را از نتیجه‌ی جنگ و همچنین رسیدن نیروهای کمکی کوفه بعد از اتمام جنگ، مطلع ساخت. عمر(رض) نیز در جواب نوشت که نیروهای کمکی را با خود در غنیمت، شریک بگردانید، چرا که آن‌ها به قصد کمک با شما راهی این دیار شده و باعث پراکندگی دشمنان شما شده‌اند و فرمود: خدا به اهل کوفه پاداش نیکو بدهد که هم از دیار خود حفاظت به عمل می‌آورند و هم به کمک شهرهای دیگر می‌روند(1). 
از ابتکار عمل عمربن خطاب در ترسیم نقشه‌ی فوق و فراری دادن و متفرق ساختن دشمنان، شخصیت و نبوغ نظامی فاروق متبلور می‌شود. نخست لشکر نیرومندی جهت کمک به ابوعبیده اعزام می‌دارد و خود نیز با لشکری عازم حمص می‌شود که البته این یک امر طبیعی بود، اما آن‌چه‌ باعث شگفتی همگان شد این بود که فرماندهان را به مناطق جنگجویانی فرستاد که در کنار رومی‌ها، شهر حمص را محاصره کرده بودند، و این امر باعث متفرق شدن نیروهای دشمن و پدید آمدن شکاف در صفوف آنان گردید. و نقشه‌ی عمر(رض) نتیجه بخش واقع شد و مسلمانان توانستند کار دشمنان خود را یکسره کنند.(2) 
-------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری 5/25
2) تاریخ اسلامی 11/137قبلاً گفتیم که رومیان به کمک ساکنان مناطق جزیره به شهر حمص حمله نمودند و ابوعبیده و مسلمانان را در محاصره‌ی خویش در آوردند و عمر(رض) به سعد بن ابی وقاص نوشت که از کوفه نیروی کمکی به حمص و نیروهایی به فرماندهی عیاض بن غنم (رض) برای سرکوبی ساکنان مناطق جزیره بفرستد. هر یک از این نیروها رهسپار مسیرهای مورد نظر شدند چنان که سهیل بن عدی با نیروهایش راه «فراض» را در پیش گرفت و به «رقه» رسید و آن‌جا را محاصره کرد. آن‌ها وقتی خود را در میان دو لشکر بزرگ اسلام در عراق و شام دیدند، چاره‌ای جز تسلیم و صلح نداشتند. عبدالله بن عبدالله بن عتبان راه دجله را در پیش گرفت تا به نصیبین رسید و با ساکنان آن از در صلح آمد. وقتی عیاض از «رقه و نصیبین» خیالش راحت شد، سهیل و عبدالله را با خود به سوی حران برد و آن‌جا را در محاصره‌ی خود در آورد و سرانجام بر اساس پرداخت جزیه صلح نمودند و سهیل و عبدالله را به سوی «رها» فرستاد و آن‌ها نیز راضی به پرداخت جزیه شدند و بدین صورت همه‌ی مناطق جزیره به آسانی فتح شد.(1) 
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری (5/26)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:488.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:489.xml">نخست: در مسیر فتح مصر</a><a class="text" href="w:text:495.txt">دوم: فتح اسکندریه</a><a class="text" href="w:text:496.txt">سوم: فتح برقه و طرابلس</a></body></html>برای فتح مصر در مسلمانان انگیزه‌های قوی‌ای وجود داشت که مهمترین آن‌ها آیین اسلام بود که باید به همه جا می‌رسید. و از طرفی مصر، هم مرز با فلسطین بود و می‌بایست مسلمانان پس از فتح فلسطین آهنگ آن می‌کردند.
گفتنی است که مسلمانان امپراطوری بیزانس را به دو قسمت تقسیم کرده بودند که حد فاصل آن‌ها دریا بود و باید بر دیار شام تسلط کامل می‌یافتند تا به آن‌ها دسترسی پیدا می‌کردند و در مصر و شمال افریقا نیروهای رومی فراوانی قرار داشت و ناوگان دریایی بیزانس نیز قوی بود. طبیعی بود که مسلمانان تا هنگامی که مصر تحت تسلط رومی‌ها باشد، در شام از امنیت کامل برخوردار نخواهند بود. و از طرفی مصر کشور غنی و منبع در آمد قسطنطنیه بود و با فتح آن، نفوذ بیزانس در منطقه تضعیف می‌شد و مسلمانان در شام و حجاز با آرامش می‌زیستند.(1) 
یکی دیگر از انگیزه‌های فتح مصر این بود که قبطی‌های مصر از ظلم و ستم رومیان به ستوه آمده بودند و آن‌