‌. بي‌گمان خدا آمرزنده و مهربان است (و مغفرت خود را شامل او مي‌سازد و پاداش نيكوكاريش را مي‌دهد)».
در اين آیه نيز بدین نکته اشاره شده كه خداوند متعال، اصلاح‌گران را مي‌آمرزد و آنان را مورد رحمت خویش قرار مي‌دهد و اينكه در آيه‌ي مذكور، دو صفت غفور و رحيم پشت سر هم آمده، به وضوح، اين مطلب را مي‌رساند. خداوند متعال، مي‌فرمايد:
(إِنَّا لاَ نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ) (اعراف:170)
«ما، پاداش اصلاح‌گران را هدر نمي‌دهيم».
ج: در فضيلت صلح و اصلاح‌گری:
اينكه خداوند(عزوجل) بارها در مورد صلح سخن گفته، بر این دلالت مي‌کند كه ایجاد صلح و صفا در ميان مردم، اهميت ويژه‌اي دارد و به همين خاطر نيز مصلحان و آنان‌كه به اصلاح مي‌پردازند، از اجر و پاداش عظيمی برخوردار مي‌گردند. همچنين خداوند متعال، در تأييد و بلكه در فضيلت صلح مي‌فرمايد:
(وَالصُّلْحُ خَيْرٌ) (نساء:128)
«و صلح و سازش بهتر است».
اين فرموده‌ی خداوند متعال، نشان از اهميت ويژه‌اي است كه صلح و سازش، نزد الله(جل جلاله) دارد و اين، بدان سبب است كه صلح و سازش، کدورت‌ها و اختلافات را از بین مي‌برد؛  از اینرو خدای متعال، در تمام جوامع انسانی، مسأله‌ی اصلاح‌گری را مطرح نموده است. اصلاح‌گری، یکی از بارزترين ويژگي‌هاي اخلاقي انبياي الهي است، چنانكه خداوند متعال، از زبان شعيب(ع) مي‌فرمايد:
(إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِاللّهِ عَلَيْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ) (هود: 88)
«من تا آنجا كه مي‌توانم، جز اصلاح (خويشتن و شما را) نمي‌خواهم، و توفيق من هم (در رسيدن به حق و نيكي و زدودن ناحق و بدي) جز با (ياري و پشتيباني) خدا (انجام پذير) نيست. تنها بر او توكل مي‌كنم و (كارها و امورم) را بدو واگذار مي‌نمایم و (با توبه و انابت) به سوي او برمي‌گردم».
همچنين خداوند سبحان از زبان موسي(ع) خطاب به برادرش هارون(ع) مي‌فرمايد:
(وَقَالَ مُوسَى لأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ) (اعراف:142)
«موسي‌ (پيش از اينكه عازم عبادت و مناجات خدا شود)، به برادرش هارون گفت: در ميان قوم من جانشين من باش و اصلاح‌گری نما و از راه و روش تباهكاران پيروي مكن».
چنین آیاتی، در قرآن کریم، فراوان آمده و اصلاحي ‌كه در اين آيات بدان اشاره شده، عام است و هم جنبه‌ي ديني دارد و هم جنبه‌ي دنيوي. از اینرو زمانی که نزاعي ميان گروهي (از مسلمانان) رخ دهد، باید ميان آنان صلح و صفا برقرار نمود و اختلافاتشان را برطرف کرد؛ چنین مسایلی در جوامع بشري، به کثرت رخ مي‌دهد.(6)  همين مفاهیم و آموزه‌های قرآني، حسن بن علي(رض) را به سوی صلح و سازش، سوق داد و او نيز به پيروي از جد بزرگوارش همواره مشتاق برقراري صلح بود. رسول‌خدا(ص) تا آنجا که می‌توانست در پي اصلاح و برقراري صلح ميان مردم برمي‌آمد. روزي ميان گروهي(7)  واقعه‌اي رخ داد كه به درگيري و نزاع ميان آنان انجامید به نحوي كه به سوي همديگر سنگ پرتاب مي‌كردند…. زمانی که رسول‌خدا(ص) از اين ماجرا باخبر شد، فرمود: «برویم تا میان آنان، صلح و آشتی برقرار کنیم».(8)  بنگر كه چگونه رسول‌خدا(ص) براي ایجاد صلح و آشتی و برطرف‌كردن اختلاف و خصومتي كه ميان اهل قبا به وجود آمده بود، پيش‌قدم ‌شد و قبل از آنکه دشمني و کینه ريشه بدواند و كار از كار بگذرد، شعله‌ي خصومت را در نطفه خاموش کرد.(9)  به خاطر فضيلت و اهميتي كه برقراری صلح درميان مردم دارد، دین مبین اسلام، اجازه داده براي تحقق اين امر، شخص مصلح، دروغ بگويد. رسول‌ اكرم(ص) در اين‌باره فرموده است:‌ (ليس الكذاب الذي يصلح بين الناس فينمي خيراً او يقول خيراً)(10)  یعنی: «كسي كه براي ايجاد صلح و آشتي ميان مردم، سخن مصلحت آميزي را به مردم برساند يا سخن مصلحت آميزي بر زبان آورد، دروغگو شمرده نمي شود».
همچنین فرموده است: (لا يحل الكذب إلا في ثلاث: الرجل يحدث امرأته ليرضيها و الكذب في الحرب و الكذب ليصلح بين الناس)(11)  یعنی: «دروغ‌گفتن جز در سه مورد جايز نيست: اينكه مردي براي خشنود كردن و رضايت همسرش دروغ گويد؛ دروغ‌گفتن در جنگ (به عنوان یک استراتژی جنگی) و دروغي كه به منظور ایجاد صلح و آشتی در ميان مردم صورت گيرد».
علت جایز بودن دروغ‌گفتن براي ايجاد صلح و آشتی در ميان مردم، این است كه وجود اختلاف و تفرقه در ميان مسلمانان، خیلی خطرناك است و پیامدهای ناگواری به دنبال دارد. چنانچه رسول‌گرامي اسلام(ص) فرموده است: (إياكم و سوء ذات البين فإنها الحالقۀ)(12)  یعنی: «از تفرقه و دشمنی بپرهيزيد که اين امر، دین شما را از بين مي‌برد».(13)  همچنين فرموده است: (ألا أخبركم بأفضل من درجۀ الصيام و الصلاة و الصدقة؟) یعنی: «آيا شما را به انجام عملي راهنمايي نكنم كه از اجر و پاداشي فراتر از روزه، نماز و صدقه برخوردار است؟» عرض كردند: بلی اي رسول‌خدا! فرمود: (إصلاح ذات‌البين فإن فساد ذات‌البين هي الحالقۀ)(14)  یعنی: «ایجاد صلح و آشتی ميان مردم؛ چراكه تفرقه و اختلاف، دینشان را از بين مي‌برد».
بدين ترتيب از آن‌جا كه خداوند متعال، رسول گراميش را از وقوع اختلاف و کشمکش در ميان امتش پس از وفات آن بزرگوار باخبر کرده بود، لذا یکی از مهمترين و بزرگترين آرزوهاي پیامبر اکرم(ص) اين بود كه خداوند(عزوجل) در نسل وي فردي را عامل ايجاد صلح و برطرف‌كردن نزاع و کشمکش امتش قرار دهد. چنانچه ابوبكره(رض) مي‌گوید: از رسول‌خدا(ص) شنيدم كه بر فراز منبر مي‌فرمود: (إن ابني هذا سيد و لعل الله أن يصلح به بين فئتين عظیمتین من المسلمين) يعني: «اين فرزندم، سيد و آقاست؛ چه‌بسا خداوند، او را واسطه‌ي صلح و سازش دو گروه بزرگ از مسلمانان بگرداند». ابوبكره(رض) مي‌گويد: در آن هنگام، حسن(رض) كنار رسول اكرم(ص) بود و آن حضرت(ص) ضمن بيان اين فرموده، گاهي به حسن نگاه مي‌كرد و گاهي به مردم.(15) 
آري! یکی از مهمترين انگيزه‌هایي كه موجب شد حسن بن علي(رض) اين صلح خجسته را بپذيرد، میل و رغبت وافر وي به اجر و پاداش عظيمی بود که در فضیلت ایجاد صلح و آشتی، بیان شده است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) البداية و النهاية (11/206).
2) المعجم الكبير، طبراني (3/26). سند اين روايت حسن مي‌باشد.
3) اخلاق النبي(ص) في‌القرآن و السنۀ (2/969).
4) همان، (2/971).
5) همان، (2/971).
6) همان، (2/971).
7) اهل قباء.
8) نك؛ بخاري (2690).
9) اخلاق النبي(ص) في ضوء الكتاب و السنۀ (2/972).
10) بخاري (2692).
11) عون المعبود شرح سنن ابی داود (13/263) شماره‌ي 4900.
12) سنن ترمذي (2508). ترمذي اين حديث را صحيح غريب دانسته است.
13) جامع الاصول، ابن اثير (6/668).
14) سنن ترمذي (2509). ترمذي اين حديث را صحيح دانسته است.
15) بخاري، شماره‌ي 3746.2ـ اين سخن رسول‌خدا(ص) كه فرموده است: (إن ابني هذا سيد و لعل الله أن يصلح به بين فئتين عظیمتین من المسلمين) يعني: «اين فرزندم، سيد و آقاست؛ چه‌بسا خداوند، او را واسطه