رد كه كار يا اقدام مورد نظرش، موجب جلب رضايت خداوند(عزوجل) و يا در راستای مصالح مسلمانان است، به هیچ عنوان از به ثمر رساندن چنين اقدامي، کوتاهی نمي‌کرد. چنین روشی در اداره‌ی امور، درسي بزرگ و الگویی نیک برای تمام زمامدارن و رهبران کشورهای اسلامي است. حاکمان و رهبران کشورهای اسلامی، موظفند همچون حسن بن علي(رض) مردم را ارشاد و راهنمايي كنند و آنان را به سوي اهداف والا سوق دهند.
حاکمان و رهبران، از لحاظ چگونگی تعامل با شهروندان خویش، بر سه دسته‌اند:
•	گروهي، تابع اكثریت مردمند و خواستِ جمهور را ملاک و معیار تصمیم‌گیری خویش، قرار مي‌دهند.
•	گروهي ديگر، هيچ اهميتي براي ديگران و خواسته‌هاي آنان، قایل نيستند.
•	 گروه سوم، حاکمانی هستند كه تلاش مي‌كنند به انجام اقدامات و كارهايي بپردازند كه صحيح است و مردم را نيز براي انجام چنين اقداماتي، توجیه مي‌کنند و ملاک و معیار تصمیم‌گیری آنان، صحت و درستی اقدامِ مورد نظرشان مي‌باشد.
حسن بن علي(رض) شیوه‌ی گروه سوم را برگزيد و مردم را نيز به اهداف والای مورد نظرش رهنمون گردید. به همين خاطر حسن بن علي(رض) به صورت سنجیده و حساب‌شده، برنامه‌هايي روشن ارائه نمود و در راستاي تصمیمش اقداماتي نیز انجام داد و ضمن مطرح نمودن پاره‌ای شروط، کوشید تا مخالفانش را براي قبول طرح‌هاي خویش قانع سازد؛ به همین سبب موانع و چالش‌های فراواني پشت سر نهاد. و به راستي راه صحيحی در پیش گرفت و خداوند(عزوجل) آگاه‌تر است.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاريخ دمشق (14/104)
2) تاريخ دمشق (14/89).
3) المعجم، طبراني (3/26). سند اين روايت حسن است.
4) جامع‌العلوم و الحكم، ص363. الايمان اولاً ص117.
5) بخاري (6864).
6) روضة الطالبين‌ (9/148) و مقاصد الشريعۀ، اليوبي، ص211.
7) تاريخ دمشق (14/88).
8) الطبقات (1/329). سند اين روايت بسيار ضعيف است.حسن بن علي(رض) در یکی از خطبه‌هايش در جریان صلح، فرمود: «اي مردم! هيچ‌ كينه‌اي از برادران مسلمان خويش به دل ندارم و آ‌نچه براي خويش مي‌پسندم، براي شما نيز مي‌پسندم. تصميمي گرفته‌ام كه اميدوارم با آن مخالفت نكنيد. همانا اگر چيزي ناخوشايند را به خاطر ايجاد وحدت ميان خويش تحمل كنيد، بهتر از آن است كه به خاطر خواسته‌ها و آنچه مورد پسند شماست، سبب تفرقه گرديد».(1)  به فضل و عنايت خداوند(عزوجل)، اين تصميم حسن بن علي(رض) عملي گرديد. حسن بن علي(رض) براي ايجاد وحدت كه آرمان و هدفي بس عظيم بود و همچنين به منظور جلوگيري از قتال و خونريزي در ميان مسلمانان و جلوگیری از به وجودآمدن مسایلی که پيامد تفرقه و کارزار بود، از منصب خلافت كناره‌گيري كرد و بر آنچه حق او بود، اصرار نورزيد.زيرا چنانچه حسن بن علي(رض) بر حق خويش پافشاري مي‌كرد و از خلافت كناره‌گيري نمي‌نمود، نه‌تنها فتنه، ادامه مي‌يافت، بلكه ميان مسلمانان خونريزي و قتال رخ مي‌داد و راه‌ها، ناامن مي‌شد و پيوندهاي دوستي و خويشاوندي، از هم مي‌گسيخت. اما بحمدالله وحدت امت اسلامي در پي كناره‌گيري حسن بن علي(رض) از منصب و مقامي دنيوي، تحقق يافت و اين سال، سال وحدت و یکپارچگی (عام‌الجماعۀ) نامیده شد.(2)  بدين ترتيب پي مي‌بريم كه حسن بن علي(رض) شخصي آگاه، مدبر و آينده‌نگر بوده و همواره نتايج كارها و اقدامات را مي‌سنجيده است. و اين، درسي است كه حسن بن علي(رض) از قرآن آموخته بود؛ چراكه گاهی خداوند متعال، براي صدور حكمي، آن را آشکارا بیان نمي‌كند؛ بلكه شواهد يا نتايجي را ذكر مي‌نماید و بر اساس آن احكامي را به بندگان خويش گوشزد مي‌فرماید. به عنوان مثال چند نمونه ذكر مي‌كنيم:
الف: نهي از ناسزا‌گفتن به مشركان:
خداوند متعال مي‌فرمايد:
(وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ) (انعام:108)
«(اي مؤمنان) به معبودها و بت‌هايي كه مشركان بجز خدا مي‌پرستند، دشنام ندهيد تا آنان (مبادا خشمگين شوند و) تجاوزكارانه و جاهلانه، خداي را دشنام دهند».
علي‌رغم آنكه ناسزاگفتن به بت‌هاي مشركان به نحوي موجب ياري رساندن حق و اهانت به باطل مي‌باشد و امري جايز نيز هست، اما شریعت آکنده از حکمت اسلام، پیامد احتمالی اين ناسزاگفتن را مدنظر قرار داده و به عدم ناسزاگفتن به بت‌ها حکم نموده است. اين حكم از آن جهت صادر شده كه مانع از مقابله‌به مثل مشركان گردد تا مبادا براي دفاع از بت‌هاي خويش به خداوند(عزوجل) ناسزا گویند. بي‌ترديد مصلحتي كه در دشنام بت‌ها وجود دارد، به مراتب کم‌تر از پیامد سوء و مفسده‌اي است كه بر اثر ناسزاگویی به خداوند متعال، توسط مشركان به وجود مي‌آید. بنابراين دفع مفاسد و یا جلوگیری از آن، بر جلب منافع اولويت دارد.(3) 
ب: بیان چگونگی تلاوت قرآن:
خداوند متعال مي‌فرمايد:
(وَلاَ تَجْهَرْ بِصَلاَتِکَ وَلاَ تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَلِکَ سَبِيلاً) (اسراء:110)
«(اي پيغمبر! هنگامي كه به نماز ايستادي) نمازت را بلند يا آهسته مخوان، و بلكه ميان آن‌دو راهي در پيش گير (كه ميانه‌روي و اعتدال است)».
خداوند متعال، براي جلوگيري از ناسزاگفتن به دين و قرآن، توسط مشركان، به رسول‌ گرامي خويش دستور داد كه از بلند خواندن آيات قرآن در نماز خودداري كند.(4)  ابن‌عباس(رض) در شأن نزول اين آيه مي‌گويد: «در آن زمان که دين اسلام، در مکه، علني و آشکار نشده بود، كفار با شنيدن آيات قرآن، به قرآن، خداوند(عزوجل) و پیامبر(ص) ناسزا مي‌گفتند. از اینرو خداوند متعال، به پيامبرش دستور داد كه از بلند خواندن قرآن، خودداري كند. چنانچه فرمود:(وَلاَ تَجْهَرْ بِصَلاَتِکَ) يعني: اي پيامبر! آن‌قدر هم آهسته مخوان كه اصحابت، آيات قرآن را نشنوند. (وَلاَ تُخَافِتْ بِهَا)  بلکه حد ميانه اختيار كن.
ج: شكستن كشتي توسط خضر:
خداوند متعال مي‌فرمايد:
(أَمَّا السَّفِينَةُ فَکَانَتْ لِمَسَاکِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَکَانَ وَرَاءَهُم مَّلِکٌ يَأْخُذُ کُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا) (كهف:79)
«و اما آن كشتي متعلق به گروهي از مستمندان بود كه (با آن) در دريا كار مي‌كردند و من خواستم آن‌را معيوب كنم (تا موقتاً از كار بيفتد. چراكه) سر راه آنان، پادشاه ستمگري بود كه همه‌ي كشتي‌ها(ي سالم) را غصب مي‌كرد و مي‌برد».
در شريعت مقدس اسلام، تجاوز به اموال ديگران ‌ممنوع و حرام است، اما مشاهده مي‌كنيم كه خضر(ع) كشتي آسیب مي‌رساند، به گونه ای که كشتي، معيوب مي‌گردد و صاحبش نيز متحمل خساراتي مي‌شود؛ اما هنگامي که موسي(ع) بر وي اعتراض مي‌كند و احسان اهل كشتي به خود و او را یادآور مي‌شود كه آن‌دو را رايگان سوار كشتي نمودند، خضر(ع) مي‌گوید كه اين خرابكاري براي جلوگيري از خرابي و تباهي بزرگ‌تري انجام گرفته است. دلیل خضر(ع) این بود که پادشاه، كشتي‌هاي سالم و بي‌عيبت را غصب مي‌كند و چنا‌نچه این كشتي سالم باشد، 