 گردید و سپاه ایران سر و سامان گرفت. ایرانیان با ترس و دلهره پشت مرزهای خود منتظر بودند و مسلمانان همچون شیری که هر از چند بار شکار خود را تعقیب می‌کند و بر می‌گردد، با ضربتهای چریکی دشمن را سرگرم کرده، منتظر نیروهای کمکی بودند. و این جریانات در ذی قعده سال 13 هجری اتفاق می‌افتاد. در همان سال پس از اتمام مراسم حج، عمر(رض) همه‌ی کسانی را که به نواحی عراق نزدیک بودند، دستور داد تا به سپاه مثنی بپیوندند و هیچ سردار و اندیشمند و خطیب و شاعری نماند مگر اینکه عمر(رض) آن‌ها را به سوی سپاه مثنی اعزام نمود.(4) 
-------------------------------------------------------------------------------------
1) تاريخ الطبري (4/300).
2) الطريق إلى المداين ص468 .
3) تاریخ طبری (4/301)
4) الطريق إلى المداين ص471 .<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:363.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:364.xml">نخست: انتصاب سعد بن ابی وقاص به فرماندهی سپاه اسلام</a><a class="text" href="w:text:375.txt">دوم: سعد به دستور عمر(رض) با پادشاه ایران وارد مذاکره می‌شود</a><a class="text" href="w:text:376.txt">سوم: سعد و مذاکره با رستم</a><a class="folder" href="w:html:377.xml">چهارم: آمادگی برای جنگ</a><a class="folder" href="w:html:384.xml">پنجم: درسها، فواید و نکات عبرت آموز</a><a class="folder" href="w:html:393.xml">ششم: فتح مداين</a><a class="folder" href="w:html:401.xml">هفتم: تعقیب دشمن و ادامهی جنگ</a><a class="text" href="w:text:405.txt">هشتم: فتح رامهرمز</a><a class="folder" href="w:html:406.xml">نهم: فتح شوشتر</a><a class="folder" href="w:html:411.xml">دهم: فتح جندی شاپور</a></body></html>هنگامی که به عمرفاروق خبر رسید که ایرانیان در حال تشکیل و ساماندهی سپاه خود جهت تار و مار نمودن مسلمانان باقیمانده در سرزمین عراق هستند، به مثنی دستور می‌دهد که فرستادگان خود را در میان همه‌ی مناطق و قبائل بفرستد و آن‌ها را چه با رضایت و چه بدون رضایت برای جنگ آماده کند که می‌توان این دستور عمر(رض) را نخستین سربازگیری اجباری در اسلام دانست که توسط مثنی به اجرا در آمد. بنابر این می‌توان گفت که‌ سخن محمد فرج اشتباه است که‌ می‌گوید: سربازگیری اجباری برای اولین بار در دولت اموی صورت گرفته‌ است، زیرا این عمر است که‌ چنین فرمانی را صادر کرده‌ است و به‌ محض اینکه‌ نامه‌ی او به‌ مثنی می‌رسد، سریع در راستای اجرای فرمان خلیفه‌ برمی‌آید و نقشه‌ی نظامی‌آو را تطبیق می‌کند. عمر(رض) همچنین به همه‌ی کارگزاران دولت خود دستور مشابهی نوشت و به‌ آن‌ها دستور داد که‌ کلیه‌ی سربازها را به‌ سوی عراق گسیل دهند.(1)  در ایران نیز پس از روی کار آمدن یزدگرد تحولاتی به شرح زیر اتفاق افتاده بود: 
ـ ایرانیان با انتخاب یزگرد به‌ عنوان رییس حکومت به نوعی وحدت ملی، ثبات و نظم داخلی دست یافتند.
ـ سربازگیری مجدد به‌ شیوه‌ای کلی و تشکیل سپاه بزرگ و پخش آنان در تمامی گوشه‌ و کنارهایی که‌ مسلمانان آن‌را فتح کرده‌ بودند..
ـ وادار کردن ساکنان مناطق فتح شده به پیوستن با آنان و عهد شکنی با مسلمانان.(2) 
و در میان مسلمانان نیز تحولاتی بدین شرح اتفاق افتاده بود: 
ـ عقب نشینی مثنی و سایر فرماندهان از مناطق فتح شده به مرزهای اسلامی.
ـ پراکنده شدن سپاه اسلام و استقرار آن‌ها در کنار آبهای مرزی، بدین‌صورت که‌ مثنی در ذی‌قار اقامت گزید و مردم نیز در مکانی به‌ نام «الطف» اردو زدند، بنابر این سربازان مسلحی را در عراق تشکیل دادند که‌ در انظار یکدیگر بودند و در موقع نیاز به‌ کمک یکدیگر می‌شتافتند.
ـ سربازگیری اجباری برای تشکیل سپاهی بزرگ.(3) 
----------------------------------------------------------------------------------
1) إتمام الوفاء ص70 .
2) حركة الفتح الإسلامي ص80 .
3) همان: ص80 .<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:365.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:366.txt">1- توصیه های عمر(رض) به سعد</a><a class="text" href="w:text:367.txt">2ـ وصیت دوم عمر(رض)</a><a class="text" href="w:text:368.txt">3ـ سخنرانی عمر(رض) در جمع مجاهدین</a><a class="text" href="w:text:369.txt">4ـ رسیدن سعد به عراق و وفات مثنی</a><a class="text" href="w:text:370.txt">5ـ سعد در مسیر عراق و توصیه‌ی امیرالمؤمنین</a><a class="text" href="w:text:371.txt">6ـ استفاده از مرتدینی که توبه کرده‌اند</a><a class="text" href="w:text:372.txt">7ـ نامه‌ی امیرالمؤمنین به سعد بن ابی وقاص</a><a class="text" href="w:text:373.txt">8ـ اسباب معنوی پیروزی از نظر عمربن خطاب</a><a class="text" href="w:text:374.txt">9ـ سعد میدان قادسیه و موقعیت دو سپاه را برای عمر(رض) توصیف می‌کند</a></body></html>عمر(رض) شخصاً سپاه را تنظیم نموده، علی مرتضی را جانشین خود قرار می‌دهد و در نخستین روز محرم سال 14 هجری در رأس سپاه خود از مدینه خارج می‌شود و در راه عراق به محل صرار، شش کیلومتری مدینه می‌رسد. او تصمیم گرفته است که شخصاً در رأس سپاه به جبهه برود و با اعضای شورای عالی جهاد از مهاجرین و انصار در این‌باره نظر خواهی می‌کند و همه با رفتن او موافقت می‌نمایند جز عبدالرحمان بن عوف که می‌گوید: می‌ترسم که اگر تو شکست بخوری یا کشته شوی مسلمانان در همه جا تضعیف بشوند و روحیه خود را از دست بدهند. بهتر است کسی دیگر را به جای خود اعزام کنید. عمر(رض) پیشنهاد عبدالرحمان را می‌پذیرد و طبق مشورت او، سعد بن ابی وقاص را در رأس سپاه به عمق خاک عراق و به کمک مثنی اعزام می‌دارد.(1)
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) ترتيب وتهذيب البداية والنهاية ص96 .عمر(رض) پس از این که سعد را به فرماندهی سپاه منصوب کرد او را این گونه توصیه نمود: از این که صحابی رسول خدا و خویشاوند ایشان هستی، مغرور نشو و بدان که خداوند بدی را با بدی محو نمی‌گرداند، بلکه با نیکی. و نزد او معیار، بندگی و طاعت است نه حسب و نسب. پس به آن‌چه‌ رسول خدا با آن مبعوث شد و بر آن وفات کرد توجه داشته باش و عمل کن تا رستگار شوی و گرنه، دچار خسارت و زیان خواهی شد.(1) 
همان طور که ملاحظه گردید، سخنان کوتاه خلیفه‌ی راشد، نکات مهم و درس بزرگ را در بر داشت. ایشان ترسید که مبادا روزی سعد به خاطر خویشاوندی‌ای که با رسول خدا دارد، دچار نوعی غرور گشته و خود را برتر از دیگران بداند. بنابراین عمر(رض) اصلی از اصول اسلام را خاطر نشان کرد که معیار برتری را تقوا و دوری از گناه و معصیت می‌داند. چنان که خداوند می‌فرماید: 
(إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ) الحجرات: ١٣ 
«بي‌گمان گرامي‌ترين شما در نزد خدا متقي‌ترين شما است».
و این معیار بسیار عادلانه و مناسبی است که دستیابی به آن برای همه‌ی مسلمانان به صورت یکسان امکان پذیر است. سپس عمر(رض) در پایان سخنانش به‌ او خاطر نشان ساخت که‌ از اوامر پیامبر(ص) تبعیت نماید و آن‌را کنار نگذارد، که‌ شامل تمامی‌ ارکان دین می‌باشد.(2) 
------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری (4/306)
2) التاريخ الإسلامي (10/362).همچنین ایشان خطاب به سعد فرمود: من تو را بر سپاه عراق گماشته‌ام. پس وصیتم را آویزه‌ی گوشت قرار ده. تو به سوی کار بزرگ و دشواری رهسپار شده‌ای که راه خلاصی از آن در تمسک به حق نهفته است. پس خویشتن و همراهان