.
10) مسند احمد (2/312)؛ شيخ احمد شاكر رحمه‌الله، اسناد اين روايت را صحيح دانسته است.
11) نگا: أصول الشيعة الإمامية (2/1124).شخصي، نزد حسن بن علي(رض) آمد تا به نيازش رسيدگي نمايد. حسن(رض) براي رفع نياز آن شخص، با او بيرون شد. آن شخص گفت: «من، دوست نداشتم كه از تو براي رفع نيازم، كمك بگيرم؛ چراكه نزد حسين(رض) رفته بودم تا از او كمك بخواهم، ولي او به من گفت: اگر در اعتكاف نبودم، حتماً براي كمك به تو مي‌آمدم». حسن(رض) فرمود: «برآورده ساختن نياز يك برادر ديني، به‌خاطر خدا، برايم از اعتكاف يك ماه محبوب‌تر است».(1) 
در روايت ديگري آمده است: حسن(رض) طواف را ترك كرد و براي رسيدگي به نياز شخصي خارج شد.(2) 
حسن(رض) فرموده است: «اينكه نيازهاي مردم، به شما عرضه مي‌گردد، يكي از نعمت‌هاي خداوند، بر شماست. بنابراين از نعمت‌ها، آزرده‌خاطر نشويد كه مايه‌ي نقمت و عذاب مي‌گردد، و بدانيد كه نيكي، ستايش و پاداش را به دنبال دارد. از اين‌رو اگر نيكي را يك انسان فرض كنيد، آن را زيبا و نكورويي خواهيد ديد كه سبب شادماني بينندگان مي‌گردد و از نظر زيبايي بر همگان برتري دارد و اگر پليدي را ببينيد، آن را آن‌چنان زشت و ناهنجار خواهيد ديد كه قلب‌ها و ديدگان، از آن متنفر مي‌شوند».(3) 
گفتني است: برخي از نويسندگان‌، اين را سخن حسين(رض) دانسته‌اند.
نويسنده‌ي كتاب (الشهب اللامعة في السياسية النافعة)، چنين نوشته است كه: شخصي، دست‌نوشته‌اي به سوي حسن بن علي(رض) دراز كرد. حسن(رض) فرمود: «آن را خواندم؛ نيازت، برآورده خواهد شد». به حسن(رض) گفتند: «اي نوه‌ي رسول‌خدا! خوب بود آن را با دقت مي‌خواندي و مطابق خواسته اش پاسخ مي‌دادي». فرمود: «مي‌ترسم به‌ سبب درنگي كه به‌خاطر خواندن نوشته‌اش صورت مي‌گيرد، خوار گردد و از اين جهت مورد بازخواست قرار گيرم».(4) 
اين رويكرد حسن بن علي(رض) بيانگر اخلاق عظيم و والاي آن بزرگوار و تواضع و فروتني وي مي‌باشد و چنين رفتار بزرگ‌منشانه‌اي از آقايمان حسن(رض)، تعجب‌آور نيست. زيرا خود، فرموده است: «خوبي‌هاي اخلاق، ده مورد است: راستگويي، راستي و استواري در سختي و شدت جنگ، بذل و بخشش به سائل (گدا)، و خوش‌اخلاقي، پاداش دادن به پيشه‌وران، پيوند خويشاوندي، مهرورزي به همسايه، شناختن حق دوستان و صاحبان حق، و رسيدگي به بينوايان؛ و شرم و حيا، در رأس آنها قرار دارد».(5) 
همچنين فرموده است: «بد‌اخلاقي، از هر مصيبتي، بدتر است».(6) 
اين رويكرد حسن بن علي(رض) در واقع عمل به رهنمودهاي رسول‌خدا(ص) است؛ روايت شده كه از رسول‌خدا(ص) سؤال شد: «محبوب‌ترين مردم، نزد خدا، كيست؟» رسول اكرم(ص) فرمود: (أنفعهم للناس، و إنَّ أحب الأعمال إلي الله سرور تدخله علي مؤمن، تكشف عنه كربا أو تقضي عنه دينا أو تطرد عنه جوعا و لأن أمشي مع أخي المسلم في حاجة أحب إلي من أن أعتكف شهرين في مسجد.. و من مشي مع أخيه المسلم في حاجة حتي يثبتها له، ثبت الله قدمه يوم تزل فيه الأقدام و إن سوء الخلق ليفسد العمل كما يفسد الخل العسل)(7)  يعني: «سودمندترين آنها براي مردم؛ و محبوب‌ترين عمل نزد خدا، اين است كه قلب يك مؤمن را شاد كني، مشكلي از او را حل نمايي يا بدهي‌اش را بپردازي يا گرسنگي‌اش را رفع كني؛ و اگر همراه برادر مسلمانم همراه شوم تا نيازش را برآورده نمايم، برايم از اعتكاف دو ماه در مسجد، محبوب‌تر است.. و هر كس، براي رسيدگي به نياز برادر مسلمانش، او را همراهي نمايد تا آن را برآورده سازد، خداي متعال، او را در روزي كه پاها مي‌لغزد، ثابت‌قدم مي گرداند. و همانا بداخلاقي، آن‌چنان عمل را به تباهي مي‌كشاند كه سركه، باعث خراب شدن عسل مي‌گردد».
مسلمه بن مخلد، از رسول‌خدا(ص) روايت نموده كه: (من ستر مسلمًا في الدنيا ستره الله في الدنيا و الآخرة و من نجي مكروبا فك الله عنه كربة من كرب يوم القيامة و من كان في حاجة أخيه كان الله في حاجته)(8)  يعني: «هر كس، عيوب مسلماني را يپوشاند، خداي متعال، عيوب او را در دنيا و آخرت مي‌پوشاند؛ و هر كس، بلاديده‌اي را برهاند (و مشكل كسي را حل كند)، خداي متعال يكي از مشكلاتش را در روز قيامت، حل مي‌نمايد؛ و هر كس، در صدد برآورده ساختن نياز برادرش باشد، خداي معال، نيازش را برآورده مي‌سازد».
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاريخ دمشق الكبير (14/76).
2) مرجع پيشين (14/76)
3) الشهب اللامعة في السياسة النافعة، ص441.
4) مرجع پيشين، ص439.
5) من أقوال الصحابة، محمد خورشيد، ص68؛ الحسن بن علي. ص31
6) تاريخ يعقوبي (2/227).
7) سلسلة الأحاديث الصحيحة، شماره‌ي906؛ آلباني رحمه‌الله در صحيح الجامع، سند اين روايت را حسن دانسته است.
8) اين حديث، صحيح مي‌باشد و در مصنف عبدالرزاق، به شماره‌ي18936 آمده است.از شعيب بن يسار، روايت شده كه حسن بن علي(رض) نزدِ يكي از پسران طلحه بن عبيدالله(رض)(1)  رفت و از خواهرش خواستگاري كرد. وي، در پاسخ حسن(رض) گفت: معاويه(رض) به من نامه نوشته و از خواهرم براي يزيد، خواستگاري كرده است. خبر خواستگاري حسن(رض) از دختر طلحه(رض) به معاويه(رض) رسيد. معاويه(رض) نامه‌اي به مروان نوشت و به او دستور داد كه تصميم ازدواج با حسن(رض) يا يزيد را به خود دختر طلحه(رض) واگذار كند؛ دختر طلحه، حسن(رض) را برگزيد و بدين سان حسن، دختر طلحه(رض) را به ازدواج خويش درآورد. گفتني است: پس از رحلت حسن(رض) از دنيا، حسين(رض) با دختر طلحه ازدواج كرد.(2)
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) وي، اسحاق بن طلحه(رض) بوده است.
2) نگا: الطبقات، تحقيق: سلمي (1/292)؛ سند اين روايت بدون اشكال است.ابن ابي‌مليكه مي‌گويد: حسن بن علي، با خوله بنت منظور ازدواج كرد. شبي حسن(رض) بر بالاي بامي كه حفاظ نداشت، خوابيد. خوله، روسري‌اش را به پاي حسن(رض) بست و طرف ديگرش را با چادرش بست. حسن(رض) پس از مدتي بيدار شد و پرسيد: اين، چيست؟ پاسخ داد: ترسيدم كه شب، سنگين‌خواب باشي و در همين حالت برخيزي و بيفتي و بدين‌‌سان شوم‌ترين و بدقدم‌ترين زن عرب به‌شمار روم». از اين‌رو محبتش در دل حسن(رض) نشست و حسن(رض) هفت شبانه‌روز، نزد وي ماند. ابن‌عمر(رض) گفت: «چند روزي است كه ابومحمد را نديده‌ايم؛ بياييد تا به اتفاق هم به ديدن وي برويم». بدين ترتيب به ديدن حسن(رض) رفتند. خوله، به حسن(رض) گفت: «آيا آنها را براي صرف غذا نگه مي‌داري؟» فرمود: «آري». ابن‌عمر(رض) مي‌گويد: حسن(رض) شروع به سخن گفتن نمود و ما را با سخنان نيك و اعجاب‌انگيزش يه گوش دادن مشغول كرد تا آنكه براي ما غذا آورد».(1)
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الطبقات، تحقيق: سلمي (1/307)، با سند ضعيف.حسن و حسين رضي‌الله عنهما، همسران رسول اكرم(ص) را نمي‌ديدند. ابن‌عباس(رض) مي‌گويد: «ديدن مادران مؤمنان، براي آنان حلال بود». ذهبي مي‌گويد: «بطور قطع حلال بود».(1)  و اين، بيانگر شرم ‌و حياي فراوان حسن(رض) مي‌باشد.
--------------------------------