رگشته‌ای؟ من، برای شما دین روشن و شفافی آورده‌ام که اگر موسی(ع) در قید حیات بود، چاره‌ای جز پیروی از من نداشت». و به روایتی فرمود: «اگر موسی، زنده بود و شما، مرا رها نموده و از او پیروی می‌کردید، گمراه می‌گشتید».
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) الفتاوی (11/232)؛ مسند احمد (3/387) از جابر.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:461.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:462.txt">از جمله‌ شعرهایی که‌ قعقاع بن عمرو در مورد روز فحل سرود</a></body></html>گروهی از لشکریان اسلام که برای آزادسازی فحل اعزام شده بودند به نزدیکی‌های این شهر رسیدند. لشکر رومی‌ها بالغ بر یکصد هزار جنگجو به اضافه‌ی کسانی بود که از روستاهای مجاور و یا از فراریان جنگهای قبلی به آن‌ها ملحق شده بودند. لشکر اسلام به سرکردگی عمار بن مخشن به محاصره‌ی شهر فحل اقدام نمودند. رومی‌ها فرصت را غنیمت شمرده، دهانه‌ی دریاچه طبریه را گشودند و زمینهای خشک اطراف شهر را زیر آب در آوردند تا از پیشروی لشکر مســلمانان به ویژه سوارکاران جلوگیری به عمل آورند.
فرمانده‌ی مسلمانان، عمار بن مخشن نیز با توجه به نابرابری کمی دو لشکر و همچنین وجود مانع فوق به جای پیشروی، تداوم محاصره را ترجیح داد تا این که ابوعبیده از فتح دمشق فارغ شد و به آن‌ها پیوست. او با انضمام افراد خود با افراد ابو اعور سلمی نیروهای اسلامی را نظم داد: 
ـ خالد بن ولید در خط مقدم.
ـ ابوعبیده در سمت راست.
ـ عمرو بن عاص درسمت چپ.
ـ ضرار بن ازور فرمانده‌ی اسب سواران.
ـ عیاض بن غنم فرمانده‌ی نیروهای پیاده.
ـ و فرمانده‌ی کل مجموعه‌ی جنگ، شرحبیل بن حسنه تعیین شد، چرا که معرکه در منطقه‌ی تحت فرمان او اتفاق می‌افتاد.
شرحبیل فرماندهی لشکر را به دست گرفت و مواضع نیروها را با نظم خاصی تعیین نمود و نیروهایی برای پشت جبهه در نظر گرفت و برای بسیج کردن نیروها به وقت ضرورت نقشه کشید و همچنین نیروهایی به صورت آماده باش جهت رویارویی با هر حادثه‌ی ناگهانی مقرر کرد. به هر حال شرحبیل در بیست و چهار ساعت در آماده باش کامل به سر می‌برد.(1) 
مدت محاصره‌ی شهر فحل توسط مسلمانان به درازا کشید. سرانجام رومیان گمان بردند می‌توانند در یک حمله‌ی ناگهانی و شبیخون ضربه‌ی سختی بر مسلمانان وارد کنند. فرمانده‌ی رومی‌ها سقلاب بن مخراق نام داشت. آن‌ها شب هنگام، یکپارچه بر مسلمانان حمله‌ور شدند. آن شب تا صبح و روز بعد را تا شب جنگیدند. سرانجام رومیها دوام نیاورده، پا به فرار گذاشتند و فرمانده‌ی آنان به قتل رسید. مسلمانان، فراریان رومی را تعقیب نمودند. خوشبختانه آب و گلی که آن‌ها برای عدم پیشروی مسلمانان تدارک دیده بودند، مانع بزرگی بر سر راه فرار و یا تهاجم مجدد آن‌ها گردید و بدین صورت رومیها متحمل شکست سنگینی شدند و مسلمانان شهر را فتح کردند. و طبق نقشه‌ی عملیاتی متوجه اهداف بعدی خود شدند. چنان که شرحبیل بن حسنه به اردن و عمرو بن عاص به فلسطین اعزام گردیدند. و خود ابوعبیده و خالد راه حمص را در پیش گرفتند و با لشکر بزرگی از رومی‌ها به فرماندهی «توذرا» برخورد نمودند و جنگ سختی میان طرفین در گرفت و انسان‌های زیادی کشته شدند. و زمانی که توذرا متوجه شد که صف مقدم دو لشکر با هم درگیر هستند، با گروه بزرگی از نیروهای خود عازم دمشق شد تا مسلمانان را در دو جبهه مشغول بدارد. اما ابوعبیده به این تاکتیک او پی برد و خالد را به تعقیب وی فرستاد. و از آن‌جا که مسلمانان پیگیر اخبار جنگ بودند بزودی در جریان حرکت چرخشی توذرا قرار گرفتند و یزید بن ابی سفیان با لشکری به استقبال توذرا رفت و با او درگیر شد. در آن اثنا خالد بن ولید از راه رسید و از پشت سر به لشکر رومی‌ها حمله‌ور شد و روزگارشان را تباه کرد و بدین صورت مسلمانان با توذرا کاملاً تسویه حساب کردند.(2) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) العملیات الدفاعیه والتعرضیه عند المسلمین ص188
2) همان ص189وغداة فحل قد رأوني معلماً
ما زالت الخيل العراب تدوسهم
حتى رمين سراتهم عن أسرهم
يوم الرداغ فعند فحل ساعة
ولقد أبدنا في الرداغ جموعهم
		والخيل تنحط والبلا أطوار
في يوم فحل والقنا موار
في ردة ما بعدها استمرار
خر الرماح عليهم مدار؟
طراً ونحوي تبسم الأبصار

و باز چنین می سراید: 
وغداة فحل قد شهدنا مأقطاً
ما زلت أرميهم بقرحة كامل
حتى فضضنا جمعهم بترس
نحن الأولى جسوا العراق بتردس
		ينسى الكمي سلاحه في الدار
كر المبيح ريانة الأبسار
ينفي العدو إذا سما جرار(1)
والشام جساً في ذرى الأسفار
----------------------------------------------------------------------
1) العمليات الدفاعية ص192 .ابوعبیده و خالد بن ولید طبق دستور عمربن خطاب (رض) به سوی حمص رهسپار شدند و ابوعبیده, شرحبیل را بر اردن گمارد. شرحبیل و عمرو بن عاص با نیروهای خود شهر بیسان را محاصره کردند. ساکنان شهر بیرون آمدند و میان طرفین، جنگ سختی در گرفت و سرانجام ساکنان بیسان بر اساس صلح اهل دمشق مصالحه کردند و به پرداخت جزیه و خراج تن دادند و ابو اعور سلمی با اهل طبریه نیز رفتار مشابهی کرد.(1)
--------------------------------------------------------------------------------------
1) ترتیب و تهذیب البدایه والنهایه ص61ابوعبیده فراریان رومی را به سوی حمص تعقیب نمود و به محاصره‌ی آن شهر پرداخت. 
خالد بن ولید نیز به وی پیوست و چون هوا خیلی سرد بود ساکنان شهر به امید این که مسلمانان طاقت نخواهند آورد و از ادامه‌ی محاصره صرف نظر خواهند کرد، مقاومت نمودند. شدت سرما به قدری بود که بر اساس نوشته‌های مؤرخین پاهای سربازان رومی با این که موزه پوشیده بودند از کار می‌افتاد اما اصحاب پیامبر با این که کفش معمولی پوشیده بودند، تحمل می‌کردند و به هیچ کدام از آنان آسیبی نرسید. و تا پایان زمستان همچنان مقاومت نمودند و با فرا رسیدن فصل بهار، دایره‌ی محاصره را تنگ‌تر کردند. در آن اثنا بعضی از بزرگان روم پیشنهاد صلح دادند اما مأموران حفاظتی دولت نپذیرفتند و گفتند: ما چگونه صلح بنماییم در حالی که در چند قدمی پادشاه روم قرار داریم؟ می‌گویند در یکی از روزها مسلمانان همه با هم تکبیر گفتند، صدای تکبیر آن‌ها شهر را به لرزه در آورد و بعضی از دیوارهای شهر فرو ریخت و با صدای تکبیر دوم بعضی از خانه‌ها فرو ریخت. مردم به پیشوایان خود مراجعه کردند و گفتند: مگر نمی‌بیند که چه روزی بر سر ما آمده است. پس چرا با این قوم صلح نمی‌کنید؟ سرانجام آن‌ها تن به مصالحه دادند و بر اساس قرارداد صلح، دمشق تسلیم شدند که عبارت بود از پرداخت جزیه و خراج و تخلیه نمودن نیمی از خانه‌های مسکونی برای مسلمانان. آن‌گاه ابوعبیده مژده‌ی فتوحات همراه با خمس غنايم را با عبدالله بن مسعود به سوی عمربن خطاب (رض) فرستاد و خودش لشکر بزرگی از مسلمانان را با فرماندهانی همچون بلال و مقداد در حمص مستقر نمود و طی نامه‌ای به خلیفه نوشت که هرقل آب فرات را قطع نموده و خودش گاهی آشکار